×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهم صلّ علي فاطمۀ و أبيها و بعلها و بنيها بعدد ما أحاط به علمك

صلی الله علیک یا ابا عبد الله (حمله به خیمه­ ها)

چه  شود که بر سر من، به دم ممات آیی/ شب تار من بگیرد، ز رخ تو روشنایی.
تو طبیب دردمندان، تو علاج قلب سوزان/ به خدا ز درگه تو، نبود مرا رهایی.
تو پناه بی­پناهان، تو قسیم باغ رضوان / تو ذبیح کوی جانان، تو طبیب دردهایی.
تو پناه بی­ پناهان …

تا وقتی که اباعبد الله با نیم نگاه کم سوی خود به خیمه­ه ا نگاه می­ کرد، کسی جرأت حمله به خیمه­ ها را نداشت، اما تا آقا را به شهادت رساندند، به خیمه­ ها حمله کردند.

تا وقتی اباعبد الله زنده بود، زن و بچه­ ها پناهی داشتند؛ اما وقتی به شهادت رسید گرگ صفتان به آن­ ها حمله کردند …

بچه­ ها از ترس در گوشه­ ی خیمه­ ها پناه گرفته بودند. یک وقت دیدند خیمه ­ها را به آتش کشیدند.

زن و بچه­ ها از خیمه­ ها به سمت بیابان فرار کردند …

از طرفی هم دشمن با اسب به سوی آن­ ها می­ تاخت. خدا می­ داند چند نفر  زیر دست و پای اسب­ ها ماندند. هر کدام به گوشه­ ای از بیابان پناه برده بودند. نامردها با اسب به دنبالشان می­ رفتند. بعضی را با لکد به زمین می­ کوبیدند، گوشواره از گوش  بچه­ ها بیرون می­ کشیدند …  

دل­ ها بسوزد برای زینب کبری. این همه مصیبت و داغ دیده بود، کم نبود؛ حالا باید داغ در به دری بچه­ ها را هم ببینه! شبانه در بیابان می­ گشت تا بچه­ ها را یکی یکی پیدا کند.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question