×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

﷽ پادشاهی در خواب دید تمام دندانهایش افتادند، دنبال تعبیر کنندگان خواب فرستاد. اولی گفت: تعبیرش این است که مرگ تمام خویشاوندانت را به چشم خواهی دید. پادشاه ناراحت شد و دستور داد او را بکشند. دومی گفت: تعبیرش این است که عمر پادشاه از تمام خویشاوندانش طولانی تر خواهد بود. پادشاه خوشحال شد و به او جایزه داد. هر دو یک مطلب یکسان را بیان کردند اما با دو جمله بندی ...

از افلاطون پرسيدند: شگفت انگيز ترين رفتار انسان چيست؟ پاسخ داد: از كودكى خسته مى شود، براى بزرگ شدن عجله مى كند و سپس دلتنگ دوران كودكى خود مى شود. ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه مى گذارد، سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى كند. طورى زندگى مى كند كه انگار هرگز نخواهد مرد، و بعد طورى مى ميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است. آنقدر به آينده فكر مى كند كه متوجه از دست رفتن امروز خود ...

کفش کودکی را دریا برد ... کودک روی ساحل نوشت: ⇠دریای دزد آن طرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت: ⇠دریای سخاوتمند جوانی غرق شد مادرش نوشت: ⇠دریای قاتل پیرمردی مرواریدی صید كرد، نوشت: ⇠دریای بخشنده موجی نوشته ها را شست ... دریا آرام گفت: به قضاوت دیگران اعتنا نكن اگر میخواهی دریا ...

04 دی 1399

پیرمردی هنگام سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد. در همان لحظه با خونسردی لنگه دیگر کفشش را از پای درآورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت‌زده اطرافیان طوری به عقب پرتاب کرد که نزدیک لنگه […]

سلامتی اونایی که بی کسن، ولی ناکس نیستن
16 اسفند 1393

بسم الله الرحمن الرحیم https://t.me/joinchat/AAAAAFCh-2WqTf7Q1wwTSQ سلامتی اونایی که بی کسن، ولی ناکس نیستن. سلامتی همۀ اونایی که خطشون اعتباریه، ولی معرفتشون دایمیه. سلامتی همۀ مامانا که موقع جارو زدن فکر می کنن هر چی اشغاله زیر پای ما جمع شده. سلامتی مادری که هر وقت غذا سر سفره کم میاد، اولین کسی که از اون […]

کاربردی عجیب برای پاشنه کش
07 اردیبهشت 1392

در زمان هاي قديم که امکانات خيلي زياد نبود، هر پير مردي يه دونه پاشنه کش تو جيبش بود. بعضي از اونا وقتي به بوستان مي رفتند، با همان پاشنه کش هندوانه را مي تراشيدند و نوش جان مي کردند. 

خاطرات اولین لامپ
07 اردیبهشت 1392

برق تازه وارد آن منطقه شده بود. برق کش سيم هاي برق اولين خانه را وصل کرد و چراغ را روشن کرد. شب، همه ي خانواده دور هم جمع شده بودند و از ديدن چراغ برق لذّت مي بردند. خلاصه شب به نيمه رسيد و خوابشان گرفت. رخت خواب را پهن کردند که بخوابند اما ديدند لامپ […]

خاطرات اولین سماور
07 اردیبهشت 1392

تازه سماور از روسيه وارد ايران شده بود. يکي از اين سماورها را خريداري کردند و بردند خانه. پيرزني در خانه بود که مثل ديگران تا به حال سماور نديده بود. تا چشمش به سماور و طرز کارش افتاد با تعجب گفت: قربان خدا برم که آب و آتش را يک جا جمع کرده . بعد […]


question