×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا اگر مولا به معنای خلیفه باشد، تناقض پیش نمی آید؟!

منظور از کلام امام علی (علیه السلام)  که فرمود «دعونی والتمسوا غیری» چیست؟  

بيننده: عثمان از زاهدان

  سؤال: مي خواستم درباره خلافت مولا علي صحبت کنم و حديث غدير و معني کلمه مولي که در حديث آمده. مي گويند اگر ولي يا مولي در حديث غدير به معني خليفه و جانشين باشد به هيچ وجه معني آن درست در نمي آيد چون ترجمه آن اين مي شود که هرکسي که من خليفه او هستم علي هم خليفه اوست. حالا بگوييد که آيا رسول الله خليفه چه کسي از امتش بود که او را با اين الفاظ خطاب مي کنيد؟

جواب استاد قزويني:

بفرماييد کلمه مولي يعني چه؟ يعني کلمه مولي در من کنت مولاه يعني چه؟ شما چطوري معني کرديد؟

بيننده:

اگر ولي و مولي به معني امام و امير گرفته شود باز هم معني صحيح از حديث استخراج نمي شود چون در اون صورت ترجمه حديث اين چنين مي شود که هر کسي که من امير و امام او هستم علي هم امير و امام اوست در حالي که ۲ نفر در يک زمان هرگز امير و امام نمي شوند بالاخص وقتي که يکي از آن دو امير، رسول الله باشد اما معني دوستي و سروري يک ترجمه سالم و بي نقص است چون دوستي علي رضي الله عنه بلکه دوستي همه صحابه به طور هم زمان در يک قلب نه تنها امکان پذير بلکه واجب و ضروري است.

استاد قزويني:

ببينيد برادر عزيزم يک دفعه اين است که پيغمبر اکرم مي خواهد علي بن ابيطالب را امامت و خلافتش را در عرض امامت و خلافتش قرار دهد که فرمايش حضرت عالي صحيح است ولي اگر در طول قرار دهد.

من کنت وليه فعلي وليه ،علي ولي کل مومن بعدي

که حداقل من ۵۰ تا روايت شما همين الان مستدرک حاکم نيشابوري را باز کن جلد ۳ صفحه ۱۱۰ که پيغمبر فرمود:

ان عليا ولي کل مومن بعدي

يا نه در عبارت هاي ديگر که مؤيد اين قضيه هست:

انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لانبي بعدي

المستدرك – الحاكم النيشابوري – ج ۲ ص ۳۳۷

مجمع الزوائد – الهيثمي – ج ۹ ص ۱۰۹

ببينيد کلمه بعد که در خيلي از روايات آمده مفسر است همان طوري که آيات قرآن يک ديگر را تفسير مي کند کلمات پيامبر هم عزيزم يک ديگر را تفسير مي کند وقتي که حضرت موسي هارون را به عنوان خليفه و وصي خودش قرار مي دهد آيا اين معنايش اين است که دو تا پيامبر در يک زمان در يک زمان هستند يانه وقتي که نبوت حضرت موسي تمام مي شود دوران نبوت حضرت هارون آغاز مي شود؟

مجري:

مضافا بر اينکه قبل از خطبه غدير حضرت دارد مي گويد که:

يوشک أن يدعي

نزديک است که من دعوت حق را اجابت کنم. يعني من مي خواهم از دنيا بروم نمي خواهم امر مردم را همين طوري يله و رها بگذارم بايد امامت بعد از خود را مطرح کنم چرا به اين عبارت آورده که من نزديک است که دعوت رب را اجابت کنم و بروم؟ خوب اين عبارت دليل بر همين قضيه است و همين را مي گويد.

بيننده:

در نهج البلاغه خطبه۵ آمده است که وقتي رسول خدا رحلت نمود حضرت عباس و ابوسفيان خواستند حضرت علي اجازه دهد تا با ايشان بيعت کنند اما آن حضرت فرمودند: اي مردم امواج فتنه ها را با کشتي هاي نجات بشکافيد و از راه مخالفت منحرف نشويد. در اينجا هم سوال مطرح مي شود که چرا ايشان اين تقاضاي آن ۲ را فتنه و نتيجه اختلاس گفت و نفرمود حديث غدير سند محکم خلافت و امامت من است. رسول خدا که نمي توانستند در مرض وفات به مسجد بروند و ايشان ابوبکر را مقدم کردند.

استاد قزويني:

ببينيد آقا جان برادر عزيزم داري قاطي مي کني همه چيز را. ببينيد شما بحث نماز را جدا و بحث غدير را جدا مطرح کنيد. شما بحث غدير را گفتيد مي فرماييد بر اينکه ابوسفيان آمد و همچين پيشنهادي کرد ابوسفيان دنبال فتنه گري بود. ابوسفيان به هنگام رحلت پيامبر در مدينه نبود وقتي آمد دنبال اين بود که فتنه گري کند و وقتي که آمد به امير المؤمنين گفت: که دستت را بده تا بيعت کنم با تو و اين آدم رذل و پست(ابوبکر) که آمده خود را خليفه کرده من حاضرم تمام کوچه هاي مدينه را مملو از سپاه و نيرو کنم و اين ارذل الناس را نابود کنم

بيننده:

اين سخناني که شما مي گوييد از ابوسفيان نقل شده؟

استاد قزويني:

بله بله از ابوسفيان نقل شده. همون روايتي که حضرت عالي داريد در همان روايت است. اولا اينکه سند اين روايات ضعيف است و ثانيا امير المؤمنين فرمود به ابوسفيان تو کي خير خواه اسلام بودي که امروز آمدي براي خير خواهي اسلام مي خواهي با من بيعت کني؟ ببينيد برادر من اول اينکه اين روايتي که نقل کرديد سند ندارد و ثانيا سند هم داشته باشد ابوسفياني که مي گويد: اين ارذلي که آمده چنين کرده من حاضرم تمام کوچه هاي مدينه را مملو از سپاه بکنم و جوي خون را بياندازم و نگذارم ايشان خلافت کند.

بيننده:

مي گويند پس از شهادت عثمان رضي الله عنه هربار که مردم براي قبولاندن حضرت علي براي خلافت مي آمدند ايشان از قبول آن به دلايلي متقيانه شانه خالي مي کرد در حالي که طبق دستور رسول خدا در غديرخم ايشان خليفه اصلي و اول ايشان بود خوب مي بايست حضرت استفاده مي کرد تا خلافت را تحت اختيار خود در مي آورد و يک جاي ديگر يکي از بزرگترين و گوياترين دلايل حقانيت خلافت خلفاي پيش از مولا علي اظهار محبت حضرت علي به ايشان است و تاييد بر خلافتشان. اگر از رسول خدا عهدي در نزد من بود هرگز اجازه نمي دادم

استاد قزويني:

ببينيد آقا عثمان باز هم داريد قاطي مي کنيد  ما مي گوييم اللهم بير بير. ببينيد شما فرموديد بعد از قضيه قتل عثمان آمدند با حضرت علي بيعت کنند ولي علي زير بار بيعت نرفت. خطبه۹۱ نهج البلاغه است. حداقل شما اگر تا به حال نديديد اگر نهج البلاغه داريد برويد ببينيد و اگر نداريد از سايت هاي مختلف بگيريد.

وقتي آمدند با امير المؤمنين بيعت کنند به او گفتند که با تو بيعت مي کنيم که ما سهمي داشته باشيم. طلحه و زبير گفتند که با شرط بيعت مي کنند. امير المؤمنين مي فرمايد:

دعوني

اگر مي خواهيد مشروط با من بيعت کنيد مرا رها کنيد

والتمسوا غيري

سراغ ديگران برويد . ذيل عبارت علي را ببينيد مي فرمايد:

فإنا مستقبلون أمرا له وجوه وله ألوان

من آينده را تاريک مي بينم من آينده را توأم با توطئه مي بينم

لا تقوم به القلوب ولا تثبت عليه العقول

الكامل في التاريخ – ابن الأثير – ج ۳ ص ۱۹۳

          در آينده فتنه هايي ايجاد مي شود که عقل ها سر گردان است و قلب ها تاريک مي شود

وإن الآفاق قد أقامت

در طول گذشته در اثر بدعت هايي که انجام شده آفاق و افق هاي اسلامي همه تاريک شده

والمحجة قد تنکرت

اون حقايق اسلامي دارد انکار مي شود

واعلموا

مردم بدانيد

أني إن أجبتكم

اگر من خلافت را بپذيرم

ركبت بكم ما أعلم

          آنچه من تشخيص مي دهم انجام مي دهم

 ولم أصغ إلى قول القائل وعتب العاتب

حرف هيچ احدي قبول نمي کنم.

نهج البلاغة – خطب الإمام علي ( ع ) – ج ۱ ص ۱۸۲

بفرماييد اين جمله امير المؤمنين کجايش اشکال دارد؟

مجري:

بفرماييد…….

مثل اينکه قطع شده.

گزیده ای از سخنان آیت الله حسینی قزوینی در شبکه ی ولایت (برگرفته از سایت ولی عصر)

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question