×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

ماجرای نزول آیه ی ولایت در روایت های اهل سنت:

اين در کتب اهل سنت هم آمده است و نکته خيلي ظريفي است.

ابوذر غفاری (رحمت الله علیه) می فرماید: «صليت مع رسول اللّه يوماً من الأيام صلاة الظهر فدخل سائل في المسجد فلم يعطه أحد» (يکي از روزها نماز ظهر را خوانده بوديم که سائلي وارد مسجد شد و کسي به سائل چيزي نداد. «فرفع السائل یده الی السماء و قال [اللهم] اشهد انی سئلت فی مسجد رسول الله(صلی الله علیه و سلم) فلم يعطني أحد شيئاً» (سائل دستش را به آسمان بلند کرد و گفت: خدايا شاهد باش که من در مسجد پيغمبر از مردم تقاضاي کمک کردم و هیچ کس به من چیزی عطا نکرد!)  «و كان علي راكعاً فأومى إليه بخنصره اليمنى و كان يتختم فيها فأقبل السائل حتى أخذ الخاتم من خنصره» (و علي بن ابي طالب در حال رکوع بود، با انگشت کوچک‌شان که در آن انگشتري بود، اشاره کرد و سائل جلو آمد تا اين که اين انگشتر را از انگشت اميرالمؤمنين گرفت.) «و ذلك بعين النبي (صلى الله عليه وسلم)» (نبي مکرم هم داشت اين قضايا را مي‌ديد، از نماز فارغ شدند و نمازشان را تمام کردند) «فرفع رأسه إلى السماء وقال: اللهم إن أخي موسى سألك، فقال: “رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏ * وَ اجْعَلْ لي‏ وَزيراً مِنْ أَهْلي‏ * هارُونَ أَخي‏” الآیه . . .»  (سر مبارک‌شان را به سمت آسمان گرفتند و گفتند: خدايا برادرم حضرت موسي از تو سؤال کرد و گفت: خدايا سينه‌ام را توسعه بده و کارها را بر من آسان گردان و گره را از زبان من بر طرف کن…) 

«فأنزلت عليه قرآناً ناطقاً “سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً”» (خدایا برای برادرم موسی قرآن ناطقی چون هارون فرستادی که: به زودى بازوان تو را بوسيله برادرت محكم (و نيرومند) مى‏ كنيم، و براى شما سلطه و برترى قرار مى‏ دهيم)

«اللهم وأنا محمد نبيّك وصفيّك اللهم فاشرح لي صدري ويسر لي أمري واجعل لي وزيراً من أهلي علياً أُشدد به ظهري» (پروردگارا من محمد پیامبر و صفی تو هستم. بار خدایا! به من شرح صدر عنایت کن و کارم را میسر و آسان کن و از اهل من علی را وزیر قرار بده و او را کمک کار و پشتیبان من قرار بده)

توجه: با توجه به این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) همانند حضرت موسی (علیه السلام) گره در زبانشان نبود دیگر سخن از “واحلل عقده من لسانی” مطرح نفرمودند.

جناب ابوذر غفاری در ادامه ی روایت می فرماید: « فواللّه ما استتم رسول اللّه الكلمة حتى أنزل عليه جبرئيل من عند اللّه، فقال: يا محمد إقرأ، فقال: وما أقرأ؟ قال: إقرأ (إنما وليكّم اللّه ورسوله)، إلى (راكعون).» (به خدا قسم پیامبر دعا و خواسته ی خود را به اتمام نرسانیده بود که جبرئیل از ناحیه ی خدای متعال بر آن حضرت نازل شد و گفت: «ای محمد بخوان!» حضرت فرمود: «چه بخوانم؟» گفت: «بخوان: ” إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون»)   (تفسير الثعلبي، ج ۴، ص ۸۱ و شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، الحاكم الحسكاني، ج۱، ص۲۳۰)

در چنین جایی ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در طول ولایت پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) و ولایت خدای متعال قرار گرفت.   

اين آيه نازل شد و در اينجا ولايت اميرالمؤمنين در طول ولايت پيامبر مکرم و ولايت الله در آمد.

همين مطلب را جناب ابن مردويه در کتاب مناقب اميرالمؤمنين ص ۲۹۳ و فخر رازي قول امام المشککين در ج ۱۲ تفسيرش ص ۲۳ نقل کرده است.

(برگرفته از سخنان آیت الله حسینی قزوینی در شبکه ی ولایت)

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question