×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحيم

دو نفر از خياباني عبور مي­ کنند. در ابتداي خيابان جوي آبي است که بوي تعفّن مي­ دهد. نفر اوّل وقتي به جوي آب و بوي بد آن برخورد مي ­کند، تا آخر خيابان فکر خود را مشغول اين جوي آب مي­ کند و با افکار مختلف آن را سوهان روح و آرامش خود مي ­نمايد.

نفر دوم در کنار جوي آب، بوته­ ي گل زيبايي مي ­بيند و فکر خود را متمرکز در اين گل مي­ کند. چه گل زيبايي! واقعا چقدر اين گل زيبا و قشنگ بود! و تا آخر خيابان به اين گل زيبا فکر مي­ کند.

اين دو نفر هر دو از يک خيابان عبور کردند.؛ اما نفر اوّل با منفي­ نگري چيزي جز اندوه و ناراحتي براي خود نخريد و نفر دوم با مثبت­ نگري، آرامش خود را مضاعف نمود.

هم اندیشی دینی . همه ­ي ما از خيابان زندگي عبور مي­ کنيم. در خيابان زندگي زشت و زيباهاي فراواني وجود دارد. برخي از مردم فقط متمرکز در نداشته­ ها و زشتي ­هاي زندگي مي­ شوند، و مدام به آن فکر مي­ کنند! هر جا مي­نشينند از کمبودها مي­ گويند و اظهار گلايه و شکايت مي­کنند. چنين افرادي آرامش و سکون ندارند و محصول همنشيني با اين افراد هم چيزي جز نااميدي و يأس نيست. برخي ديگر به جاي تمرکز در نداشته­ ها، مي­ گردند و از دل مشکلات و تاريکي­ ها، نقطه­ ي روشن و اميد بخشي پيدا مي­ کنند و افکار خود را مشغول آن مي­ کنند. بودهاي و زيبايي­ هاي زندگي را ويترين فکري خود مي­ کنند، و خاطرات تلخ را از حوزه­ ي  افکار خود به دور مي ­اندازند. چنين افرادي ارزش خود را فراتر از آن مي­ بينند که به خاطرات تلخ بپردازند و سرمايه­ ي گران­قدر عمر خود را صرف آن ­ها کنند! (فراموشي نعمت)

حضرت عيسي (عليه­ السلام) با حواريون خود از راهي عبور مي­ کردند. در راه به سگ مرده­ اي برخورد نمودند که بوي تعفّن آن همه جا را فرا گرفته بود. حواريون که بوي تعفن سگ آزارشان مي­ داد، مقابل بيني­ هاي خود را گرفتند و از بوي بد آن اظهار ناخشنودي نمودند. حضرت عيسي (عليه ­السلام) نگاهي به سگ متعفّن انداختند و فرمودند: «چه دندان ­هاي سفيدي دارد!»

اين کلام حضرت دقيقا روحيه ­ي مثبت نگري است که در مورد آن به گفتگو نشسته ­ايم. ديدن بدي­ ها، هنر خاصي نمي­ خواهد، هنرمند واقعي کسي است که بتواند از دل مشکلات زندگي، خوبي ­ها و حسن ­هايي بيرون آورد و با اميد و نشاط زندگي را به پيش برد. برخي از مردم اگر يک خوبي ببينند آن را فراموش نمي­ کنند، هر چند که ده بدي ببينند؛ و برخي ديگر به محض ديدن يک بدي، ده خوبي را فراموشي مي­ کنند!   

در دين ما تأکيد فراواني به «حسن ظنّ» و «تفأل» شده است. حسن ظنّ به معناي خوش­ بيني و گمان خوب بردن است.

در روايتي چنين آمده: «خداوند مؤمني را بعد از توبه و استغفار (واقعي) عذاب نمي ­کند، مگر اين که به (بخشش) خداوند بدگمان باشد؛لَا يُعَذِّبُ‏ اللَّهُ‏ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الِاسْتِغْفَارِ إِلَّا بِسُوءِ ظَنِّهِ بِاللَّه‏‏».[۱] امام رضا (عليه­ السلام) مي­ فرمايد: «به خداوند خوش­ گمان باشيد. همانا خداي متعال مي­ فرمايد: من نزد گماني هستم که بنده­ ي مؤمنم به من دارد. اگر گمانش به من خير باشد، با او با همان گمان خير رفتار مي­ کنم، و اگر گمانش به من شرّ باشد، با او به همان شرّ و بدي رفتار خواهم کرد؛ أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً».[۲]

خوش ­گماني و خوش­ بيني عاقلانه نسبت به ديگران، از مهمترين اموري است که روابط ميان انسان­ ها را بر اساس مهر و محبت، و عيب ­پوشي تنظيم مي­ نمايد، و در دوري از کينه و رسيدن به آرامش دروني نقش به سزايي دارد.  

در روايتي از اميرالمؤمنين (عليه­ السلام) چنين آمده است: «امور برادرت را حمل به بهترين وجه کن! مگر اين­که کارهاي ناشايست فراواني از ناحيه­ ي او ببيني که بر خوبي ­هايش غلبه نمايد. تا جايي که مي ­داني صحبت­ هاي او را حمل خير و خوبي نمايي، از صحبت­ هاي او گمان بد مبر؛ ضَعْ‏ أَمْرَ أَخِيكَ‏ عَلى‏ أَحْسَنِهِ حَتّى‏ يَأْتِيَكَ‏ مَا يَغْلِبُكَ‏ مِنْهُ، وَ لَاتَظُنَّنَ‏ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا».[۳]

يادآوري نعمت­ هاي الهي و تشکر از خداي متعال هم نمونه­ اي بارز از مثبت­ نگري در زندگي است. بعضي از افراد آن­ چنان روز و شب خود را در انديشه­ ي مشکلات و کاستي­ هاي خود سپري مي ­کنند، که وقتي نعمت­ هاي الهي سخن به ميان مي ­آيد با آه دردناکي مي ­گويند: «کدام نعمت؟! خداوند چه نعمتي به من داده؟!»!!! در حالي که نعمت­ هاي الهي، آن ­چنان وسيع است که قابل شمارش نيست «إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها»[۴] و تمرکز در نداشته­ ها و روحيه ­ي منفي ­نگري است، مانع رؤيت اين همه نعمت شده! کسي که تشکر از خداوند را فراموش مي­ کند و خويشتن را غرق در کاستي­ ها مي­ بيند، مبتلا به عذاب خداوند مي ­شود، و کسي که در عين کاستي­ هايي که در زندگي خود مي­ بيند، روحيه­ ي شکرگذاري را فراموشي نمي ­کند، و نعمت­ هاي الهي را ويترين ذهني خويشتن قرار مي­ دهد، نسيم روح ­بخش الهي را استشمام مي­ نمايد، و از زندگي خود لذت مي­ برد.

«آرامش» و «سکون»، تجلّي نعمت الهي، و «اضطراب» و «سردرگمي» هم از مصاديق عذاب خداوند به شمار مي­ روند. خداي متعال هم در قرآن کريم مي ­فرمايد: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديدٌ؛ اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است‏»[۵]

تذکر۱ـ خوش­ بيني و مثبت ­نگري نسبت به امور اجتماعي، هرگز به معناي دست روي دست گذاشتن و اقدام نکردن براي حل معضلات، اجتماعي نيست. هر شخصي تا حدّ توان و امکانات خود وظيفه دارد که نسبت به معضلات و مشکلات اجتماعي حسّاس باشد، و براي حلّ آن­ ها اقدام نمايد. مثبت­نگري به اين معنا است که در کنار معضلات، خوبي ­ها را هم ببينيم، و از سياه نمايي و القاي روحيه­ ي يأس و نا اميدي پرهيز نماييم. مثبت­ نگري به اين معنا است که کاستي­ هاي جامعه را ويترين فکري خود قرار ندهيم، و با اين کار، آن را سوهان روح و آسايش خود نکنيم.

تذکر۲ـ خوش بيني نسبت به ديگران هم به معناي ساده ­انديشي و سفاهت نيست. مؤمن در عين خوش بيني نسبت به ديگران، در رفتارها و نگرش­ هاي خود بسيار زيرک و دقيق است. اصل در رفتار مؤمن بر مبناي خوش­ بيني و حسن ظنّ است؛ مگر اين­گه اين حسن ظنّ موجب آسيب و ضرري براي مؤمن باشد. در اين صورت مؤمن با دقت و تيزبيني رفتار مي ­نمايد تا مبتلا به ضرر و آسيبي نشود.  


[۱] . الکافي، جلد۲، صفحه ­ي۷۲٫   

[۲] . الکافي، جلد۴، صفحه­ ي۹۴٫   

[۳] . الکافي، جلد۴، صفحه­ ي۹۴٫   

[۴] . سوره ­ي ابراهيم، آيه­ ي۳۴ و سوره­ ي نحل، آيه­ ي۱۸

[۵] . سوره­ ي ابراهيم، آيه ­ي۷٫

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question