×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم سارا

با سلام خواهشا کمکم کتید زندگیم داره از دست میره. من ۴سال بود که با ی پسری رابطه داشتم ب ی دلایلی از هم جدا شدیم و من الان حدود ی سال ک ازدواج کردم با ی پسره دیگه و ایشون خبر دارن ک من ازدواج کردم .و همسرم از رابطم خبر نداشته.و تو این ی سال نه ایشونو دیدم نه خبری ازش دارم. من الان خونه خودمم. همش دلشوره دارم فک میکنم میتزسم قراره بیاد سر وقتمون و منو همسرمو بکشه برا تلافی. من خیلی میتزسم همسرمم شک کرده میگه تو چرا اینطوری شدی دارم ب خاطره این فکرا زندگیمو از دست میدم فقط دارم ب این مساله فک میکنم. میترسم من از گذشته خودم پشیمونم توبه کردم و همسرمم خیلی دوست دارم. خواهشا کمکم کنید اصلا ارامش ندارم سر تا پامو دلشوره و ترس و اضطراب گرفته ب طوزی که نمیزارم شوهرم تنها باشه میترسم براش اتفاقی بیفته

جواب

سلام بر شما

بابت تأخیر در پاسخگویی عذرخواهی می کنم. برای این که از این دلهره نجات پیدا کنید، به نکات ذیل توجه فرمایید: 

۱ ـ ارتباط و خلوت بهتری با خداوند داشته باشید. مثلا سعی کنید نمازهای خود را در اول وقت بخوانید و سعی کنید حجاب شرعی خود را رعایت کنید. این کارها موجب می شود که دست رحمت خداوند شما را یاری دهد. 

۲ ـ به جای این که مدام به گذشته فکر کنید و خود را از آینده بترسانید، سعی کنید در زمان حال زندگی کنید و بر افکار خود تسلط داشته باشید. این فکرها، خطوراتی است که شیطان به ذهن شما می اندازد و هدفش هم این است که زندگی شیرین شما را به تلخی بکشاند. پس تسلیم خواسته های شیطان نشوید و به جای این فکرهای منفی، به داشته های خود فکر کنید و دست رحمت خداوند را در زندگی خود ببینید. 

۳ ـ سعی کنید وقت خود را به بهترین وجه پر کنید و از خزیدن را گوشه های تنهایی بپرهیزید. هم صحبت شدن با همسر، کارهای خانه و نیز تفریح در بیرون از منزل از جمله کارهایی است که باید انجام دهید.

۴ ـ سعی کنید امانت دار خوبی باشید و اسرار دیگران که به نوعی در نزد شما امانت است را به خوبی حفظ کنید. اگر آبروی دیگران را حفظ کردید، خدای متعال هم متقابلا آبروی شما را حفظ خواهد کرد.

۵ ـ هر وقت نگران شدید، به جای آن که به افکار پوشیدۀ شیطانی ادامه دهید، (حداقل) هفت بار ذکر «حسبُنَا اللهُ وَ نعمَ الوَکیل» را بگویید. این ذکر نکرانی و وحشت را از شما دور خواهد کرد.

موفق باشید. 

  1. سارا

    ممنون از شما. یعنی امکان نداره این اقا بیاد من و همسرمو بکشه یا کسی رو بفرسته مارو بکشه من ترسم از اینه

    • احمد نباتی

      افکاری که به سر شما آمده، افکار وسواسی است و نباید به آن ها اعتنا کنید.

  2. سارا

    ممنون از شما که راهنمایی میکنید و مشکلات ما را حل میکنید.

  3. زهرا

    با سلام حاج آقا خسته نباشید.مشکل من در ارتباط با یکی از فامیلهاست .دختر یکی از فامیلهای شوهرم درجه اول شش ماه پیش نامزد کرده بود ویک ماه مونده به عروسی دختر ه از نامزدش پشیمون شده و اصرار به بر هم زدن نامزدی به دلیل دوست نداشت نامزد و اینکه هیچ حس عاطفی به او ندارد و نمی خواهد با او ازدواج کند دارد.وخانواده داماد هم که از فامیلای شوهرم درجه دو هستند از من خواستند آبی را که از دعانویس حالا به قول خودشون ملا یا طلبه بوده گرفته اند به صورت خوراکی به دختره داده شود تا مهر پسر دوباره به دل دختر راه پیدا کندو دعایی که شاید برای دختر قبلا کسی نوشته است باطل شود .من هم که اعتقادی به دعا ندارم برای این جور مسایل و برایممهم نبست بنا بر اصرار خانواده پسر وشوهرم گرفتم چون من با دختر تقریبا صمیمی هستم.وشوهرم گفت بعدا خانواده پسر نگویند که ما از جدایی خوشحالیم .خلاصه در رودرواسی آب را گرفتم و گفتم باشه به دخترهمی دهم.ولی من آب رو ندادم وفقط کنار درب کوچه شون کمی ریختم به خاطر سوگندم .حالا آیا من گناهکارم .الان موندم خانواده دختر از یکی دیگه بشنوند که من دعا رو گرفتم از من خیلی ناراحت میشن آیا واقعیت رو بگم بهتره؟از اینکه اون پسر رو امیدوار کردم که حتما این کار را برایش انجام میدم نیز عذاب وجدان دارم چیکار کنم حاج آقا کاش نمی گرفتم

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question