بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال: خیلی از دنیا و خودم بیزارم؛ چرا من اصلا شوقی برای باقی ماندن و یا زنده ماندن ندارم؟ به نظرم انسان مفیدی نیستم و به درد هیچ کاری نمی­ خورم. چگونه از خدا طلب مغفرت کنم، و چگونه از این حس نجات پیدا کنم؟

جواب: یکی از نعمت­ هایی که خداوند متعال به ما عنایت فرموده، نعمت عزّت و کرامت نفس است. ما در صورتی می­ توانیم به این نعمت بزرگ دست پیدا کنیم که به وظایف خود در قبال دیگران به خوبی عمل کنیم و توانایی ­های خود را به نمایش بگذاریم.

ما در برابر خداوند وظیفه داریم که واجبات دینی را انجام دهیم و از انجام کار حرام خودداری کنیم. در خانه وظیفه داریم که والدین را دوست داشته باشیم و به آن ­ها خدمت کنیم. در مدرسه وظیفه داریم خوب درس بخوانیم و تکالیف خود را انجام دهیم. وقتی با دقت، به وظایف خود عمل کردیم، قطعا احساس خوش آیندی نسبت به خود داریم و به وجودخود افتخار می­ کنیم. اما اگر در انجام وظایف زندگی خود کوتاهی کنیم و به جای انجام آن کارها، به تنبلی و بی­حالی روی آوریم، آخر شب با مرور کردن رفتار روزمره متوجه می­ شویم که کار چندان مثبتی انجام نداده و نسبت به خود احساس خوبی نداریم. طبیعی است که در چنین صورتی دیگران هم نظر مساعدی نسبت به ما ندارند و سعی می­کنند از ما دوری نمایند. در مدرسه با معلم و همکلاسی­ ها مشکل داریم، در خانه با والدین و خواهر و برادر و در درون هم با خودمان!

راه­ کار: توجه داشته باشید که اگر تاکنون به هر دلیلی نسبت به خود احساس خوش آیندی نداشته­ اید، اگر احساس می­ کنید همانند دیگران نمی­ توانید موفّق باشید، اگر احساس می­ کنید در مدرسه و خانه مورد اذیت قرار گرفته ­اید، مطمن باشید که می ­توانید با یک برنامه­ ریزی صحیح و امید وافر به لطف الهی و آینده­ی روشن، مسیر زندگی خود را تغییر دهید و با اعتماد به نفس، به توانایی ­های خود پی ببرید. مطمئن باشید که اگر قدری سعی و تلاش داشته و به توانمندی­ های خدادادی خود ایمان داشته باشید، در این صورت خواهید توانست مشکلات را پشت سر گذاشته و قدم در آینده­ ی بهتری بگذارید.

روزی در تابلوی اعلانات اداره­ای نوشتند: «یکی از همکاران شما که مانع موفقیت شما بوده از دنیا رفته است. برای تشییع جنازه­ ی او رأس ساعت ده در سالن اجتماعات حاضر شوید». کارمندان اداره ساعت ده به سالن اجتماعات رفتند و نگران بودند که ببینند او کدام همکارشان است! وقتی روی تابوت را کنار زدند، دیدند آیینه ­ای توی تابوت گذاشته ­اند و کاغذی هم کنار آن است. روی کاغذ نوشته شده بود: «تنها مانع موفقیت شما، خودتان هستید»! کم نیستند انسان­ هایی که در برهه­ ای از زمان، به علت نشناختن توانمندی­ های خدادادی خود، دچار مشکل شده بودند، اما با همّت و تلاش و توکل بر خداوند متعال به موفقیت­ های چشم­ گیری دست پیدا کرده­ اند.

توجه داشته باشید همان ­گونه که هر گلی بویی دارد، هر انسانی هم توانایی­ های خاصی دارد. شما بهتر است به جای تمرکز منفی در توانمندی­ های دیگران و مقایسه­ ی آن ­ها با ناتوانی خود، در توانمندی­ های خود متمرکز شوید و سعی کنید با خودباوری و اتکاء به نیرویی که خداوند در هر انسانی به ودیعت گذاشته، آن­ ها را تقویت کنید. لازم نیست ما همانند دیگران شویم؛ بلکه ما باید همانند خود شویم و قدر توانمندی ­های خود را بهتر بدانیم.

نکته­ ی دیگری که لازم است خدمت شما مطرح کنیم مطالعه­ ی زندگی ­نامه­ ی بزرگان است. وقتی شما زندگی ­نامه­ ی افرادی چون آیت الله بهجت، آیت الله قاضی، آیت الله انصاری همدانی و امثال آن­ ها را مطالعه می­ کنید، در واقع زندگی­ نامه ­ی خود را مطالعه کرده­اید. آن  ­ها هم مثل ما انسان بودند و در میان ما زندگی می­ کردند. توانمندی ­هایی که در آن ­ها می­ بینیم در وجود ما هم وجود دارد، منتهی آن­ ها با تلاش و همت توانمندی ­های بالقوه­ ی خود را بالفعل کردند و ما هنوز توانمندی­ های خود را بالقوه می ­بینیم. وقتی به زندگی آن ­ها نگاه می­ کنیم تازه متوجه نیروی درونی خود می­ شویم و دلمان به حال خودِ فراموشی شده­ ی خودمان تنگ می­ شود! وقتی به آن­ها نگاه می­کنیم افق دیگری را فرار روی خود روشن می­ بینیم و با اشتیاق و انگیزه­ ای قوی به سوی آن افق نورانی حرکت می­ کنیم.  

امیدوارم که شما هم با برنامه­ ریزی دقیق و ایمان به لطف خدای متعال بتوانید امیدوارانه به زندگی خود ادامه دهید و بخصوص در عرصه­ ی «بندگی خدای متعال» به موفقیت­ های چشمگیری دست یابید.  

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

3 پاسخ به سؤالات جوانان (۱۷) احساس بی ارزشی و افسردگی

  • رها

    من تو حزه ی موسیقی مهارت دارم الان با این وضع فرهنگی با این همه مشکلاتی که سازمان فرهنگ و ارشاد پیش رویس هنرمندا قرار میده تصمیم و فکرم رو درسم گذاشتم ولی میدونم حسرت اینو میخورم که اگ تو فلان کشور غربی با هلاکت زندگی کنم برم اونجا دربدری بکشم برای هنرم ی افق روشنی جلو چشام حد اقل میبینم و ب اینده هنریم مثبت می اندیشم طور خدا شما شبهات هنری را درمورد بد یا خوب بودن موسیقی به گوش مسولین مملکتی برسانید چون راه پیشرفت تو ایران شده پول و ضدو بند اصا فرد نگری نیست توان مندی های افراد به خاطر موقعیت خانوادگی و نسبیتی مورد کم محلی قرار گرفته

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۹۳ ۰۹:۲۳:

    سلام بر شما
    با توجه به این که پاسخگویی به سؤال شما نیازمند به سؤال و جواب هایی است لازم است که با بنده تماس بگیرید
    ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • یه دختر مهربون

    بعضی وقتا احساس بی ارزشی می کنم مثلا وقتی به مجلسی می روم احساس می کنم اضافه هستم و می خواهم هرچه زودتر به خانه برگردم احساس می کنم هیچ کس من را دوست ندارد و… کمکم کنید دیگه خسته شدم

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 460
  • بازدید دیروز: 4318
  • بازدید سال: 1622313
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی