×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحيم

سؤال: سال اوّل دبيرستان هستم. به پسري علاقمند شدم و او هم به من علاقمند است. تا به حال با هيچ پسري دوست نشدم و به تقاضاهاي دوستي او هم پاسخ منفي دادم. دوستانم هم مدام از آن پسر تعريف مي­ کنند. مي­ خواستم بدانم اگر آن پسر به خواستگاري من بيايد قبول کنم يا نه؟ از طرف ديگر هم مي خواهم به او بگويم که واقعا دوستش دارم، زيرا صبرم تمام شده. به نظر شما بگويم يا نگويم؟

جواب: خواهرم! از اين که اين موضوع را تا به حال به او نگفته ­ايد و با صحبت با نامحرم، گوهر عفت خود را به سادگي از دست نداده ­ايد، خوشحالم و اميدوارم با توکل بر خدا اين حالت را همچنان داشته باشيد، اما از اين که محبت يک نامحرم را در دل قرار داده و به او مي ­انديشيد ابراز تأسف مي­ کنم. اين محبت براي شما که دختر نوجواني هستيد بسيار خطرناک است و مشکلات فراواني براي شما ايجاد خواهد کرد.

فکر اين پسر آن­ قدر شما را اسير خود کرده که روزگار خود را در خيال­ بافي سپري مي­ کنيد و مدام به او مي­ انديشيد. اگر بخواهيد کماکان به اين افکار ادامه دهيد و ياد او را در دل خود زنده نگه داريد، روزگار سخت ­تري در پيش روي خود خواهيد داشت و به حالت ­هايي مي ­رسيد که به برخي از آن­ ها اشاره مي­شود:

غم و اندوه بسيار شديد.  

اضطراب و تپش قلب شديد.  

بي­ حوصله­ گي و نا اميدي نسبت به آينده.

عصبانيت و بد اخلاقي با ديگران.    

از بين رفتن شخصيت و عزّت نفس.

کسي که چنين محبت ­هايي در دل دارد، همه­ وجود خود را صرف طرف مقابل مي­کند و حاضر است براي از دست ندادن او به انوع و اقسام ذلت و خواري تن دهد. گمان نکنم دوست داشته باشيد گرفتار اين نوع مشکلات شويد، و جواني خود را در غم و اندوه و افسردگي سپري کنيد. پس مراقب افکار و رفتار خود باشيد. و به اين نکات عمل کنيد:

۱٫ به هر ترتيبي که شده فکر او را از سر بيرون کنيد و ديگر به او نينديشيد. فکر کردن به او موجب مي­شود تا ريسمان اسارت شما محکم­ تر شده و روز به روز، به اين مشکلات نزديک تر شويد. درست است که فکر او ناخود آگاه در ذهن شما قرار مي­ گيرد اما سعي کنيد

۲٫ وقتي همکلاسي ­هاي شما در مورد آن پسر صحبت مي­کنند در واقع آتش دروني شما را شعله ­ور تر مي ­سازند. اين کار نه تنها نفعي به حال شما ندارد، بلکه موجب مي­شود تا ريسمان اسارت شما محکم تر شده و در تنهايي بيشتري فرو رويد. لذا از آن ­ها در مورد او چيزي نپرسيد و به آن ها بگوييد که حرفي از او به ميان نياورند.  

۳٫ ممکن است شيطان به شما بگويد: «اين علاقه، با علاقه­ هاي ديگر متفاوت است و هرگز در دام اين مشکلات نمي ­افتيد»! مراقب باشيد که دنبال حرف شيطان نرويد و با ادامه­ ي اين حالت خود را گرفتار نسازيد. اگر گرفتار محبت او شويد ممکن است ماه­ها و سال­ها افسرده بمانيد و رهايي از آن هم براي شما بسيار سخت باشد.

۴٫ هرگز به فکر صحبت کردن با او نباشيد. اين کار موجب مي­شود تا در دام دوستي با نامحرم افتاده و از درگاه مهر الهي دور شويد. توجه داشته باشيد که اگر خداوند از انسان روي برگرداند، درهاي سعادت به روي او بسته خواهد شد و با دوري از خداوند، روز به روز در باتلاق گمراهي سرگردان­ تر مي­شود.

۵٫ براي رهايي از اين محبت به خدا توکل کنيد و بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر هفتاد بار بگوييد: «أستَغفِر اللهَ ربّي و أتوبُ إلَيه».

۶٫ يکي از آثار اين محبت، آن است که شخصيت فوق العاده ­اي براي او قائليد و گمان مي­ کنيد که او از آسمان افتاده و هيج کس همتاي او نيست! اين افکار تماما!ً زاييده ­ي محبتي است که شيطان در دل شما انداخته؛ لذا اعتنايي به آن نکنيد و سعي کنيد خود و نوجواني خود را از اين دام بزرگ نجات دهيد.

۷٫ مطمئن باشيد اگر همه­ ي سعي خود را براي فراموشي او به کار گيريد و به هيچ وجه به او نينديشيد به زودي از دام عشق او نجات يافته و طعم خوش آزادي را خواهيد چشيد.

به اميد آن روز!  

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question