×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم پریسا

سلام..من پدرومادرمو خیلی دوست دارم و باهاشون خوب برخورد میکنم اما وقتایی که عصبانی میشم ناخودآگاه سرشون داد میکشم مخصوصا پدرم.چون هردومون میخایم حرف حرفِ خودمون باشه وبخاطرهمینم خیلی اذیت میشم.هرموقع باپدرم دعوامممیشه شروع میکنه به فحاشی ومن نمیتونم ساکت باشم وشروع میکنم دادوبیداد..حتی پدرم خیلی وقتا منو تو جمع خورد میکنه وبرعکس بقیه فامیل که همیشه ازبچه هاشون تعریف وتمجید میکنن پدرمن اینکارو نمیکنه یا اگرم تعریفی بکنه که موفقیت من باشه پز خودشو میده وازلحاظ شخصیتی هیچ وقت بزرگم نکرده بلکه کوچیکم کرده..من توجمع بی حرمتی نمیکنم بهش ولی وقتی تنهامیشیم میگم این کارت درست نیس واونم شروع میکنه به زدن حرف های تکراری که من درست میگم وازاین حرفا.این موضوع داره دیوونم میکنه..نمیدونم چکار کنم..دیروزم توجمع منو خورد کرد جلوی کسی که نمیخاستم اینکارو کنه وشب باهم دعوامون شد ومن تودلم مدام میگفتم ازهمتون متنفرمو حالم ازتون بهم میخوره..ولی امروز صبح بخاطرحرف هایی که زدم پشیمونم و طلب بخشش ازخدا کردم..بااینکه پدرم میدونم عادتشو هیچوقت ترک نمیکنه ولی میخام بدونم اگه ناخواسته سرشون داد بکشم و طلب استغفارکنم و بعدا ازخودشون معذرت بخوام خدامنو میبخشه؟؟

جواب

سلام بر شما
اگر استغفار کنید و از پدرتون عذرخواهی کنید و دلش را به دست آورید، خیلی خوب است. اما به هر حال گناه اثر خودش را در انسان می گذارد. اثری ک هشاید به راحتی قابل پاک کردن نباشد.
بهتر است که تمرین کنید تا در مقابل رفتارهای پدرتان این گونه واکنش نشان ندهید. برای این منظور:
معنویت خود را بیشتر کنید. توچه بهتری به نماز کنید و مشغول یاد خداوند باشید. با یا نکار سعۀ صدر شما بیشتر می شود و صبر و شکیبایی شما افزون می گردد.
به جای فکر کردن به وظیفۀ پدر، به فکر وظیفۀ خود باشید.
همواه توجه کنید که این پدر نیست که شما را خورد می کند، بلکه خود انسان و اعمالش است که او را خورد می کند. اگر در برابر گفته ای ناروای پدر شکیبایی کنید، خداوند شما را عزیز می کند(ان العزۀ لله جمیعا) اما اگر شکیبایی را از دست بدهید و گفتار و رفتار ناروا داشته باشید، همین گفتار و عکس العمل ناب ه جای شماست که موجب ذلت و کوچکی شما خواهد شد. (تعز من تشاء و تذل من تشاء)
در موارد عادی تلاش کنید که عادت “حرف، حرف خودم باشه” را کنار بگذارید؛ یعنی از حرف و خواستۀ خودتان به خاطر دیگران کوتاه بیایید و سعی کنید به جای تمرکز بر روی این شعار، فکر و اندیشۀ خود را رشد دهید و به مطالب ارزشمند و واقعی نیندیشید. مثلا فکر کنید که حاللا فرض کن حرف، حرف کن شد. که چی؟! آیا چیزی به شما افزوده می شود؟! آیا نزد آسمانیان عزیزتر می شوید؟! خیر. پس باید به چیزهایی فکر کنید که برای شما ارزش و اعتبار واقعی است. به فکر گناهان خود باشید. به فکر عبادت های خود اباشید. به فکر نوع رابطۀ خود با دیگران باشید.
به عبارت دیگر وقتی دیگران عزت و ارزش خود را در این می دانند که حرف، حرف خودشان باشد، شما عزت و ارزش خود را در این بدانید که خوب بندگی خداوند را بکنید و وظایف خود را به نحو احسن انجام دهید.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question