بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

مصاحبۀ مدیر سایت «هم اندیشی دینی» با خبرگزاری ایمنا

به گزارش ایمنا، با توجه به اینکه در ماه مبارک رمضان، مهمان خداوند هستیم و شب های قدر، شب های گفتگوی عاشقانه با صاحب خانه است؛ لذا در رابطه با این شب های عزیز و فضیلت های آن به طرح سوالاتی با حجت الاسلام احمد نباتی، کارشناس اخلاق و تربیت در مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی پرداختیم. 

شب های قدر

معنای لغوی و اصطلاحی قدر چیست؟  

راغب اصفهانی می ­گوید: «قدر، به معنای بیان کردن کمیت و اندازۀ یک چیز است».[۱]

اما چرا به این شب مبارک، “شب قدر” می­ گویند؟

صاحب مجمع البحرین اقوال مختلف علما در مورد معنای “شب قدر” را این گونه می شمارد: 

۱ ـ شبی است که خداوند در آن شب، حکم می­ کند و تمام امور سال را حتمی می ­کند و آن، شب مبارکی است که خدا خیر و برکت و مغفرت را در آن نازل می­کند. 

۲ ـ برای اطاعت خداوند در این شب، قدر بزرگ و ثواب جزیلی است.

۳ ـ در این شب، کتابی بر رسول خدا نازل شد که دارای قدر بزرگ است.

۴ ـ برای این که خداوند در این شب مقدر کرده که قرآن را نازل کند.

۵ ـ برای این که جای زمین در این شب، برای حضور ملائکه تنگ می ­شود.[۲]

دیدگاه اهل سنت و شیعه در رابطه با این شب های روحانی چیست؟

اهل سنت هم، همانند شیعه، شب قدر را قبول دارند. و به طور کلی در میان جامعۀ مسلمین در این رابطه اجماع است. علت این اجماع هم آیات قرآن است که از شبی به نام “لیلۀ القدر” یاد می ­کند. 

البته لازم است گفته شود که در مورد مصادیق این شب، میان شیعه و سنی اختلاف نظرهایی وجود دارد.

از دیدگاه شیعه، شب قدر در میان شب­ های دهۀ آخر ماه رمضان است و تأکید بیشتر بر روی شب­های “نوزدهم”، “بیست و یکم” و “بیست و سوم” است.

برخی از علمای اهل سنت معتقدند که شب قدر در میان شب­ های دهۀ آخر ماه رمضان نیست و در میان شب ­های سال، پنهان است. برخی دیگر هم معتقدند که شب قدر در میان شب ­های دهۀ آخر ماه رمضان است. و روایت ­های آن­ها بر روی شب ­های “بیست و یکم”، “بیست و سوم” و “بیست و هفتم” ماه رمضان تأکیده شده است. هر چند که روایت ­های اهل سنت بیشترین تأکید را بر روی شب “بیست و سوم” می­ دند، اما اهل سنت، در “شب بیست و هفتم” اعمال قدر را انجام می ­دهند.

در میان روایت ­های شیعه هم تأکید بیشتر بر روی شب­ های “بیست و یکم” و “بیست و سوم” است. هر چند که تردیدی نیست که شب قدر، یک شب است، اما از برخی روایت ­ها برداشت می­ شود که احیای هر دو شب مطلوب است.

عبد الواحد بن مختار انصاری می گوید: به امام محمد باقر (علیه السلام) عرض کردم: «در مورد شب قدر به من خبر دهید.» حضرت فرمود: «شب قدر را در دو شب “بیست و یکم” و “بیست و سوم”  طلب کنید.» عرض کردم: «کدام یک از این ها شب قدر است؟» امام فرمود: «چه اشکالی دارد که در هر دو شب تلاش و کوشش کنی؟[۳]

از برخی روایت­ های دیگر برداشت می شود که شب قدر، شب “بیست و سوم” است. روایت جعنی یکی از این روایت هاست:

امام محمد باقر (علیه السلام) می فرمایند: «مردی به نام جهنی [عبد الرحمن بن انیس انصاری] نزد رسول خدا آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! من شترها و گوسفندان و غلام هایی دارم و [نمی توانم همیشه خدمت شما برسم] دوست دارم در ماه رمضان شبی را معرفی کنید که در آن شب خدمت شما برسم و نماز بخوانم.

پیامبر اکرم چیزی در گوش او فرمود و او هم از محضر رسول خدا مرخص شد.

سپس مردم می دیدند که هر وقت شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان فرار می رسید، “جهنی” با گوسفندان، شترها و خانواده و غلام های خود وارد مدینه می شد، و هنگام صبح از شهر خارج می شد».[۴]

البته این مطلب بدان معنای نیست که از شب های “نوزدهم” و “بیست و یکم” در غفلت باشیم. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «تقدیر در شب “نوزدهم” نوشته می شود. در شب “بیست و یکم” محکم می شود و در شب “بیست و سوم” امضا می شود.[۵]

۳ ـ اعمال و فضیلت های شب های قدر چیست؟

یکی از مهمترین اعمال شب قدر، احیای این شب به عبادت و دعاست. احیای شب قدر، یعنی اگر چشم ما در این شب بیدار است، دلمان و جانمان هم با یاد خداوند بیدار باشد. 

امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرماید: «کسی که در شب قدر غسل کند و آن شب را با عبادت خداوند تا به صبح، احیا بدارد، از گناهانش خارج می شود.»؛[۶]

“صد رکعت نماز”، “دعای جوشن کبیر” و “مراسم قرآن به سر گذاشتن” از کارهای دیگری است که در این شب مطلوب است.

شب “بیست وسوم” هم اعمال ویژه ای دارد که خوب است در حد توان از آن ها بهره مند شویم. خواندن سوره های “روم” و “عنکبوت” و نیز، سورۀ “حم دخان” از جملۀ آن اعمال است. همچنین در این شب دعای “اللهم کن لولیک” را زیاد بخوانید و اگر کسی فرصت کرد بسیار پسندیده است که هزار بار سورۀ مبارکۀ “قدر” را بخواند. در روایت است اگر کسی این تعداد سوره را بخواند، به واسطۀ خوبی که می بیند، یقینش به اهلبیت بیشتر می شود.

امام محمد باقر (علیه السلام) می فرماید: «کسی که شب بیست و سوم را احیا بدارد و در آن شب، صد رکعت نماز بخواند، خداوند معیشت دنیای او را وسعت می دهد. امر دشمنانش را به عهده می گیرد و او را از شر مصیبت ها حفظ خواهد کرد. هراس منکر و نکیر را از دل وی بر می دارد و از قبرش خارج می شود در حالی که برای اهل محشر نورانی خواهد بود. نامۀ اعمالش را به دست راستش می دهند و برائت از آتش جهنم را برای وی می نویسند…»

از عبادت های دیگری که خوب است در این شب انجام دهیم.»[۷]

همچنین امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کسی که  سورۀ عنکبوت و روم را در شب بیست و سوم ماه رمضان بخواند، به خدا قسم از اهل بهشت است.»[۸] (کلیک کنید

۴ ـ اثرات احیا و شب زنده داری در شب های قدر، چه اثراتی بر زندگی فرد می تواند داشته باشد؟

قطعا تأثیرات زیادی می تواند داشته باشد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: «کسی که رابطۀ خود با خداوند را اصلاح کند، خداوند رابطۀ او با مرم را درست می کند.»[۹]

شب قدر، شب اصلاح رابطه با خدای متعال است. وقتی رابطه با خدا اصلاح شد، و وقتی که انسان توانست خدابینی را پیشۀ خود کند، طبیعتا خودبینی را کنار می گذارد. ما در ماه رمضان، مهمان خداوند هستیم. شب قدر، شب گفتگوی عاشقانه با صاحب خانه است. در این شب است که انسان می تواند با لطف الهی محبت خداوند را جایگزین محبت دنیا کند. حتما می دانید که محبت دنیا، اساس و ریشۀ تمامی خطاهاست.[۱۰] حالا خودتان قضاوت کنید، با این اوصاف، خبری از اختلافات خانوادگی باقی می ماند؟! آیا زن و شوهر در حق یکدیگر ظلم می کنند؟! آیا جوان ها حقوق پدر و مادر خود را ضایع می کنتد؟! اگر محبت خداوند جای حب دنیا را گرفت، ریشۀ بی بند و باری و بد حجابی بر چیده نمی شود؟! گران فروشی و بی انصافی سفره اش برچیده نمی شود؟! زخم و زبان و غیبت و تهمت کنار گذاشته نمی شوند؟! کم کاری و اختلاس ار جامعه برچیده نمی شود؟! و خلاصه، بدی ها از زندگی فردی و اجتماعی ما کنار نمی روند؟! قطعا چنین اتفاقات مبارکی در جامعه رخ می دهد و شاهد رشد و شکوفایی همه جانبۀ جامعه خواهیم بود. 

۵ ـ آداب این شب چیست؟

چقدر در زندگی خودبین بودیم و چقدر به دنبال هوای نفس و خواسته های دل خود گشتیم؟! در این شب باید خود را فراموش کنیم و به فکر چیز دیگری باشیم. منیت ها و خودخواهی ها، ما را سنگین کرده. ما را پا درگِل کرده، غل و زنجیری که خودخواهی و خودبینی ها به پای ما می زند، از بدترین غل و رنجیرهاست که انسان را عاجز و زمین گیر می کند. 

اگر می خواهیم سبک بال و سرشار از آرمش شویم، اگر می خواهیم به آسمان های معنویت نظاره کنیم، اگر می خواهیم در نظاره گر کمالات انسانی باشیم، باید تکبر و منیت خود را کنار بگذاریم و خود را به فراموشی بسپریم. در این شب تنها به خدای خود فکر کنیم و بیندیشیم که چقدر جفا کاریم! چقدر بی معرفیتم و چقدر بد کریم. فکر کنیم که برای فردای قیامت خود چه آمده کرده ایم و در مقابل پرسش ملائکۀ الهی چه جوابی آماده کرده ایم؟! آیا اگر ما گذشتۀ سراسر گناه خود را فراموش کرده ایم، خداوند و ملائکۀ کرام الکاتبین هم فراموش می کنند! 

پس، باید نگاهی به گذشتۀ خود بیندازیم. خطاهای خود را ـ که البته کم هم نیستند ـ مرور کنیم. نگاهی به اکنون خود بیندازیم که فقیر و نیازمند درگاه الهی هستیم. و از رفتار خود شرمسار و خجل باشیم. البته نگاهی هم به آیندۀ خود می اندازیم. واقعا نمی دانیم که در آینده چه دامهایی مقابل روی ما قرا دارد و چه سرنوشتی پیدا می کنیم. مگر کم بودند افرادی که وجهه ای برای خود داشتند و برای خودشان کسی بودند، اما در نهایت عاقبت به انحراف افتادند و شر شدند! نکند ما هم این گونه شویم؟! نکند ما هم آغوش مهر خداوند را رها کنیم و به آغوش آتشین شیطان بخزیم! از دست ما هر کاری بر می آید و خیلی راحت می توانیم سر از ناکجا آباد در آوریم؛ بنابراین، نباید مغرور داشته هایمان شویم و از مکر شیطان در غفلت نباشیم. به همین دلیل است که برترین دعا در این شب ها را، “عافیت” و دعا برای “عاقبت به خیری” می دانند. 

۵ ـ قرآن بر سر گرفتن در این شب ها چه حکمی دارد؟

یکی از لطایفی که از این کار باید برداشت کرد این است که این قرآن در زندگی ما باید بالای سر قرار گیرد و درس زندگی خود را از همین قرآن که کتاب هدایت است دریافت کنیم. ما قرآن را داخل طاقچه گذاشته ایم، اما بالای سرمان قرار نداده ایم! قرآن داخل طاقچه، فقط محترم است و مقدس، اما قرآن بالای سر، علاوه بر احترام و تقدس، پیشوا و هدیت گر زندگی ماست. این قرآن، ما را از بدی ها دور می کند. این قرآن به ما دستور می دهد که زیر بار شیاطین انس و جن نرویم. تنها بندۀ خداوند باشیم و تنها در برابر او خضوع و خشوع داشته باشیم. قرآن داخل طاقچه، فقط سمبل است و نشانه! گاهی اوقات هم برمی داریم گرد و غبارش را می تکانیم، داخل قاب زیبا قرارش می دهیم. می آن را بوسیم، به پیشمانی می مالیم و دوباره سر جایش می گذاریم. وقتی قرآن را اسیر طاقچه کردیم، دیگر گوش شنوایی برای دنیای معارف و حکمت های آن نداریم. اما وقتی قرآن را بالای سر گذاشتیم، دل و جان خود را به دریای حکمت ها و معارف قرآن می سپاریم و قلب خستۀ خود را با نسیم قرآن نوازش می دهیم.

البته اجازه دهید نکتۀ مهمی را هم مطرح کنم. ما قرآن را روی سر می گیریم و خداوند را به حق یکایک معصومین (علیهم السلام) قسم می دهیم. این کار می تواند ترجمه ای از حدیث ثقلین باشد. یعنی حق نداریم منهای اهل بیت به سراغ قرآن برویم. اهل بیت آمده اند تا مفسر و مبیّن قرآن باشند. آمده اند تا مجری قرآن باشند. اگر قرآن را از اهل بیت جدا کنیم، تازه اول بدبختی و گمراهی است. آن زمان است که هر کسی از ظن خود یار قرآن می شود و قرآن را به روش خاص خود ترجمه و تفسیر می کند. کسانی که چنین می کنند، پای سفرۀ قرآن ننشسته اند، بلکه قرآن را پای سفرۀ دل خود نشانده اند و مطابق با سلیقۀ خود قرآن را تفسیر و تأویل می کنند. این کار، بدترین ظلم به قرآن است. الآن، تمامی مسلمانان قرآن را کتاب خود می دانند و مدعی عمل به آن هستند، اما هر گروهی خود را به حق می داند و دیگران را قوم ۷۲ ملتی می داند که به انحراف می روند! همین مطلب، بهترین دلیل است که، قرآنِ به تنهایی هادی نیست. قرآنِ منهای اهل بیت، همانند قانون اساسیِ منهای مفسر و مجری است که هر برداشتی می توان از آن داشت. البته این مطلب، جای بحث فراوانی دارد، که اینجا جای طرح آن ها نیست. فقط این ادب را فرا گیریم که بدون اهل بیتی که آگاه ترین مردم به قرآن بودند، سراغ قرآن نرویم، تا در دام تفسیر به رأی گرفتار نشویم؛ چرا که در این صورت، به گفتۀ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جایگاهمان اتش جهنم خواهد بود.[۱۱]

۶ ـ نظر شما در مورد کسانی که یک سال بدون مهابا گناه می کنند و امیدوارند که در شب قدر، گناه خود را شستشو دهند، چیست؟

قرآن کریم، کتاب هدایت است، اما همین قرآن، برای ظالمین، جز خسران و بدبختی چیزی ندارد. «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً»[۱۲]

شب قدر، شب رحمت الهی است. شب انسان سازی و تعالی اخلاقی است. کسی که بخواهد شب قدر را به بازی بگیرد، به این شب ظلم کرده و طبیعتا جز بدبختی و سرگردانی چیز دیگری نصیبش نمی شود.

این مطلب تند و تیز را گفتم، که کسی فکر سوء استفاده از عناوین مقدسی همچون “توبه” و “رحمت الهی” را در سر نپروراند و کسی فکر نکند که دین اسلام، دین توجیه گران بدسلیقه است. 

شب قدر، شب تغییر مسیر زندگی است. شب قدر برای آن نیست که یک شب بیاییم و فردای آن روز، دوباره سر جای اول خود برگردیم! شب قدر برای آن است که بیاییم و بمانیم. برخی افراد فقط یک شب قدر را بیدار می مانند و مشغول عبادت می شوند. اما برخی دیگر، همین یک شب را شروعی برای تهجد و شب زنده داری خود قرار می دهند و مردانه پای عهد خود می ایستند. 

۷ ـ اتفاقاتی که ممکن است در شب قدر روی دهد چیست؟

گاهی اوقات چهار رکعت نماز، از یک کوهپیمایی هم برای ما سخت تر است. خیی سختمان است که سجاده بیندازیم و چند دقیقه ای با خداوند صحبت کنیم. خیلی سختمان است که یک وعده نماز را در مسجد بخوانیم.

چرا این طور است؟! علت های مختلفی دارد. اما یکی از علت های آن این است که با عبادت بیگانه هستیم. عادت نکردیم عبادت کنیم. سختمان است که برای خداوند وقت بگذاریم. وقتی یک مقدار رکوع خود را طولانی می کنیم، احساس می کنیم که الان است کمرمان می شکند! وقتی یک مقدار سجدومان را طولانی می کنیم، سردرد و سرگیجه می گیریم. خیلی جالب است که در شب قدر، افراد این تیپی کمر همت می بندند و ضمن شب زنده داری، یا علی می گویند و “یکصد رکعت نماز” می خوانند. دو سه ساعت پای “دعای ابوحمزه” یا “دعای جوشن کبیر” می نشینند و تکان نمی خورند. شب تا به صبح را رو به قبله می نشینند و خمیازه هم نمی کشند.

خوب! می دانید منظورم چیه؟! شب قدر می خواهد به ما ثابت کند که ما هم می توانیم خوب باشیم. می توانیم اهل تهجد باشم. می توانیم برای نماز وقت جانانه بگذاریم و می توانیم بدون کسالت عبادت کنیم. وقتی یک شب توانستیم صد رکعت نماز مستحبی یا نماز قضا بخوانیم. قطعا می توانیم شب های دیگر هم لااقل ۱۱ رکعت نماز شب بخوانیم. می توانیم نافله های نمازهای یومیه را بخوانیم. می توانیم نمازهای خود را اول وقت بخوانیم.

این شب، شب نشان دادن ظرفیت ها و توانمندی هاست. خوب، وقتی ظرفیت خود را دیدم، چرا آن را قاب می کنیم و برای سال بعد می گذاریم؟! ظرفیت های معنوی ما سرمایه هایی هستند که خداوند به ما مرحمت فرموده است. اگر سرمایه را راکد بگذاریم، از بین می رود؛ اما اگر سرمایه را به کار گیریم روز به روز، رشد بیشتری خواهد داشت. 

پس کسی که می تواند یک شب خوب باشد، می توان یک هفته هم خوب باشد، و کسی که یک هفته خوب شد، می تواند یک ماه و یک سال، و بلکه برای تمام عمرش هم خوب باشد. 

ما که موجودات ضعیفی و خطاکاری بیش نیستیم. در این شب های عزیز، دست نیاز به سوی خدای متعال، خدای غنی و خدای رؤوف بلند می کنیم و می گوییم: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِ مَا سَأَلَکَ عِبَادُکَ الْمُرْسَلُونَ، وَ نَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الْمُخْلَصُونَ

عاقبت به خیر باشید.

احمد نباتی،

کارشناس اخلاق و تربیت در مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی

و مدیر سایت «هم اندیشی دینی»


[۱] . و الْقَدْرُ و التَّقْدِیرُ: تبیین کمّیّة الشی‏ء (مفردات الفاظ القرآن، ص۶۵۸)

[۲] . مجمع البحرین، ج‏۳، ص۴۴۸ و ۴۴۹٫

[۳] . «عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَخْبِرْنِی عَنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ قَالَ الْتَمِسْهَا فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ فَقُلْتُ أَفْرِدْهَا لِی فَقَالَ وَ مَا عَلَیْکَ أَنْ تَجْتَهِدَ فِی لَیْلَتَیْنِ.» (اقبال الاعمال، ج۱، ص۱۹۴)  

[۴] . «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ الْجُهَنِیَّ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ لِی إِبِلًا وَ غَنَماً وَ غِلْمَةً فَأُحِبُّ أَنْ تَأْمُرَنِی بِلَیْلَةٍ أَدْخُلُ فِیهَا فَأَشْهَدُ الصَّلَاةَ وَ ذَلِکَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَدَعَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَسَارَّهُ فِی أُذُنِهِ قَالَ فَکَانَ الْجُهَنِیُّ إِذَا کَانَتْ لَیْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ دَخَلَ بِإِبِلِهِ وَ غَنَمِهِ وَ أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ وَ غِلْمَتِهِ فَکَانَ تِلْکَ اللَّیْلَةَ لَیْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ بِالْمَدِینَةِ فَإِذَا أَصْبَحَ خَرَجَ بِأَهْلِهِ وَ غَنَمِهِ وَ إِبِلِهِ إِلَى مَکَانِهِ.» (اقبال الأعمال، ج۱، ص۲۰۷)

[۵] . التقدیر فی لیلة القدر تسعة عشر و الإبرام فی لیلة احدى و عشرین، و الإمضاء فی لیلة ثلاث و عشرین. (تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۶۲۷)

[۶] . «مَنِ اغْتَسَلَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْیَاهَا إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ.» (وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۵۸)

[۷] . اقبال الأعمال، ج۱، ص۲۱۳ و ۲۱۴.

[۸] . اقبال الأعمال، ج۱، ص۲۱۱.

[۹] . َ مَنْ أَصْلَحَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ. (الکافی، ج۸، ص۳۰۷)

[۱۰] . حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة (الکافی، ج۲، ص۱۳۱)

[۱۱] . مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ. (تفسیر صافی، ج۱، ص۳۵)

[۱۲] . و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏کنیم و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمى‏افزاید. (سورۀ اسراء، آیۀ۸۲) 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 445
  • بازدید دیروز: 4318
  • بازدید سال: 1622298
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی