×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) موضوع ولایت علی (علیه السلام) را در مکه مطرح نفرمودند؟!

چرا پیامبر از ابلاغ موضوع ولایت آن حضرت در غدیر خم هراس داشت؟

سؤال:

شبهه اي که وهابيان مطرح مي‌کنند اين است که چرا قضيه معرفي علي (عليه السلام) در مکه که جمعيت مردم بيشتر از غدير بود صورت نگرفت و پيامبر اکرم در بياباني به نام غدير، امير المؤمنين را معرفي کردند؟

جواب:

در این رابطه صحبت ها و درد دل های زیادی وجود دارد که نمی توان همه ی آنها را در یک حلسه مطرح نمود. امّا آنچه هست شدت مظلومیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه  و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

زمینه ی غدیر خم از مکه شروع شد. منتهی در سرزمین مکه اتفاقاتی رخ داد که موجب به تأخیر افتادن موضوع ولایت و جانشینی شد.

۱ـ ترمذی روایتی را از جابر بن عبد الله انصاری نقل می کند که  فرمود: پیامبر اکرم در روز  عرفه خطبه ای خواند و در آن فرمود: «إني تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلوا» (من چیزی در میان شما می گذارم و می روم که اگر آن را بگیرید هرگز گمراه نمی شوید) «كتاب الله وعترتي أهل بيتي» (آن دو کتاب خدا و اهل بیتم هستند). (سبل الهدى والرشاد  ج ۱۱ ص ۶ ـ كنز العمال  ج ۱  ص ۹۹ ـ تفسير ابن كثير  ج ۴ ص ۱۱۴ ـ المعجم الكبير  ج ۳ ص ۶۵) 

این خطبه زمینه ساز موضع ولایت و جانشینی  علی (علیه السلام) بود. ترمذی می گوید: در این باب از ابوذر، ابوسعید خدری، زید بن ارقم، حذیفه و دیگران روایتی است و این روایت: «حسن غریب حسن من هذا الوجه» است. (یعنی: این روایت منفرد بوده و از این جهت حسن می باشد) (سنن الترمذي – الترمذي – ج ۵ ص ۳۲۸)

صالحي شامي‌ هم مي‌گويد که ترمذي آن را نقل کرده و اين روايت را حسن دانسته است.

حاکم نيشابوري هم گفته است که اين روايت صحيح است.

۲ـ همچنين يعقوبي متوفاي ۲۸۴ مي‌ گويد: بعد از روز مني يعني روز ۱۱ نبي مکرم خطبه اي خواند که بسيار مفصل است ولي متاسفانه در بعضي از کتب اهل سنت فقط تکه‌هايي از اين خطبه آمده است که حضرت فرمود: «خدا نوراني کند صورت بنده اي را که سخن مرا بشنود و به آن دقت کند و آن را حفظ کند و به کساني که نيستند برساند» سپس فرمود: «لا ترجعوا بعدي كفارا مضلين يملك بعضكم رقاب بعض» (بعد از من به طرف کفر باز نگرديد و ديگران را گمراه نکنيد و نسبت به همديگر شمشير نکشيد و يکديگر را نکشيد.) سپس فرمود: (من در ميان شما چيزي را گذاشته ام که) «إن تمسكتم به لن تضلوا» (اگر به آن تمسک کنيد گمراه نمي‌شويد.) «كتاب الله وعترتي أهل بيتي» (کتاب خداوند و عترتم) (تاريخ اليعقوبي  ج ۲   ص ۱۱۱)

زمينه سازي غدير از خود مکه مکرمه شروع شده است يعني همين که بحث ثقلين مطرح شده است و بعدا عرض خواهم کرد که خلفائي اثنا عشر در مکه انجام شده است و آن اتفاقاتي که در عرفه افتاد را انشاء الله بعدا توضيح خواهم داد.

۳ـ جناب حاکم حسکانی در شواهد التنزیل روایتی را از عثمان اعشی از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که می فرماید: «إِنَّ جَبْرَئِيلَ هَبَطَ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ: إِنَ‏ اللَّهَ‏ يَأْمُرُكَ‏ أَنْ‏ تَدُلَ‏ أُمَّتَكَ عَلَى صَلَاتِهِمْ. فَدُلَّهُمْ عَلَيْهَا» (همانا جیرئیل بر پیامبر اکرم نازل  شد و فرمود: خداوند به تو امر می کند که امتت را بر نمازشان آگاه سازی و پیامبر این کار را انجام داد)

در ادامه ی این روایت خدای متعال به پیامبر دستور داد تا زکات، روزه و حج را هم به مردم معرفی کند و حضرت این کار را به انجام رساند.  

«ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ: إِنَ‏ اللَّهَ‏ يَأْمُرُكَ‏ أَنْ‏ تَدُلَ‏ أُمَّتَكَ عَلَى وَلِيِّهِمْ- عَلَى مِثْلِ مَا دَلَلْتَهُمْ عَلَيْهِ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَكَاتِهِمْ وَ صِيَامِهِمْ وَ حَجِّهِمْ» (سپس جبرئیل بار دیگر نازل شد و فرمود: خداوند به تو  امر می کند همان گونه که امتت را بر نماز و زکات و روزه و حج آگاه کردی، آن ها را بر ولایت و خلیفه ی بعد از خودت هم آگاه سازی) «لِيَلْزَمَهُمُ الْحُجَّةُ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ.» (تا این که  حجت را بر آنها تمام کنی) پیامبر اکرم فرمود: «يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي قَرِيبُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِيَّةِ» (پروردگارا! همانا امت من تازه از دوران جاهلیت آمده اند و هنوز  در حال و هوای جاهلیت هستند) «وَ فِيهِمْ تَنَافُسٌ وَ فَخْرٌ، وَ مَا مِنْهُمْ رَجُلٌ إِلَّا وَ قَدْ وَتَرَهُ وَلِيُّهُمْ» (اينها همه دنبال رياست و مقام و جاه هستند وکمتر کسي از بستگان آنها از ضرب شست علي در امان نبوده است.) « وَ إِنِّي أَخَافُ» (و من می ترسم که اگر موضوع  ولایت علی را مطرح کنم مردم سر به شورش بر آورند و به یکباره همه ی دستاوردهای اسلام را از بین ببرند.)

خداوند متعال فرمود: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمابَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ‏». «فَلَمَّا ضَمِنَ اللَّهُ [لَهُ‏] بِالْعِصْمَةِ وَ خَوَّفَهُ‏ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ …» (وقتی خداوند متعال به پیامبر ضمانت داد که اتفاق ناگواری رخ نخواهد داد، پیامبردست علی بن ابیطالب  را گرفت و  وی را معرفی  فرمود)

عثمان اعشی می گوید: «مَا انْصَرَفْتُ إِلَى بَلَدِي بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ هَذَا الْحَدِيثِ.» (من بهترين سرمايه و توشه اي که توانستم به وطنم برگردانم اين روايتي بود که ديدم) (شواهد التنزيل لقواعد التفضيل – الحاكم الحسكاني – ج ۱ ص ۲۵۴)

آری پیامبر اکرم از معرفی علی (علیه السلام)  به عنوان جانشین خود بیم داشت تا آنکه در روز  ۱۸ ذی  الحجه و در سرزمین غدیر آیه ی تبلیغ نازل شد و پیامبر در همان مکان موضوع ولایت و جانشینی علی را مطرح فرمود.

آن حضرت در ضمن معرفی  علی (علیه السلام) فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي عَلَيْكُمْ بِرِسَالَةٍ وَ إِنِّي ضِقْتُ بِهَا ذَرْعاً مَخَافَةَ أَنْ تَتَّهِمُونِي‏ وَ تُكَذِّبُونِي‏» (ای مردم! همانا خدای تبارک و تعالی مرا به رسالتی به سوی شما فرستاده كه بسيار نگرانم از آنكه مرا متهم كنيد که پسر عموی خود را جانشین خود کرده ام و تكذيب نمائيد. «حَتَّى عَاتَبَنِي رَبِّي فِيهَا بِوَعِيدٍ أَنْزَلَهُ عَلَيَّ بَعْدَ وَعِيد» (تا اینکه  خداوند مرا مورد عتاب قرار داد و فرمود:) « وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» (اگر علی را به عنوان جانشین خود معرفی نکنی رسالت خداوند را به اتمام نرسانده ای)

«ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَرَفَعَهَا حَتَّى رَأَى النَّاسُ بَيَاضَ إِبْطَيْهِمَا [إِبْطِهِمَا] ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ اللَّهُ مَوْلَايَ وَ أَنَا مَوْلَاكُمْ- فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ- وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. وَ أَنْزَلَ اللَّهُ: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏.» (شواهد التنزيل لقواعد التفضيل – الحاكم الحسكاني – ج ۱ ص ۲۵۷)

حاکم حسکانی روایت دیگری را این گونه نقل می کند:  

«أَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً أَنْ يَنْصِبَ عَلِيّاً لِلنَّاسِ- لِيُخْبِرَهُمْ بِوَلَايَتِهِ-» (خداوند به پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) امر کرد تا خلافت علی را به مردم اطلاع دهد.) «فَتَخَوَّفَ رَسُولُ اللَّهِ» (پیامبر اکرم دلهره داشت و می ترسید) «أَنْ يَقُولُوا حَابَى ابْنَ عَمِّهِ- وَ أَنْ يَطْعَنُوا فِي ذَلِكَ عَلَيْهِ» (از این که مردم طعنه بزنند و بگویند: پسر عموی خود را به جانشینی خود انتخاب نموده است!) «فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ:يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ‏ الْآيَةَ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ بِوَلَايَتِهِ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ.» (تا این که خداوند به او وحی فرستاد و پیامبر هم در غدیر موضوع ولایت را مطرح نمود) (شواهد التنزيل لقواعد التفضيل – الحاكم الحسكاني – ج ۱ ص ۲۵۶)

ذهبی که خود از استوانه های علمی و رجالی اهل سنت است در رابطه با حاکم حسکانی می گوید: «الحسكاني الإمام المحدث البارع القاضي» (سير أعلام النبلاء  ج ۱۸   ص ۲۶۸)

همین مطلب گویای این واقعیت است که جناب حاکم حسکاني در نزد اهل سنت جايگاه عظيمي ‌دارد.

در تذکره الحفاظ هم چنین  آمده: «الحسكانى القاضى المحدث…الحافظ شيخ متقن ذو عناية تامة بعلم الحديث» (او هم حافظ است هم محدث است و عنايت خاصي به حديث دارد) (تذكرة الحفاظ  ج ۳   ص ۱۲۰۰)

۴ـ سيوطي از ابوالشيخ ابن حبان اصفهاني متوفاي ۳۶۹ از حسن بصري چنین نقل مي‌ کند: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ان الله بعثني برسالة فضقت بها ذرعا و عرفت ان الناس مكذبي» (خداي عالم به من دستوري داد و اين دستور براي من خيلي دلهره داشت و قلبم تنگ شد و احساس کردم چه بسا مردم من را تکذيب کنند و با من برخورد کنند) «فوعدني لأبلغن أو ليعذبني فأنزل» (خداي عالم گفت يا بايد برساني يا اینکه) «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» (اگر نرسانی رسالتت را انجام نداده ای) (الدر المنثور  ج ۳  ص ۱۱۶ ـ لباب النقول  ج ۱ ص ۹۴ ـ فتح القدير  ج ۲  ص ۶۰)

۵ـ همچنين جناب شوکاني در فتح الغدير خود مي‌گويد: عبد ابن حميد، ابن جرير طبري، ابن ابي حاتم و ابو الشيخ اصفهاني از مجاهد نقل مي‌ کنند که وقتي آيه ی «بلغ ما انزل اليک من ربک» نازل شد، حضرت فرمود: «يا رب إنما أنا واحد كيف أصنع» (پروردگارا من تنها هستم، چگونه این کار را انجام دهم؟!) «يجتمع عَليَّ الناس» (آیا مردم علیه من اجتماع نمی کنند؟!) « و نزلت و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» (در آن حال این آیه نازل شد که اگر انجام ندهی رسالتت را انجام نداده ای) (فتح القدير  ج ۲ ص ۶۰ ـ تفسير الطبري ج ۶ ص ۳۰۷ ـ الدر المنثور  ج ۳ ص ۱۱۷)

شوکاني مي‌گويد ابن ابي حاتم و ابن مردويه و ابن عساکر از ابوسعيد خدري نقل کردند که اين آيه در غدير خم نازل شده است.

آنچه از صفحات تاریخ به دست می آید این است که نبی مکرم اسلام بنا داشت در همان مکه موضوع ولایت علی (علیه السلام) را مطرح کند. اما مشکلاتی وجود داشت که  حضرت از انجام این  کار منصرف شد.

در میان مسلمانان، منافقین زیاده وجود داشتند کهبه طمع رسیدن به جاه و مقام وارد جماعت مسلمین شده بودند. این افراد در کمین بودند تا  بعد از پیامبر جایگاه وی را تصاحب نمایند.

هنوز سنت های  جاهلی و قبیلگی در بساری از مردم وجود داشت. روی همین حساب نمی توانستند بپذیرند که شخصی از قبیله ی دیگر حاکم بر آن ها و جانشین پیامبر اکرم شود.

برخی  از مردم و تأثیر گذاران کنونی بر مسلمانان از کسانی بودند که سال ها قبل داغ شمشیر علی (علیه السلام) را چشیده بودند و آن حضرت بسیاری ا ز بستگان آن ها را که در مقابل دین  خدا و مسلمین ایستاده بودند، به درک واصل  کرده بود. این  افراد کینه و کدورتی عمیق از آن حضرت در دل داشتند. همه ی این  مسائل  موجب شد تا پیامبر اکرم نتواند در مکه  و مراسم حج سخنی از ولایت آن حضرت به میان آورد.

حالا با این مقدمه به روایت هایی  که  ذکر می شود توجه بفرمایید:

احمد حنبل در مسند خود روایتی را نقل می  کند که  از نظر سندی هم صحیح  می باشد. او چنین نقل می گوید: «خَطَبَنَا رسول اللَّهِ ….. بِعَرَفَاتٍ يقول لَنْ يَزَالَ هذا الأَمْرُ عَزِيزاً ظَاهِراً حتى يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ كلهم» (رسول خدا در عرفات برای ما خطبه می خواند و در خطبه ی خود می گفت: دین اسلام همیشه عزیز و پابرجا است به شرطی به دوازده نفر بر شما حکومت کنند) «ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَ تَكَلَّمُوا» (سپس مردم با کلمات مبهم شروع به صحبت کردند) راوی می گوید: «فلم أَفْهَمْ قَوْلَهُ بَعْدَ كلهم» (این سر و صدا و همهمه موجب شد تا صدای پیامبر را نشنوم) فرزند راوی می گوید: پدر! پیامبر فرمود: «کلهم من قریش» (همه  آن دوازده نفر از قریش هستند) (مسند أحمد بن حنبل  ج ۵ ص ۲۰۹۷)

در برخی دیگر از روایات آمده است که گفتند: پیامبر فرمود: «کلهم من بني هاشم» (همه ی آن دوازده نفر از قریش  هستند) (ينابيع المودة لذوي القربى القندوزي ج ۲ ص ۳۱۵ ـ المواجهة مع رسول الله ( القصة الكاملة ) أحمد حسين يعقوب ص ۴۵۷)

جابر بن سمره مي‌گويد وقتي پيامبر فرمودند: «اثني عَشَرَ خَلِيفَةً ، فَكَبَّرَ الناس وَ ضَجُّوا» (وقتی پیامبر فرمودند: دوازده خلیفه، مردم تکبیر گفتند و فریاد برآوردند!!!)  (مسند أحمد بن حنبل  ج ۵ ص ۹۸)

جای بسی تعجب است که وقتی پیامبر اکرم بنا دارد از جانشینان بعد از خود سخن به میان آورد، چرا عده ای مجلس را به هم می زنند و با داد و بیداد و همهمه اجاز نمی دهند پیامبر اکرم به صحبت خود ادامه دهد و نمی گذارند صدای آن حضرت به گوش مردم برسد؟!!!

پس معلوم مي‌شود قضيه خلفائي اثنا عشر در مکه صورت گرفته است و پيامبر چه مي‌خواست بعد از آن بگويد و مطرح کند اجازه ندادند، پيامبر فرمود ۱۲ نفر هستند و تا آمدند که اولين آنهارا معرفي کند شروع کردند به سر و صدا و فرصت ندادند که حتي حضرت کلهم من قريش يا کلهم من بني هاشم را بيان کند.

قضيه چيست ؟ آيا کسي که اين روايت را بخواند و تعصب را کنار بگذارد آيا احساس نمي‌کند که پيامبر همان جا مي‌خواست قضيه خلافت حضرت امير و امامت ديگر ائمه را مطرح کند؟ «فکبر الناس» يعني چه ؟ «و ضجوا» يعني چه ؟ چرا وقتي پيامبر در مورد نماز سخن مي‌گفت هيچ کس تکبير و ضجّه نمي‌زد؟ چرا هنگامي‌که پيامبر در مورد حج و صوم سخن مي‌گفت هيچ کس عکس العمل نشان نمي‌دهد؟ اما وقتی آن حضرت زبان به سخن می گشایند تا از ولایت و جانشینی بعد از خود سخن  به میان آورند مجلس به هم می خورد!!!

خیلی عجیب است که در روایت دیگری  چنین  آمده: «قال فَجَعَلَ الناس يَقُومُونَ وَ يَقْعُدُونَ» (مردم  بلند می شدند و می نشستند) تا جلسه ی سخنرانی پیامبر را به هم بزنند!!! (مسند أحمد بن حنبل  ج ۵   ص ۹۹)

اما قرينه ی دوم:  

این مسائل قلب انسان را به درد می آورد. اما چاره ای جز گفتن آنها نیست. 

جناب ابن مغازلي از جابر بن عبدالله مي‌گويد: «نزل خم فتاحى الناس عنه» (در غدير خم هنگامي‌ که پيامبر اطراق کردند، مردم فهميدند که حتما قضيه اي است که پيامبر اينجا ايستاده است. روی همین اساس از اطراف پیامبر دور می شدند!!!) «فأمر عليا فجمعهم فلما اجتمعوا قام فيهم وهو متوسد على علي بن أبي طالب فحمد الله وأثنى عليه ثم قال أيها الناس إني قد كرهت تخلفكم و تنحيكم عني» (پیامبر اکرم علی را فرستاد تا مردم را جمع کند. وقتی جمع شدند در میان مردم ایستاد در حالی که به علی بن ابیطالب تکیه داده بود. پیامبر حمد و ثنای الهی خدا را به جای آورد سپس گفت: ای مردم! چرا وقتي من در غدير خم اطراق کردم همه پراکنده شديد؟!) «حتى خيل إلي أنه ليس شجرة أبغض إلي من شجرة تليني» (گويا اين درختي را که من در سايه اش نشسته ام دشمن مي ‌داريد و مبغوض شما است که از اطراف اين درخت پراکنده مي‌شويد.) (مناقب علي بن ابيطالب ابن مغازلي ص ۴۲ ـ تاريخ مدينة دمشق ج ۴۲ ص ۲۲۶)

آقاي هيثمي‌با يک سند صحيح نقل مي‌کند که: «ما بال رجال يكون شق الشجرة التي تلي رسول الله أبغض إليهم من الشق الآخر» (به چه شده مردم که وحشت دارند به درختی که پیامبر به آن تکیه داده نزدیک شوند؟!!!)  «فقال رجل» (مرد دیگری گفت) «إن الذي يستأذن بعد هذا لسفيه» (يا رسول الله آنهايي که از شما اجازه مي ‌گيرند تا از شما دور باشند از ديدگاه من سفيه هستند.) (مجمع الزوائد  ج ۱ ص ۲۰)

 احمد حنبل وابن ماجه هر دو  نقل  کرده اند که رجال این حدیث صحیح  هستند.  (مسند أحمد بن حنبل  ج ۴ ص ۱۶)

قرينه ی سوم:

شما ببينيد در قضيه حديث قرطاس پيامبر اکرم با همه ی آنچه که بيان کرده بود فرمود کتاب و قلمي‌ بياوريد تا چيزي بنويسم که گمراه نشويد: «قال عُمَرُ إِنَّ النبي غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَع ِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ» (عمر گفت: درد بیماری بر این مرد غلبه پیدا کرده. قرآن برای ما کافی است و نیازی به سخن پیامبر نیست)!!! «وَ كَثُرَ اللَّغَطُ» (سر و صدا ايجاد شد) عين همان سر و صدايي که در عرفات و مني ايجاد شد که وقتي که پيامبر مي‌فرمايد خلفاي بعد از من ۱۲ نفر هستند سر و صدا ايجاد مي‌کنند در اينجا هم وفتی مي‌گويد: «أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ» (نوشته ای برای  شما بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید) بلافاصله سر و صدا ايجاد مي‌شود

ابن عباس مي‌گويد: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ…» (مصيبت و تمام مصيبت ها از روزي آغاز شد که نگذاشتند پيامبر اسامي‌را مشخص کند.) (صحيح البخاري  ج ۶ ص ۲۶۸۰)

مگر خود قرآن نمي‌گويد: «وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؟!»  (سوره ی حشر آيه ۷)

جناب سفيان بن عيينه مي‌گويد: «اراد أن ينص على أسامي الخلفاء بعده» (پيامبر اراده کرده بود که اسامي‌خلفاي اثني عشر را معين کند)  (عمدة القاري  ج ۲ ص ۱۷۱ ـ فتح الباري  ج ۱ ص ۲۰۹)

قسطلاني مي‌گويد که پيامبر مي‌خواست بگويد: «اکتب لکم کتابا فيه النص علي الائمة بعدي» (امامان بعد از خودم را مي‌خواهم معرفي کنم.)  (ارشاد الساري ج ۱ ص ۲۰۷)

اينها همه نشان دهنده اين است قرائن و شواهدي است که نبي مکرم اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) دلهره داشتند و مردم بعضا دنبال رياست و مقام بودند

«و فيهم تنافس و فخر» (اينها همه دنبال رياست و مقام و جاه هستند.) (شواهد التنزيل لقواعد التفضيل – الحاكم الحسكاني – ج ۱ ص ۲۵۴)

 پاسخ دیگر:

درست است که درغدیر خم اهل مکه و گروهی از اهل یمن نبودند، اما خوب دقت کنیم که اهل مدینه هستند که  در تاریخ اسلام سرنوشت ساز هستند. اهل مکه نفش چندانی در حوادث بعد از رحلت پیامبر اکرم نداشتند. مدینه پایتخت جهان اسلام  بود و اولین حکومت  اسلامی هم در مدینه شکل گرفت. و برای اولین بار هم اسلام از مدینه به سراسر جهان معرفی شد. تمام تصميم گيري ها در مدينه خواهد بود و اين مردم مدينه هستند که در آينده مي‌توانند چه کسي را انتخاب کنند و چه کسي را انتخاب نکنند.

بخاري از اسامه نقل مي‌کند که نبي مکرم بر يک بلندي قرار گرفت و فرمود: «هل تَرَوْنَ ما أَرَى» (آنچه که من مي‌بينم مي‌بينيد؟) «إني أَرَى مَوَاقِعَ الْفِتَنِ خِلَالَ بُيُوتِكُمْ كَمَوَاقِعِ الْقَطْرِ» (من دارم مي‌بينم فتنه ها در درون خانه‌هاي شما نفوذ کرده است همان گونه که قطرات باران زمين را فرا مي‌گيرد.)   (صحيح البخاري  ج ۲ ص ۱۲۵)

ابن حجر هم مي‌گويد: «و كان خطابه ذلك لأهل المدينة» (خطاب پيامبر که مي‌گويد من دارم مي‌بينم فتنه ها در درون خانه‌هاي شما نفوذ کرده است براي اهل مدينه است.) (فتح الباري  ج ۱۳ ص ۱)

جناب علامه نووي هم مي‌گويد: تشبيه به قطرات باران به خاطر اين است که در آينده فتنه ها و مشکلات براي مدينه است، جنگ‌هاي جمل و صفين و مقتل عثمان و شهادت امام حسين و ديگران همه مال مدينه است. «و فيه معجزة ظاهرة له» (اين روايت معجزه اي است از نبي مکرم که آينده مدينه و فتنه‌هايي که از مدينه آغاز مي‌شود معرفي کرده است.)  (شرح النووي على صحيح مسلم  ج ۱۸ ص ۸)

و لذا بحث غدير اگر چنانچه در منطقه اي انجام مي‌گيرد و مردم مکه و طائف در آن نيستند تصميم گيري ها همه با مردم مدينه است و اتفاقات در مدينه مي‌افتد و لذا نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين خطابش به مردم مدينه است چون اين مردم مدينه هستند که تعيين و سرنوشت و آينده حکومت اسلامي‌ و جامعه اسلامي‌ به دست مي‌گيرد.

گزیده ای از سخنان آیت الله حسینی قزوینی در شبکه ی ولایت (برگرفته از سایت ولی عصر با تلخیص، ویرایش و اندکی تصرف)

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question