×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحيم

کسی که مبتلا به گناه و معصیت است، هر چند بخواهد اعمالش را توجیه کند؛ اما به هر حال خود را آلوده و ظلمانی می ­بیند. شیطان برای این که کار را یکسره کند و او را در سراشیبی سقوط قرار دهد در گوشش چنین نجوا می­ کند: «تو که غرق در گناه و معصیتی، نمازت چه ارزشی دارد؟! بهتر است نماز را رها کنی تا کار عبث و بیهوده انجام نداده و گناه دیگری در پرونده­ ی اعمالت نبینی!» 

همان گونه که ملاحظه می ­فرمایید شیطان به جای آن ­که گناه جوان را از او بگیرد، در صدد است تا از آب گل ­آلود ماهی گرفته و با تارک ­الصلاۀ کردن جوان، خیمه­ ی دینش را ویران کند و او را به یکباره در تباهی سقوط اندازد. چنین جوانی اگر هم نمی ­تواند گناه خود را کنار گذارد، هرگز نباید دست از نمازش بکشد. روزی به پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) عرض کردند: «جوانی است که پشت سر شما نماز می­ خواند؛ اما اهل فساد و فحشا است!» حضرت نفرمودند: نمازش ارزشی ندارد؛ بلکه فرمودند: «نمازش کمکش می ­کند تا از این گناه رهایی یابد.» دیری نپایید که جوان دست از گناه خود کشید و توبه کرد.[۱] دقّت بفرمایید که این جوان در آن شرایط نمی­ توانسته نمازی عارفانه و با حضور قلب بخواند؛ اما در عین حال همین نماز هم چنان ارزشی دارد که می­تواند وی را از گناه و معصیت بیرون بیاورد. 

همواره این قاعده­ ی کلّی را در نظر داشته باشید که هرگز کار خوب خود را فدای کار بد نکنید. درست است که گناه و معصیت، «عزّت­نفس» و «شخصیت» را از انسان می ­گیرد؛ اما چرا کار خوب خود را کنار می­ گذارید؟! آیا با کنار گذاردن کار خوب، «عزّت­نفس» و «شخصیّت» خود را بازیابی می ­کنید، یا این که با کنار گذاردن آن، خود را در ظلمت جدیدی می ­بینید! چه بسا به خاطر آن کار خوبی که انجام می­ دهید، خداوند متعال لطف خاصی در حقّ  شما کرده و شما را از باتلاق گناه و آلودگی نجات دهد.  

در زمان پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) زنی بود که از زنا بچه­دار شد. آن زن، با نهایت قساوتِ ­قلب، کودک خود را درون خمره ­ی سرکه انداخت و بعدها سرکه ­ی نجس را هم به دیگری فروخت و پول آن را مصرف کرد. وقتی آن زن ـ از روی عذاب وجدان ـ داستان رفتار خود را با پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) مطرح کرد، آن حضرت فرمود: «علت این گناهان بزرگت آن است که روزی نماز عصر خود را عمداً ترک کری!».[۲]

آن زن از ابتدا این گونه نبود. او زنی نمازخوان بود. به خاطر این که فقط یک نماز خود را عمداً ترک کرد، خیمه­ ی دینش فرو ریخت و در سراشیبی سقوط قرار گرفت. هر چند می ­توانست توبه کند، امّا چنین نکرد و روز به روز پَست ­تر و گناه­ کارتر شد. او «تارک الصلاۀ» شده و بعد هم زناکار شد و تا جایی پیش رفت که بدین جا رسید.

بنابراین، هرگز نماز خود را ترک نکنید و با هر سختی و مشکلی هم که شده نماز را بخوانید.  


[۱] . «أنَّ فَتًى مِنَ الأنْصَارِ كَانَ يُصَلِّي الصَّلاةَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی ­الله ­علیه ­و آله) وَ يَرْتَكِبُ الْفَوَاحِشَ فَوُصِفَ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی ­الله ­علیه ­و آله) فَقَالَ: «إِنَّ صَلاتَهُ تَنْهَاهُ يَوْماً مَا.» فَلَمْ يَلْبَثْ أنْ تَابَ. (بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۹۸٫)

[۲] . کتاب داستان دوستان، ج۱، ص۵۶٫ نوشته­ی محمد محمّدی اشتهاردی. 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question