×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

منظور از اولویت پیامبر بر مؤمنین و ارتباط آن با طرح ولایت حضرت امیر (علیه السلام) چیست؟

هدف از جمله ی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» چیست، و چرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را این گونه دعا کرد؟ 

سؤال:

چرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در ضمن خطبه ی غدیر، بعد از آن که سخن از ولایت امیرالمؤمنین بیان کردند، فرمودند: «اللهم والا من والاه و عاد من عاداه»؟

جواب:

ابوسعید ابوالخیر جزری شافعی کسی است که سیوطی در رابطه با او می گوید: «فَکانَ عالِماً مُتقِناً فَقیهاً؛ او عالم، دقیق در نقل روایت و نیز فقیه است».  (کتاب طبقات الحفاظ آقاي سيوطي صفحه ۵۳۵)

وی در کتاب اسنی المطالب، صفحه­ ی ۴۹ از قول رسول گرامی اسلام نقل می کند که خطاب به مردم فرمود: ألَيسَ النَّبیُِ أولَي بِالمُؤمِنينَ؟! (آیا پیامبر اولای بر مؤمنین از خودشان نیست؟) مردم  گفتند: بلی! . آن گاه حضرت بعد از آن که از مردم  اقرار گرفتند، بلافاصله فرمودند: «مَن کُنتُ مولاهُ فَعَلیٌّ مَولاه. اللهمَّ والِ مَن والاهُ وَ عَادِ مَن عَاداهُ . . .» (هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست. خداوندا! دوست بدار هر کسی را که علی را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن بدارد.)  

احمد محمد شاکر ـ که بخاری از او تعبیر به بخاری می کند ـ در ذيل آن مي گويد: اسناده صحيح و روايت هم صحيح است. (مسند احمد جلد ۲ صفحه ۱۸) (سلسلة الاحاديث صحيحه جلد۴ صفحه ۲۴۵)

 بر مبناي مکتب شاملة ابن کثير به اين شکل نقل مي کند و مي گويد پيغمبر فرمود:

ألستم تعلمون أني أولى بكل مؤمن من نفسه (آيا مي دانيد من بر تمام مؤمنين از خوشان ولايتم سنگين تر است؟)

قالوا: بلي (مردم  گفتند: بله!)

آنگاه پیامبر اکرم بلافاصله فرمود: فمن کنت مولاه فان عليا مولاه  

آقاي ابن کثير دمشقي هم مي گويد: و هذا إسناد جيد رجاله ثقات على شرط السنن (این روایت سند نیکویی دارد و رجال آن از موثقین هستند) (البداية والنهاية،جلد ۵ ،ص ۲۳۱)

ذکر چند نکته

نکته ی اوّل:

سؤال: چرا نبی مکرم اسلام قبل از هر چیز ابتدا پرسیدند: «الست اولی بکم من انفسکم»؟!

جواب: خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

(النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) سوره احزاب آيه ۶

اين آيه صريح ترين آيه در ولايت پيامبر اکرم است، و به معني اولويت پيغمبر به امور مسلمين از خودشان می باشد.

زمخشري در رابطه با این آیه مي گويد: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ» معنايش اين است که پيغمبر ولايتش قوي تر است بر مؤمنين از خودشان «في کل شي من أمور الدين و الدنياء» در تمام امور ديني و دنيايي پيغمبر ولايتش از همه مؤمنين بالاتر است اين مي شود ولايت مطلقه. «و حکمه أنفذ عليهم من حکمها» حکم پيغمبر نافذتر است بر مؤمنين از خودشان. «و حقه آثر لديهم من حقوقها» و حق پیامبر نزد آن ها مهمتر از حق خودشان است. (الكشاف، ج۳،ص۵۳۱)

اگر يک جايي حق مؤمنين با حق پيامبر تضاد داشته باشد، مؤمنين موظف هستند ايثار کنند و حق پيغمبر را و حقوق نبي گرامي را بر حقوقشان جلو بيندازند.

بنابراین وقتی پيغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مي فرمايد:«الست اولي بالمؤمنين؟!» چنین سخنی اشاره به ولايت مطلقه پیامبر اکرم دارد.

نکته دوم:

پیامبر اکرم بلافاصله بعد از جمله ی «ألست اولی بکم من انفسکم» با «فاء» تفریع می فرماید: «من من کنت مولاه فعلي مولاه».

در این جمله رسول اکرم ولایت علی (علیه السلام) بر مؤمنین را فرع بر ولایت خود قرار داده است. «ان رسول الله قد جعل ولايت علي (عليه السلام) علي المؤمنين متفرعه عن ولايته»

هدف پیامبر اکرم از این تفریع آن است که به مردم بفهماند، همان طوری که او بر مؤمنین ولایت مطلقه دارد، ولایت علی هم نشأت گرفته از ولایت او و متفرع از ولایت او می باشد. پیامبر  با این تفریع قصد داشتند بیان کنند که علی (علیه السلام) احق بر امر خلافت و ولایت است. حال اگر بنا باشد ارتباطی میان دو جمله ی رسول خدا وجود نداشته باشد، سخن ابتدایی ایشان که صحبت از اولویت پیامبر بر مردم است ، لغو و بیهوده خواهد بود. آیا می توان پذیرفت که پیامبر اکرم سخن  لغوی بر زبان جاری فرماید؟! البته بنا به اعتقاد آن گروه که قائل به «ان الرجل لیهجر!!!» هستند، چنین سخن  لغوی از پیامبر بعید نیست، امّا به اعتقاد ما که پیامبر اعظم جز وحی سخنی بر زبان جاری نمی کند و از روی هوی و هوس سخن نمی گوید:« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏» (سوره ی نجم، آیه ی۳) چنین  اعتقادی توهین به ساحت مقدّس پیامبر اکرم است.

نکته سوم:

ذهبي در رابطه با آقاي سبط ابن جوزي چنین می گوید: «کان اماما فقيها واعظا علامه في التاريخ و السير و صاحب قول التمام» (او مردی فقیه، واعظ، دانشمند و آگاه در تاریخ و سیر، و صاحب آخرین حرف است.) (تاريخ الإسلام،ج۴۸،ص۱۸۴)

همين آقاي ابن جوزي در بخش دهم کتاب خود مي گويد: «و المراد من الحديث، الطاعة المحضة المخصوصة» (مراد از حديث، اطاعت ويژه براي اميرالمؤنين است) «معناه: من کنت مولا به نفسه، فعليٌّ اولي به» (او به صراحت مي‌گويد: هرکس که من ولايتم بر او قوي تر است؛ يعني ولايت مطلقه دارم، علي هم ولايت مطلقه دارد.) «و هذا نص صريح في اثبات امامته و قبول طاعته» (این «حدیث غدیر» نص صریح است در اثبات امامت و پذیرش اطاعت از علی (علیه السلام) ) (الهجرة إلى الثقلين – محمد گوزل الآمدي – ص ۳۲۴)

اما چرا پیامبر اکرم بعد از بیان این مطلب دست به دعا بلند کردند و فرمودند: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. و انصر من نصره و اعذل من خذله»؟!

کاملا طبیعی است رهبری که می  خواهد در میان مردم حکومت کند، قبل از هر چیز باید در میان آن ها محبوبت داشته باشد. در غیر این صورت در امور مدیریتی موفّق نخواهد بود. روی همین اساس پیامبر مکرم اسلام بعد از طرح موضوع ولایت و حکومت حضرت، قصد داشت تا محبوبیت آن حضرت را در دل ها تقویت نموده و کسانی را که کینه ی آن حضرت را در دل دارند، به انزوا بکشاند.

در منابع اهل سنت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: «ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك الا من بعدي» (علي جان من مي دانم کينه هايي در سينه افراد هست که اين کينه ها بعد از من ظاهر و آشکار مي شود و بعد از من اين کينه ها خود را نشان خواهد داد)  (مجمع الزوائد جلد ۹ صفحه ۱۱۸)

و هچنين آن حضرت در جای دیگر فرمودند: «و أن تؤمروا عليا و لا أراكم فاعلين تجدوه هاديا يأخذ بكم الطريق المستقيم» (اگر علي را امير خودتان قرار دهيد، ـ گرچه مي دانم قرار نمي دهيد ـ او را قطعا هدایت شده می بینم، و شما را به صراط مستقیم هدایت خواهد کرد.)  (مجمع الزوائد – الهيثمي – ج ۵ ص ۱۷۶)

البانی هم از این موضوع پرده برداری  کرده  و  می گوید: «ان تستخلفوا عليا فما اراکم فاعلين» (اگر علي را خليفه قرار دهيد گر چه مي دانم نمي کنيد.) «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.» (سلسلة الاحاديث الصحيحة جلد ۴ صفحه۳۳۱ )

 پیامبر اکرم در این روایت مي خواهد اعلام کند که ای مردم! محبت و ولايت علي بن ابيطالب نشأت گرفته از محبت و ولايت خدا و من است و هر گونه غضب علي بن ابيطالب منجر به غضب من و غضب خداست.   

این دعا دلالت صريح بر اثبات عصمت اميرالمنين دارد؛ چون اگر واقعا علي بن ابيطالب معصوم نباشد، در این صورت طبیعتا خطاها و  اشتباهاتی از ایشان صادر خواهد شد. حال با وجود جواز صدور خطا و نسیان از طرف آن حضرت، چگونه ممکن است پیامبر اکرم به صورت مطلق چنین دعایی را مطرح کند. آیا به کار بردن چنین جمله ای از طرف پیامبر برای شخصی که معصوم نیست، نبوت و عصمت خودش را زیر سؤال نمی برد؟! بنابراین این جمله صراحت در عصمت حضرت امیر (علیه السلام) دارد.

گزیده ای از سخنان آیت الله حسینی قزوینی در شبکه ی ولایت (برگرفته از سایت ولی عصر با تلخیص، ویرایش و اندکی تصرف)  

  1. فاطمه

    عالیییییییی

  2. مجله خبری

    عالی قشنگ بود

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question