بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم آذین

سلام

این درسته ک چون مادر بچه زاییده حق داره هر بی احترامی به بچش بکنه؟

هرچی تو خانوادمون اتفاق میفته مادر من به خواهراش میگه… میگه دخترم بهتون یا بچتون فلان بی احترامی یا حرف زد… کلی تهمت و حرفای نارو و خیلی زشت میزنه… من۲۳سالمه دست روم بلند میکنه… مگه تحمل ما بچه ها چقدر؟

سایت هم اندیشی دینیجواب

سلام بر شما

خواهرم! درست است که حق مادر حق بزرگی است و بچه های حق ندارند در هیچ شرایطی به مادر بی احترامی کنند، اما این مطلب بدان معنا نیست که مادر حق داشته باشد «به بچه های خود ظلم کند»، «به آنها تهمت بزنید» یا این که «آبرویشان را ببرد!»

یقینا، اگر مادر چنین کاری می کند مرتکب گناه شده است.

البته به شما توصیه می کنم که در شرایط کنونی هم سعی کنید ـ هر چند یک جانبه ـ رابطۀ خوبی با مادر داشته باشید و علی رغم رفتارهای مادر، به او احترام بگذارید. سعی کنی با او مراء و بگومگو نداشته باشید و به خاطر هر موضوعی با مادر مشاجره نکنید.

اگر مادر نسبت به رفتاری حساس شده، حساسیت او را تحریک نکنید و نشان دهید که دوستش دارید.

اگر عصبانی شدید، سعی کنید سکوت اختیار کنید و چیزی نگویید. اگر هم دیدید که نمی توانید سکوت کنید، محیط را ترک کنید تا چیزی بر زبان جاری نکنید. البته نباید دور شدن شما طولانی مدت و به صورت مستمر باشد. دوری زیاد، موجب تقویت کینه و کدورت می شود. هر مقدار که فاصله ها بیشتر شود، شیطان هم در این میان وارد می شود و سفرۀ خود را گسترده تر می کند.

درست است که ناراحت هستید، توجه به پاداش خداوند، سختی مشکل را تا حد مطلوبی بر طرف می کند.

به این مثال توجه کنید: فردی را به کوهستانی می برند و از او می خواهند که تک و تنها، مشغول کندن زمین شود! تا ظهر خسته و ناراحت می شود و تا غروب، درد غربت، موجب افسردگی او می شود. شبانگاهان، یک میلیون تومان به او می دهند و می گویند: “مزد امروز توست!”  

همین شخص خسته و افسرده، به ناگاه برق از جشمانش می جهد و با التماس می گوید: اگر امکان دارد اجازه دهید برای یک ماه یا بیشتر در این جا کار کنم!

اگر در راه احترام به والدین به آثار مبارک تحمل سختی های آن توجه نکنید، حتما دچار مشکل می شوید و نمی توانید با آسودگی خاطر به وظایف خود عمل کنید، اما اگر بدانید تحمل رفتار مادر و خدمت به او، موجب می شود که:

«برخی گناهان شما بخشیده شود»

«دست رحمت خداوند به همراهتان باشد»

«حسن عاقبت پیدا کنید» «رزق و روزی خوبی به دست آورید»

«گرفتاری های دنیا و آخرت، بر شما کاسته شود»

«حساب و کتاب شما در آخرت، آسان شود»

در این صورت، مادر و اخلاق او را سفرۀ رحمتی برای خود خواهی دید و طبیعتا موجب می شود که سختی خدمت به مادر، جای خود را به شیرینی و حلاوت بدهد.

ان شاء الله 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.

12 پاسخ به پاسخ به سؤالات/ چرا مادر حق دارد به فرزند خود بی احترامی کند؟

  • آذین

    سلام..ممنون از راهنمایتون..خدا شاهده همیشه بعد تمام حرفا و فحشا زننده ای که بهم میده خودم رفتم باهاش حرف زدم..گاهی من اشتباه نکردم ولی ازش معذرت خواستم خودمم نمیدونستم بابت چی معذرت میخام..نمیگم واسمون زحمت نکشید و مادر نکرد.ولی در کنار اینا خیلی آزار اذیتم میکرد..دو سال پیش تهمت زد ک با شوهر خالت رابطه داری..خدا شاهده وقتی شنیدم مو به تنم سیخ شد بازم بخشیدم..اینبار دیگه نمیتونم ببخشم.احساس میکنم از بس که بعد هر رفتار و اشتباهی دوباره باهاش حرف زدم هیچوقت متوجه اشتباهش نشده..دیشب جلو پدرم و خواهراشو بچه هاش کلی فحش زشت زشت بهم داد..اونم به دلیل اینکه خواست از برادرم تست اعتیاد بگیره بش گفتن بیرون نرو اونم یواشکی بیرون رفت و سریع اومد..من گفتم مامان تست نگیر علی رفته بیرون..سر این حرف کلی ناسزا و فحش بهم داد دست بلند کرد..خیلی دلم شکسته خیلی..

    • سلام بر شما
      تهمت به دیگران، آن هم به فرزند، خطای بزرگی است. اما تکلیف الهی شما این است که در هر حال با مادر صحبت کنید و احترام او را حفظ کنید.
      مادر، با تمام انسان های دیگر تفاوت دارد. بنابراین، اگر صحبت نکردن با غریبه ها در برخی موارد تجویز شود، به هیج وجه نمی توان این گزینه را در مورد مادر سفارش کرد.
      بهتره که دیگران هم از شما دفاع کنند و به مادرتان گوشزد کنند که رفتارش نادرست است. مثلا پدر یا فردی دیگر که ماد رروی حرف او حساب باز می کند.
      ولی به هر حال، چه کسی پیدا شود و چه نشود، توصیۀ اکید می کنم که شما درست رفتار کنید و صمیمی باشید.
      مطئمن باشید که در روزگاری نزدیک، با ازدواجی موفق، مشکلات شما به صورت چشمگیری کاهش پیدا می کند و در آن روز، میوۀ شیرین صبوری خود را خواهید چشید.

  • مریم

    چقدر دیر جواب میدید…

    • مریم خانم! سؤال شما رو نمی بینم.
      چی پرسیده بودید؟

  • مریم

    ببخشید من همون آذین هستم اسمم رو به مریم تغییر دادم…دیشب جوابمو دادید

  • علی

    سلام حاج اقا من من ۲۴ سالمه و نه تنها من بلکه تمام خانواده تقریبا با مادرم دارای مشکلاتن ولی مشکلات من فرق داره،مادرم دو سال پیش به مرده ملعونی اشنا شد و عاشق همدیگر شدن و سه ماه پیش بخاطر اون از پدرم طلاق گرفت طی حرفهای از مادرم همان مرد به این پی بردیم که معتاد و خلافکار است و چه ادم کثیفی هست که تمام خانواده او نیز اون رو طرد کردن خلاصه مادرم هیچ قبول نمیکرد و راضی نمیشد این حرفارو قبول کنه یک ماه پیش ما رو راضی کرد که از اون جدا شده و واقعا همه مان یه نفس راحت کشیدیم ،هیچکاری به روابط پدرمادرم در حال حاضر ندارم جون بخاطر مشکلات شخصی بین خودشونه ولی تازه دویاره فهمیدیم که به اون حرومزاده برگشته،من بخدا قسم طی این دو سال تا تونستم با مادرم کاااملا منطقی و اروم حرف زدم ولی ایشون همیشه با داد و فریاد و بعدش تنبیه های طولانی مدت به من جواب دادن و اصلا هم راضی‌نمیشن یه کلمه از من بشنون،تروخدا حاج اقا التماستون میکنم راهنمایی کنید چیکار کنم که فقط حرفمو بشنوه والله نزدیکه کفری بشم تنها کسی که تو خانواده با منطق و مهربونی در این مسئله باهاش حرف میزنه منم ولی همیشه مثل دشمن و یک حیوون کثیف با من رفتار میکنه اینجا میخام ببینم در صورتی که واقعا مادر داره اشتباه میکنه؟و اگه اشتباه میکنه و کمی با تندی جوابش بدم در مورد حقیقت کاراش عاقبت من چی میشه؟

    • سلام بر شما
      اگر مادرتون واقعا چنین کارهایی می کنه، موجب تأسفه.
      اما وظیفۀ شما!
      اگر می دونید که با گفتار شما دست از کار نادرستش بر میداره، مقداری تندی (مصلحتی) اشکالی نداره.
      اما اگر می دونید و تجربه کردید که تندی فایده ای نداره، نباید این گونه صحبت کنید.
      بله! شما می تونید “جدی” صحیت کنید اما در عین حال، مراعات حال مادر را داشته باشید.
      البته مادر شما به زودی متوجه کار اشتباهش میشه و به زودی متوجه میشه که چه چیزی رو از دست داده.
      براش دعا کنید.

  • نگین

    سلام. من خیلی از کارای مادرم خسته شدم. هرکاری براش میکنم نمیبینه…. همیشه جلوی دیگران به من فحش و ناسزا میگه و ابرومو میبره….. از بد دهنی هاش هممون خسته شدیم حتی پدرم بارها بهش گفته که از دست این بددهنی هاش خسته شده ولی گوش نمیده…. خواهش میکنم راهنماییم کنین… اصن نمیشه باهاش حرف زد بهش ک میگی چرا جلوی دیگران بددهنی میکنی مسخرم میکنه و میگه تو اصن ابرو نداری و ادم نیستی…. ولی بابچه های بقیه خیلی مهربونه و باهاشون خیلی خوب و صمیمی صحبت میکنه

  • فاطمه

    سلام وقت بخیر
    من مادری دارم که از کودکی زیاد علاقه ای بهم نداشت .مثل سایر خواهر و برادرام باهام رفتار نمیکرد.به شدت احساس کمبود عاطفه داشتم.به معنای تام کلمه اعتماد به نفس نداشتم.ولی خدا همیشه حواسش بهم بود.مادرم با پدرم هم ناسازگار بود از روزی که بدنیا آمدم هر روز تو خونه مون دعوا بود.همدیگه رو درک نمی کردن بهم احترام نمیذاشتن.مادرم به شدت بدبین هست به طوری که بارها با سو ظنی که داشت باعث قطع روابط ما با خانواده پدریم شد. موقع ازدواج من تمام تلاشش رو کرد که با پسر خالم ازدواج کنم که من اصلا راضی نبودم. عقدم رو هم میخواست بهم بزنه که بابام نذاشت.از روز اول از شوهرم خوشش نمیومد.شوهرم انقدر تلاش کرد انقدر محبتش کرد بازم سودی نداشت.براش تولد میگرفت رابطه اش با بچه هاش رو درست می کرد.گردش و…
    اما از آنجایی که سوظن داره اصلا هیچ کدوم از این کارا رو ندید گرفت و من رو به شوهرم بدبین میکرد.میگفت این شوهر ت پولاتو ازت میگیره و آخر سر ولت میکنه(شاغلم)در حالیکه شوهرم عاشقمه .مادرم دروغ زیاد میگه و دنبال جادو جنبل وملا و… زیاد هست.
    باعث طلاق برادر و خواهرم شد.بابام هم رفت و زن گرفت.
    مادرم عروسیم رو خراب کرد.آبروم رو روز عروسیم برد.برام جهاز نگرفت.موقع زایمانم نیومد الان دخترم ۳ سالشه هنوز دخترم رو ندیده.توی فامیلاش بدگویی منو میکنه .بهم گفت کاش موقع بدنیا اومدنت مرده بودی!
    این درحالیه که هیچ وقت بی احترامیشو نکرده بودم.هر چی گفته بود غیر از چشم چیزی نگفته بودم تا اینکه موقع ازدواج دیگه نمیتونستم با کسی که دوست ندارم زندگی کنم. اینقدر بدبینه که عامل ازدواج مجدد پدرم رو هم من میدونه.الان هم به خاطر اینکه به سرنوشت خواهر و برادرم که الان مطلقه هستن دچار نشم چند سال هست باهاش قطع رابطه کردم.من شوهرم و زندگیم رو دوست دارم .شوهرم بارها بهم گفته برو به مادرت سر بزن .ولی من میترسم من واقعا از مادرم میترسم چون هر کاری از دستش بربیاد برای به کرسی نشوندن حرفاش انجام میده.من نمیخوام و دوست ندارم که با مادرم قطع رابطه کنم و می دونم خدا هم راضی نیست.
    شما بگین من چکار کنم.خواهشا اگر راه حلی دارید کمکم کنید.
    لطفامتنم داخل نظرات دیده نشود.جوابم رو ایمیل کنید.
    با تشکر

    • سلام بر شما
      (پاسخ بنده به ایمیلتان ارسال نشد. ظاهرا ایمیل را اشتباهی نوشتید. )
      با در نظر گرفتن توصیفی که از مادرتان و وضع زندگی تان دارید، مطالبی رو خدمتتون عرض می کنم:
      اولویت اول برای شما شوهر و فرزنداتان است. بنابراین، کاری نکنید که زندگی شما شوهرتان لطمه ای ببیند.
      با در نظر گرفتن این اولویت، باید به مادر هم سر بزنید و با او قطع رابطه نکنید. البته نوع رابطه تان با مادر باید بسیار محدود و مدیریت شده باشد، تا از یک طرف قطع رابطه نداشته باشید و از سوی دیگر آسیبی به زندگی زناشویی شما وارد نشود. لذا هر از چندی به مادر سر بزنید و احولپرس او باشید.
      به جای اینکه به مادرتان و رفتارهای نادرستش فکر کنید(که نتیجه ای چز یأس و افسرده حالی ندارد) به اکنون خود فکر کنید. به این فکر کنید که به لطف الهی شوهری دارید و در کنارش با امنیت زندگی می کنید. شوهری که دسلوز شماست و تا آخر پای شما نشسته و شما را دوست دارد. به این فکر کنید که مادر هستید و دارای فرزند هستید. اگر توفیق ازدواج پیدا نمی کردید و همچنان در آن خانه بودید، چقدر بد میشد؟!!!
      پس به نعمت های خداوند فکر کنید و با تمام وجود شکرگزار او باشید.
      اندیشیدن به نعمت ها به آنسان آرامش می دهد و موچب نشاط و سرزندگی او می شود.
      موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما