×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

اقسام تفسیر به رأی

صورت های ممنوع از نفسیر به رأی، عبارت است از:

۱ ـ تفسیر جاهلانه نسبت به اصل محتوا؛ یعنی مطلبی از آیه ای برداشت و بر آن تحمیل شود، در حالی که آن مطلب مطابق با برهان نیست و در این جهت فرقی نیست بین این که برهان، مطلب فلسفی یا کلامی باشد، یا تجربی و یا نقلی.

پس اگر مطلبی وابسته به یکی از رشته های عقلی یا نقلی بود و بدون دلیل، از آیه استظهار شد و بر آن تحمیل گشت، چنین تفسیر جاهلانه ای، تفسیر به رأی و ممنوع است. قرآن کریم هم در مرود منبع قول می فرماید: «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً»[۱]

۲ ـ تفسیر جاهلانه نسبت به ارادۀ جدی متکلم و اسناد محتوا به او؛ یعنی مطلبی از ایه برداشت شود که آن مطلب از جهت اسناد به برهان مناسب خود (اعم از عقلی، تجربی و نقلی) صحیح و تام است، لیکن از جهت ارادۀ جدی متکلم و این که وی همین محتوا را از آیه اراده کرده، نیازمند به دلیل معتبر است و دلیلی که عهده دار صحت استناد محتوای مزبور به متکلم است، یا عقلی است و یا نقلی. وظیفۀ مفسر در این حال، استناد احتمالی معنای مزبور به متکلم است.

۳ ـ تفسیر جاهلانه نسبت به ارادۀ جدی متکلم و اسناد ارادۀ احتمالی به وی؛ یعنی مطلبی از آیه برداشت شود که با برهان مناسب با فن خود مطابق است. لیکن دلیل عقلی یا نقلی معتبر قائم است که متکلم در خصوص آیۀ محل بحث، حتما آن را اراده نکرده است. در این صورت، نه تنها اسناد قطعی مطلب مزبور به متکلم نارواست و از قبیل تفسیر به رأی مذموم است؛ بلکه اسناد احتمالی آن به متکلم نیز از این قبیل خواهد بود.  

دلیل قرآنی بر منع امور یاد شده دو آیه است، یکی آیۀ: «أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ ميثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَ دَرَسُوا ما فيهِ وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ»؛ «آيا پيمان كتاب (خدا) از آنها گرفته نشده كه بر خدا (دروغ نبندند، و) جز حق نگويند، و آنان بارها آن را خوانده‏اند؟! و سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است، آيا نمى‏فهميد؟!»[۲] است؛ زیرا بر اساس این آیه، اسناد مطلب غیرعالمانه به خداوند روا نیست و عالمانه نبودن آن به دو قسم است: یکی آن که اصل مطلب مطابق علم نباشد؛ دیگر آن که گرچه اصل مطلب صحیح و علمی است، لیکن اسناد مطلب علمی به خداوند بدون شاهد روا نیست.

آیۀ دیگر: «أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون»؛ «آيا چيزى به خدا نسبت مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟!»[۳] است؛ زیرا چیزی را که معلوم نیست خداوند گفته باشد، نمی توان به ذات اقدس وی اسناد داد. هر چند که آن مطلب در جای خود صحیح باشد.

البته اگر آن مطلب باطل باشد، اسناد آن به خداوند از قبیل «افترا» و «ظلم افحش» است و اگر اصل مطلب درست باشد، اسناد آن بدون دلیل باشد، از قبیل «ظلم فاحش» خواهد بود.

۴ ـ تفسیر و نسبت غافلانه به ارادۀ جدی متکلم در صورتی که اصل مطلبِ برداشت شده از آیۀ محل بحث صحیح باشد و متکلم نیز همان مطلب درست را اراده کرده باشد، لیکن مفسر راهی برای اثبات ارادۀ متکلم نداشته باشد و یا آن را نپیموده باشد؛ که در این صورت، با این که «حُسن فعلی» محفوظ است، لیکن «حُسن فاعلی» محفوظ نیست.  

۵ ـ تفسیر غافلانه نسبت به اصل محتوا در صورتی که هم آن مطلب معهود، فی نفسه صحیح باشد و هم آن محتوای صحیح را متکلم اراده کرده باشد، لیکن مفسر مزبور نه تنها دربارۀ صحت صدور و استناد مطلب معین به متکلم تحقیقی نکرده، بلکه در صحت اصل مطلب نیز هیچ گونه تحقیقی نکرده است و صرفا به تخمین خود، هم آیه را معنا کرده و هم، معنای تخمینی خود را به متکلم اسناد داده است.

چنین تجرّی و بی باکی نیز می توامند مشمول تفسیر به رأی باشد که شاهدا بی مبالاتی مفسّر است. خواه مطابق با واقع قرار بگیرد و خوان نگیرد.

(برگفته از تفسیر تسنیم، ج۱، ص۱۸۰ ـ ۱۸۴) 


[۱] . اسراء، آیۀ۳۶٫

[۲] . اعراف، ایۀ۱۶۹٫

[۳] . اعراف، ایۀ۲۸ ـ یونس، آیۀ۶۸٫ 

  1. ناشناس

    با سلام
    تولد حاج آقای نباتی و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی مبارکباد

    • احمد نباتی

      سلام علیکم
      ممنونم بزرگوار
      زحمت کشیدید.
      عاقبت به خیر باشید.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question