×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

روایات تطبیقی و تفسیری

بسیاری از روایاتی که در تفاسیر روایی مانند: «نوالثقلین» و «برهان» آمده و از آن به عنوان «روایات تفسیری» یاد می شود، در واقع در پی تفسیر آیه نیست؛ زیرا تفسیر به معنای بیان معانی الفاظ و جمله های قرآنی است و بیشتر آن احادیث از این قبیل نیست، بلکه در پی تطبیق آیه بر برخی از مصادیق و در موارد فراوانی تطبیق بر بارزترین مصداق است.

قرآن

نمونه:

آیۀ: «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ» بر یهود و نصارا تطبیق شده. و نشانۀ تطبیقی بودن چنین روایاتی آن است که:

اولا، عناوینی مانند «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» و «الضَّالِّينَ» عام است و مصادیق فراوانی دارد و ذکر یک مصداق هرگز به معنای عدم انطباق مفهوم جامع بر سایر مصادیق نیست.

ثانیا، همین عناوین در روایاتی دیگر، بر گروه هایی جز یهود و نصار تطبیق شده. مانند تطبیق «الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» بر ناصبی ها و تطبیق «الضَّالِّينَ» بر کسانی که در ولایت معصومین تردید دارند.

ثالثا، در برخی روایات، عنوان «الضَّالِّينَ» بر هر دو گروه نصار منطبق شده است.[۱]

شاهد دیگر بر تطبیقی بودن بسیاری از روایات تفسیری: روایت امام باقر(علیه السلام) است که فرمود: «ثلث قرآن دربارۀ ما و دوستان ماست و ثلث آن دربارۀ دشمنان ما ود دشمنان پیشینیان ماست.»[۲]

این گونه روایات، بر فرض صحت سند، هرگز گسترۀ شمول و عموم معنای آیه را محدود نمی کند و بیان مصداق کامل یا یک مصداق، مصادیق دیگر را نفی نمی کند و دست مفسر را در تطبیق آیه بر سایر مصادیق نمی بندد.

فایده و نقش روایات تطبیقی آن است که با تبیین برخی مصادیق آیه، مفسّر را در ارائۀ معنای کلی راهنمایی می کند.

تذکر: در برخی موارد مصداق آیه منحصر و محدود است و قانون جری و تطبیق در خصوص آن آیات راه ندارد؛ همانند:

آیۀ ولایت: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون»[۳]

آیۀ مباهله: «فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل…»[۴]

آیۀ تطهیر: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»[۵]

(برگرفته از تفسیر تسنیم، ج۱، ص۱۶۷ ـ ۱۶۹)


[۱] . نور الثقلین، ج۱، ص۲۴ ـ ۲۵٫

[۲] . تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۰٫

[۳] . مائده، ایۀ۵۵٫

[۴] . آل عمران، ایۀ۶۱٫

[۵] . احزاب، ایۀ۳۳٫ 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question