بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

سرّ استفاده از ضمیرهای مختلف در اشاره به قرآن چیست؟ 

در قرآن کریم، از واژۀ «کتاب»(قرآن) به سه طریق یاد شده:

۱ ـ گاهی بدون اسم اشاره یاد شده: «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتاب»[۱]

۲ ـ گاهی با اشارۀ نزدیک: «وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَک»[۲]

۳ ـ و گاهی نیز با اشارۀ دور: «ذلِکَ الْکِتاب»[۳]، «تِلْکَ آیاتُ الْکِتاب»[۴]

سرّ این تعبیرهای متفاوت در چیست؟

سرّ این تفاوت تعبیر آن است که قرآن کریم حقیقتی گسترده است که مراحلی به هم پیوسته دارد که:

۱ ـ مرحلۀ نازله اش در دست انسانهاست: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزیلا»[۵]

۲ ـ مرحلۀ متوسط آن در دست فرشتگان بزرگوار و نیز نیکوکار الهی  است: «بِأَیْدی سَفَرَةٍ * کِرامٍ بَرَرَةٍ»[۶]

۳ ـ مرحلۀ عالیۀ آن نیز نزد خدای سبحان است: «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فی‏ أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ»؛ «که ما آن را قرآنى فصیح و عربى قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید! * و آن در «أمّ الکتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپایه و استوار است!»[۷]

همۀ مراحل یاد شده با هم است و هیچ تفکیکی بین آن ها راه ندارد.

قرآن کریم همان حبل الهی است که انسان ها به اعتصام به آن فرا خوانده شده اند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»[۸] و یک سوی این حبل، عربی مبین است که در میان ما انسان هاست و سوی دیگر آن در ام الکتاب و مقامی بس والا دارد: «إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ الثَّقَلُ الْأَکْبَرُ الْقُرْآنُ وَ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ عِتْرَتِی وَ أَهْلُ بَیْتِی هُمَا حَبْلُ اللَّهِ مَمْدُودٌ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَمْ تَضِلُّوا سَبَبٌ مِنْهُ بِیَدِ اللَّهِ وَ سَبَبٌ بِأَیْدِیکُم‏»[۹]

مراحل گوناگون قرآن کریم مصحح اشارات مختلف به ان حقیقت واحد است.

ظاهر قرآن که قابل خواندن و نوشتن است و انسان ها در خدمت آن هستند، مشارٌ الیه «هذا» است.

باطن و ریشۀ قرآن که نزد خدا (لدی الله) است، مشارٌ الیه «ذلک» است.

و چون باطن قرآن از ظاهرش جدا نیست، می توان به همین قرآن خواندنی به اعتبار مقام برتر آن، اشارۀ بعید کرد. و گفت: «ذلک الکتاب»  

(برگرفته از تفسیر تسنیم، ج۲، ص۱۳۳ ـ ۱۳۵) 


[۱] . آل عمران، آیۀ۷٫

[۲] . انعام، آیات ۹۲ و ۱۵۵٫

[۳] . بقره، آیۀ۲٫

[۴] . یوسف، آیۀ۱٫

[۵] . انسان، آیۀ۲۳٫

[۶] . عبس، آیۀ۱۵ ـ ۱۶٫

[۷] . زخرف، آیۀ۳ ـ ۴٫

[۸] . آل عمران، آیۀ۱۰۳٫ ل عمر

[۹] . بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۰۲٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 1837
  • بازدید دیروز: 4869
  • بازدید سال: 1658330
  • کل نوشته‌ها: 1275
  • کل دیدگاه‌ها: 3812
عکس های متنوع تصادفی