بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم شیدا

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما 
دختری ۲۷ ساله و مجرد هستم و یک سالی هست که مقطع ارشدو به پایان رسوندم ، حدوده یک سالو نیم هست که با پسری آشنا شدم که دقیقا مثل برادره خودم دوستش دارم و ایشون متأهل هستن و با خانوادشون رفت و آمد خانوادگی دارم ، چون ایشون خواهری هم ندارند به بنده علاقه شدیدی پیدا کردن و همیشه به من میگن تو خواهر نداشته من هستی و البته بنده هم علایقه خیلی وافری به ایشون دارم ، سره این ماجرا با خانواده حدود یک سال مشکل داشتم تا قلبا قبول کنن که ایشون برادر من هستن واقعا هم برادره بنده هستن و دقیقا اندازه برادر واقعیم دوستشون دارم و خانواده هم از این شدت علاقه هر دو طرف آگاهن ، من مطالبی خوندم که صیصه خواهر برادری در اسلام وجود ندارد اگر محبت کنید در این زمینه بنده راهنمایی بفرمائید ممنون میشم ، حقیقتش اینه که ما بعضی از احکامو رعایت نمیکنیم مثلا دستو همو میگیریم کنار هم میشینیم حتی ی بوسمشون همه حرکاتی که با برادر خونی خودم دارم ، سوالم اینه من و ایشون می تونیم عقد موقت داشته باشیم تا من به مرحله ازدواج با کسه دیگری باشم ؟ لطفا راهنماییم کنید

سایت هم اندیشی دینیپاسخ:

سلام بر شما

خواهرم! در رابطه با سؤالاتی که مطرح کردید، مطالبی رو خدمتتون عرض می کنم:

۱ ـ از مطالبتون مشخصه که نمی تونید با یکدیگر ازدواج دائم داشته باشید.

به هر حال، شما جوان هستید و باید زندگی دائمی رو تشکیل بدید.  

آیا قصد دارید با آمدن خواستگار و تصمیم بر ازدوج با او، یک شبه عشق قبلی را کنار بگذارید و از این به بعد، به فکر شخص دیگری باشید؟! یعنی چنین چیزی ممکن است؟!

بنده زیاد سراغ دارم خانم هایی را که قبل از ازدواج خود، عاشق مرد دیگری بوده اند و بعد از سال ها زندگی با همسرشون، باز هم به یاد آن مرد هستند و در حسرت آن مرد می سوزند. مدام همسرشون رو با عشق قبلی خود مقایسه می کنند و از این که نتوانسته اند با او زندگی کنند آه و حسرت می کشند.

هستند خانم هایی که به محض مشاهدۀ اولین مشکل خانوادگی با همسرشون ـ که در سال های اول زندگی طبیعی است ـ دوباره یاد عشق سابق خود می افتند و در عین متأهل بودن، ارتباط با او را از نو شروع می کنند!

این مطالب حقیقت هایی است که در مشاوره ها، به عینه شاهد آن هستم .

منظور بنده از تمام این مطالب، آن است که ادامۀ رابطه با این پسر، با ازدواجی موفق، و زندگی سالم قابل جمع نیست. بنابراین، اگر سعادت و خوشبختی خود را می خواهید، هر چه زودتر رابطۀ خود با این فرد را قطع کنید، بر احساسات خود  غلبه کنید و خردمندانه بیندیشید.   

در چنین صورتی است که می توانید با خیال راحت خواستگارهای خود را بپذیرید و با ریاضتی که در دورانی مجردی کشیده اید،زندگی سالم و خوشی را با همسرتون داشته باشید.  

۲ ـ ممکن است یا خود بگویید رابطۀ من با این پسر از جنس رابطۀ برادر و خواهری است، نه رابطۀ دوست دختری و دوست پسری! بنابراین مشکلاتی که برشمرده شد، شامل خال من نمی شود!

خواهرم! حقیقت این است که به هر حال شما عاشق یکدیگر شده اید و علاقمند و شیفتۀ هم هستید. حال اسمش را هر چه می خواهید بگذارید، بگذارید. این عشق، شما را به اسارت کشیده و قطعا مانع بزرگی برای زندگی آیندۀ شما خواهد بود.

۳ ـ اگر خواستگاری برای شما آمد، به او چه می گویید؟!

آیا می خواهید حقیقت را با او بازگو کنید؟! آیا در چنین صورتی، یک مرد سالم و پاک، حاضر به ازدواج با شما می شود؟!

آیا می خواهید مخفی کاری کنید و او را در جریان عشق خود قرار ندهید؟ آن جوان بی چاره چه گناهی کرده که باید با دختری ازدواج کند که هم اکنون عشق پسری دیگر در قلبش است؟! به راستی اگر یک پسر چنین رفتاری را با شما داشته باشد، آیا نفرینش نمی کنید؟! و آیا او را ظالم نمی دانید؟!

پس تا زمان مجردی است و تا حرفی از خواستگار نیست، به این رابطه خاتمه دهید، با ریاضتی می کشید، او را فراموش کنید تا این که وقتی زمان ازدواجتان رسید، عشق مرد دیگری در قلبتان نباشید.

۴ ـ در رفتار شما، یک چیز مورد فراموشی قرار گرفته، و آن خدای متعال است. ذرست است که برادر ندارید و درست است که به هر دلیلی، به این آقا پسر علاقمند شدید، اما آیا این ها دلیل می شود که او را برادر خطاب کنید و تصور کنید ایشان برادر شماست و شما هم خواهر اوست. آن گاه با همین تصور ، خیلی راحت با یکدیگر رفت و آمد داشته باشید و دست یکدیگر را بگیرید؟!

قطعا چنین کاری درست نیست.

مالک واقعی ما خداست و این تن و بدن هم، امانت اوست که در دست ما قرار گرفته. ما باید امانت داری کنیم و خود را به گناه نیندازیم. نه این که با تاریکی گناه و آلوده کردن امانت الهی، به امانت خداوند خیانت کنیم.

اگر روزگار جوانی را با گناه سپری کنید، آثار گناه شعاع زندگی شما را فرا خواهد گرفت و به سادگی دست از شما بر نخواهد داشت. مشکلات پیچیده و گرفتاری های بزرگ، از آثار سختی است که برای این نوع گناه ها وجود دارد.

۵ ـ اما در خصوص صیغۀ محرمیت!

مطالبی که تا به حال خدمتتون عرض کردم، دورنمایی از زندگی شما بود که طبیعتا موضوع عقد موقت با ایشون رو منتفی می کند.

اما اگر مطالب بنده رو قبول ندارید و با هم اصرار بر عقد موقت با این آقا دارید، طبیعتا باید با شرایط آن صورت گیرد. یکی از شرایط عقد موقت برای شما که دختری باکره هستید، اجازۀ ولیّ شما می باشد. اگرد پدرتان اجازه می دهد می توانید با ایشان محرم شوید

اما باز هم می گویم که در صورت اجازۀ پدر، باز هم چنین کاری به مصلحت شما نیست و جز این که فرصت های خوب جوانی خود را از دست بدهید، کار دیگری از انجام نداده اید.

امیدوارم بهترین تصمیم ها را بگیرید.

موفق باشید. 

 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 694
  • بازدید دیروز: 5036
  • بازدید سال: 1520658
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3791
عکس های متنوع تصادفی