×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

تنبلی و تن­ آسایی 

برگفته از کتاب پیوند جوان با نماز ـ نوشته مدیر سایت

برخی از جوانانی که در نماز خود کوتاهی می­ کنند، از اعماق وجود به نماز و عبادت اعتقاد دارند؛ اما تنها چیزی که مانع از نماز خواندن آن ­ها شده، تنبلی و بی ­حوصلگی است.

یکی از جلوه ­های نماز، تمرین وظیفه ­شناسی و تلاش برای رسیدن به نظم و انضباط در زندگی است. کسی که به وظیفۀ بندگی خود عمل می­ کند، در هر جایگاهی که باشد، شخصی وظیفه­ شناس خواهد بود و در خدمت صادقانه به خلق خدا هم از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد. نمازگزار واقعی، نظم و انضباط را سرلوحۀ کارهای خود می ­کند و سعی دارد از ساعت­ های زندگی، به بهترین وجه استفاده کند.

بهترین کار برای رهایی از تنبلی در نماز، این است که خود را ملزم به نماز اول وقت کنید. البته در روزهای اول، به تلاش و همت بیشتری نیاز دارید، ولی اطمینان داشته باشید که به تدریج عادت می ­کنید، و نماز هم جزء برنامه ­های زندگی شما خواهد شد. 

شرکت در نماز جماعت مسجد هم، راه ­کار دوم برای غلبه بر این حس می ­باشد. سعی کنید در طول روز، حداقل یک وعده از نماز را در مسجد و به جماعت بخوانید. این کار علاوه بر ثمرات و نشاط معنوی فراوانی که برای شما دارد، موجب می­شود تا به هیچ وجه به فکر ترک نماز و کنار گذاردن آن نباشید. 

گاهی اوقات ممکن است خواستۀ دل ما با خواستۀ خدای متعال در تضاد باشد. از یک سو خداوند به ما دستور می ­دهد تا نماز بخوانیم و بندۀ مطیع او باشیم؛ و از سوی دیگر، دل و هوای نفس، ما را به تنبلی و تن پروری دعوت می­کنند، و از ما می­خواهند در نماز  و بندگی خداوند کوتاهی کنیم. جهت سرکوب کردن این میل نفسانی و ایجاد انگیزۀ لازم در درون خود، به این حدیث قدسی توجه کنید: 

خداوند متعال ـ در حدیثی قدسی ـ می­فرماید: «به جلال و جمال، بلندی و رفعتم قسم، که هیچ بنده ­ای خواست مرا بر هوای نفس و خواستۀ دل خود بر­نمی­ گزیند، مگر آن که از دیگران بی­ نیازش می­ سازم، و همت و تلاشش را برای آبادانی آخرتش قرار می ­دهم. از هلاکت و نابودی در امانش داشته و آسمان و زمین را ضامن روزیش می ­گردانم و برای او از تجارت هر تاجری سودمند­تر خواهم بود».[۱]

حکایت  

آیت ­الله شیخ عبدالکریم حق شناس تهرانی می­ فرمود: جوانی برای من نامه نوشت و در نامۀ خود گفته بود که گرفتاری سختی برای او روی داده. او می­خواست برای درمان مشکلش دعا کنم.

وقتی به حرم حضرت معصومه (سلام ­الله­ علیها) رفتم، برای آن جوان دعا کردم، و از خداوند خواستم مشکلش را حل کند.

شب، در خواب دیدم آن جوان به اتاقم آمد. او در حالی که سینه می­زد، حسین حسین می­گفت.

خواب خود را برای آیت ­الله حجت تعریف کردم، و ایشان هم این­گونه تعبیر کرد: «این شخص مُضطر است. بیشتر برای او دعا کنید». من هم اطاعت کردم و آن جوان را بیشتر دعا کردم.

شبی در عالم رؤیا به من گفتند: «ما مشکل او را حل کردیم، به شرطی که نماز خود را بخواند. اگر مجدداً در نمازش کوتاهی کند، گرفتاری را به او باز می­ گردانیم». 

وقتی بیدار شدم، نامه ­ای برای وی نوشتم و به او گفتم برای حل مشکلش، باید قول بدهد نمازش را بخواند. آن جوان که تعجب کرده بود، در جواب نوشت: «شما از کجا متوجه شدید که من نماز نمی ­خوانم؟! حتی پدر و مادرم هم از بی­ نمازی من اطلاعی ندارند!»[۲]


[۱] . عَنْ أبِي جَعْفَرٍ (علیه ­السلام) قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ (عَزَّوَجَلَّ) يَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلالِي وَ عَظَمَتِي وَ عُلُوِّي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي لا يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَى نَفْسِهِ إِلاَّ كَفَفْتُ عَلَيْهِ ضَيْعَتَهُ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ».

(کلینی، الكافي، ج۲، ص۱۳۷)

[۲] . آیت­الله سید محسن خرازی، روزنه ­هایی از عالم غیب، ص۱۷۶ و ۱۷۷٫ (با مختصری تصرف) 

  1. زمان ابراهیمی

    من سرم شلوغه ام بازهم برام حالت خودارضایی پیش میاد نمیتونم خودمو کنترل کنم

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question