×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

 بسم الله الرحمن الرحيم هم انديشي ديني . شرح خطبه 222

حضرت بعد از آیه ­ی شریفه کلمات نورانی ذیل را مطرح می­ فرمایند:    

إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى (همانا خدای سبحان و بزرگ) جَعَلَ الذِّكْرَ جِلاءً لِلْقُلُوبِ (ذکر را جلا دهنده­ ی قلب ­ها قرار داد) تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ (تا این­که بعد از سنگینی گوش، شنوا شوند) وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ (بعد از کم بینی، بینا شوند) وَ تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ (و بعد از دشمنی، مطیع گردند.)

شرح و توضیح:

جَعَلَ الذِّكْرَ جِلاءً لِلْقُلُوبِ: منظور از ذکر، مطلق ذکر است که شامل تسبیح، تهلیل، تحمید، دعا و تلاوت قرآن می ­شود. مداومت با حضور قلب در ذکر خداوند موجب صفای قلب شده و باطن انسان را نورانی خواهد کرد. هر چند که ذکر زبانی بسیار مفید است و یک مؤمن به هیچ وجه از آن بی ­نیاز نمی ­شود؛ اما این ذکر باید مقدّمه­ ای باشد برای باز شدن زبان دل و ورود به حوزه ­ی ذکر قلبی. به عبارت دیگر روح ذکر زبانی در ذکر قلبی نفته است، لذا اگر کسی صرفا به ذکر زبانی اکتفا کند و بهره­ای از ذکر قلبی نداشته باشد، استفاده­ ی چندانی از این ذکر نخواهد برد.

تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ: ذکر موجب می ­شود تا قلب انسان آمادگی لازم برای شنیدن کلام الهی را بدست آورده و با تواضع و فروتنی پیام خداوند را از زبان و سیره­ ی اولیای معصومینش پذیرا باشد.

اشاره: کسانی که در شنیدن کلام معصومین و اطاعت از آن­ها کوتاهی می ­کنند، در واقع بهره­ ای از ذکر ندارند. از طرفی ذکری هم که نتیجه ­ی آن اطاعت از امام معصوم و اولیای الهی نباشد، ذکر واقعی نبوده و لقلقه ­ای بیش نخواهد بود.

تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ: یک چهارم اوّل شب را عَشوه گویند. ذکر موجب می ­شود تا انسان بصیرت یافته و بتواند امور نادیدنی را درک کند. در این حالت آیات و نشانه ­های خدای متعال را درک کرده و با همه ­ی وجود به آن ­ها یقین دارد.   

تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ: ذکر موجب می ­گردد تا انسان در برابر حق مطیع شده و گردن تواضع و فروتنی فرود آورد.

اشاره: دلی که به یاد خدا نباشد، در برابر حق سرسخت بوده و پذیرای آن نخواهد بود. چنین دلی تیره و تاریک است و گوش کم شنوایی در برابر آن دارد.

از این عبارت ­ها معلوم می­شود که قلب انسان قبل از ذکر خداوند، علاوه بر آن­که غبار آلود و زنگار زده است، گوشی سنگین، چشمی کم ­سو و رفتاری معاندانه دارد و این  ذکر است که قلب را از زنگار غفلت و گناه جلا داده، گوش را شنوا می ­کند، نوری بصیرانه به چشم دل می ­بخشد و او را از عناد و سرکشی به اطاعت و فرمان برداری رهنمون می­سازد.

…………………………………………………………………..

وَ مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ آلَاؤُهُ (همواره برای خداوند که نعمت ­هایش عزیز و ارجمند است) فِي الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ (در زمان ­ها و روزگارهای دور اندر پس روزگاران دورتر) وَ فِي أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ (و در فاصله ­ی زمانی میان دو رسول) عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِي فِكْرِهِمْ (بندگانی است که در اندیشه ­های ایشان با آنان نجوا می­ کند) وَ كَلَّمَهُمْ فِي ذَاتِ عُقُولِهِمْ (و با عقل ­هایشان با آن ­ها تکلم می­ کند) فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ (پس بیدار شدند با نور بیداری در چشم ­ها، گوش­ ها و دل ­ها) یُذَكِّرُونَ بِأَيَّامِ اللَّهِ (ایّام الله را به دیگران تذکر می­ دهند) وَ يُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ (و آنان را از مقام الهی می ­ترسانند)

شرح و توضیح:

عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِي فِكْرِهِمْ: مقام عبد مقامی بس بلند است. تا جایی که از مقام رسالت هم فراتر است. روی همین اساس در مورد رسول اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) ابتدا شهادت به عبودیت ایشان می ­دهیم، آن­گاه شهادت به رسالتش: «أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه».  

منظور از نجوا کردن خداوند در فکر آن ­ها این است که معرفتش را به آن­ ها الهام کره و کیفیش سلوک به سوی خود را به آن ­ها یاد می ­دهد. همچنین در این  نجوا به آن ­ها می ­آموزد که دیگران را چگونه به این راه رهنمون شوند.  

يُذَكِّرُونَ بِأَيَّامِ اللَّهِ: خداوند متعال در سوره­ ی ابراهیم می­فرماید: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسىَ‏ بَِايَتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ وَ ذَكِّرْهُم بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاََيَاتٍ لِّكلُ‏ِّ صَبَّارٍ شَكُو».[۱] ما موسى را با آيات خود فرستاديم (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به نور بيرون آر! و «ايّام اللَّه» را به آنان ياد آور! در اين، نشانه‏ هايى است براى هر صبر كننده شكرگزار!

اما مراد از ایام الله در این آیه­ ی شریفه چیست؟ هر چند که همه­ ی ایام از آن خداست، اما شكى نيست كه مراد از «ايام» در این آیه ­ی شریفه، ايام مخصوصى است. ایامی که در آن ایام، امر خداوند، آیات وحدانیت، سلطنت و عزّت او به صورت ویژه جلوه ­گر شده است. ایامی همچون:

روز مرگ، که در آن سلطنت آخرتی خداوند هویدا می ­شود و اسباب دنیوی از تأثیر می­ افتند. روز قیامت که هیچ کس برای دیگری مالک چیزی نیست و برای کسی کاری نمی­ تواند بکند و همه­ ی امور تنها بدست خداست. همچنین ایامی که در آن آیات قهر و غلبه ­ی الهی ظاهر شده و قوم نوح، عاد و ثمود به هلاکت افتادند. نیز ایامی که آیات رحمت و نعمت ­های الهی  به صورت خاص  جلوه­ گر شده است. مانند روزی که حضرت نوح و  یارانش از کشتی بیرون آمده و مشمول سلام و برکات الهی شدند. و روزی که حضرت ابراهیم  خلیل از آتش  نمرود نجات پیدا کرد.[۲]

در روایتی از پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) ذکر شده که منظور از ایام الله، ایام نعمت و عذاب الهی است: أيَّامُ اللَّهِ نَعْمَاؤُهُ وَ بَلَاؤُهُ‏.[۳] منظور از ایام الله نعمت­ ها و بلاهای خداوند است.

در دو نمونه روایت دیگر هم از باب ذکر اکمل مصادیق به ایام الله پرداخته شده است: 

أيَّامُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ يَوْمُ يَقُومُ الْقَائِمُ وَ يَوْمُ الْكَرَّةِ وَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ.[۴] ایام الله سه روز  است، روزی که امام زمان  قیام کند، روز رجعت و روز  قیامت.

أيَّامُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ يَوْمُ الْقَائِمِ وَ يَوْمُ الْمَوْتِ وَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ.[۵] ایام الله سه روز  است. روزی  که امام زمان قیام کند، روز مرگ و روز  قیامت.     

چرا اهل ذکر، ایام الله را به دیگران متذکر می ­شوند؟ در زندگی دنیایی، انسان در معرض غفلت از یاد خدا و توجه به مادیات قرار می ­دهد. لذا ممکن است از عذاب الهی خود را ایمن ببینند و بی ­پروا به گناه و معصیت بپردازند. همچنین  ممکن  است لطف ­های ویژه­ ی خدا در حق مؤمنین را فراموش کرده و از رحمتش ناامید گردند. روی همین اساس است که حضرت موسی مأمور بود که ایام الله را به قوم تذکر دهد و در این­جا هم اهل ذکر ایام الله را به مردم یاد آور می ­شوند.

وَ يُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ: منظور از مقام خداوند، صفت ربوبیت اوست. در قرآن کریم آمده است: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى»‏.[۶] و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى باز دارد * قطعاً بهشت جايگاه اوست!

کلمه ­ی «مقام» اسم مکان و به معنای جایی است که در آن جسمی بایستد. همچنان که اسم زمان و مصدر میمی هم دال بر همین معناست. البته گاهی اوقات به نوعی عنایت، صفات و احوال چیزی به محل قرار گرفتن آن اطلاق شده و به آن صفات و احوال، مقام و منزلت می­ گویند. همانند قول حضرت نوح به قوم خود که فرمود: «يَاقَوْمِ إِن كاَنَ كَبرَُ عَلَيْكمُ مَّقَامِى وَ تَذْكِيرِى بَِايَاتِ اللَّهِ فَعَلىَ اللَّهِ تَوَكَّلْت‏».[۷] «اى قوم من! اگر مقام من و تذكّراتم نسبت به آيات الهى، بر شما سنگين است، من بر خدا توكّل كرده‏ام».‏

در رابطه با مقام خداوند هم موضوع از همین قرار است. یعنی صفت ربوبیت و سایر صفات کریمه ­ی او همچون علم، قدرت، قهر، غلبه، رحمت و غضبش که همگی از لوازم ربوبیت اوست، به عنوان مقام الهی به شمار می ­آیند. پس مقام الهی که بندگان خوب خداوند از آن می ­ترسند، همان مرحله­ ی ربوبیت او است که مبدأ رحمت و مغفرت او نسبت به مؤمنین و نیز مبدأ عذاب و عقاب شدید برای طاغین است.[۸]


[۱] . سوره­ ی  مبارکه ­ی ابراهیم، آیه ­ی۵٫

[۲] . خلاصه­ ی کلام علامه در تفسیر المیزان، جلد۱۲، صفحات ۲۲ و ۲۳٫ با اندکی تغییر و تصرف.

[۳] . بحارالأنوار، جلد۶۷، صفحه ­ی۲۰٫

[۴] . بحارالأنوار، جلد۷، صفحه­ ی۶۱٫

[۵] . بحارالأنوار، جلد۱۳، صفحه­ ی۱۲٫

[۶] . سوره­ ی  مبارکه ­ی نازعات، آیات۴۰ و ۴۱٫

[۷] . سوره­ ی مبارکه­ ی یونس، آیه­ ی۷۲٫

[۸] . خلاصه­ ی کلام علامه در تفسیر المیزان، جلد۲۰، صفحات ۳۱۲ و ۳۱۳٫ 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question