بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال: راه عاشق شدن چیست؟

جواب: جوان بزرگوار! عشق، علاقه­ ی شدید قلبی است. وقتی انسان عاشق کسی شد در واقع همه­ ی وجود خود را وقف او کرده و از نظر روحی با او پیوند می ­­خورد. این پیوند چنان است که اگر کسی که چیزی را دوست داشته باشد در قیامت هم با (حقیقت) آن چیز محشور می­ گردد.

عشق به آسمانی­ ها، موجب تعالی شخصیتی و روحی انسان شده و وی را به بالا می­ برد. این عشق موجب می ­شود تا روز به روز به سرچشمه­ ی همه­ ی خوبی­ ها نزدیک و نزدیک­ تر شود، و از آن چشمه­ ی نورانی سیراب­ تر گردد. چنین انسانی به خاطر این که در صراط مستقیم الهی قدم گذاشته، هر روز بشاش ­تر و شاداب تر از روز گذشته است و زندگی سر تا سر نشاط و سعادتی دارد.  

اما عشق به موجودات زمینی موجب می­ شود که این روح بزرگ و آسمانی را در زندان کوچک زمین زندانی کنیم و از رسیدن به آن همه زیبایی آسمانی و ملکوتی محروم شویم. روی همین اساس است که چنین اشخاصی از درون  احساس آشفتگی و نگرانی دارند و مدام در اضطراب و سردرگمی به سر می­ برند! این افراد به جای آن که شادی و نشاط داشته باشند و از استعدادهای دوران جوانی خود بهره گیرند، غمگین و سرخورده هستند و فشار روانی سنگینی را بر دوش خود احساس می­کنند. این عشق خصوصاً اگر به جنس مخالف هم باشد، زمینه­ ی بسیاری از گناهان را هم فراهم می­آورد.

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی    عشق محمد بس است و آل محمد

طریقه رسیدن به عشق آسمانی

خداوند متعال نور آسمان­ها و زمین است. معصومین (علیهم ­السلام) هم که بندگان مطیع و برگزیده­ی او هستند، از نورانیت زیادی برخوردارند. از طرفی، گناه و معصیت ظلمت و تاریکی است. کسی که مرتکب گناه می­ شود، در واقع وجود خود را سرشار از ظلمت کرده و نور معنویت را از دورن خود رانده است.

اوّلین و مهمترین راه برای رسیدن به عشق آسمانی، این است که با محور قرار دادن ولایت و تبعیت از معصومین (علیهم ­السلام) ـ که برگزیدگان الهی و راهنمایان طریق عشق و سلوک الهی هستند ـ به دستورات انسان ساز الهی عمل کرد و گناه و معصیت را کنار گذاشت. با این کار، درون خود را از تاریکی گناه شستشو داده و آماده­ ی پذیرش نور خدا کرده­اید. وقتی این­ گونه شدیم، نور معنویت خود به خود وارد وجود ما شده و می­ توانیم عشق واقعی به همه­ ی خوبی ­ها را در خود بیابیم. انشاء الله.

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

6 پاسخ به سؤالات جوانان (۲۰) راه عاشق شدن چیست؟

  • یگانه

    من قبلا یکی را دوست داشتم که پسر عمه ام بود از وقتی که پدر ومادرم این را فهمیده اند به من اعتماد نمیکنند و خیلی چیزها را از من مهروم کرده ان حتی دیدار با فامیل خواهش می کنم کممممممممکم کنید

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ آذر ۲۰م, ۱۳۹۳ ۲۰:۲۴:

    سلام بر شما / با توجه به این که مورد شما مشاوره ای است، لطف کنید بعد از هماهنگی پیامکی با بنده تماس بگیرید. ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • فاطمه

    سلام من ۲۳سالمه ودوماه باکسی دوست هستم یه ذره خونوادم فهمیدن ولی به دل نمیگیرن اونم شاغله ولی هرچقدر میگم بیا خواستگاریم منو من میکنه و میگه وضیتم خوب نیست کمکم کنید

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ آذر ۲۵م, ۱۳۹۳ ۱۳:۴۶:

    سلام بر شما
    خواهرم! درسته که ارتباط شما به خاطر ازدواج هستش، اما به هر حال دوستی با نامحرم حرام است که مورد رضایت خداوند نیست. هر چند که والدین شما نسبت به این کار راضی باشند یا اینکه عکس العملی نشون ندهند.
    از خوندن این مطلاب ناراحت نشید. اگر خداوند کاری ور حرام کرده دلیلش اینه که در این کار برکتی برای انسان نیست و قطعا موجب ضرر و زیان برای شما میشه.
    اگر ایشون واقعا خواستگار شماست و واقعا شما رو دوست داره، می تونه به خواستگاری شما بیاد. کسی هم که به خواستگاری دختری میره، لازم نیست در همون روز اول زندگی توانایی ادارۀ یک زندگی رو داشته باشه.
    بنده به کرات مشاهده کرده که دختر خانمی به امید پسری می نشینه. خواستگارهای خوبش رو رد می کنه و حتی به خاطر اون پسر به گناه می افته. اما بعد از مدتی طولانی که دختر، به آقا پسر وابسته شده و موقعیت های خوب خودش رو هم فدای اون پسر کرده، یک مرتبه همه چیز به هم می خوره و پسر با گفتن کلماتی چون: به درد هم نمی خوریم. خونوادم راضی نیستن. شرایطش رو دارم و … دختر رو به خال خودش می گذاره و میره.
    بکی دیگر از دلیل هایی که می گم طرح دوستی و رفاقت نریزید، اسیب های عاطفی فراوانی است که در این راه وجود داره.
    سعی کنید برای ازدواج عاقلانه رفتار کنید، خود را فدای کسی نکنید . و گرفتار احساسات و ترحم نشید. ایشان نهایتا گزینه ای هستند که می تونید روی او فکر کنید اما قطعا تنها کزینه نیسست. بنابراین دل خود را از وابسنگی به ایشون خالی کنید و این ارتباط دوستی رو قطع کنید. اگه ایشون واقعا خواستار شما باشه، شما رو از دست نمی ده و اگر هم نباشه که بهتره همین الان متوجه بشید و خودتون رو اذیت نکنید.
    پسرها راحت قول ازدواج می دن. اما خیلی راحت هم ممکنه پشت به همه چیز کنن و همه چی رو خراب کنن . در این مبان، متضرر اصلی، اقا پسر نیست. بلکه شما هستید.
    موفق باشبد.
    اگر به خواستگاری

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی