بسم الله الرحمن الرحیم 

سؤال: اگر موضع ولایت از اصوال دین است و منکر آن کافر است، پس چرا نام امام علی (علیه السلام) در قرآن ذکر نشد و چرا برای یک بار هم که شده آیه ای در رابطه با آن نازل نشده است؟

جواب: مدتی است که وهابیت این سؤال را مطرح می کنند و تصور می کنند می توانند با طرح چنین سؤالاتی و با چشم پوشی از تمام واقعیت های تاریخی و علم، موضوع ولایت امیرالمؤمنین را زیر سؤال ببرند!!!   

جواب نقضی:

ابتدای از راه پاسخ نقضی وارد می شویم: خود اهل سنت در مورد خلفای خود روایتی هایی جعل کرده اند که در آن ها چنین آمده: «هر کس منکر آن ها شود کافر است»

جناب قرطبی می گوید:  «و من أنکر أن یکون أبو بکر رضی الله عنه صاحب رسول الله (صلى الله علیه و سلم) فهو کافر لأنه رد نص القرآن» (هرکس منکر باشد ابو بکر صحابه پیامبر است کافر است؛ چون نص قرآن را رد کرده است.) (تفسیر القرطبی – ج ۸ – ص ۱۴۶)

جناب قرطبی مورد قبول همه ی مذاهب است، خوب این آقایان آمدند و می ‌گویند منکر  شود که ابوبکر یار غاری پیامبر بوده، کافر است، ولی اگر بگویند علی صحابه پیامبر نیست، کافر و مرتد نیست و حتی اگر بگویند حضرت زهرا (سلام الله علیها) صحابه ی پیامبر نبوده است، اشکالی ندارد! ولی اگر کسی بیاید و بگوید ابوبکر صحابه ی پیامبر نیست، کافر می‌شود!

فقهای بزرگشان از مذاهب مختلف آمدند فتوا دادند که هرکس منکر خلافت ابوبکر و عمر باشد کافر است:

در میان آقایان شافعی امام سبکی متوفای ۷۷۱ هجری می‌گوید: «من أنکر خلافة الصدیق رضی الله عنه فهو کافر وک ذلک من أنکر خلافة عمر بن الخطاب رضی الله عنه» (هرکس خلافت جناب ابو بکر و عمر را انکار کند کافر است.) (فتاوى السبکی – ج ۲ – ص ۵۸۷)

آقای ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقة، ج ۱، ص ۱۳۸ همین تعبیر را دارد.

از آقایان حنفی ها هم جناب ابن عابدین که از فقهای به نام و پرآوازه و مشهور میان اهل سنت به ویژه عزیزان احناف دارد که متوفای ۲۵۲ هجری است که در حاشیة رد المختار ج۱، ص۵۶۱ می‌گوید: «هرکس منکر خلافت ابو بکر و عمر باشد کافر است.»

ابن نجیم مصری که از احناف است می‌گوید: «اگر کسی حکومت ابوبکر و خلافت عمر را منکر باشد، بنابر قول اصح کافر است.»

جناب آقای نووی که از علمای بزرگ شافعی است متوفای ۶۷۶ می‌گوید: «من أنکر إمامة أبی بکر رضی الله عنه ردت شهادته.» (کسی که منکر امامت ابی بکر شود، شهادتش مور پذیرش نیست) (روضة الطالبین – ج ۱۱ – ص ۲۴۰)

سؤال ما از همین آقایان این است که شما می گویید هر کس منکر خلافت و یا مصاحبت غاری ابوبکر شود کافر است! بفرمایید در کجای قرآن به چنین مطلبی اشاره شده است؟! در کجای آیه ی غار نام ابوبکر ذکر شده که شما می گویید هر کس منکر آن شود نص قرآن را رد کرده است؟! هر وقت که شما برای این ادعای خود دلیل آوردید، آن وقت از ما هم توقع داشته باشید که چنین دلیلی برای ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بیاوریم . . . (منتظر دلایل شما هستیم)

 

پاسخ حلّی:

سنت و قرآن هیج تفاوتی با یکدیگر ندارند. سنت همان قرآن و قرآن هم همان سنت است. قرآن کریم در این رابطه به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «وَ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلناس» (ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم تبین کنی) (سوره ی نحل، آیه ی۴۴)  

خدای متعال در این آیه سخن پیامبر را هم ردیف و بلکه مبین و آشکار کننده ی قرآن کریم قرار داده است. یعنی بدون تبیین پیامبر قرآن برای مردم مفهوم نیست و اگر بنا بود همه ی آیات قرآن برای مردم قابل فهم باشد دیگر جایی برای تبیین و روشنگری پیامبر باقی نمی ماند! 

در جای دیگری از قرآن کریم آمده است: «مَا آَتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» (آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نمایید و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است) (سوره ی حشر – آیه ۷)

ما قصد داریم مطع قرآن باشیم و طبق دستور قرآن کریم به «ما آتاکم» عمل کنیم و «و ما نهاکم» از دوری گزینیم. حالا این دستورها و نهی ها چه چیزهایی هستند؟!

خداوند متعال در سوره ی نساء می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویل» (اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را! و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است) (سوره ی نساء، آیه ی ۵۹)  

این آیه نشان می دهد افرادی که ـ همانند معاویه در جنگ صفین ـ صرفا قرآن به دست می گیرند و می گویند: «ما کاری با روایت و سنت نداریم! شما فقط با قرآن صحبت کنید!»، اطلاعی از خود قرآن ندارند و قرآن را فدای امیال شخصی خود می کنند!!! 

قرآن کریم می فرماید: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ» اگر در چیزی با یکدیگر اختلاف و نزاع داشتید، «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ» پاسخ آن را از خدا و رسول خدا طلب کنید. الآن ما در خصوص امامت علی (علیه السلام) اختلاف داری. کاملا واضح است که راه حل مشکل در کجاست؟ راه حل مشکل رجوع به قرآن کریم « إِلَى اللَّهِ» و سنت پیامبر «وَ الرَّسُولِ» است. یعنی در کنار قرآن، باید به سنت هم مراجعه نمود. مگر عمده ی بزرگان شما روایت نیاورده اند که جبرئیل همان طوری که قرآن را بر پیامبر نازل می کرد، به همان گونه هم سنت را بر پیامبر نازل می کرد؟! پس هیچ بهانه ای برای دوری از سنت ندارید. 

ابن حجر با سن صحیح می گوید: «کان جبریل ینزل على النبی بالسنة کما ینزل علیه بالقرآن.» (جبرئیل سنت را به پیامبر نازل می‌کرد همانطور که قرآن را نازل می‌کرده است) و بعد می‌گوید: «و یجمع ذلک کله» (جمع کننده و زیر پوشش دهنده ی همه ی این مطالب این آیه است: ) «و ما ینطق عن الهوى» (و پیامبر هرگز از روی هوی و هوس سخنی را بر زبان جاری نمی کند) (فتح الباری – ج ۱۳ – ص ۲۹۱)

ابن حجر نه شیعه است و نه هذیان گفته است و اگر آقایان بخواهند به حسان بن عطیه اشکال بگیرند که او تابعی است باید بگوییم که جناب ملاعلی قاری که از اعیان اهل سنت است می‌گوید: «مرسل التابعی حجة عند الجمهور.» (اگر یکی از تابعین مطلبی را به صورت مرسل نقل کند، نزد جمهور اهل سنت حجت است.) (مرقاة المفاتیح – ج ۹ – ص ۴۳۴)

احمد بن حنبل می‌گوید: «إن السنة تفسر الکتاب و تبینه.» (همانا سنت تفسیر کننده ی قرآن و نیز تبین کننده ی آن است)  (تفسیر القرطبی – ج ۱ – ص ۳۹)

ابو حنیفه (که شاید بتوان گفت اکثر اهل سنت کره دنیا در عصر حاضر حنفی مذهب هستند حتی بعضی می‌گویند ۵۰ درصد حنفی مذهبی هستند و ۴۵ درصد ۳ مذهب دیگر را قبول دارند)، می‌گوید: «لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن» (اگر سنت نبود، هیچ کدام ما قرآن را نمی فهمیدیم.) (قواعد التحدیث – ج ۱ – ص ۵۲)

اگر ابوحنیفه و احمد بن حنبل را قبول ندارید حداقل البانی را که قبول دارید و به سر او قسم می‌خورید ایشان می‌گوید: «فحذار أیها المسلم أن تحاول فهم القرآن مستقلا عن السنة» (ای مسلمان اجتناب کن و بترس و وحشت کن مبادا بخواهی قرآن را بدون سنت بفهمی نمی توانی ولو اینکه سیبویه عصر خود باشی.) (صفة الصلاة – ج ۱ – ص ۱۷۱)

روایاتی که خود شما نقل کردید مانند آقای سیوطی که امیرالمؤمنین به ابن عباس می‌گوید: برو با خوارج در رابطه با حقانیت امیرالمؤمنین و اثبات ایمان علی مناظره کن، ببینید چقدر علی مظلوم است که ابن عباس می‌خواهد با خوارج مناظره کند برای اینکه علی بن ابی طالب کافر و مهدور الدم نیست.

بعد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «و لا تحاجهم بالقرآن» (مبادا با قرآن با آن ها مناظره کنی) «فإنه ذو وجوه» (قرآن ذو وجوه و ذو احتمال است) «ولکن خاصمهم بالسنة» (با سنت با خوارج مناظره کن)

ابن عباس می‌گوید: «یا أمیر المؤمنین فانا أعلم بکتاب الله منهم فی بیوتنا نزل» (من در قرآن از همه خوارج اطلاعاتم بیشتر است قرآن در خاندان ما نازل شده است)

امیرالمؤمنین می‌فرماید: «فقال صدقت» (راست می‌گویی) «و لکن القرآن جمال ذو وجوه» (لیکن قرآن وجوه مختلفی دارد) «یقول و یقولون» (تو می‌ گویی مراد این است، آن ها می‌ گویند مراد چیز دیگری است) «فإنهم لن یجدوا عنها محیصا» (اگر با سنت با آن ها مناظره کنی راه فرار ندارد)

«فخرج ابن عباس إلیهم فحاجبهم بالسنن فلم یبق بأیدیهم حجة.» (ابن عباس رفت و با آن ها مناظره کرد و آن ها را خلع سلاح کرد و آمده است که از آن ۱۰-۱۲ هزار نفر ۴-۵ هزار نفر توبه کردند و برگشتند.) (الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور – جلال الدین السیوطی – ج ۱ – ص ۱۵ // الإتقان فی علوم القرآن – جلال الدین السیوطی – ج ۱ – ص ۴۱۰ // شوکانی در فتح الغدیر – ج ۱ – ص ۱۲// زمخشری در ربیع الابرار – ج ۱ – ص ۱۰۷)

در کتاب سنن دارمی ـ معاصر بخاری و مسلم ـ که مورد تأیید اهل سنت است روایتی ازعمربن خطاب نقل شده که چنین گفته: «قال انه سَیَأْتِی نَاسٌ یُجَادِلُونَکُمْ بِشُبُهَاتِ الْقُرْآنِ» (در آینده افرادی می‌آیند که با شما در شبهات قرآن مناظره می‌کنند) «فَخُذُوهُمْ بِالسُّنَنِ» (به واسطه سنن، آن ها را محکم بگیرید و از کار بندازید و مغلوب کنید) «فإن أَصْحَابَ السُّنَنِ أَعْلَمُ بِکِتَابِ اللَّهِ» (آنهایی که با سنت پیامبر آشنایی دارند اعلم به کتاب خدا هستند نسبت به کسانی که با سنت سر و کار ندارند.) (سنن الدارمی – ج ۱ – ص ۶۲)

ایوب سختیانی که از بزرگان اهل سنت است می‌گوید: «اگر کسی بگوید فقط قرآن! گمراه و گمراه کننده است» (الکفایة فی علم الروایة، از خطیب ـ که از قدیمی ترین کتابهای درایه در میان اهل سنت است ـ صفحه۳۱)

و بعضی از روایات دارد که اگر چنانچه کسی گفت قرآن و نه سنت، بدانید آن آدم احمقی است و عقل ندارد.

ذهبی در رابطه با سخن ابو بکر در بیماری رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که می‌ گوید: «بیننا و بینکم کتاب الله» (حاکم میان ما و شما کتاب خدا) می‌گوید: «ابو بکر گفت: بیننا و بینکم کتاب الله، و لم یقل حسبنا کتاب الله» (ابوبکر نگفت: کتاب خدا برای ما بس است!) «کما تقوله الخوارج» (همان گونه که خوارچ چنین حرفی زدند)  یعنی اگر کسی بگوید فقط از قرآن یعنی همان منطق خوارج است. (تذکرة الحفاظ – ج ۱ – ص ۳)

تمام این مطالب بیان گر این حقیقت است که بزرگان اهل سنت هم نمی توانند بپذیرند کسی قرآن را منهای سنت و جدای از آن ببیند و بخواهد بدون در نظر گرفتن سنت سراغ قرآن کریم برود.

حال که مشخص شد راه پاسخگویی به این سؤال در مراجعه به قرآن  سنت است، خواننده ی گرامی را ارجاع می دهید که روایت هایی از خود اهل سنت که به خوبی بیانگر ولایت و حاکمیت و بلافصل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می باشد. روایت هایی که در همین سایت به آنها اشاره شده است.

 

ما شیعیان در این باب روایت های زیادی داریم، که یک نمونه از آن ها در این جا ذکر می شود: 

مرحوم کلینی از امام صادق (سلام الله علیه) با سند صحیح در کتاب کافی نقل می ‌کند که راوی خدمت امام صادق (علیه السلام) می ‌آید و می‌گوید: «إِنَ‏ النَّاسَ‏ یَقُولُونَ‏ فَمَا لَهُ‏ لَمْ یُسَمِّ عَلِیّاً وَ أَهْلَ بَیْتِهِ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ؟!» اهل سنت به ما اشکال می گیرند که چرا نام علی و اهل بیت (علیهم السلام) در قرآن ذکر نشده است؟!

امام فرمودند به آن ها چنین بگویید: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ نَزَلَتْ عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ لَمْ یُسَمِّ اللَّه‏ لَهُمْ ثَلَاثاً وَ لَا أَرْبَعاً حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ» (در قرآن کریم سخن از نماز به میان آمده، اما در آن ذکر نشده که نماز، ۲ رکعتی، یا ۳ رکعتی یا ۴ رکعتی باشد.) «وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِ الزَّکَاةُ وَ لَمْ یُسَمِّ لَهُمْ مِنْ کُلِّ أَرْبَعِینَ دِرْهَماً دِرْهَمٌ حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ» (در رابطه با زکات آیه نازل شده اما بیان نشده که این زکات چگونه پرداخت شود؛ تا اینکه رسول خدا آن را تبیین فرمود.) «وَ نَزَلَ الْحَجُّ فَلَمْ یَقُلْ لَهُمْ طُوفُوا أُسْبُوعاً حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ» در رابطه با حج هیچ جای قرآن نیامده است که طواف باید ۷ مرتبه باشد، ولی پیامبر آمده اینها را بیان کرده است.

آنگاه امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (از خداوند و رسول و اولی الامر اطاعت کنید) (نساء، ۵۹) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده است: «اولی الامر»، علی، حسن و حسین (علیهم السلام) و بعد از آن هم فرزندان امام حسین (علیه السلام) هستند … (الکافی، جلد۱، صفحه ی ۲۸۷ و ۲۸۹)

 

ذکر وصف علی (علیه السلام) در قرآن کریم:

در ادبیات قرآن کریم معرفی افراد به شیوه های مختلفی صورت می گیرد:

گاهی اوقات برای معرفی افراد صراحتا نام آن ها ذکر می شود. مثلا در باب توصیف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در تورات می فرماید: «وَ مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ» (و به پیامبرى که بعد از من مى ‏آید و نامش احمد است، بشارتتان مى ‏دهم)  (سوره ی صف، آیه ی۶)

گاهی اوقات منطق قرآنی حکم می کند که به جای ذکر نام، افراد را به عدد معرفی کند: «وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا» (خداوند از بنى اسرائیل پیمان گرفت و از میان آنان دوازده نقیب برانگیختیم) (سوره مائده، آیه ی ۱۲) 

گاهی اوقات هم نه با ذکر نام معرفی می کندو نه با ذکر عدد؛ بلکه آن ها را به وصف یاد می کند: «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ» (همان ها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّى» پیروى مى‏ کنند پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى‏ یابند)

آن گاه در باب اوصاف پیامبر اکرم در تورات می فرماید: «یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِ» (آنها را به معروف دستور مى‏ دهد، و از منکر باز می دارد أشیاء پاکیزه را براى آنها حلال مى‏ شمرد، و ناپاکیها را تحریم مى کند و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏ دارد)  (سوره اعراف، آیه ۱۵۷)  

بنابراین قرآن کریم در معرفی افراد از این سه روش استفاده می کند: ۱ـ با اسم ۲ـ با عدد ۳ـ با وصف

لغویین بر این عقیده هستند که: «ذکر الوصف ابلغ تاثیرا و تاکیدا من ذکر الاسم» (ذکر وصف از نظر تأثیر بسیار رساتر است تا ذکر اسم)  

مثلا یک وقت شخصی می گوید فزند من علی است و یک وقت می گوید فرزند من همان آقایی است که الآن پشت خودرو نشسته و فلان لباس را بر تن دارد. در صورت اوّل ممکن است مخاطب بگوید کدام علی؟! ولی در صورت دوم که اوصاف او ذکر می شود، شخص را به خوبی می شناسد.  

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون» (سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آن ها که ایمان آورده‏ اند همان ها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏ دهند.) (سوره ی مائده، آیه ی۵۵)  

او کسی است که از سه ویژگی متاز برخوردار است: «ایمان به خداوند»، «اقامه ی نماز»، «صدقه در حال رکوع» 

در جای دیگر آمده است: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ» (اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان!) (سوره ی مائده، آیه ی۶۷)  

در تفاسیر اهل سنت و در توضیح این آیه ی شریفه آمده است که مردم آیه ی شریفه را این گونه می خواندند: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک إن علیا ولى المؤمنین و إن لم تفعل فما بلغت رسالته» (اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، ـ که علی بن ابیطالب ولی هر مؤمنی است ـ کاملًا (به مردم) برسان! و اگر این کار را انجام ندهی رسالتت را انجام نداده ای) (روح المعانی – ج ۶ – ص ۱۹۳ // مناقب ابن مردویه – ص ۲۴۰// المنثور – ج ۲ – ص ۲۹۸ // فتح الغدیر – ج ۲ – ص ۶۰// المنار – ج ۶ – ص ۴۶۳)

یا می فرماید: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» (امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم) (سوره ی مائده، آیه ۳)  

آقای خطیب بغدادی با سند صحیح  می‌گوید که این آیه شریفه، روز ۱۸ ذی الحجة در حق علی بن ابی طالب نازل شده است و  عمر بن خطاب هم جلو آمد و گفت: «بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای و مولى کل مسلم.» (تاریخ بغداد – ج ۸ – ص ۲۸۹)

ابن کثیر دمشقی در البدایة و النهایة می‌گوید: «فقال عمر بن الخطاب هنیئا لک یا ابن أبی طالب اصبحت الیوم ولی کل مؤمن.» (البدایة والنهایة  ج ۷   ص ۳۵۰)  

ابن تیمیه در رابطه با شأن نزول چنین می گوید: «وَ مَعْرِفَةُ ” سَبَبِ النُّزُولِ ” یُعِینُ عَلَى فَهْمِ الْآیَةِ» (شناخت شأن نزول، کمک می کند تا فهم درستی از آیه داشته باشید) «فَإِنَّ الْعِلْمَ بِالسَّبَبِ یُورِثُ الْعِلْمَ بِالْمُسَبِّبِ» (علم به سبب موجب علم به مسبب می شود) (مجموعة الفتاوى – ابن تیمیة – ج ۱۳ – ص ۳۳۹)

این مطلب گزیده ای از سخنان آیت الله حسینی قزوینی بود در شبکه ی ولایت (برگرفته از سایت ولی عصر با تلخیص، ویرایش و اندکی تصرف)

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

1 پاسخ به چرا در قرآن کریم به نام علی (علیه السلام) تصریح نشده است؟

  • مححمد

    أقای نباتی أفرین به شما که نفاق را پیشه نکردیى و صراحتا بین اهل سنت و وهابی فرقی قائل نشدید.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی