×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

در کنار برکه، قورباغه های زیادی زندگی می کردند. روزی دو قورباغه درون چالۀ عمیقی افتادند و مدام تلاش می کردند خود را بالا بکشند، اما نمی شد.

قورباغه های دیگر دور آن ها جمع شده بودند و وقتی عمق گودال را دیدند، یک صدا می گفتند: «بی خود تلاش نکنید. خودتان را اذیت نکنید. امکان ندارد که بتوانید از این گودال بیرون بیایید. باید خود را برای مردن آماده کنید!» قورباغه ها مدام تلاش می کردند بیرون بیایند، اما باز هم نمی شد. یکی از قورباغه ها از حرکت باز ایستاد و بالاخره خود را به عمق گودال انداخت و مرد.

اما قورباغۀ دوم همچنان به تلاش خود ادامه می داد تا این که توانست از گودال خارج شود.

قورباغه های دورش را گرفتند و گفتند: «چرا این قدر تلاش می کردی؟ مگر صدای ما را نمی شنیدی؟!»

بعد، معلوم شد که قورباغۀ دوم، کر است!  او در تمام این مدت گمان می کرده و دوستانش در حال تشویق او هستند و می خواهند تا با تلاش بیشتر از گودال بالا بکشد!

نتیجه:

همیشه افرادی هستند که در مشکلات زندگی، انسان را مأیوس می کنند تا وی را ناامید کنند. باید با امید به لطف خداوند متعال، گوش خود را از شنیدن سخنان منفی آنان، کر کنیم و تنها به لطف امید بخش خداوند بیندیشیم. 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question