بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم مریم

سلام، ممنون از اینکه سریعا پاسخ دادید،

راستش من بعضی از دوستام گناهان بسیار زیادی انجام دادن. مثلا در گذشتشون خواسته یا ناخواسته رفتارهای بدی داشتند؛ اما حالا پشیمونن اما نمیتونن گذشتشون رو فراموش کنن، فقط میخوان گذشته ی بدشون از یادشون بره و توبه کنن، و به خدا اعتقاد دارن ولی اصلا نماز و حجاب و اینا هیچی!!

حالا به نظر شما چیکار میتونم به عنوان یه دوست ۱۵ ساله برای دوستانم بکنم که هم توبه کنن و هم از یادشون بره؟ و هم به خدا نزدیک تر شن؟

سایت هم اندیشی دینیجواب

سلام بر شما

ایا این خانم ها باز هم رفتار اشتباه گذشته رو تکرار می کنند، یا اینکه رفتار رو کنار گذاشتند و تنها با افکارشون مشکل دارند.

ظاهرا رفتارهای گذشته رو انجام نمی دهند، و فقط با خطورات ذهنی خودشون مشکل دارند.

اگر قصد دارند با این خطورات ذهنی مبارزه کنند و آن ها را کنار بگذارند باید به مطالب ذیل عمل کنند:

۱ ـ پر کردن اوقات فراقت. اوقات بی کاری بهترین فرصت برای شیطان است که ذهن انسان را مشغول افکار نادرست کند؛ بنابراین، این خانم ها باید فکری به حال اوقات بی کاری خود کنند و به هر ترتیبی که شده خود را مشغول نگه دارند. مطالعه، کمک به مادر در کارهای خانه، نقاشی، کارهای هنری و .. از کارهایی است که می توانند انجام دهند.

۲ ـ نشست و برخواست با دوستان خوب و مؤمن. نشست و برخواست با دوستان ناباب و کسانی که مراقب صحبت های خود نیستند، موجب می شود تا افکار آن ها همچنان در حیطۀ مسائلی خلاف اخلاق دور بزند و نتوانند از خطورات ذهنی بد خلاصی پیدا کنند؛ بنابراین، باید دور دوستان ناباب را خط بکشند و با کسانی که مراقب گفتار و رفتار خود هستند معاشرت داشته باشند.

۳ ـ جایگزینی افکار نامناسب با افکار خوب: فکر انسان همانند یک ظرف خالی است. اگر انسان با صورت آگاهانه ظرف ذهنی خود را پر نکند، شیطان به سوی او حمله ور می شود و افکار نادرست را به او تحمیل می کند. برای این منظور لازم است که با مطالعۀ کتاب های اخلاقی و …. خوراک فکری خوبی برای خود فراهم کنند و سعی کنند در طول روز فکر خود را مشغول این نوع غذاها کنند. وقتی شیطان متوجه شد که این فکر مشغول امور مهم است و جای خالی در آن باقی نمانده، طبیعتا نمی تواند همانند گذشته مدیریت افکار را به دست گیرد.

۴ ـ هر چند که می فرمایید این خانم ها کاری با نماز و حجاب ندارند، اما این دو عنوان، کمک شایسته ای به آن ها می کنند تا قدم در حیطۀ معنویت بگذارند و از چشمه سار آن سیراب گردند. بنابراین، ضمن توصیۀ آن ها به مطالب بالا، حتما آن ها را با مکان های مذهبی آشنا کنید و با هدیه دادن کتاب های مذهبی و نیز با تعریف کردن داستان های زیبای دینی، آن ها را مشتاق قدم نهادن در جاده های معنویت کنید.

برای نماز آن ها، «کتاب پیوند جوان با نماز»  را پیشنهاد می کنم.

کتاب های داستانی که در موضوع تشرف به خدمت امام زمان (علیه السلام) است، بسیار مفید است و می تواند فطرت خفتۀ آن ها را بیدار کند.

موفق باشید. 

 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

6 پاسخ به پاسخ به سؤالات/ افکار زشت گذشته را چگونه فراموش کنم؟

  • مریم

    این که نمیدونم خوشبختانه یا متاسفانه من خیلی سوال ازتون دارم و واقعا احتیاجه بپرسم و تا هر جا که براتون مقدور بود پاسخ بدید وگرنه نمیخوام اذیت بشید، یکی دیگه از دوستانم گذشته بسیار بسیار بدی داشته و شاید مقصر اول خودش و بعد خانوادش بودن، این دختر متاسفاته روابط نامشروع داشته با یه نفر و پیش از اون دست به خودکشی زده و کلا خیلی بلاها سر خودش اورده و این که حالا هم تمام این قضایا رو برای همه تعریف میکنه و اول برای همه جذاب به نظر میرسه ولی الان ذهن خیلی ها رو مسموم کرده این خانم و همش از خاطرات و مسایل زندگیش توضیح میده به دیگرون و این که این خانم ۱۵ ساله!!!! حالا با یکی از دوستانش تصمیم گرفتن که با هم در آینده رابطه داشته باشن و ازدواج کنن!(دو جنس موافق) و رفتار هاشون و حرکتشون بسیار زنندس! و مشخصه که توی بد مخمصه ای افتادن! و اصلا اهل خدا پرستی و شناسی نیستن حتی تفکر های خوب و نصیحت های خوب رو بد میبینن چون گناه بدجوری قلبشونو گرفته و هم به خودشون اسیب میزنن هم ذهن بقیه رو مسموم میکنن، من چون دوسشون دارم و دوستام هستن میخوام درستشون کنم، چی کار کنم؟! :(

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۴ ۰۵:۲۴:

    سلام بر شما
    دخترم!
    درست است که شما آنها را دوست داریم و از رفتارشان ناراحت هستید. اما وظیفۀ کنونی شما این است که از چنین افرادی فاصله بگیرید.
    مطالبی که این دخترها می گویند امیخته با واقعیت و خیال بافی است؛ خیالاتی که حاکی از محیط مسموم و افکار نادرستشان می باشد.
    معاشرت با این افراد آن قدر خطرناک است که همانند نگاه داشتن بنزین در کنار آتش است.
    بنابراین توصیه می کنم که به جای نشست و برخواست با این افراد و به جای گوش دادن به صحبت های مسمومشان، با دوستان پاک و مذهبی نشست و برخواست داشته باشید و سخنان زیبای آن ها را بشنوید.
    با توجه به تربیت خانوادگی نادرست، و با توجه به رفتارها و تجربیات زشتی که این افراد دارند، شما نمی توانید در آن ها اثر بگذارید و مطئمن باشید که در این دوستی، بیش از آن که شما در آن ها اثر بگذارید، آن ها در افکار شما رخنه کرده و به شما آسیب می زنند.
    البته می توانید همراه با کنار گذاردن این افراد، در درگاه الهی برای آن ها دعا کنید و از خداوند بخواهید که دریچۀ قلبشان را به روی معنویت باز کند.
    همچنین می توانید با نامه ای دوستانه از آن ها بخواهید که رفتار خود را کنار بگذارند و به جم دوستان خداوند بپیوندند. در این نامه، بگویید که زندگی معنوی چه رنگ و بویی دارد و بگویید که دوری از خداوند چه عاقبت شومی در پی دارد. مرگ و برزخ و قیامت را به ان ها یاد آور شوید و بگویید که با چنین رفتاری چه آیندۀ بدی در انتظارشان خواهد بود.
    همچنین می توانید کتابی در اختیارشان بگذارید تا با مطالعۀ کتاب، تلنگری به آن ها وارد شود شاید دست از رفتارشان بکشند.
    همچنین می توانید آن ها را به مشاوری امین و صادق ارجاع دهید و بگویید که از او کمک بطلبند.
    ولی در عین حال باز هم توصیۀ اکید می کنم که چنین افرادی را به عنوان دوست و همنشین خود قرار ندهید و پای صحبت های مسموم آن ها ننشینید.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  • با عرض سلام
    خیلی ممنون از صحبت هاتون، خودمم سعی میکنم ازشون دوری کنم اما گاهی اوقات خودشون میان پیش من و من حتی صندلی که مینشستم هم عوض کردم اما خوب همچنان با فاصله گرفتنم اونا میگفتن چی شده چرا مث قبل نیستی و من نمیتونم صادقانه جوابشون رو بدم، من خیلییییی براشون حرف زدم از اول موقعی که قصد اینها رو فهمیدم تا همین الان کلیییی نصیحت کردم اما اصلا گوش نمیکنن! میگن به تو ارتباط نداره زندگی ماست! و من بیشتر نگران اون پدر و مادر هایی هستم که با این همه آرزو بچه هاشونو بزرگ کردن و بعد اینا میخوان!… واقعا نمیدونم چی بگم ! از همشون خسته شدم خیلی بخاطرشون عذاب کشیدم اما نامه دادن رو امتحان نکردم، ولی این قدر به من توهین کردن که واقعا فکر کنم ارزش نامه دادن رو نداشته باشن، آخرشم حتما از من ناراحت میشن و قهر میکنن!! کتاب های مذهبی رو هم شاید جلوم پرت کنن بگن مال خودت! و شایدم بزور قبول کنن اما یه بارم از روش نخونن! حالا هم که امتحانا شروع شده اونا همیشه جزء کسایی هستن که خودشون میخونن و ۲۰ میشن اما انچنان ذهن تو رو درگیر میکنن که تو نمرت خراب شه همیشه سعی دارن تو رو بکشن پایین! و من اولیشو خراب کردم بخاطر اونا! اما دیگه نمیخوام بخاطر اونا خراب بشه!
    بگین از این به بعد با اونا چی کار کنم؟! و این که خودم برای تمرکز روی درسم چی کار کنم؟
    و این که عذرخواهم که این قدر ازتون سوال میپرسم اما واقعا لازمه شرمندم:(

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۴ ۱۴:۲۳:

    سلام بر شما
    با عنایت به توفیقاتی که خداوند به شما داده و مرتکب بسیاری از گناهان نمی شوید، احساس کرامت نفس و احساس ارزشمندی کنید و فکر خود را مشغول رفتارهای کودکانه و شیطانی آن ها نکنید.
    وقتی از شما توضیح می خواهند، بدون این که ترس و اضطرابی به دل راه دهید، خیلی راحت بگویید که حاضر نیستید صحبت های نادرست و غیر اخلاقی آن ها را بشنوید.
    البته، توقع نداشته باشید که آن ها صحبت های شما را بپذیرند؛ ولی شما اعتماد به نفس داشته باشید و رقتاری مقتدارانه داشته باشید. مطئمن باشید که شخص گناه، کار علی رغم ظاهرش، درونی نا آرام دارد و اقتدار رفتاری شما، موجب می شود تا درون نا آرامش اشکار گردد و دیگر نتواند به سرزنش های خود ادامه دهد.
    البته امسال که گذشت، اما برای سال آینده تمام تلاش خود راب ه کار گیرید که دیگر با آن ها در یک کلاس نباشید و همچنین سعی کنید دوستان و هنشین های صالحی پیدا کنید و در کنار آن ها باشید.
    البته بار دیگر تذکر می دهم که فکر خود را ارزشمندتر از آن بدانید که خود را درگیر گفتار آن ها کنید. ممکن است که در برابر زبان بازی آن ها و شماتت هایشان حرفی برای گفتن نداشته باشید، اما خودباری داشته باشید و مطئمن باشید و دیری نمی پاید که خداوند چهرۀ ارزشمند حق را آشکار خواهد کرد و کاری می کند که در برابر شما اظهار پشیمانی کنند.

    [پاسخ]

  • با سلام
    خیلی ممنونم، چشم حتما سعیم رو میکنم که شجاع باشم و به اونا نشون بدم که منم برای خودم مهم هستم، انشالله سال دیگه کلاس اونا نمیفتم، و دوستان صالح کم هستن اما خوب همونایی هم که هستن خودشون با هم خوبن ولی من سعی میکنم واردشون بشم، اما به نظرم گاهی تنهایی هم خوبه چون منو به خدا نزدیک تر میکنه.
    بازم بسیار سپاس گزارم از زحماتتون، خیلی کمکم کردید.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۹۴ ۰۰:۴۵:

    سلام بر شما
    بله همین طوره. در روایت داریم که بی رفیقی و تنهایی، بهتر از آن است که انسان، رفیق و همنشین بد داشته باشد.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 2203
  • بازدید دیروز: 4493
  • بازدید سال: 1563415
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی