امام باقر (علیه السلام) در رابطه با دعای بهاء که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده می شود، فرمودند: اگر مردم می دانستند که این دعا چه عظمتی نزد خداوند دارد و اگر می دانستند که این دعا با چه سرعتی به اجابت می رسد، برای دستیابی به آن، با یکدیگر به جنگ بر می خواستند، هر چند با شمشیر!

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال:

آیا علمای اهل سنت جمله ی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» را در روایت های خود ذکر کرده اند یا خیر؟

جواب:

ابن تیمیه که سرکرده ی وهابیت است، در رابطه با این جمله می گوید: «لکن حدیث الموالاة قد رواه الترمذی و أحمد والترمذی فی مسنده عن النبی صلى الله علیه وسلم انه قال من کنت مولاه فعلى مولاه وأما الزیادة و هی قوله اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الخ فلا ریب انه کذب» (جمله ی من کنت مولاه فعلی مولاه را احمد و ترمذی در کتاب های خود ذکر کرده اند، اما در مورد جمله ی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» هیچ شکی نیست که دروغ است و چنین جمله ای را پیامبر بیان  نکرده است)!!!  (منهاج السنة النبویة ـ ج ۷ ، ص ۳۱۹ )

محمد بن عبدالوهاب هم بعد از ۷۰۰ سال برای اینکه از قافله ی ابن تیمیه عقب نماند و عناد خود را با امیرالمؤمنین ثابت کند می‌گوید: «وأما الزیادة فلیست فی الحدیث و سئل عنها الإمام أحمد فقال ، زیادة کوفیة ، ولا ریب أنها کذب» (شکی نیست که این قسمت دروغ است.)  (مسائل لخصها الإمام محمد بن عبد الوهاب ـ ج ۱ ـ ص ۱۵۴)

کاملا روشن است که چرا این طایفه اصرار بر عدم پذیرش این جملات دارند. دلیلش آن است که اگر بخواهند چنین جملاتی  را بپذیرند و قبول کنند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حق علی (علیه السلام) فرموده: «خدایا دشمن باش با کسی که با علی دشمن شد»، دیگر نمی توانند توجیهی برای دشمنی برخی از صحابه در جنگ های جمل، صفین و نهروان با علی (علیه السلام)، و نیز دشمنی خودشان با آن امام عزیز داشته باشند. روی همین اساس با انکار ناشیانه ی اصل این روایت صورت مسأله را به کلی پاک می کنند. اما غافل از اینکه علمای مطرح اهل سنت چنین حدیثی را نقل کرده و آن را صحیح می شمارند.

اعتراف علمای اهل سنت بر صحت این روایت:

۱ـ ابن حجر هیثمی می‌گوید: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» آنگاه می گوید: «رواه عن النبی صلى الله علیه وسلم ثلاثون صحابیا» این روایت را سی نفر از صحابه از پیامبر اکرم نقل کرده اند. (الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج ۲ ـ ص ۳۵۵)

حالا این ۳۰ نفر از صحابه برای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب حجت نبوده و حتما منتظر بوده است که ملکی از آسمان ورقی برای او بیاورد و در آن نوشته باشد که همچین برنامه ای است؟!!!

۲ـ عجلونی که یکی از علمای بزرگ اهل سنت بوده و ملتزم است که فقط روایت های صحیح را نقل کند، می‌گوید: «من کنت مولاه فعلی مولاه، رواه الطبرانی و أحمد و الضیاء فی المختارة عن زید بن أرقم و علی و ثلاثین من الصحابة بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» (زید بن ارقم و علی و سی نفر از صحابه لفظ الله وال من والاه و عاد من عاداه را نقل کرده اند) آنگاه می گوید: «فالحدیث متواتر أو مشهور» (این حدیث یا متواتر است، یا حداقل مشهور است.) (کشف الخفاء ـ ج ۲ ـ ص ۲۵۹۱)

۳ـ ابن ابی شیبه متوفای ۲۳۵ است و استاد بخاری هم هست که در کتاب المصنف جلد ۲ صفحه ۶۸۲ و جلد ۶ صفحه ۶۶۸ در نشر مکتبه رشد ریاض نقل کرده است.

۴ـ احمد بن حنبل امام حنبلی ها متوفای ۲۴۱ هم در مسند خود جلد ۱ صفحه ۱۸ و هم در فضائل الصحابه جلد ۲ صفحه ۶۱۰ نقل می‌کند.

۵ـ ابن ماجه قزوینی متوفای ۲۷۵ در سنن خود جلد اول صفحه ۴۳ این را نقل می‌کند.

جناب بزار متوفای ۲۹۲ در کتاب البحر الزخار که مسند بزار معروف است جلد ۱۰ صفحه ۲۱۰ چاپ خود مدینه منوره نقل می‌کند.

۶ـ جناب نسائی متوفای ۳۰۳ در سنن کبری که از صحاح سته است جلد ۵ صفحه ۴۵ نقل می‌کند.

۷ـ ابویعلی موصلی متوفای ۳۰۷ در مسند خود جلد ۱ صفحه ۴۲۸ نقل می‌کند.

جناب امام طحاوی که از استوانه های فقهی ، رجالی ، کلامی اهل سنت است و همه او را قبول دارند در شرح مشکل الآثار جلد ۵ صفحه ۱۸ و ۱۹ نقل می‌کند.

۸ـ ابن حبان متوفای ۳۵۴ در صحیح خود جلد ۵ صفحه ۳۷۵ نقل می‌کند.

۹ـ جناب طبراین متوفای ۳۶۰ در معجم کبیر جبد ۵ ص ۱۶۶ نقل می‌کند.

۱۰ـ حاکم نیشابوری متوفای ۴۰۵ در مستدرک جلد ۳ صفحه ۱۱۸ نقل می‌کند.

۱۱ـ جناب ثعلبی در تفسیر خود جلد ۴ صفحه ۱۲۶ نقل می‌کند.

۱۲ـ جناب جرجانی در کتاب الآمالی الخمیسیه که به نام کتاب امالی است جلد ۱ صفحه ۱۹۲ نقل می‌کند.

۱۳ـ ابن عساکر متوفای ۵۷۱ در تاریخ دمشق جلد ۴۲ صفحه ۲۰۹ نقل می‌کند.

۱۴ـ ابن اثیر جزری متوفای ۶۳۰ در اسد الغابة که از کتاب های تراز اول اهل سنت است جلد ۳ صفحه ۴۸۴ نقل می‌کند.

۱۵ـ جناب ضیاء الدین مقدسی متوفای ۶۴۳ در کتاب احادیث المختارة که همه شهادت دادند که صحیح ترین روایات را در این کتاب آورده است و از روایات غیر صحیح استفاده نکرده است جلد ۲ صفحه ۱۰۶ نقل کرده است.

 

حتی بعضی از بزرگان، باب مستقلی در کتاب خود اختصاص داده اند: «باب دعاء النبی لمن والاه علی بن ابی طالب و دعاءه علی من عاداه» (باب دعای پبامبر برای کسی که دوستی علی را داشته باشد و نفرین پیامبر برای کسی که دشمنی او را داشته باشد)

ابن حبان متوفای ۱۵۴ می گوید: باب: «دعاء المصطفى بالولایة لمن والى علیا والمعاداة لمن عاداه» (باب ذکر دعای پیامبر به ولایت برای کسی که علی را دوست داشته باشد و دشمنی کسی که علی را دشمن بدارد.) (صحیح ابن حبان ـ ج ۱۵ ـ ص ۳۷۵)

آنگاه ابن حباب قضایای روایت ابوالطفیل را نقل می‌ کند که امیرالمؤمنین در رحبة مردم را قسم داد که آیا در غدیر خم چیزی شنیدید؟ اگر شنیدید بیان کنید. در آن هنگام  که ۳۰ نفر و (به تعبیر مسند احمد، «ناس کثیر» جمعیت زیادی) بلند شدند و شهادت دادند که ما در غدیر خم این قضیه را شنیده ایم.

بعد روای می‌گوید برای من شبهه بود که با وجود نقل این همه جمعیت، آیا چنین حدیثی صحت دارد؟! به همین دلیل نزد  زید بن ارقم رفتم و از اوسؤال کردم. وی گفت: «قَدْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ» (ما شنیدیم از پیامبر در غدیر خم که فرمود) «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال عاداه»  (صحیح ابن حبان ـ ج ۱۵ ـ ص ۳۷۶)

جناب ابوبکر آجری متوفای ۳۶۰ که هم دوره با طبرانی است که می‌ گوید: «ذکر دعاء النبی لمن والى علی بن أبی طالب رضی الله عنه، و تولاه، و دعائه على من عاداه» (ذکر دعای پیامبر برای کسی که علی بن ابیطالب را دوست داشته باشد و نفرین او بر کسی که دشمنی علی را داشته باشد) (الشریعة ـ ج ۴ ـ ص ۲۰۴۹)

این دو نفر هم قبل از ابن تیمیه بوددند و نزدیک به ۲۰۰-۳۰۰ سال قبل از ابن تیمیه زندگی می‌کردند. با این حساب کاملا روشن است که چرا این فرد اصرار بر  عدم پذیرش این قسمت دارد.   

آیا علمای اهل سنت که این  حدیث را نقل کرده اند، قائل به صحت آن هم می باشند یا خیر؟!

سؤال: آیا علمای اهل سنت که این حدیث را نقل کرده اند، آن را هم صحیح می دانند، یا اینکه صرفا به نقل آن اکتفا کرده اند؟!

جواب: در پاسخ به این سؤال به بررسی چند مورد از این روایت ها و راویان آن ها می پردازیم:

۱ـ طحاوی متوفای ۳۲۱ از زید بن ارقم چنین نقل می‌کند: «من کنت وَلِیَّهُ فَهَذَا وَلِیُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاَهُ وَ عَادِ من عَادَاهُ» آن گاه می گوید: «قال أبو جَعْفَر فَهَذَا الْحَدِیثُ صَحِیحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ فی أَحَدٍ من رُوَاتِهِ» (این حدیث سند صحیحی دارد و هیچ کدام از راویان آن مشکلی ندارند)  (شرح مشکل الاثار ـ ج ۵ ـ ص ۱۸)

اما شرح حال جناب آقای طحاوی:

ذهبی در رابطه با او می گوید: «الإمام العلامة الحافظ الکبیر محدث الدیار المصریة» (سیر أعلام النبلاء ـ ج ۱۵ ـ ص ۲۷)

۲ـ حاکم نیشابوری هم چنین نقل می کند: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» و ذکر الحدیث بطوله (او تمام حدیث را ذکر کرده و آن گاه می گوید: ) «هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین» (این حدیث صحیح بوده و هم شرائط صحیح مسلم را دارد و هم صحیح بخاری.) (المستدرک على الصحیحین ـ ج ۳ ـ ص ۴۵۷۶)

ذهبی در رابطه با حاکم نیشابوری می‌ گوید: «الحاکم الحافظ الکبیر امام المحدثین» (او حافظ بزرگ حدیث، و امام محدثین است)  (تذکرة الحفاظ ـ ج ۳ ـ ص ۹۶۲)

ابن خلکان در رابطه با حاکم می‌ گوید: «إمام أهل الحدیث فی عصره» (امام اهل حدیث در عصر خود بوده است) «و المؤلف فیه الکتب التی لم یسبق إلى مثلها» (تالیفات و کتاب هایی دارد که بی سابقه و بی نظیر بوده است.) (وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ـ ج ۴ ـ ص ۲۸۰)

جناب زرکلی وهابی که بزرگ خدمت کننده به وهابیت است در مورد حاکم می‌گوید: «و هو من أعلم الناس بصحیح الحدیث» (از عالم ترین انسان ها به حدیث صحیح آقای حاکم نیشابوری است.) (الأعلام – خیر الدین الزرکلی – ج ۶ ـ ص ۲۲۷)

۳ـ ابو طاهر ضیاء الدین مقدسی متوفای ۶۴۳ همین قضیه را نقل می‌کند که: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره» آن گاه می گوید: «اسناده صحیح» (سندهای این حدیث صحیح  است) (الأحادیث المختارة ـ ج ۲ ـ ص ۱۰۶ – ۱۰۷)

شرح حال آقای مقدسی :

ذهبی در رابطه با ابوطاهر صیاء الدین می‌گوید: «الإمام العالم الحافظ الحجة» (تذکرة الحفاظ ـ ج ۴ ـ ص ۱۱۲۹)

سیوطی هم در رابطه با او چنین می گوید: «جمع کتابا سماه المختارة التزم فیه الصحة» (او کتابی را جمع کرده به نام مختاره و خود را ملزم نموده است که فقط روایت های صحیح را نقل کند) «و ذکر فیه أحادیث لم یسبق إلى تصحیحها» (وی روایت هایی را در این کتاب ذکر کرده که قبل از او کسی به این شکل آن ها را تصحیح نکرده است)  (تدریب الراوی ـ ج ۱ – ص ۱۴۴)

تا اینجا از علمای قبل از این تیمیه ۱۵ نفر را ذکر کردیم که این روایت را نقل کرده اند. برخی از آنها این روایت را صحیح می دانستند و برخی دیگر حتی باب مجزایی در رابطه با آن درست کرده اند.

برخی دیگر از علمای اهل سنت که این روایت را نقل کرده اند:

۱ـ جناب آقای مزی که از علمای بزرگ اهل سنت است و بعضی هم می‌گویندکه شاگرد ابن تیمیه بوده است ایشان در تهذیب الکمال جلد ۱۱ صفحه ۹۰ و ۱۰۰ همین روایت: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» را نقل کرده اند.

۲ـ جناب زیلعی متوفای ۷۶۲ در تخریج الآحادیث جلد ۲ صفحه ۲۳۴ نقل می‌کند.

۳ـ جناب یافعی در مرأة الجنان جلد ۱ صفحه ۱۰۹ نقل می‌کند.

۴ـ ابن کثیر دمشقی که خیلی می‌بالد به ابن تیمیه و خیلی از او دفاع آنچنانی می‌ کند هم در سیره نبویه اش جلد ۴ صفحه ۴۱۶ و هم در البدایة جلد ۵ صفحه ۲۰۹ نقل می‌ کند.

۵ـ جناب هیثمی متوفای ۷۰۷ در مجمع الزوائد جلد ۹ صفحه ۱۰۷ نقل می‌ کند.

۶ـ ابن حجر عسقلانی در المطالب العالیة جلد ۱۶ صفحه ۹۷ نقل می‌ کند.

۷ـ جناب ثعالبی در الجواهر الحسان جلد ۴ صفحه ۹۲ نقل می‌ کند.

۸ـ جناب سیوطی در المنثور جلد ۳ صفحه ۱۰۵ نقل می‌ کند.

۹ـ در جامع الأحادیث ج ۴ صفحه ۴۰۰ و  در تاریخ الخلفاء جلد ۱۶ صفحه ۲۷۰ نقل می‌ کند.

۱۰ـ ابن حجر هیثمی در صواعق المحرقة جلد ۱ صفحه ۱۰۶ نقل می‌ کند.

۱۱ـ متقی هندی در کنز العمال جلد ۵ صفحه ۱۱۴ نقل می‌ کند.

۱۲ـ جناب حلبی در سیره اش جلد ۳ صفحه ۳۳۶ نقل می‌ کند.

۱۳ـ آقای عجلونی متوفای ۱۱۶۲ در کتاب خود جلد ۲ صفحه ۱۶۱ نقل می‌ کند.

۱۴ـ آلوسی در روح المعانی جلد ۶ صفحه ۱۹۵ ایشان هم نقل می‌ کند.

این افراد هم بعد از این  تیمیه به نقل این روایت پرداختند، و در عین  حال هیچ اهمیتی به تکذیب ابن تیمیه نکردند. 

ابن کثیر دمشقی بعد از اینکه در سیره نبویة نقل می‌کند می‌گوید: «و هذا إسناد جید» (این روایت سندهای نیکویی دارد)

آقای هیثمی در مجمع الزوائد همین عبارت را نقل می‌ کند و می‌ گوید: «و رجال احمد ثقاة.» (رجال احمد همگی موثق هستند) وی در جای دیگر از زید بن بثیع چنین نقل می کند: «رواه البزار، و رجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة و هو ثقة.» (رجال آن، رجال صحیحی هستند. غیر از فطر بن خلیفه که موثق است) (مجمع الزوائد ـ ج ۹ ـ ص ۱۰۵)

ابن حجر مکی این روایت را نقل می کند و می ‌گوید: ۳۰ نفر از صحابه این عبارت را نقل کردند و بسیاری از این سندها یا صحیح است یا حسن است. (الصواعق المحرقة ـ ج ۲ ـ ص ۳۵۳)

عاصمه مکی همین مطلب را ذکر کرده و می‌ گوید: «و لفظه عند الطبرانی بسند صحیح» (سمط النجوم العوالی ـ ج ۲ ـ ص ۳۷۹)

جناب عجلونی در کشف الخفاء می‌گوید: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فالحدیث متواتر أو مشهور.» (این حدیث متواتر و یا حداقل مشهور است) (کشف الخفاء ـ ج ۲ ـ ص ۲۵۹۱)

البانی که به قول آقایان بخاری دوران است و متوفای ۱۴۲۰ است می‌ گوید: «من کنت مولاه فهذا مولا اللهم وال من والاه و عاد من عاداه …. إسناده صحیح على شرط البخاری.»

 تا اینجا نظر علمای اهل سنت در رابطه با این حدیث را ذکر کردیم  و گفتیم که چگونه چنین حدیثی را نقل کرده و اذعان  به صحت سند آن و حتی برخی اذعان به تواتر آن داشتند. حالا اهل انصاف تمام این کلمات را یک طرف بگذارند و سخن سخیف ابن تیمیه را ـ که می گوید: هیچ شکی در دروغ بودن آن داریم ـ طرف دیگر قرار دهند و به قضاوت بنشینند!

ابن حجر مکی در الصواعق المحرقة وقتی حدیث « من کنت مولاه …» را مطرح می کند، می گوید:  «حدیث صحیح لا مریة» آن گاه با بی اعتنایی  و تحقیر ابن تیمیه  می گوید: «و قول بعضهم إن زیادة اللهم وال من والاه الخ موضوعة مردود» (سخن بعضی ها که می گویند قسمت اللهم وال من والاه و عاد من عاداه جعلی است، سخنی مردود می باشد.) «فقد ورد ذلک من طرق صحح الذهبی کثیرا منها» (این روایت از راه هایی وارد شده و که ذهبی بسیاری از آن  ها را صحیح دانسته است) (الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ـ ج ۱ ـ ص ۱۰۷، و ص۱۶۴)

جناب ملاعلی قاری که از علمای بزرگ احناف است. او هم سخنی همانند سخن ابن حجر مکی نقل می کند. «و قول بعضهم إن زیادة اللهم وال من والاة إلى آخره موضوعة مردود» و این از طرق مختلفی که ذهبی بسیاری از آنها را تصحیح کرده وارد شده است.

جناب برهان الدین حلبی متوفای ۱۰۴۴ است. ایشان هم می‌گوید: «اینکه آمدند گفتند اللهم وال من والاه، جعلی است این کاملا مردود است و از طرق مختلف آمده است.» (السیرة الحلبیة ـ ج ۳ ـ ص ۳۳۶)

جالب اینجاست البانی که خدمت گذار حلقه به گوش وهابیت است و بخاری معاصر هم می باشد، و از سویی بن باز در وصف وی می‌گوید: «امام الحدیث» چنین می گوید: «أن حدیث الترجمة» (همان حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه) «حدیث صحیح بشطریه» (حدیث صحیحی است با هر دو قسمش) «بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه و سلم» (این قسمت اول من کنت مولاه فعلی مولاه متواتر است) «کما ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه» (خیلی روشن است برای کسی که سند روایت را بررسی کند)  

گزیده ای از سخنان آیت الله حسینی قزوینی در شبکه ی ولایت (برگرفته از سایت ولی عصر با تلخیص، ویرایش و اندکی تصرف)

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 2
  • بازدیدکننده امروز: 374
  • بازدید کننده دیروز: 257
  • بازدید هفته: 993
  • بازدید ماه: 993
  • بازدید سال: 1397226
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: خرداد ۷, ۱۳۹۶
عکس های متنوع تصادفی