×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

علوم قرآنی ـ تفسیر به رأی و معنای آن

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر به رأی

تفسیر به معنای روشن ساختن چیزی است که ضروری و آشکار نیست و به معنای پرده برداری از چرهۀ جمله یا لفظی است که معنای آن اشکار نیست.

تفسیر هر کلامی(اعم از دینی و غیر دینی) باید روشمند باشد تا بتوان آن را به متکلم آن کلام استناد داد.کلام هیچ متکلمی را نمی توان به رأی خود تفسیر و سپس آن را به متکلمش اسناد داد.

تفسیر به رأی یا بر اثر «جهل علمی» است، یا این که بر اثر «جهل عملی» است که به خاطر عدم وارستگی صورت می گیرد. اولی به نقص «عقل نظری» برمی گردد و دومی به نقص «عقل عملی».

پس منظور از تفسیر قرآن به رأی این است که:

۱ ـ با معیارهای مفاهمۀ عرب مطابق نباشید.

۲ ـ موافق با اصول و علوم متعارفۀ عقلی نباشد.

۳ ـ مطابق با خطوط کلی خود قرآن نباشد.

در حدیثی، تفسیر به رأی در کنار فتوای بدون علم قرار گرفته که هر دو از مصادیق بدعت به شمار می روند: امیرالمؤمنین(علیه ­السلام) می فرماید: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَلَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّار»[۱]

در حدیث دیگری، تفسیر به رأی در ردیف تشبیه خالق به خلق معرفی شده و در کنار قیاس قرار گرفته: «امیرالمؤمنین(علیه ­السلام) می فرماید: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا آمَنَ بِي مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ كَلَامِي وَ مَا عَرَفَنِي مَنْ شَبَّهَنِي بِخَلْقِي وَ مَا عَلَى دِينِي مَنِ اسْتَعْمَلَ الْقِيَاسَ فِي دِينِي»[۲]

در حدیثی تفسیر به رأی در ردیف داوری جاهلانه میان دو نفر یاد شده: امام صادق(علیه­ السلام) می فرماید: «مَنْ حَكَمَ بِرَأْيِهِ بَيْنَ اثْنَيْنِ فَقَدْ كَفَرَ وَ مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ[۳]

البته شواهد عقلی و ادلۀ علمی و آنچه بشر را از راه عقل (نه وهم و خیال و قیاس) تحصیل می کند، یکی از منابع تفسیر قرآن است، نه همۀ آن. مثلا آن چه از امام صادق(علیه ­السلام) رسیده است که: «لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَبْعَدَ مِنْ عُقُولِ الرِّجَالِ مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ إِنَّ الْآيَةَ يَكُونُ أَوَّلُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ آخِرُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ كَلَامٌ مُتَّصِلٌ مُنْصَرِفٌ عَلَى وُجُوهٍ.»[۴] راجع به تحذیر از استقلال خواهی در فهم قرآن و یا از اکتناه طلبی آن است. یعنی هیچ مفسیری حق ندارد به صرف براهین عقلی و شواهد علمی، آیۀ قرآن را معنا کند و از وشاهد نقلی غفلت ورزد. و یا اینکه با جمع بندی ادلۀ عقلی و نقلی، بگوید: «رأی من موافق عمق پیام قرآن است».

همانگونه که گفته شد، وزان تفسیر به رأی، وزان قضاوت میان دو متخاصم است که قاضی، رأیی تصادفی صادر نماید. اگر آن رأی موافق با واقع نیز باشد، گرچه حُسن فعلی دارد، اما بر اثر فقدان حُسن فاعلی و تجری هتاکانه، حکم کیفر الهی و عقاب به آتش نیز برای او محفوظ است: «وَ رَجُلٌ قَضَى بِحَقٍّ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَهُوَ فِي النَّار»[۵]

نقل شده که برخی از قدما از تفسیر قرآن وحشت داشتند و از آن فرار می کردند. کار آن ها همانند کار کسانی است که از نشستن بر کرسی قضاوت خودداری می کنند. از این رو در جایی که حدود معنای آیه روشن بود، از تفسیر درایی آن صرف نظر نمی کردند. و آن چه از پیشگمان تفسیر، یعنی صحابه و پیروان آنان رسیده است، هنگی آن از سنخ تفسیر روایی نبود، بلکه از قبیل تفسیر درایی بود. از طرف دیگر، اگر تفسیر قرآن متحصر به موارد وجود روایت تفسیری باشد، لازم می آید که بسیاری از آیات تفسیر نشود؛ زیرا روایات تفسیری مأثور بسیار اندک است.

(برگفته از تفسیر تسنیم، ج۱، ص۱۷۵ ـ ۱۸۰) 


[۱] . کمال الدین، ج۱، ص۲۵۷٫

[۲] . امالی للصدوق، ص۶٫

[۳] . وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۶۰٫

[۴] . المحاسن، ج۲، ص۳۰۰٫

[۵] . تحف العقول، ص۳۶۵٫ 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question