بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

«و نوره»؛ اهل بیت، «نور خداوند» هستند.

«نور». این واژه روشن­تر از آن است که نیازی به تعریف داشته باشد.

راغب در مفردات، نور را به دو قسم تقسیم کرده است: نور دنیوی و نور اخروی. سپس نور دنیوی را به دو نوع معقول و محسوس تقسیم کرده است.

نور دنیوی معقول، همان امور الهی است که با چشم بصیرت مشاهده می ­شود. مانند نور قرآن و نور عقل: «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبین»[۱]، «‏وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی‏ بِهِ فِی النَّاس».[۲]

نور دنیوی محسوس، همان نوری خورشید، ماه و ستارگان است: «جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً».[۳]  

اما نور اخروی، همان چیزی است که در پیش روی مؤمنان حرکت می­ کند و راهنمای آنان به سوی بهشت است: «الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعى‏ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِم».[۴]

خداوند متعال هم از آن جهت که روشنی بخش آسمان و زمین است، از باب مبالغه در کار خویش، خود را نور نامیده است.[۵]

انوار هدایت

نور متوسط و عادی (نه نور عالی) دو ویژگی عمده دارد:

۱٫ خودش ظاهر است. ۲٫ دیگران را ظاهر و آشکار می ­کند.  (کیفیۀ ظاهرۀ بنفسها، مظهرۀ لغیرها) قرآن کریم واژۀ نور را در مفهوم جامعی که مصادیق مختلفی دارد؛ به کار برده است؛ مانند قرآن، روشنایی روز، روشنایی ماه و … مهمترین مصداق نور، ذات اقدس الهی است: «اللهُ نور السمواتِ و الأرض».[۶]

خداوند نه تنها ظاهر است، بلکه ظهور دیگران نیز از ناحیه­ی اوست. خداوند متعال که منبع وجود است، خود به خود آشکار است. از سوی دیگر چون «وجود» اشیای دیگر به «ایجاد» الهی بستگی دارد؛ برای ذات اقدس الهی نور گسترده­ای است که روشنی آسمان، زمین و سایر موجودات از مراتب آن نور جامع است. این نور گسترده، همان رحمت عامه­ی الهی است که همه­ی اشیاء را در بر می­ گیرد.

افزون بر این، نور دیگری نیز به خداوند نسبت داده شده  که همان نور  ویژه­ و رحمت خاصّه­ی اوست و به مؤمنان اختصاص دارد: «یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاء».[۷]

سنخیت بین علت و  معلول اقتضا می­کند که هر چه آن نور مطلق (خداوند متعال) خلق می­ کند از سنخ نور باشد. از این رو امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) در پاسخ به مرد شامی فرمود: «اوّلین مخلوق الهی نور است»[۸]. از طرف دیگر این  نور در بسیاری از روایات، به عنوان نور رسول خدا (صلی­ الله ­علیه­ و آله) معرفی شده که عوالم و موجودات دیگر را از آن خلق کرده است.[۹] 

درست است که هر چه خداوند خلق کرده، آیه و نشانۀ اوست، لیکن رسول خدا بزرگترین آیه و بالاترین مخلوقی است که ردای خلافت الهی را پوشیده است. از طرف دیگر با توجه به  لزوم هماهنگی بین خلیفه و مستخلفٌ عنه لازم است خلیفۀ «نور السّموات و الأرض» از نورانیتی ویژه برخوردار باشد؛ وگرنه خلیفۀ او نخواهد بود. همین هماهنگی و سنخیّت اقتضا می ­کند که خلیفۀ رسول خدا نیز نور باشد.

همان گونه که قبلا گذشت، نور به دو معنا به خدا اسناد داده شده که یکی مصداق رحمت عامّه و منشأ هستی و دیگری مصداق رحمت خاصّه ومنشأ هدایت ویژه برای مؤمنان است. این دو معنا برای مظاهر آن نور مطلق نیز ثابت است؛ زیرا این  ذوات قدسی در نظام تکوین، واسطۀ فیض الهی هستند و سایر موجودات از برکت وساطت آن ها از نور وجود و نعمت الهی بهره­ مند می ­شوند و در نظام تشریع نیز  افزون بر هدایت عمومی، به صورت ویژه­ ای مؤمنان را هدایت می ­کنند: «السلام علیک یا نور الله الذی به یهتدی المهتدون».[۱۰]

اشارات

۱٫ محجوبان از نور

خداوند متعال دو نوع نور دارد، نور عامّ و نور خاص.

نور عامّ الهی به ارادۀ خداوند وابسته است و ارادۀ خداوند به هر چیز تعلق گرفت، پا به عرصۀ وجود می ­گذارد.  هیچ کس در اصل وجود خود اختیاری ندارد. دلیلش هم این است که قبل از تجلّی این نور، چیزی وجود ندارد تا اختیاری از خود داشته باشد.

اما بهره گیری از نور خاصّ الهی به حسن اختیار یا سوء اختیار افراد وابسته است، چرا که بهره­ مندی از این نور پس از ایجاد اشیاء است.

مظاهر نور خداوند، یعنی ائمه (علیهم ­السلام) نیز این گونه­ هستند. 

اهل بیت (علیهم ­السلام) واسطۀ در خلق همۀ موجودات هستند لذا موجودات عالم هستی در این مرحله از نور عام اهل بیت بهره ­مند می ­گردند، بدون این که از خود اختیاری داشته باشند. اما بهره ­مندی از وساطت آنان در نور خاص، به ایمان و اختیار افراد بستگی دارد. یعنی تنها کسانی از این نور و هدایت ویژۀ اهل بیت (علیهم ­السلام) بهره­ مند می ­گردند که خود را در معرض تابش نور معنوی آن ها قرار دهند.

۲٫ شدّت نور، مانع رؤیت

اگر چه خداوند، نور آسمان ها و زمین است، لیکن از باب تشبیه معقول به محسوس، می­ توان او را به خورشید تشبیه کرد که نگاه مستقیم و خیره شدن با آن مقدور هر چشمی نیست، مگر این که پشت ابر قرار گیرد که در این صورت برای بسیاری از افراد قابل مشاهده است.

در دعای امام صادق (علیه ­السلام) آمده است: «أَنَا أَسْأَلُکَ یَا مَنِ احْتَجَبَ بِنُورِهِ عَنْ خَلْقِه‏».[۱۱] بر این اساس حکیم  سبزواری، منظومۀ خود را این گونه آغاز کرده است:

یا من هو اختفی لفرط نوره     الظاهر الباطن فی ظهوره

و شیخ فرید الدین عطار آورده است:

ای زپیدایی خود بس ناپدید    جملۀ عالم تو و کس ناپدید.[۱۲]

بنابراین، مشاهدۀ نور خداوند به استعداد افراد بستگی دارد، به گونه ­ای که رسول خدا (صلی ­الله­ علیه ­و آله) می­ فرماید: «ما عرفناک حقَّ معرفتک».[۱۳]

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند؟   به قدر بینش خود هر  کسی کند ادراک

بر همین  قیاس شناخت کامل مظاهر این نور، یعنی ذوات نورانی ائمۀ اطهار نیز مقدور همگان نیست. رسول خدا فرمود:

«یَا عَلِیُّ مَا عَرَفَ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ غَیْرِی وَ غَیْرُکَ وَ مَا عَرَفَکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ غَیْرُ اللَّهِ وَ غَیْرِی».[۱۴] ای علی! خدا را آن گونه که حقّ معرفت او [و مقدور مخلوقات] است، کسی جز من و تو نشناخت و تو را نیز آن گونه که زیبندۀ توست، کسی جز خدا و من نشناخته است.

سرّ این تشابه در عدم شناخت در کلام مولای متقیان علی (علیه ­السلام) آشکار می ­شود که فرمود: «مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ».[۱۵]

۳٫ نور مطلق و نور مضاف

تنها نور عالم هستی خداوند متعال است و هر نور دیگری که در عالم یافت شود از سرچشمه­، فیض الهی بهره­ مند شده است، لذا خداوند متعال هر چند از قرآن و مانند آن به عنوان نور یاد می­ کند، ولی آن را به خود اسناد می ­دهد: «یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ».[۱۶] در مورد ائمۀ معصومین هم تعبیر به «نوره» شده است.

از این اضافه شدن نور به خداوند متعال، می­توان گفت که ولایت هم همانند قرآن مصون است. و عداوت دشمنان نسبت به آن ها بی ثمر خواهد بود. جملۀ محل  بحث، از اهل بیت (علیهم ­السلام) به عنوان نور خدا یاد شده و دشمنانی که در صدد خاموش کردن نور خدایند ناکام خواهند ماند: «یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِه».[۱۷]

۴٫ مظاهر منیر­ مطلق

نور، اگر عادی یا متوسط باشد، دارای دو اثر است: ظهور خود و ظهور دیگران. اما اگر نور برین باشد، افزون بر این دو اثر، به دیگران قدرت اظهار هم می ­بخشد. در چنین حالتی به این نور برین، «منیر» می ­گویند. یکی از اوصاف ائمه (علیهم ­السلام)، «منیر» است. در قرآن کریم در مورد پیامبر اکرم آمده است: «وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیرا».[۱۸]


[۱] . مائده، آیۀ ۱۵٫

[۲] . انعام، آیۀ ۱۲۲٫

[۳] . یونس، آیۀ ۵٫

[۴] . تحریم، آیۀ ۸٫

[۵] . مفردات راغب، ص۸۲۷، «نور».

[۶] . نور، آیۀ ۳۵٫

[۷] . نور، آیۀ ۳۵٫

[۸] . بحار الأنوار، ج۱، ص۹۶٫

[۹] . بحار الأنوار، ج۱۵، ص۲۷٫

[۱۰] . بحار الأنوار، ج۹۹، ص۲۱۵٫

[۱۱] . بحارالأنوار، ج۴۷، ص۱۲۲٫      

[۱۲] . منطق الطیر، ص۸، بیت ۱۳۷٫

[۱۳] . بحار الأنوار، ج۶۶، ص۲۹۲٫

[۱۴] . بحارالأنوار، ج۳۹، ص۸۴٫

[۱۵] . بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱٫

[۱۶] . توبه، آیۀ ۳۲٫

[۱۷] . صف، آیۀ ۸٫

[۱۸] . احزاب، آیۀ ۴۶٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 2891
  • بازدید دیروز: 3751
  • بازدید سال: 1613620
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی