×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

نشونی اینا عوض شده

گرگه ميره درخونه شنگول و منگول ميگه باز کنيد منم مادرتون، خرسه مياد بيرون ميگه : بابا دهن ما رو آسفالت کردي ، اونا ۱۰ساله از اينجا رفتن!

تصادف شیشه ای

بنده خدایی خورد به شیشه . گفت: اووووووخ چه هوای سفتی!

مرگ راننده 

مردي ساعتش از كار مي افته. پشتشو باز ميكنه مي ­بينه يه مورچه توش مرده. بعد مي گه: آهاااااان! حالا فهميدم! رانندش مرده كه كار نمي كنه!

ولگردی در تهران

یکي تو تهران ول مي­ گشت. بهش گفتن: «اينجا چيکار مي­کني؟» گفت: «پس کجا چيکار کنم»؟

جو گیر شدن دروازه بان

يه روز يه بچه از طبقه ­ي دهم ساختمان مي ­افته پايين. همين که داشت مي­ آمد پايين يه دروازه بان مي ­پره و بچه رو تو زمين و آسمان مي­ گيره.

مردم که اين صحنه­ ي زيبا و انسان دوستانه را مي­ بينند شروع مي­ کنند طرف را تشويق مي­ کنند.

دروازه بانه که جو گير مي­ شه فکر مي­ کنه زمين فوتباله. به همين دليل سريع با لگد مي­ زنه به بچه­ه و پرتابش مي­ کنه! 

موش مردگی 

يه روز يكي حضرت عزرائيل (عليه السلام) رو مي بينه، خودشو ميزنه به مردن!

آرزوی پیر زن 

يه روز يه پيرزن فقير داشته تو كوچه دنبال چيز با ارزشي مي‌ گشته كه بره بفروشه. همين طور كه داشته مي ‌گشته، يه چراغ جادو پيدا مي ‌كنه. خلاصه غوله از توش مياد بيرون و ميگه: اي پيرزن، تو مي ‌توني هر آرزويي داشتي بگي؛ من هم برآورده شون مي ‌كنم. هرچقدر پول يا زمين بخواي بهت ميدم، خلاصه هرچي بخواي…

پيرزنه خيلي خوشحال شد و با شادي گفت: دستت درد نكنه پسرم؛ الهي فدات شم! غوله هم با تعجب بسيار اين آرزوي پيرزن را برآورده كرد!  

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question