بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از خانم ریحانه

سلام.یه سوال فقط سریع جواب بدین.من تو اینستا با یه کسی که میگه خدا وجود نداره و قرآن دروغه بحثم شد.بعد برام این آیاتو گذاشت و یه سری دلایل مسخره.من متنشو براتون میذارم.فقط سریع بگید جوابشو چی بدم.که بدونه اشتباه میکنه.این متنشه: اشتباه علمی:
مومنان از محمد درباره ی ذولقرنین سوال می کنند محمد که خود چیزی در این مورد نمی داند سوال آنان را در آیات ۸۳ سوره کهف بازتاب می دهد و در ادامه به آن ها می گوید که به زودی بر شما چیزی از او می خوانم:
“و از تو در باره ذوالقرنین مى‏پرسند بگو به زودى چیزى از او براى شما خواهم خواند(۸۳)”ُ
اولین سوالی که باید به ذهن هر شخص عاقلی برسد این است که اگر قرآن از جانب خداست چرا در همان وقت جواب سوال کنندگان را نمی دهد و آن را به زمانی دیگر ماکول می کند ایا الله می خواهد روی پاسخ خود فکر کند!
در ادامه محمد پس از چندی پاسخ سوال کنندگان را می دهد ولی غافل از اینکه در پاسخ خود دچار یک اشتباه فاحش علمی می شود.
ابتدا به ایات دقت کنید:
آنگاه که به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد که [خورشید] در چشمه ‏اى گل‏آلود و سیاه غروب مى‏کند و نزدیک آن طایفه ‏اى را یافت فرمودیم اى ذوالقرنین [اختیار با توست] یا عذاب مى‏کنى یا در میانشان [روش] نیکویى پیش مى‏گیرى(۸۶)
حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا ﴿۸۶﴾
تا آنگاه که به جایگاه برآمدن خورشید رسید [خورشید] را [چنین] یافت که بر قومى طلوع مى‏کرد که براى ایشان در برابر آن پوششى قرار نداده بودیم (۹۰)
حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا ﴿۹۰﴾

محمد در این آیات بیان می دارد که ذولقرنین راهی را طی می کند تا به محل غروب خورشید می رسد! و سپس از یک مسیر دیگر می رود تا به محل طلوع خورشید می رسد گویا او فکر می کرده که خورشید به دور زمین می چرخد و محل طلوع و غروب خورشید را در زمین ثابت می انگاشته است و از این اصل مسلم علمی غافل بوده که زمین به دور خورشید می گشته است.

جواب

سلام بر شما

در رابطه با این آیات شریفه مطالبی رو مطرح می کنم: 

۱ ـ گروهى از قریش به این فکر افتادند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آآله) را ـ به اصطلاح ـ آزمایش کنند، پس از مشاوره با علمای یهود مدینه، سه مساله طرح کردند. علمای یهود، با استفاده از آموزه های دینی خود مطالبی می دانستند و بر این گمان بودند که پیامبر اکرم ـ که کتاب های آن ها نخوانده ـ از این آموزه ها بی بهره است. تاریخچۀ “اصجاب کهف”، مسآلۀ “روح” و نیز، داستان “ذوالقرنین”، سه سؤالی بود که علمای یهود به کفار قریش یاد دادند و گفتند که با پرسش این سؤالات، وی را به چالش اندازید. یکی دیگر از سؤال ها، سؤال از جوانی بود که حضرت موسی (علیه السلام) با او همراه شد. 

 ۲ ـ قرآن کریم در مورد داستان اصحاب کهف و داستان ذوالقرنین، توضیحاتی را به صورت مبسوط مطرح کرد. اما در مورد روح، پاسخی نداد و فرمود: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلا؛ و از تو درباره «روح» سؤال مى‏کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکى از دانش، به شما داده نشده است!» (اسراء، آیۀ۸۵)  

پاسخی که پیامبر اکرم مطرح کرد، دقیقا مطابق با پاسخی بود که در نزد یهودیان بود. علمای یهود گفته بودند که اگر پاسخ داد، بدانید که پیامبر نیست. علتش هم انست که این پرسش را از حضرت عیسی (علیه السلام) مطرح کردند و آن حضرت فرموده بود: روح از امر پروردگار است …

قد تکلّم العلماء فیه فقیل: علم اللّه جلّ و عزّ أنّ الأصلح لهم أن لا یخبرهم ما الروح لأن الیهود قالت لهم: فی کتابنا أنه إن فسّر لکم ما الروح فلیس بنبیّ و إن لم یفسره فهو نبی، و قیل: إنهم سألوا عن عیسى صلّى اللّه علیه و سلّم فقال لهم الروح من أمر ربّی أی شی‏ء أمر اللّه جلّ و عزّ به و خلقه لا کما یقول النصارى. (اعراب القرآن، ج۲، ص۲۸۲) 

همان گونه که ملاحضه می کنید، پاسخ های پیامبر اکرم در هر سه مورد، به گونه ای بود که زبان علمای یهود را کوتاه کرد و متوجه شدند که با طرح چنین سؤالاتی نمی توانند آن حضرت را امتحان کنند و نمی توانند وی را متهم به کذب کنند. 

۳ ـ این مستشکل گمان کرده که اگر پاسخ سؤالی را به اینده موکول کنند، دلیل بر ضعف علمی کسی است که پاسخ دهنده است. اما با کمی دقت متوجه می شویم که برای تأخیر در پاسخگویی علت های دیگری هم می تواند مطرح شود. در کلام و رفتار حکما، بسیار سراع داریم که شاگردی پرسشی را مطرح می کند و آن حکیم به او می گوید، فلان روز حاضر شود تا جواب پرسش تو را بدهم. چرا این حکیم در همان مجلس جواب را ارائه نکرد؟! دلیلش آن است که می خواهد آن شاگرد ،آمادگی بیشتری برای دریافت پاسخ استاد پیدا کند و یا این که مجلس طرح سؤال مجلس مناسبی برای ارائۀ پاسخ نیست. باید شرایط لازم فراهم شود تا شنوندگان پاسخ را به خوبی دریافت کنند. همچنین گاهی اوقات می بینیم که سؤال کننده با طرح نامناسب سؤال و متشنج کردن مجلس، به این گمان که پاسخی برای این پرسش وجود ندارد، فضا را ملتهب می کند و زمینۀ ای برای دریافت پاسخ ایجاد نمی کند. اگر پاسخگو، شخصی ناشی باشد، در همان مجلس ملتهب پاسخ خود را ارائه می دهد. در چنین حالتی جواب ارزشمند خود را قربانی کرده و هیجان های آن افراد اجازه نمی دهد که شنوای پاسخش باشند. اما وقتی آن ها را دعوت به آرامش می کند و بعد از آرام شدن مجلس، جوابشان را مطرح می کند، هم ارزش جواب خود را به رخ آن ها کشیده است و هم، پاسخ خود را در بهترین شرایط مطرح کرده است. 

مطلبی که ذکر شد، کاملا در سیرۀ عقلا جریان دارد و گویا این شخص مستشکل ، یا از این سره بی خبر است و یا این که قصد مغالطه و فریب کاری دارد. 

۴ ـ نکتۀ بعدی این است که مردم عادی مطالبی از داستان های دیگر شنیده بودند، اما در مورد داستان ذوالقرنین، اطلاعی نداشتند. شاید یکی از دلایلی که موجب شد در این داستان بفرمایید: به زودی مطالبی را خواهم گفت، همین مطلب باشد که مردم آمادگی بیشتری برای شنیدن این داستان پیدا کنند. از دیگر مواردی که به ذهن می رسد، این است که با موکول کردن ذکر این داستان به آینده به همگان بفهماند که تمامی آن چه گفته می شود، از ناحیۀ وحی ابلاغ می شود و هیچ کدام از این مطالب از ناحیۀ من نیست. لذا تا خدای متعال وحیی نازل نکرده، چیزی ندارم که به شما بگویم.  

۵ ـ صحبت از محل غروب و محل طلوع خورشید، کنایه از سفر ذوالفقرنین به “مغرب زمین” و “مشرق زمین” است. ایشان در دو سفری که داشت یک بار به اقصی نقاط مغرب زمین (اروپای کنونی) مسافرت کرد و بار دیگر به اقصی نقاط مشرق زمین (چین) سفر کرد.

در آیات ابتدایی آمده است که ذوالقرنین به سمت غرب حرکت کرد تا جایی که دید خورشید در “چشمه ای گل آلود و سیاه” غروب می کند. در مورد این چشمه گل آلودو سیاه، می توان نظر داد که منظور از آن دریای سیاه است که هم اکنون هم بدین نام خوانده می شود. نامگذاری این دریا به این نام می تواند علل مختلفی داشته باشد.یکی از علل آن که بیشتر مورد قبول است این است که چون این دریا در قسمت هایی شمالی تر قرار دارد آب آن شوری کمتری نسبت به دریای مدیترانه دارد و به این خاطر جلبک ها در آن بیشتر رشد میکنند و رنگ آب به تیرگی گراییده است.

اما این که این آقا گفته است: “خداوند از کروی بودن زمین و حرکت ان به گرد خورشید بی اطلاع بوده است!” نشان می دهد که با فن محاوره نا آشنا بوده و اطلاعی هم از دیگر آیات قرآن و اعجازهای علمی آن ندارد.

دانشمندان، به تازگی پی برده اند و خورشید و منظومۀ شمسی، در مسیر مشخصی حال حرکت است. این مطلب جدید، امری است که قرآن کریم از آن پرده برداری کرده و فرموده است:

«خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْری لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلا هُوَ الْعَزیزُ الْغَفَّار»؛ «آسمانها و زمین را بحقّ آفرید شب را بر روز مى‏پیچد و روز را بر شب و خورشید و ماه را مسخّر فرمان خویش قرار داد هر کدام تا سرآمد معیّنى به حرکت خود ادامه مى‏دهند آگاه باشید که او قادر و آمرزنده است!» (زمر، آیۀ۵) 

تا این جا کاملا مشخص شد که اشکالات این آقانادرست است منظور قرآن کریم چیزی دیرگی است.

و نکتۀ بعد این است که اگر این آقا دوست دارد واقعا در مورد خداون و وجود او تحقیق کند، بهتر است به جای ان که آیات قرآن را تفسیر به رأی کند و آن ها را بر اساس گمان های باطل خود تعبیر و تفسیر کند، به صورت کاملا علمی و منطقی وارد بحث شود. در اولین گام توصیه می کنم که اینجا کلیک کند و بعد از مطالعۀ دقیق پیرامون مطالب این صفحه، اشکالات و نقطه نظرهای خود را مطرح کند. 

موفق باشید

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 3537
  • بازدید دیروز: 4560
  • بازدید سال: 1626355
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی