امام باقر (علیه السلام) در رابطه با دعای بهاء که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده می شود، فرمودند: اگر مردم می دانستند که این دعا چه عظمتی نزد خداوند دارد و اگر می دانستند که این دعا با چه سرعتی به اجابت می رسد، برای دستیابی به آن، با یکدیگر به جنگ بر می خواستند، هر چند با شمشیر!

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم نیلوفر

توجه: این سؤال، اشکالی است بر پاسخ به این نوشته که: “چرا خانم های نمی توانند بیش از یک شوهر داشته باشند“. 

سلام من بحث فطرت را دراین مورد قبول دارم. اما آنچه که هرگز در مورد اسلام درک نمی کنم اینه که همین رو چرا به مساله ازدواج متعدد آقایون تعمیم نمی دید. همین طور که هیچ مرد سالمی نمی تونه بپذیره که زنش با مردهای دیگه رابطه داشته باشه، هیچ زن سالمی هم نمی تونه بپذیره که شوهرش با زن دیگه ای رابطه داشته باشه.
میل به داشتن همسری وفادار همون قدر که برای مردها مهمه برای زن ها هم مهمه. منتها بسیاری اززن ها هستند که به دلیل مسایل اقتصادی و …. مجبورند شوهر بی وفای خود را تحمل کنند و این سواستفاده ای آشکار از زنان جامعه است. متاسفانه به دلیل بی توجهی به این نیاز فطری زنان و رواج ازدواج های متعدد در سالهای اخیر در بین آقایون و متعاقب آن شاهد رواج ارتباط های پنهایی زنان شوهر دار برای ارضای نیازهاشون هستیم .
به امید روزی که انسانیت را جنسیتی نکنیم.

جواب:

سلام بر شما
خانم نیلوفر! سؤال خوبی را مطرح کردید.
اجازۀ ازدواج های متعدد برای مردها، منحصر در اسلام نیست، بلکه این مسأله، در میان همه ادیان و بلکه همه ملت ها وجود دارد.
علت آن را هم خدمتتان عرض می کنم. 
البته برخی از آقایان، از ازدواج مجدد به عنوان ابزاری برای تحقیر همسر اول خود استفاده می کنند، که این مسأله مورد پذیرش اسلام نیست و اسلام، شرط عدالت میان دو همسر را لازم می داند. 
به این چند نکنه توجه کنید:
۱ ـ موالید دخترها و پسرها، تقریبا به یک اندازه است.
۲ ـ هر چه جلوتر می رویم، جمعیت رو به افزایش است.
۳ ـ معمولا اختلاف سنی میان آقان و خانم ها در بحث ازدواج، حدود ۵ سال است. یعنی مردی که (مثلا) متولد ۶۵ است دختری را می گیرد که متولد (۷۰) است.
دقت در این سه مطلب ما رابه این نتیجه می رساند که همیشه خانم هایی هستند که در قبالشان مرد مجردی وجود ندارد.
آمار رسمی در کشور ما این مطلب را ثابت می کند. آمار می گوید هم اینک (سال ۱۳۹۳) یک میلیون دختر مجرد وجود دارد که شانسی برای ازدواج ندارند.
حالا به نظر شما این خانم ها چه باید بکنند؟!
آیا از آسمان ها برای آن ها شوهر وارد کنند؟! و یا اینکه یک عمر در حسرت داشتن شوهر، بسوزند و بسازند.
قوانین اسلام (همانند تمام قوانین عاقلانۀ بشری) قبل از هر چیز، نفع عمومی جامعۀ بشری را در نظر دارد، و این قوانین، به هیچ، منافع خصوصی را فدای منافع عمومی و کلان نمی کند. 

یکی از مهمترین دلیل هایی که اسلام، ازدواج مجدد را برای مردها جایز کرده، خدمت به این خانم ها است.
اگر مردی که از نظر مالی امکانات خوبی دارد، و از نظر انسانی و عاطفی هم در حدی هست که بتواند رفتاری عادلانه با دو طرف داشه باشد و به آن ها ظلم نکند، می تواند سر پناه خوبی برای این خانم ها باشد.
در این صورت، هم یک انسان را پناه داده، و هم این که جامعه را از خطر بزرگی نجات داده؟!
کدام خطر؟!
خطر عقدۀ جنسی که می تواند در برخی خانم های مجرد و محروم از ازدواج، شکل بگیرد
وقتی خانم به فساد افتاد. آن هم فساد از نوع عقده گشایی، طبیعتا مردها و به دنبالش خانواده های زیادی را به فساد و تباهی می کشاند.
اما وقتی یک مرد، توانست چتر حمایتی خوبی برای این خانم پهن کند، طبیعتا چنین خطری هم متوجه دیگر خانواه ها نخواهد بود.
در زمان گذشته که ازدواج مجدد شایع بود، چنین مشکلاتی کمتر دیده می شد. اما متاسفانه در زمان کنونی، ازدواج مجدد (البت از نوع عاقلانۀ آن) را  تقبیح می کنند و به دنبالش، روابط پنهانی و سرتاسر گناه را ترویج می کنند(!!!)، طبیعی است که شاهد بروز صدمان فراوانی برای خانواده ها باشیم.
بله! قبول دارم که پذیرش چنین کاری برای همسر  اول، دشوار است، اما به هر حال در انتخاب اهم و مهم، باید عقل انسان تصمیم گیر باشد، نه احساسات!
وقتی خانمی با وجود تمام احساسات زنانه خود، عاقلانه بیندیشد،
وقتی مردی ازدواج مجدد را صحنه انتقام و تحقیر همسر اول نداند،
وقتی جامعه ای ازدواج مجدد مرد را نشان از تحقیر شخصیتی زن اول نداند،
طبیعتا، خانم اول هم با خیال راحت تری می تواند پذیرای این رخداد باشد.  

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

3 پاسخ به پاسخ به سؤالات/ چرا آقایان اجازه دارند چند همسر داشته باشند؟!

  • سلام
    اول تشکر می کنم که به سوالم پاسخ دادید اما صادقانه بگویم قانع نشدم. قانع نشدم چون یک زنم و بیش از شما به عواطف و احساسات یک زن اشراف دارم. اولا من خودم یک خانم ۳۰ ساله مجرد هستم اما با این حال ترجیح می دهم که همیشه مجرد بمانم تا اینکه با مردی متاهل ازدواج کنم و یک زندگی نصفه نیمه داشته باشم.
    بسیاری از روان شناسان معروف دنیا معتقدند که زنانی که تن به ازدواج متعدد می دهند از لحاظ روحی مشکلاتی حل نشده دارند. وگرنه یک خانم سالم هرگز حاضر نمی شود که در رابطه ای بماند که تنها نیمی از نیازهای وی تامین می شود. نگاهی به آمارهای بالای خیانت زنان به شوهرهایشان بیندازید. این مساله تا یکی دو دهه پیش جایی در فرهنگ ما نداشت. اما همین که آمارها و بررسی ها نشان داد که تعداد دخترها از پسرها بیشتر است مسئولین ما بدون هیچ فکری شروع کردند به تبلیغ ازدواج متعدد آقایون. سریال های تلویزیونی و فیلم های سینمایی یکی پس از دیگری به ترویج این مساله پرداختن. اما پس از چند سال نه تنها فساد کمتر نشد بلکه بیشتر هم شد. خانمهایی که از داشتن این زندگی های نصفه نیمه خسته شدند در خیابان ها دنبال پر کردن خلاهایشان می گردند. حتی دیگر خبری از همدلی پاک و صادقانه زنان با شوهرهایشان نیست. زن ایرانی که زمانی هر کاری می کرد که اقتصاد زندگیش به خوبی بچرخد امروز شرایط سختی برای ازدواج می گذارد، در هر مهمانی باید لباس جدیدی بپوشد، ولخرج و خودخواه شده است . اگر به خانم ها بگویی کمی صرفه جویی کنید در پاسخ می گویند جمع کنیم که یکی دیگه بیاد بخوره و یا همان ضرب المثل معروف ایرانی که مردی که جیبش دو تا شود…
    و اما در مورد تعداد زیاد خانم ها اولا خودکرده را تدبیر نیست. چند سال پیش وقتی من هنوز نوجوان بودم تلویزیون برنامه ای پخش کرد که مربوط به آمار بالای مهاجرت نخبگان به خارج از کشور بود. همان موقع مادر من پیش بینی کرد که ما تا چند سال آینده با مشکل افزونی دخترها در جامعه مواجه می شویم چرا که بیشتر مهاجرها مرد هستند ولی صد افسوس که مسئولین ما را آن زمان خواب برده بود و نمی دیدند که مملکت را دارد آب می برد. و یا آمار بالای اعتیاد به خصوص در پسرها و تبعات آن که منجر به افزایش این عدم تعادل می شود و یا آمار بالای مرگ و میر تصادفات . به طوری که ایران امرور بالاترین میزان تصادفات جاده ای را در جهان دارد و البته تعداد کشته شدگان پسر در این تصادفات چند برابر دخترهاست. با این حساب ما تعداد زیادی پسر اضافه بر سازمان هم داشتیم وگرنه با این همه بی موالاتی باید نسل پسر ایرانی تا کنون منقرض می شد . یک میلیون نفر امیدوارمان کرد. مسئولین بی موالاتی کردند آن روزها که باید به فکر فرهنگ سازی بودند به فکر پرورش در کنار آموزش بودند، به فکر جذب نخبگان بودند کوتاهی کردند و حالا زنان جامعه باید تاوان آن را پس بدهند. شما از عدالت و منطق می گویید اما من از احساس و روح می گویم. انسانی که احساسش کشته شود دیگر انسان نیست. بماند که ما انصاف و عدالت را هم در مردهایی که ازدواج متعدد دارند نمیبینیم. در ضمن راههای دیگری هم برای حل این معضل هست. یکی از ساده ترین هایش تسهیل شرایط مهاجرت خانم ها به کشورهای دیگر است. در نقطه مقابل ما کشورهایی هستند که تعداد مردهای مجردشان بیشتر از زنان است. اما باز هم قصور می شود. بورس های تحصیلی را به متاهل ها می دهند . اعزام ها مخصوص متاهل ها و یا مردان مجرد است. گروهی گمان می کنند بانوی ایرانی باید در قفس باشد تا پاک بماند.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹م, ۱۳۹۳ ۲۲:۲۵:

    سلام بر شما
    نیلوفر خانم! بنده سعی می کنم به تک تک مطالبی که مطرح فرموده پاسخ هایی ارائه می دهم. امیدوارم که مفید باشد.
    ۱ـ ممکن است که شما بفرمایید من با وجود داشتن ۳۰ سال سن، حاضر نیستم با مردی متأهل ازدواج کنم. اما آیا می توانید بفرمایید که همۀ دخترهای مجرد همین گونه هستند؟! خوب، اگر همه این گونه بودند طبیعتا مردها هم موردی برای ازدواج دوم نداشتند و موضوع مرتفع می شد. واقعیت این است که برخی دیگر از خانم های مجرد، نیاز مبرم به ازدواج دارند و حاضر هستند حتی در قالب همسر دوم هم زندگی خود را شروع کنند. بنابراین روحیات شخصی شما نمی تونه دلیلی بر این باشه که دیگران هم این گونه باشند.
    ۲ ـ شما فرمودید که ازدواج مجدد یک مرد موجب میشه که به نیمی از نیازهای زن پاسخ گفته نشه. این مطلب شما هم دقیق نیست. مردی که از نظر مالی و رفتاری، میان دو همسرش تبعیض قائل نمیشه، طبیعتا به نیاز هر دو طرف پاسخ میگه. اگر منظورتون اینه که: “آقا نیمی از وقتش را با همسر دیگر است و به همین دلیل به نیمی از احساسات خانم پاسخ گفته نمیشه”، بنده عرض می کنم که اگر این گونه باشد پس باید همۀ خانم هایی که به خاطر موقعیت شغلی همسر، شوهر خود را هر شب نمی بینند، با مشکل مواجه باشند و بگویند: “بهخ نیمی از احساسات ما پاسخ گفته نشده است” و در طرف مقابل، خانم هایی که شوهر خود را هر شب می بینند باید بگویند: “به همه احساسات ما پاسخ گفته شده”!
    اما گاهی می بینیم که خانم های گروه اول، از زندگی خود راضی هستند و خانم های گروه دوم از زندگی ناراضی. علتش هم ان است که اگر در گروه اول، شوهر خانم هر شب خانه نیست، اما همان وقتی هم که خانه است، واقعا وقت خود را برای همسر و بچه ها می گذارد. اما مردی که هر شب خانه است به جای دل سپردن به همسر و بچه ها، وقت خود را پای تلویزیون و کامپیوتر و … صرف می کند. طبیعتا نمی تواند پاسخ گوی نیازهای همسرش باشد.
    ۳ ـ بنده تعجب می کنم که شما می فرمایید تلوزیون و رسانه ها مشوق ازدواج دوم هستند؟! می تونید یک سریال را مثال بزنید؟! منظورتون همون سریالی است که وقتی شریک کاری مرد، او را در حال ارتباط نادرست با دوست دخترش دید، صرفا به نصیحت مشفقانه بسنده می کند، اما وقتی در قسمت دیگر سریال، او را با زنی دید که می گفتم همسر دومش است، در مقام واکنش به او گفت: “خیلی کثافتی؟!” منظورتون این نوع فیلمها است؟!!! منظورتو همون سریال هایی است که داشتن همسر دوم را عامل بروز درد سر و کاری ضد اخلاقی تلقی می کنند اما در همان سریال روابط دوستی میان دو جوان را ساده می انگارد؟! (تصور بنده این است که علت واقعی سؤال شما و شبهاتی که در ذهنتان افتاده، سیاه نمایی همین رسانه هاست؟! بنابراین، دیگر نفرمایید که رسانه های مشوق ازدواج دوم هستند!)
    ۴ ـ شما می فرمایید: “تعداد دخترها بیش از پسرها است”. به نظرم، متوجه استدلال سه مرحله ای بنده نشدید. فرض کنید در سال ۱۳۶۰، تعداد ۱۰۰ فرزند متولد می شود و در سال ۶۰ (به خاطر رشد طبیعی جمعیت)، تعداد ۱۱۰ فرزند. بنده عرض کردم به خاطر اختلاف سنی که میان زن و شوهر وجود دارد، معمولا آقایان متولد ۶۰ سراغ دخترهایی میروند که متولد ۶۵ هستند و متولدین ۶۵ سراغ دخترهایی می روند که متولد ۷۰ هستند. بنابراین، همیشه تعداد دخترهای آمادۀ ازدواج، بیشتر از تعداد پسرهای آماده ازدواج است. و طبیعتا برخی از خانم های توفیق ازدواج پیدا نمی کنند.
    اصلا این مباحث را کنار بگذاریم، اگر به گفته شما تعداد دخترهای آماده ازدواج مساوی با تعداد پسرهای اماده ازدواج باشه، پس دیگر خانمی بدون شوهر نیست که مشکل ازدواج دوم مطرح بشه. اگر هم خانمی مجرد باشه، انقدر کم و نادر است که دیگر قابل بحث نیست.
    اگر سخن شما درست است پس این آمار رسمی که می گوید بیش از یک میلون دختر شانس ازدواج ندارند از کجا آمده؟!
    این همه دختری که در مشاوره ها تماس می گیرند و از نبود خواستگار و شوهر شکایت می کنند، از کجا آمده اند؟!
    آیا پسندیده است که به خاطر سلایق شخصی چشم از واقعیت ها ببندیم و این همه دختر و خانم را قربانی، دل خود کنیم؟ طبیعتا چنین نیست.
    ۵ ـ شما می فرمایید بسیاری از مردهایی که تن به ازدواج دوم میدهند از نظر روحی مشکل دارند. بله این مطلب ممکنه در برخی از مصادیق درست باشه. اما نمی توان به همۀ مردها تعمیم داد. مثلا مردی که همسر اولش از نظر جنسی بیمار است و نمی تواند نیازهای او را تآمین کند، چه تکلیفی دارد.
    یا باید تن به گناه دهد. که البته همین روانشناسان غربی، دیگر چنین مردی را بیمار روحی تلقی نمی کنند!!
    یا باید همسر اولش را طلاق دهد و زندگی جدیدی را شروع کند که صد البته همین کار هم صدمات فراوانی به همراه خواهد داشت. مخصوصا در جایی که فرزندانی هم در میان باشند.
    راه کار سوم هم این است که مرد، هم زندگی خود را حفظ کند و هم دین و ایمان و اخلاق خود را. راه کار این است که مرد، به صورت دائم یا موقع ازدواجی داشته باشد و ضمن این که مشکل خود را در آن جا حل می کند، رفتاری صمیمی هم با همسر اولش خواهد داشت.
    ممکن است به نظر کارشناسان غربی که معنای درستی از اخلاق نمی فهمند، چنین مردی بیمار تلقی شود. اما ما چنین مردی را انسانی عاقل و فهمیده می دانیم.
    ۶ ـ شما می فرمایید فساد در میان خانواده ها زیاد شده. بله بنده هم این مطلب را قبول دارم. بنده به عنوان مشاوره خانواده و کسی که هر روز با چند مورد مشاوره ای مواجه هستم، چنین مطلبی را تأیید می کنم. اما یک سؤال از شما دارم و امیدوارم که منصفانه پاسخ گویید. سؤالم این است که چند درصد از خانواده هایی که مبتلا به فساد شدند علتش در ازدواج مجدد مرد است؟!
    بنده به دفعات خانم هایی را می بینم که به فسا افتادند، در حالی که شوهر آنها هیچ رابطه ای با دیگری ندارد!
    به دفعات خانواده هایی را می بینم که به فساد افتادند و علت آن هم بی بند و باری مرد و زن در معاشرت با نامحرم و رفتارهای غیر مشروع است؟
    به دفعات خانم هایی را مید بینم که به فسا افتادن و علت آن، در بی بند و باری پوششی و معاشرتی آن ها با نامحرم بوده است!
    واقعا چند درصد از این مشکلات مربوط به ازدواج دوم مرد است؟! آن هم ازدواجی که با شرط رعایت عدالت رخ دهد؟! توجه کند که این اسلام تنها سخن از ازدواج دوم به میان نمی آورد و مردم را رها کند. دین اسلام ازدواج دوم را به علامۀ رعایت عدالت مطرح می کند. بنابراین ازدواج دوم، منهی عدالت، نظر اسلام نیست و ما هم حق نداریم آسیب های آن را به اسلام نسبت دهیم.
    خوب است به دور از گفتارهای هیجانی و احساسی، کمی دقیق تر به این موضوعات نگاه کنیم تا دچار خطای در تحلیل نشویم.
    ۷ ـ شما حتما می دانید که در میان خانم ها هم نخبه داریم و نخبه های ما منحصر در آقایان نیست مکه اینکه مهاجرت هم مخصوص اقایان نیست. همین الان خانم های زیادی در خارج از کشور مشغول تحصیل هستند که برخی از آن ها به کشور بر نمی گردند. اگر به آمار مراجعه کنید متوجه می شود که ۴۰ درصد از نخبه هایی که به خارج از کشور مهارجرت کرده اند، همین خانم ها هستند. همچنین می توانید به امارها مراجعه کنید و ببینید که چند درصد از آقایانی که به خارج از کشور می روند، با زن های غیر ایرانی ازدواج می کنند. هر چند که عدۀ زیادی از آن ها با خانم های غیر ایرانی ازدواج می کنند (کما اینکه عده ای از خانم های ایرانی هم را مردهای غیر ایرانی ازدواج می کنند) اما عدۀ بیشتری از آن ها، با همین خانم های ایرانی ازدواج می کنند.
    موضوع تصادف و مرگ و میرهای کاری هم چیز تازه ای نیست. همیشه، در تمام طول تاریخ، مردها بیش از زن ها در معرض آسیب بوده اند و طبیعتا یکی دیگر از عواملی که موجب فزونی خانم ها نسبت به آقایان است همین مسأله است. اگر به امارهای جوامع غربی هم مراجعه کنید متوجه می شوید که ان ها هم با چنین مشکلاتی مواجه هستند. منتهی آن ها که برای فساد اخلاقی قبحی قائل نیستند خیلی راحت به نیاز این خانم های پاسخ می گویند و خیلی راحت هم در مقام فریب افکار عمومی و متمدن جلوه دادن خود، ازدواج دوم را تقبیح می کنند.
    اما اسلام که دین عقلانیت و اخلاق است فساد را مردود می داند و راه کار صحیح را در ازدواج مجددد معرفی می کند.
    ۸ ـ بعد از دلیل هایی که خدمتتون ارائه دادم عرض می کنم که ما اگر مسلمان هستیم، اجازه نداریم که در پذیرش احکام الهی تبعیض قائل شویم. ما نمی توانیم هر کدام که موافق طبعمان بود بپذیریم و هر کدام که نبود، باید بالاخره تکلیف خود را روشن کنیم که زندگی ما دینی است یا اومانیستی غربی!
    آیا ما باید نگرش های خود را بر دین دیکته کنیم یا این که دین خداوند باید راه زندگی را به ما نشان دهد؟!
    وقتی نوع نگرش خود را انتخاب کردیم، طبیعتا رفتار خود را هم بر همین اساس تنظیم خواهیم کرد. مطئن باشید که فهم خدای متعال بیش از فهم ما و روشنفکران غربی است! و مطئمن باشید که خدای حکیم در ارائۀ احکام خود به جوامع بشری، حکمت و صلاح جامعۀ بشری را در نظر گرفته است.
    در پایان باز هم می گویم که مشکل عدم توازن در جمعیت، آمادۀ ازدواج اقایان با خانم های در همه کشورها وجود دارد.
    بنده از شما سؤال می کنم که به عنوان یک مسلمان چه راهکاری برای حل این مشکل پیشنهاد می دهید؟! هر چند که راه کار ارائه شدۀ شما خواهر گرامی، بسیار متین است. بله! طبیعتا بخشی از مشکلات ما به اعتیاد آقایان، مرگ و میرهای زیاد آقایان و امثال آن بر می گردد، اما توجه داشته باشیم که هرگز نمی توانیم موضوع مسأله را به صورت کلی حل کنیم، کما این که جوامع غربی هم نتوانسته اند مشکل را حل کنند (جهت تحقیق بیشتر در این رابطه رجوع بفرمایید به کتاب “در غرب چه می گذرد” نوشته منوچهر دبیر سیاقی)
    البته ممکن است برخی از کفته های بنده یا حتی تمام آن را نپذیرید. اگر مطلبی بفرمایید در خدمتتون هستم و نظرتون رو منعکس خواهم کرد
    از خداوند برای شما و همۀ جوانان کشور اسلامی مان آرزوی موفقیت می کنیم و امیدارم که شما و همه جوان ها توفیق ازواجی سالم و خوب داشته باشید.

    [پاسخ]

  • نیلوفر

    ممنون از پاسخ شما

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 6
  • بازدید امروز: 3949
  • بازدید هفته: 33032
  • بازدید ماه: 141933
  • بازدید سال: 1665797
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: خرداد ۹, ۱۳۹۶
عکس های متنوع تصادفی