امام باقر (علیه السلام) در رابطه با دعای بهاء که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده می شود، فرمودند: اگر مردم می دانستند که این دعا چه عظمتی نزد خداوند دارد و اگر می دانستند که این دعا با چه سرعتی به اجابت می رسد، برای دستیابی به آن، با یکدیگر به جنگ بر می خواستند، هر چند با شمشیر!

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم رومینا

سلام من به شدت علاقه مند سریال های هندی ماهواره شدم، از همه چیز میزدم غیر از این سریال ها و کلا معتاد تلویزیون هستم، این سریال های هندی عاشقانس اما در حد بغل کردن و نگاه چشم تو چشمه اما صحنه ی بد دیگه ای نداره، از طرفی که خیلی دوسشون دارم خیلی وقتم رو میگیرن و علاوه بر وقت منو رو تحریک میکنه که ماجراهاشون رو از توی اینترنت مثل بیوگرافی و عکس های واقعی بازیگر ها دنبال کنم و همچنین چون عاشقانس منو بسیار توی فکر میبره و با خودم میگم این عشقا واقعا وجود داره ؟ یا الکیه؟و گاهی با گوش دادن موسیقی غمگین و این سریال ها منو یاد شخصی که دوسش دارم میندازه، و منو اذیت میکنه و حس تنهایی بم دست میده و به غیر از این سریالا کلا معتاد تلویزیونم و حتی شده کنترل رو بگیرم و فقط کانال عوض کنم و یه جورایی حس میکنم دارم از حقیقت زندگیم فرار میکنم و فقط با تلویزیون نگاه کردن و خوابیدن و خوردن کاریم به جایی پیش نمیره… خواهش میکنم کمکم کنیید این عادتم رو از سر بپرونم.

جواب: 

سلام بر شما

با توجه به مشاره ای بودن پرسشنون، اطلاعات بیشتری به بنده بدید.
چند سالتونه؟
مجردید یا متأهل؟
کارتون چیه؟
موضوع عشقتون چی هستش؟

………………………………………………………………………………

سؤال: 

یه دختر نوجوان که امسال میرم دوم دبیرستان، مجردم، مشغول به تحصیل، موضوع اون فردی که دوسش دارم زیاد خواص نیست فقط الان یه ۷ سالی میشه اون فرد رو دوس دارم و بهش نگفتم، و در حد یه فامیل دور بودن و هیچ تلفنی و زنگی بین ما در کار نبود به دلیل این که مادرم منو کمک کردن و گفتن این فرد مناسب زندگی نیس چون خودش با خیلی ها در ارتباطه و این که میدونم ایشون نماز میخونه و روزه میگیره اما خوب با دیگران به نظر میاد ارتباط داره و این که میدونم مشروبات الکلی هم مصرف میکنه، و گاهی با خودم میگم این فرد شایسته من نیس و من فراموشش کردم اما امسال با شروع شدن این فیلم های هندی و موسقی های غمناک کلا میرم توی حس و حال دیگه و اصلا دوس ندارم قلبم بر ذهنم چیره بشه و بعد کاری کنم که هیچ وقت یادم نره و پشیمون بمونم، کمکم کنید که این عادت هامو بزارم کنار و این فکرا از سرم بپره، و کلا من بیشتر اوقات توی خیالاتم سیر میکنم دست خودم نیس حتی توی موضوعات بی خود و این که توی سوالاتی که بقیه پرسیدن دیدم مشاوره ای ها رو شما بهشون شماره میدید تا زنگ بزنن، داخل سایت نمیشه لطف کنید جواب بدید؟

جواب: 

دخترم!

قبل از هر چیزی باید ببینیم که شما به چه علتی سراغ فیلم های هندی و فیلم های عاشقانه می روید؟ 

۱ ـ قطعا یکی از مهمترین علت هایی که شما رو پای این فیلم ها کشونده، موضوع علاقه ای بوده که به اون پسر داشتید. و موضوع عشقی بوده که در درون شما شعله ور شده است. عشقی که نباید در این سن مبتلا به آن می شدید و خود را اسیر آن می کردید. این عشق، احساسات خفتۀ شما را بیدار کرده و اکنون شما را آزار می دهد. شما دوست دارید که عاشق کسی شوید. با همۀ وجود او را دوست داشته باشید و او هم شما را دوست داشته باشد. در کنار او به آیندۀ خودتون فکر کنید و مطئمن باشید که برای همیشه از آن یکدیگر هستید. 

۲ ـ وقتی چنین حسی در درون شما ایجاد شده و وقتی با فیلم هایی مواجه شدید که خیالات درونی شما به را تصویر می کشد، طبیعتا گمشدۀ خود را در آن فیلم ها می بابید و در این آرزو که روزی فرا رسد که شما هم بتوانید به تخیلات ذهنی خود برسید و دنیای واقعی را همانند دنیای خیالی خود کنید، با اشتیاق به این فیلم ها نگاه می کنید و برای این که مطمئن شوید که موضوع عاشقانۀ این فیلم ها خیالات نیست، به دنبال عکس، و زندگی واقعی هنرپیشه های آن می گردید. 

اما چه باید کرد؟! 

برای شما خیلی زود است که به دنبال مطالب عاشقانه باشید. این مطالب همچون افیونی هستند که شور و نشاط نوجوانی و جوانی را از شما دور می کنند و شما را تبدیل به دختری افسرده و گوشه گیر می کنند. پس اوین قدمی که برمی دارید این است که خود را از چنین افکاری دور کنید: راه کار عملی:  

به جای آن که وقت خود را خالی بگذارید که خود به خود، مطالب و افکار عاشقانه به سراغ شما بیاید، وقت خود را به خوبی پر کنید و فکر خود را مشغول کارها و برنامه های خود نمایید. مثلا کتاب های خوبی خریداری کنید و به مطالعۀ آن ها بپردازید. و در طول روز به ان چه خوانده اید فکر کنید.

مشخص است که ارتباط خوبی با مادرتان دارید و پذیرای حرف های او هستید. شما عادت کرده اید که وقتی از مدرسه به خانه آمدید، در اولین فرصت ممکن به خلوت های خود پناه ببرید و در این خلوت های خطرناک، با یه خیال بافی بپردازید و یا این که مشغول دیدن فیلم شوید. بهتر است که فضای موجود را تغییر دهید تا بتوانید زندگی جدیدی را شروع کنید. به همین دلیل با مادرتان صحبت کنید و سعی کنید که به همراه او به دیدن بستگان بروید و مقدار زیادی از وقت خود را در فضایی متفاوت از فضای خانه سپری کنید. همچنین به پارک بروید و در آن جا مشغول دیدن فضای سبز و گل های زیبا شوید. (البته مراقب نگاه به نامحرم هم باشید!)

موضوع ماهواره هم یکی دیگر از مشکلات شماست. با روحیات و شرایطی که شما دارید نمی توانید در برابر وسوسه گری ماهواره مقاومت داشته باشید؛ بنابراین، با مادر خود صحبت کنید و به او بگویید که این وسیله چه دردسری برای شما درست کرده است. هر چند که مخالف میلتان است ، اما از آن ها بخواهید که این وسیله را از خانه بیرون ببرند و بساط ان را جمع کنند. اگر چنین اتفاقی بیفیتد مهمترین گام عملی را برای حل مشکل خود برداشته اید و با اعتماد به نفس و اعتماد به لطف خداوند می توانید گام های دیگر را هم مصمم تر بردارید. 

با دیگران ـ پدر و مادر، اقوام و دوستان ـ معاشرت خوبی داشته باشید و سعی کنید پیرامون مسائل روزمره صحبت و گفتگو  کنید. (هر چیزی بگویید، جز مطالب عاشقانه و جز مطالبی که به نوعی مرتبط با آن پسر یا موضوعات مرتبط با عشق و ازدواج و علاقه به جنس مخالف و امثال آن است) 

برای پاسخگویی به احساسات دخترانۀ خود جایگاه خوبی طراحی کنید و در آن جا به نیازهای خود پاسخ بگویید. مثلا گلدان های گلی خریداری کنید و مشغول پرورش آن ها شوید. به آن ها سر بزنید، دستی به سرو روی آن ها بکشید و رشد و نمو آن ها را ببینید. یا این که مشغول نقاشی شوید و روی کاغذ صحنه های مورد علاقۀ خود را ترسیم کنید (بجز صحنۀ هایی که مراتبط با مشکل شماست) و یا این که به کارهای هنری دیگری بپرداید که مورد علاقۀ شماست و برای شما آرامش بخش است. 

با مکان های خوب ارتباط بگیرید. مکان هایی که به خای فکر کردن به مشائل تخیلی و خیالی، مشغول زندگی در واقعیت ها هستند. به عنوان نمونه، مسجد جای بسیار مناسبی است. مسجد، جای ارتباط عاشقانه با خدای یکتا و مکان سخن گفتن با اوست. وقتی به مسجد می روید و رفت و آمد خود به آنجا را استمرار می بخشد، طبیعتا از دنیای غیر واقعی فاصله می گیرید و خود را در دریای واقعیت های دیده و از جود خود احساس رضایت می کنید. 

بعد از توجه به راه کارهایی که خدمتتون عرض کرد، ارتباط و خلوت با خدای یکتا هم، از مؤثر ترین و کلیدی ترین راه هاست. نماز اول وقت بخوانید و وقت خوبی برای تعقیبات نماز بگذارید. سعی کنید همیشه وضو داشته باشید، چرا که وضو نور است و موجب نورایت شما می شود. هر وقت مشکلی پیش آمد، دو رکعت نماز بخوانید و به دنبالش، هفتاد بار استغفار کنید و یا این که صد بار صلوات بفرستید. از روزۀ مستحبی کمک سرشاری بگیرید. روزه های مستحبی آثار ویژه ای برای شما خواهند داشت و علاوه بر آن که در تقویت ارادۀ شما مفید هستند، موجب می شوند تا نورانیت و صفای ویژه ای پیدا کنید و نیز تاریکی های گذشته و کدورت ها را از چهرۀ روح و روانتان می زدایند. 

ان شاء الله که در راه معنویت و بندگی موفق باشید و افکار خود را صرف بندگی خالصانۀ خداوند کنید. اگر مشکل دیگری بود می توانید با نبده تماس بگیرید. 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

3 پاسخ به پاسخ به سؤالات/ معتاد به دیدن فیلم های عاشقانۀ هندی شدم

  • Romina

    سلام
    بسیار از چیزهایی که گفتین ممنونم راستش باورم نشد وقتی دفعه ی اول پاسختون رو خوندم، چون دقیقا عین چیزی بود که برام اتفاق افتاد بود، با تمام همه ی اون شرایط و افکاری که ذکر کردید، واقعا حدستون درست بود، بسیارررررر بسیارررررر سپاس گزارم اما امیدوارم مادرم موافقت کنه که ماهواره رو برداریم، چون برادرم هم بسیار علاقه به آهنگ و موسیقی داره و من هم خود به خود کشیده میشم، مادرم اهل سریال نیس اما گاهی پدرم دوس دارن نگاه کنن ولی واقعا خودم با این نتیجه رسیدم که این سریال ها هیچ سودی برام نداره ولی معتادشون شدم، چند کتاب خوب دارم و شروع میکنم ب خوندن اونها و سعی میکنم مسجد هم برم، و این که من رابطم با خدا خیلی خوبه فقط مشکلی که دارم نماز صبحام هستش که اکثرا قضا میشه ، من چون درس میخونم ،شبا دیر میخوام برای همین نماز صبح قضا میشه و اصلا از این بابت خوش حال نیستم ، فقط لطفا راهنماییم کنید که چه کاری برای خوندن نمازام همشونو و به وقت اجرا کنم و چطوری اون نماز های گذشته که قضا شده جبران کنم، چون به جا نیاوردمشون متاسفانه….!!!
    و هر موفقیتی که توی موضوعات بالا بدست اوردم بهتون اطلاع میدم، بازم ممنون.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲م, ۱۳۹۴ ۱۵:۰۱:

    سلام بر شما
    در خصوص نماز صبحتون.
    با توجه به این که مهمتین عمل ما، نماز است و نماز از همۀ کاهای دیگه مهمتره (حتی از درس خواندن) سعی کنید برنامۀ خواب خود را طوری تنظیم کنید که برای نماز صبح خواب نمانید.
    در عوض می تونید بعد از نماز صبح بیدار بمانید و به درس خود برسید.
    توجه داشته باشید که ذهن انسان، قبل از خواب، خسته است. اما بعد از بیداری، ذهن آماده ای دارید و مطالبی که می خوانید ماندگاری بیشتری خواهد داشت.
    ان شاء الله که موفق باشید.

    [پاسخ]

  • Romina

    باشه، خیلی ممنونم از زحماتتون، لطف کردید که وقتتون رو در اختیارم قرار دادید ممنون.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 4
  • بازدید امروز: 2148
  • بازدید هفته: 31231
  • بازدید ماه: 140132
  • بازدید سال: 1663996
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: خرداد ۹, ۱۳۹۶
عکس های متنوع تصادفی