بسم الله الرحمن الرحیم

صعوبت فهم قرآن

قرآن گرچه یکی از بهترین و لازمترین راه های شناخت قرآن، تفسیر آن به سنت معصومین(علیهم السلام) است، لیکن باید توجه داشت که فهم سنت نیز همانند فهم قرآن، کاری است بس دشوار؛ زیرا معارف قرآن کریم، قول ثقیل است و ادراک قول وزین، صعب و دشوار است. خواه به صورت قرآن تجلی کند و خواه به صورت سنت تبلور نماید. زیرا ریشۀ هر دو از «لَدُن»(نزد) خدای علی حکیم است.

سند دیگر صعوبت فهم سنت، سخن امام صادق(علیه السلام) است که می فرماید: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) در تمام عمر شریفش هرگز با بندگان خدا با مقدار فهم و دانش نهایی خود سخن نگفت: «مَا کَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ»[۱]

ذکر چند نکته در رابطه با این حدیث شریف:

مقصود از عنوان «عباد» افراد عادی و متعارف است وگرنه اهل بیت عصمت و طهارت، مانند امیرالمؤمنین(علیه السلام) و سایر معصومین، مشمول حدیث مزبور نیستند. و چنین  گفتاری از آنان که در نشئۀ وحدت نور هستند: «و أشهَدُ … أَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَة»[۲] انصراف دارد.

۲ ـ خدای سبحان پیامبر خود را به جود و سخاوت ستوده و هرگونه بخل و ضِنَّت دربارۀ نشر معارف الهی را از آن حضرت سلب کرده است: «وَ ما هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنین»[۳]

آیۀ مزبور گرچه به طور یقین شامل آیات قرآن می شود، لیکن منحصر در آن نیست؛ بلکه می توان معارف قدسی را که از آن به حدیث قدسی یاد شده مشمول آیۀ یاد شده دانست. یعنی رسول اکرم نسبت به هیج معرفتی ضنین و بخیل نبود، مگر آن که مطلبی سرّی و خصوصی در میان باشد.

۳ ـ سنت همۀ انبیا و اولیای الهی این بود که با مردم به مقدار ادارک آن ها سخن نمی گفتند؛ چنانکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلى‏ قَدْرِ عُقُولِهِمْ»[۴]

۴ ـ منظور از تکلم نکردن پیامبر با کنه عقل خود، می تواند این باشد که همۀ اسرار باطنی به طور تفصیل و الفبایی و وران، در اختیار همۀ کسانی که برابر با فرهنگ محاوره و اصول مفاهمه مطالب دیگران را می فهمند و مقاصد خود را اظهار می دارند، قرار نمی گیرد؛ زیرا همگان در ادراک اسرار الهی یکسان نیستند؛ بلکه سخن رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) مانند قرآن کریم مشتمل بر ظاهر و باطن، تنزیل و تأویل، و محکم و متشابه است.

۵ ـ همان طور که به قاری قرآن، مفسِّر و مبین قرآن، و عامل به احکام آن گفته می شود: «اقرأ و ارقَ؛ بخوان و ارتقاء رتبه پیدا کن»، به حدیث شناس متعبد، و متخلق نیز گفته می شود: «اقرأ و ارقَ». از این رو در تعریف علم حدیث بایسته است که قید «به قد طاقت بشری» اخذ شود.

۶ ـ از حدیث مزبور استفاده می شود که: اولا، این حدیث، منصرف از اهل بیت است. ثانیا، خود اهل بیت هم، همانند پیامبر اکرم با کُنه عقل خود با افراد متعارف سخن نگفتند.

۷ ـ آنچه دربارۀ صعوبت و دشواری امر اهل بیت رسیده است، ناظر به موارد متنوع است:

برخی به ولایت تکوینی و علم غیب آنان مربوط است که ادراک آن به طوری که منزّه از غلو و مبرای از تفویض باشد، دشوار است.

برخی به خلافت سیاسی آن ها باز می گردد، که تحمل آن برای دنیا زدگان دور از ولایت، و غاصبین خلافت، دشوار است.

برخی دیگر به معرفت ملکوتی و برتر از آن برمی گردد که سمت و سوی آن فراتر از «بُعد الهِمَم» و عمق آن، فروتر از «غَوصُ الفِتَن» است.

عناوین مأخوذ در لسان احادیث دشوار و مستصعب متعدد است؛ مانند: «امر»، «علم»، «حدیث».

کسانی که تحمل حمل عطایای آن ذوات نوری را دارند، از فوز و فیض مطایای ویژه الهی متنعمند و آنان «ملک مقرب»، «نبی مرسل» و «عبد ممتحن به تقوای الهی» هستند.

۸ ـ سرّ دشواری ادراک صحیح سنت معصومین(علیهم السلام) همانند راز سختی ادراک درست قرآن کریم دو چیز است:  

اول آن که: ثَقَل و وزین بودن کلام، که مستلزم صعوبت تحمل فکری آن است. خداوند، قرآن را به «قول ثقیل» وصف می کند: «إِنَّا سَنُلْقی‏ عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقیلا»[۵] و امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم در مورد گفتار معصومین(علیهم السلام) می فرماید: «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ»[۶]

دوم آن که: متکلم در کلام خویش متجلی است؛ چنانچه امیرالمؤمنین دربارۀ قرآن فرمود: «فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونُوا رَأَوْه‏»[۷]

چون هر متکلمی در زیر زبان خود نهفته است و خداوند و خلفای حقیقی او نیز در کلام خاص خود تجلی دارند، و چون هاضمه فرهنگ محاوره و دستگاه مفاهمه توان تحمل تجلی متکلم آسمانی و ارائۀ ملکوت آن را ندارد، برای مخاطبان بسیار دشوار است که پی به مقصود فراطبیعی گوینده ببرند.

۹ ـ راز دشواری سنت معصومین(علیهم السلام) همواره یکسان نیست؛ زیرا:

برای محققان مُطاع و متبوع وقتی صعب می شود که ستارۀ برهان آنان افول کند.

برای مقلدان مطیع و تابع نیز هنگامی صعب است  که عصای تبعیت را از دست بدهند.

(برگفته از تفسیر تسنیم، ج۱، ص۱۴۳ ـ ۱۴۹) 


[۱] . الکافی، ج۱، ص۲۳٫

[۲] . من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۳٫

[۳] . تکویر، ۲۴٫

[۴] . الکافی، ج۱، ص۲۳٫

[۵] . مزمل، آیۀ۵٫

[۶] . نهج البلاغه، خطبه۱۸۹، ص۴۰۱٫

[۷] . نهج البلاغه، خطبه۱۴۷، بند۲٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی