بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم ریحان

سلام .

من هم سوالی دارم و ازتون میخ وام کمکم کنین .

دختری هستم ک مشکل ازدواج دارم؛ یعنی هر خواستگاری میاد، ب جلسه بعدی نمیرسه که میره و منصرف میشه .

مشکل ظاهری ندارم و خانواده ابرو مندی هستیم، اما نمیدونم چرا؟!

تو رو خدا دعا کنین برام و لطفا برام بفرستین باید چ کار کنم؟!

جواب:

سلام بر شما

خواهرم! در رابطه با این مشکل، به سه مطلب اشاره می کنم:   

مطلب اول: ممکن است خواستگارها با مسأله ای منفی مواجه میشن که شما از اون غافل هستید.

به عنوان نمونه: نوع صحبت کردن، و لحن گفتگو با خواستگار.

روزی با خانمی مشاوره داشتم که همین مشکل را مطرح می کرد. در ضمن صحبت ها می دیدم که خیلی مقتدارنه صحبت می کند.

به او گفتم: اگر در مجلس خواستگاری هم، اینگونه صحبت می کنی، احتمال زیاد بدهید که علت فرار خواستگارها، همین نوع گفتار است. مردها دوست دارند همسری برگزینند که رفتاری زنانه داشته باشد، نه این که در خانه با اقتدار مردانه رفتار کند.

هر چند که در اسلام به خانم ها سفارش شده که در مقابل نامحرم، صدای خود را ضخیم و مردانه کنند، اما لحن صحبت در مجلس خواستگاری باید طبیعی باشد؛ یعنی، نه با ناز و عشوه صحبت شود و نه با اقتدار و ضخامت. علتش هم این است که خواستگار بنا دارد در مجلس خواستگاری پی به روحیات خانم ببرد. صحبت غیرطبیعی موجب می شود که در ذهن خواستگار، تصور نادرستی از خانم ایجاد شود.

مطلب دوم: گاهی اوقات می بینیم که شخص یا اشخاصی با خانواده، بنای دشمنی یا حسادت دارند. این گونه افراد، هنگام تحقیق خواستگار، با ارائۀ اطلاعات نادرست و مغرضانه، خواستگارها را فراری می دهند.

در چنین صورتی دو راه کار پیشنهاد می شود:

  1. تا جایی که امکان دارد، افراد متفرقه را در جریان خواستگاری قرار ندهید.
  2. اگر خواستگار مورد پسند شما بود، به گونه ای صحیح، موضوع را با آن ها در میان بگذارید و بگویید که در تحقیقات خود دقت بیشتری داشته باشند.

 مطلب سوم: ممکن است که ریشۀ مشکل، هیچ کدام از مسائل ذکر شده نباشد. در این صورت، سعی کنید «توکل» به خداوند، و «توسل» به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) داشته باشید.

حضرت آیت الله بهجت سفارش می کردند که صبح های جمعه نماز جعفر طیار را بخوانید. شما هم سعی کنید برای مدتی این کار را انجام دهید. همچنین  توسل به ائمۀ معصومین، خصوصا امام جواد (علیه السلام) داشته باشید. و از آن ها خاضعانه بخواهید که مشکلتون رو حل کنند و خواستگار خوبی برای شما بفرستند.

هر چند که این شرایط برای شما نامطلوب است، اما همواره نیم نگاهی به اسرارد پشت پرده هم داشته باشید. منظورم این است که رفتن خواستگارها لزوما به معنای بد بودن شما نیست، چه بسا لطف و خیری در این موضوع نهفته است.

توضیح بیشتر: در مشاوره های بارها خانم هایی را می بینم که در زندگی زناشویی خود به مشکلات بزرگی برخورده اند، مشکلاتی که به خاطر آن، روزی چند بار آرزوی طلاق می کنند و آرزو می کنند که: “ای کاش ازدواج نمی کردند.

چه بسا شما هم بنا بود از این نوع خانم ها باشید! اما خدای متعال فعلا جلو ازدواج شما را گرفت تا گرفتار چنین نشوید و حداقل در کنار والدینتون را عزت و احترام زندگی کنید.

توجه به این مسأله، نگاه شما را به گذشته اصلاح می کند و موجب می شود که با نگاهی شاکرانه به گذشتۀ خود بنگرید. و در عین حال به جای آن که فکر کنید مطرود درگاه الهی هستید، دست رحمت خدا را ـ به گونه ای متفاوت ـ در زندگی خود ببینید.

مطلبی که عرض کردم بدان معنا نیست که تقدیر شما همین است که هیچ وقت ازدواج نکنید. این مطلب ناظر به گذشته است. هر چند که بعد از گذشت ایام ـ ان شاء الله ـ مشکل حل می شود و خواستگار خوبی برای شما می آید. بنابراین، به خدای خود «حُسن ظن» داشته باشید و همچون بنده ای که خود را بده کار الطاف الهی می داند، از او طلب جاجت و نیاز کنید.

 سفارش دیگری هم به شما دارم. که آن را این گونه شروع می کنم:

تصور کنید ماه رمضان است و گرمای طاقت فرسای تابستان. یک روز تعطیل است و شما کار خاصی ندارید. مدام به ساعت نگاه می کنید که چقدر تا افطار مانده و کی می تواتنید جرعه آبی بنوشید! طبیعتا تا ظهر ـ که نیمۀ راه روزه است ـ گرسنه و تشنه می شوید. بعد از ظهر، طاقت از کف می دهید و تا رسیدن وقت افطار، سختی زیادی را متحمل می شوید.

اما فردای آن روز که کارها و برنامه های زیادی دارید، چندان به روزه داری و آب و غذا فکر نمی کنید. یک وقت چشم باز می کنید و می بینید: “اذان مغرب شده و وقت افطار”.

گرمای امروز همانند گرمای دیروز بود، اما امروز، سختی و ناراحت های روز قبل را نچشیدید. علتش این است که خود را به تغافل زدید.

شما هم وقتی خواستگار آمد، پذیرای او باشید. اما وقتی که فعلا خبری از خواستگار نیست، به جای آن که مدام به خواستگار و ازدواج بیندیشید ـ که فایده ای هم نخواهد داشت ـ سعی کنید با فعالیت های مفید، خود را مشغول کنید و به هیچ وجه به ازدواج نیندیشید. در رابطه با ازدواج مطالعه نکنید و پای صحبت هایی که پیراموت ازدواج است ننشینید. با این کار، خود را به تغافل مثبت می زنید و به جای آن که وقت و انرژی خود را صرف فکرهای اندوه آور کنید، آن را صرف کارهای سازنده و می کنید و شاداب و پر امید به زندگی ادامه می دهید.

در این صورت خواهد دانست که: “زندگی فقط ازدواج نیست و نشاط و آرامش، تنها در بستر ازدواج بدست نمی آید”. با این نگرش، هم اینک با نشاط و با آرامش هستید و هم اینک از زندگی خود، و وجود خود لذت می برید. به طاعت و بندگی خداوند می پردازید و خیلی خوب به وظایف خود در قبال پدر و مادر و دیگران عمل می کنید.

آخرین مطلب:

اجازه دهید تا آخرین مطلب را هم خدمت شما عرض کنم.

در ایامی دور، دو نفر را به صورت جداگانه در سیاه چال هایی کوچک انداختند. بعد از یک سال به سراغ آن ها رفتند. نفر اول دیوانه شده بود و تعادل روانی خود را از دست داده بود. وقتی به نفر دوم رسیدند، دیدند همچون روز اول، سرحال و با نشاط است.

تعجب کردند و پرسیدند: «چرا این گونه ای؟!»

گفت: «چرا این گونه نباشم؟ سعی کردم در همین سیاه چال، جلوه های مثبت آن را ببینم و برای شب و روز خود برنامه ریزی داشته باشم. این جا محیط زندگی من بود و حق نداشتم آن را تیره و تار ببینم.»  

ممکن است زندگی در کنار والدین برای شما سخت شده باشد. اما آیا این خانه از سیاه چال ده متری هم سخت تر و تاریک تر است؟! سعی کنید به جای تمرکز در مشکلات خانه و رفتارهای نگران کنندۀ پدر و مادر، خوبی های محل زندگی خود و جلوه های خوب پدر و مادر را در  ویترین ذهنی خود قرار دهید. سعی کنید دوستشان داشته باشید. با تواضع به آن ها احترام بگذارید و به جای کناره گیری از آنان، در کنارشان بنشینید و همچون کودکی شش ساله ـ که در مقابل والدین، هیچ ادعایی ندارد ـ به سخنان تلخ و شیرینشان گوش دهید و با آن ها مشاجره نکنید. در چنین صورتی، تلخی ها را به آسانی تحمل می کنید و بعد از مدتی، عکس العمل والدین هم دیدنی خواهد بود.   

ان شاء الله که در همۀ مراحل زندگی شاداب و موفق باشید. 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی