×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحيم

آيت الله جوادي آملي در رابطه با معناي «کرامت» مي­ فرمايند:

استادم علامه طباطبايي (رضوان ­الله­ عليه) کرارا در جلسه­ ي درس مي­ فرمود: «کرامت» معادل دقيق فارسي ندارد و براي بيان آن از چند لفظ بايد استفاده کرد. آن گاه مي­ فرمودند: اگر انسان به مقامي برسد که در برابر خدا عبوديت محض پيدا کند و حاضر نباشد در مقابل غير خدا سر بر زمين بسايد مي­ توان گفت: به مقام کرامت رسيده است.

بنابراين: انسان هر چه به عبوديت محض نزديک ­تر شود، به همان مقدار از هوان و حقارت رهايي پيدا مي­ کند و به کرامت مي­ رسد. اگر به حد نهايي عبوديت رسيد، کاملا از هوان و حقارت مي ­رهد و اين، همان کرامت مطلق است و اگر بهره ­اي از عبوديت از خدا نداشته باشد، حقير مطلق است و حظّي از کرامت نمي ­برد.[۱]

هم انديشي ديني . معناي كرامت چيست؟ ريشه­ ي کرامت و بزرگواري دوري از دنيا و آشنايي با خداي تعالي است. هر قدر که به خدا نزديک شديم دنيا و آن چه در دنياست براي ما کوچک و کوچک ­تر مي­ شود. تا جايي که ديگر اهميتي براي دنيا قائل نيستيم.

به عنوان مثال ما يک ريال را راحت انفاق مي­ کنيم، اما يک صد ميليون تومان را نه! علتش اين است که به ريال را اندک مي­ دانيم؛ ولي يک صد ميليون توان را زياد!  

اما کسي که با خدا ارتباط پيدا مي­ کند تمام ما سوي الله براي او کوچک خواهد شد. و در اين تفاوتي ميان يک ريال و يکصد ميليون تومان قائل نيستيم چون همه غير خداست و غير خدا هم هر چه باشد کوچک است.  

لذا سرچشمه ­ي صاحب کرامت شدن آشنايي با خداوند است.

اميرالمؤمنين (عليه­ السلام) در نهج البلاغه و در خطبه­ ي متّقين مي­ فرمايند: عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِ. خالق در چشمان آن­ ها بزرگ است پس در نتيجه غير خدا براي آن ­ها کوچک است.

پست­ ترين مردم دنيا کساني هستند که دنيا جلو چشمشان بسيار بزرگ است و خدا در نزدشان بيسار کوچک. به همين دليل است که مي­ بينيم صهيونيست­ ها تا اين اندازه ظلم و ستم مي­ کنند.

کريم­ ترين مردم دنيا هم کساني هستند که خدا جلو چشمشان بسيار بزرگ است و غير خدا جلو چشمشان بسيار کوچک. روي همين اساس است اگر تمام دنيا را به اولياي خدا بدهند حاضر نيستند از روي ظلم و ستم پر کاهي را از دهان مورچه ­اي بگيرند.   

 

[stextbox id=”info” direction=”rtl” color=”000000″ bcolor=”121fec” bgcolor=”efcff1″]

کرامت پيامبر اکرم (صلي­ الله ­عليه­ و آله)

يکي از زيباترين جلوه­ هاي زندگي پيامبر اکرم، زماني بود که ايشان مکه را فتح کردند. حضرت ۲۳ سال از اين مردم ظلم و جور ديدند. آن ­ها از هيچ جفايي در حق آن بزرگوار کوتاهي نکردند. زماني که حضرت مکّه را فتح کردند، همه گمان مي­ کردند که ايشان انتقام خواهند گرفت. اما با نهايت ناباوري ديدند که حضرت فرمودند: «اليوم يوم المَغفره» امروز روز رحمت و مغفرت است. بعد فرمودند: «انتُم الطُلَقاء» برويد شما همگي آزاد هستيد!   

 

[/stextbox]

كرامت امام حسن مجتبي (عليه­ السلام)  

روزي مردي امام حسن مجتبي (عليه ­السلام) را ديد. از ايشان پرسيد: تو حسن بن علي تو هستي؟!

حضرت فرمودند: بله

آن مرد شروع به فحاشي کرد. شروع کرد به حضرت امير (عليه ­السلام) ، حضرت زهرا (عليها السلام) و خود امام حسن (عليه­ السلام) توهين و فحاشي کرد.

امام حسن مجتبي (عليه ­السلام) سر مبارک را پايين انداخته بود و فقط گوش مي ­کرد. وقتي مرد فحاشي خود را به پايان رساند ، امام سر مبارک را بلند کرده و با مهرباني فرمودند: اي مرد به گمانم از اهل شام هستي!

آن مرد با قيافه­ اي حق به جانب گفت: بله!

حضرت ديدند که اين مرد ، في نفسه انسان بدي نيست فقط تحت تأثير تبليغات مسموم معاويه قرار گرفته که چنين حرف ­هايي مي ­زند. به همين دليل فرمودند: اي مرد شامي! به اگر جاي نداري به تو جا و مکان مي­ دهم! اگر گرسنه­ اي به تو غذا مي ­دهم! خلاصه آن مرد را به منزل برده و از او پذيرايي مفصلي کردند. مرد شامي شب را در منزل حضرت ماند و رفتار کريمانه­ ي آن حضرت را از نزديک مشاهده کرد.

صبح روز بعد که قصد رفتن داشت به وجود مقدس امام حسن مجتبي (عليه­ السلام) عرض کرد: ديروز که به مدينه آمدم مبغوض­ ترين انسان ­ها نزد من شما بوديد ، اما حالا که قصد رفتن دارم محبوب­ ترين افراد نزد من شما هستيد.

ذكر دو  نكته: 

۱٫ اگر قصد داريم مبلّغ دين باشيم بايد به حضرت تأسّي نماييم. عده­ اي از مردم تحت تأثير تبليغات مسموم ماهواره يا محيط زندگي خود قرار گرفته و علي رغم واقعيت دروني خود برداشتي نادرست از مسائل داخلي کشور و امور ديني پيدا کرده ­اند. ما نبايد در اولين برخورد با اين افراد به آن­ ها به چشم ضد انقلاب و منحرف عقيدتي نگاه کنيم. چه بسا اگر مقداري پذيراي او باشيم و بگذاريم به راحتي حرف دلش را بزند خيلي بهتر بتوانيم او را از گردابي که در آن گرفتار شده نجات دهيم. حتي در برخورد با جواناني که ظاهر نادرستي دارند هرگز گمان نکنيم که آن­ ها دين گريز هستند و قصد ستيز با مظاهر ديني را دارند. غالب اين جوانان به خاطر شرايط خاص خانوادگي و فرهنگي خود آگاهي درستي از دين ندارند. پس با آن ها با محبت و سعه ي صدر رفتار کنيم و پيش از آن که بخواهيم جوابشان را بدهيم سعي کنيم شرايط آن ها را درک کرده و طردشان نکنيم.

۲٫ متأسفانه در جامعه ي کنوني ما سعه ي صدر و کرامت نمود چنداني ندارد . به همين دليل به محض اين که خطايي از کسي مشاهده کرديد زود در بوق و کرنا مي کنيم و کاري مي کنيم که قبل از آن که آن کار بد او را به زير اندازد ، صحبت ها و قضاوت هاي ما او را سرنگون کند! بنابراين با الگو گيري از امام عزيزمان بنا را بر محبت به خلق خدا گذاشته و به جاي لگد زدن به زمين خورده ، سعي کنيم دست افتاده اي را بگيريم.

 

کرامت حضرت موسي بن جعفر (عليه ­السلام)

هارون الرشيد مي ­خواست در برابر سنت پيامبر اکرم (صلي ­الله­ عليه ­و آله) نوروز را علم کند. به همين دليل در حضور حضرت موسي بن جعفر (عليه ­السلام) مجلس جشني به پا کرد و سربازانش جلو او رژه مي­ رفتند. هداياي بسيار زياد و گران ­بهايي براي او آوردند. هارون ـ که اين هدايا را بسيار زياد مي­ ديد ـ براي آنکه جلو امام خودي نشان داده باشد همه­ ي آن هدايا را به امام داد. امام هم هدايا را پذيرفتند. در همان مجلس شخصي براي امام حسين (عليه­ السلام) دو بيت شعر خواند. امام موسي بن جعفر (عليه ­السلام) تمام آن هدايا را به آن شخص تقديم کردند. بعد هم از او عذر خواهي کردند که چيز ناقابلي به او داده و نتوانسته­اند حق مطلب را ادا کنند!

حالا چرا امام اين گونه رفتار کردند؟ چون ايشان از يک طرف مقام امام حسين (عليه­ السلام) را مي­ دانند و از طرف ديگر دنيا براي ايشان بسيار کوچک است. به همين دليل اگر تمام دنيا را هم به آن شاعر مي ­دادند، باز هم احسان خود را کم مي ­ديدند. سرّ کرامت اهل بيت عصمت و طهارت همين است.  

ارزش اشک:

چرا يک قطره اشکي که براي امام حسين (عليه­ السلام) ريخته مي­ شود، موجب عفو و بخشش گناهان ما مي­ شود؟ برخي از مردم که عظمت امام حسين (عليه ­السلام) را نمي­ دانند و خبري از کرامت آن ­ها ندارند اين نوع روايت ­ها را باور نمي­ کنند يا اين که با ديد شک به آن نگاه مي­ کنند. اما کساني که بهره ­اي از کرامت دارند و توان درک کرامت اهل بيت را دارند، با اين روايت ­ها کاملا آشنا هستند و مي ­دانند که امثال اين روايت­ها در مقابل کرامت اهل بين بسيار هم اندک هستند.

 

كرامت امام رضا (عليه ­السلام)

روزي مردي بلند قامت و گندم گون که از اهل خراسان بود، خدمت امام رضا (عليه­ السلام) رسيد و عرض کرد در سفر حج پولش تمام شده و نمي­ تواند به وطن خود بازگردد. او از حضرت تقاضا کرد مقداري پول به او بدهد و گفت وقتي به شهرم رسيدم آن را از طرف شما صدقه مي­ دهم.  

امام با رويي خوش با او برخورد کردند و گفتند بنشين.

بعد از مدتي امام از حاضران اجازه خواستند و درون حجره شدند. آن­گاه صدا زدند مرد خراساني کجاست؟ آن مرد جلو رفت ولي حضرت بدون اين که خودشان را نشان دهند از بالاي در، پول زيادي به مرد خراساني دادند و فرمودند با اين پول مخارج سفرت را تأمين کن و ديگر لازم نيست از طرف من صدقه بدهي.

وقتي مرد خراساني رفت، پرسيدند چرا خود را نشان نداديد؟ حضرت فرمودند ترسيدم که هنگام دادن پول، ذلت و خواري را در چهره­ ي آن مرد مشاهده نمايم.

ذكر دو نكته: 

۱٫ امام رضا (عليه السلام) آن چنان به کرامت انساني اهميت مي دادند که حاضر نبودند رنگ ذلت و خواري را در چهره ي سائلي مشاهده کنند. حال چگونه است که ما اين اندازه به کرامت انسان ها بي اهميت هستيم که به سادگي حاضريد غيبت  ديگران را بكنيم و چوب حراج به آبرو و شخصيت انساني آن ها بزنيم؟! چگونه است که به راحتي به افراد توهين مي کنيم و حاضريم براي خنک شدن دل خود با ديگران هر نوع رفتاري را داشته باشيم؟!  

۲٫ برخي از مردم ذره ­اي کرامت در رفتارمان نيست. حتي اگر در معامله با مردم ، مقدار ناچيزي از کسي طلبکار شوند به جاي آن که به راحتي بگويند: « قابلي نداره ـ  مابقي را بخشيدم »! مي­ گويند: «مابقي پول را بينداز صندوق صدقات» !!! . خواستگاه اين گفتار نه از روي دل سوزي براي محرومين و مستحقين صدقه است ؛ بلکه از روي بخل و عدم کرامت در خلق و خو است.     

 

کرامت حضرت خديجه (سلام ­الله ­عليها)

حضرت خديجه بيش از نود هزار گوسفند خود را در راه پيامبر خدا داد و در عين حال کار خود هم کوچک و بي ­ارزش مي­ ديد. اما چرا ايشان به اين راحتي از اين همه ثروت گذشت؟ علتش اين است که ايشان به خدا نزديک بودند و به مقام رسول خدا در نزد خداي تعالي واقف بودند. اما ما که حاضر نيستيم به معناي واقعي کلمه از مال خود در راه خدا بگذريم يا اگر هم مقداري انفاق کرديم آن را بزرگ حساب مي­ کنيم، بهره­ اي از کرامت نداريم.

 

کرامت امام خميني (رحمه ­الله)

امام خميني که شاگرد مکتب معصومين (عليهم السلام) بود در کرامت يد طولايي داشت. مردم بي کرامت که دنيا در نزدشان بزرگ جلوه مي­ کند و خبري از کرامت ندارند در حق ايشان اجحاف­ هاي بزرگي داشتند. به عنوان مثال وقتي که ايشان بعد از سال­ ها تحمل رنج و سختي بنا داشت وارد ايران شود و حکومت اسلامي را تشکيل دهد. خبرنگاري از ايشان پرسيد الآن که در آستانه ­ي ورود به ايران هستيد که احساسي داريد؟ امام خميني با نهايت آرامش فرمود: هيچ!.

اين کلمه دنياي معنا در پي دارد. يعني ايشان چنان ارتباطي با خدا دارند که تشکيل حکومت اسلامي ـ که خود کاري معنوي است ـ در نظرشان بسيار اندک است. براي اين کار تلاش کردند اما هرگز آن را چنان بزرگ نديدند که ذره­اي آرامششان را به هم زند.

براي اين که اين کرامت حضرت امام نزدمان مشخص تر شود خوب است تصور کنيم که بناست يک آپارتمان هفتاد متري به ما هديه بدهند. چه کار مي­کنم؟ خدا نکند فکرمان را مشغول کند! خدا نکند در هيجان شادي رفتن خانه آن شب مقداري ديرتر بخوابيم!    

به راستي در مسير زندگي تا چه اندازه در کرامت به معصومين (عليهم ­السلام) اقتدا مي ­کنيم؟


[۱] . ادب فناي مقربان ج۱، ص۲۰۳و ۲۰۴

  1. سید

    سلام و ممنون

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question