×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم …

با سلام. من خواستگار طلبه ای دارم که سنشان حدود ۷ ماه از من کمتر است یعنی حدود ۷ماه از من کوچکترند و من یه جورایی دوست ندارم که همسرم از من کوچکتر باشن.در مورد طلبگی ایشون هم دو دل هستم و البته مادرم و برادرم به شدت با طلبه مخالف هستند و میگویند فکر خانواده ما با طلبه نمیخورد. من چادری هستم و سعی میکنم خیلی از مسائل دینی را رعایت کنم. اما متاسفانه وسواس فکری دارم و میترسم اگر رد کنم از درگاه الهی ترد شوم و از چشم امام زمان علیه السلام هم بیفتم. خودم از خدا و ائمه خواستم و دعا کردم که خواستگار داشته باشم حالا دلم راضی نیست! یعنی مورد مناسبی برای من پیش میاید؟ این وسواس و ترس اجازه تصمیم درست و منطقی را نمیدهد و وقتی به جواب منفی فکر میکنم عذاب میبینم و احساس گناه میکنم. تا آنجایی که فهمیدم طلبه ای هستند اهل مطالعه و حرام و حلال و البته میخواهند به قم بروند و مادرم میگوید نمیزارم از خودمان دور بیفتی و به شهر دور برویو خودم هم به خانواده ام وابسته ام و دوست دارم به هر جای دنیا که میروم باز هم برگردم شهر خودم و اینجا کار کنم.من از دروغ خیلی بدم میاید اما حس میکنم یک دروغ گوی بزرگم.چون خودم از امام زمان علیه السلام خواستم که برای خواستگار مناسب دعایم کنن و به من نظر کنند و گفتم خدایا راضیم به رضای تو.البته این را هم گفتم که اگر میشود خواستگار از من بزرگتر باشد و سنش حد میانه نسبت به سن من باشد.نه خیلی بزرگ و نه کوچکتر از من.حالا به نظر شما من چکار کنم.خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید.

جواب

سلام بر شما

۱ ـ هفت ماه اختلاف سنی، مشکل چندانی در روند زندگی ایجاد نمی کند. البته بایبد به نگرش ها و ایده آل های خودتان هم نگاه کنید. این اختلاف سنی فی نفسه مشکلی ندارد، ولی باید ببینید که خودتان می توانید با چنین اختلافی کنار بیایید یا نه؟ 

۲ ـ در رابطه با ممانعت خانوادۀ شما، باید مشخص شود که علت ممانعت آن ها چیست؟ آیا گناه هایی در خانوادۀ شما وجود دارد، که حضور یک طلبه را مانع ادامۀ آن ها می دانند؟ و یا این که تصور درستی از طلبگی و زندگی طلبگی ندارند؟ اگر مورد دوم است، بهتر است که 

اگر واقعا شاکلۀ خانوادگی شما به گونه ای است که حضور یک طلبه و نگرش های مذهبی او را مزاحم خود می دانند، بهتر است با دقت بیشتری به این خواستگاری نگاه کنید. زندگی در چنین شرایطی سختی ها و پیچیدگی های خاصی پیدا می کند. از یک طرف طلبه خاضر نیست که در هر فضایی وارد شود و در هر مجلسی حضور پیدا کند و از طرف دیگر هم خانوادۀ شما مجبورتان می کنند که در مجالس جضور داشته باشید. ممکن است پشت سر هسمرتان بدگویی کنند و او را تکریم نکنند. این ها نمونه هایی از مشکلاتی است که می تواند فرا روی شما قرار گیرد. اگر واقعا چنین مشکلاتی را فرا روی خود می بینید، بهتر است که از این ازدواج صرف نظر کنید. مگر این که واقعا عاشق زندگی طلبگی باشید و حاضر باشید که به خاطر همسرتان تمامی این حرف ها را تحمل کنید و در زندگی خود، حرف و نظر شوهرتان را اصل اساسی قرار دهید. 

ممکن هم هست که خانوادۀ شما مذهبی هستند، اما نگرش صحیحی نسبت به زندگی طلبگی ندارند. در چنین صورتی می توانید به ارائۀ نگرش صحیح از زندگی طلبگی، نگرش آن ها را تغییر دهید. می توانید شمارۀ یک کارشناس طلبه را به خانوادۀ خود بدهید و از آن ها بخواهید که با او مشورت کنند. 

مطلب بعدی این است که  باید واقعیت های درونی زندگی خودد را با خواستگارتان در میان بگذارید و اگر بنا شد که با یکدیگر ازدواج کنید، حتما لازم است که همره خواستگارتان نزد یک کارشناس مذهبی بروید و از نظر کارشناسی او استافده کنید. 

موفق باشید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question