بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم شیوا

سلام / سوال دیگه ای که دارم اینه که خیلی زیاد به یاد مرگم و واقعیت اینه که می ترسم از مرگ. مخصوصا وقتایی که تنهام.خیلی دعاها رو نوشتم همراهم میذارم اما تاثیری نداره.چکار کنم ترسم بریزه؟ البته الان خیلی بهتر شدم نسبت به چند سال پیش اما باز هست تو وجودم.
ممنونم که وقت گرانبهاتون رو در اختیار ما قرار میدید.

اجرتون با مولا علی

جواب

سلام بر شما

علت وحشت ما از مرگ دو چیز است،

۱ ـ دوری از خداوند به خاطر گناه و معصیت است.

۲ ـ  تصور نادرست از مرگ است. 

در خصوص علت اول، باید با اعمال صالح و دوری از گناه، تقوای الهی را در درون خود نهادینه کنیم . وقتی تقوا پیشه شدیم و زمانی که تاریکی های گناه از دورنمان رخت بر بست، با چشم دل نظاره گر خدای متعال و شیفتۀ اوصاف و زیبایی هایش خواهیم بود. محبت به خداوند در درونمان موج می زند و شیفتۀ لقای او می شویم.  

در خصوص علت دوم، باید نگرش درستی نسبت به مرگ داشته باشیم. نوزادی که از رحم مادر بیرون می رود و متولد در دنیا می شود، در واقع از عالم رحیم می میرد و متولد در درنیا می شود. حال، سؤال بنده از شما این است که آیا چنین مرگی وحشتناک است؟! ما که به خوبی می دانیم این نوزاد وارد چه عالم بزرگی شده، طبیعتا مرگ در رحم را وحشتناک نمی دانیم. اما نوزادی که با رحم مادر انس گرفته، بیرون رفتن از رحم را وحشت ناک می بیند. به همین دلیل است که می فرمایند: «سخت ترین روزها برای فرزند آدم چند روز است، رزوی که متولد میشود و روزی که می میرد» این سختی، به خاطر نگرش نادرست کودک نسبت به بیرون رفتن از عالم رحم است. او به دلیل این که نمی داند دنیا کجاست، از ورود به آن جا وحشت دارد.

دنیا هم نسبت به برزخ و آخرت، همانند رحم است. دنیا رحمی برای ورود ما به عالم برزخ است. وقتی از دنیا می میریم، در عالم بزرخ متولد می شویم. عالم برزخ ویژگی های باشکوهی دارد. تمام خستگی ها و ملال هی ما به دلیل آن است که روحمان اسیر جسم خاکی است. وقتی این روح از کالبد جسم رها شد، دیگر چنین خستگی و ملالی را تحمل نمی کند و به یکباره خود را در عالم با شکوهی می بیند که با تمام وجود احساس راحتی و آسایش می کند. درست همانند کودکی که از رحم تنگ، به دنیای بزرگ و زیبا آمده است.

البته قبول دارم که برخی افراد همین برزخ باشکوه و زیبا را به کام خود تلخ می کنند. این تلخی به خاطر ماهیت برزخ نیست، بلکه به خاطر اعمال نادرستی است که خود آن ها انجام داده اند.

ماحصل کلام این که وقتی در بستر عبادت و بندگی، بندۀ با تقوایی شدیم، مرگ را رسیدن به معشوق می دانیم. مرگ را قرار گرفتن در آغوش خدایی می دانیم که مهر و محبتش در حق ما وصف ناپذیر است.

موفق باشید. 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

1 پاسخ به پاسخ به سؤالات/ چه کار کنم که از یاد مرگ، ترس و وحشت نداشته باشم؟

  • شیوا

    سلام،ممنونم از پاسختون امیدوارم همه ی ما روزی به جایی برسیم که آرزوی دیدار با خدا رو بکنیم.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 1862
  • بازدید دیروز: 4133
  • بازدید سال: 1557583
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی