بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

 بسم الله الرحمن الرحیم 

برگرفته از کتاب «شیعه در روایات اهل سنت» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

تصریح به ولایت علی (علیه السلام) در قرآن و روایات 

دلیل پنجم ـ حدیث منزلت:

در جریان غزوه­ ی تبوک، منافقین قصد داشتند بعد خروج پیامبر از مدینه، حکومت نو بنیاد اسلامی را واژگون نمایند. پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه­ و آله) که از این واقعه مطّلع شد، علی (علیه السلام) را با خود نبُرد و فرمود: تو سرپرست اهل بیت و خویشاوندان من و گروه مُهاجر هستی، و برای این کار جز من و تو کسی دیگر شایستگی ندارد. این کار نقشه­ ی توطئه ­گران را به هم ریخت. از این رو شایعه کردند که علی به خاطر دوری راه و شدّت گرما، از شرکت در این نبرد امتناع ورزیده است. 

این سخنان بر علی (علیه ­السلام) که در دفاع از اسلام و مبارزه با دشمنان، نظیری نداشت بسیار گران آمد؛ لذا با اندوه فراوان، موضوع را به پیامبر  (صلی ­الله ­علیه­ و آله) اطلاع داد و از آن حضرت تقاضا کرد که او را هم با خود به میدان جنگ ببرد. پیامبراکرم در پاسخ، کلمه­ی تاریخی خود را در شأن علی (علیه­ السلام) بیان کرد.

حضرت فرمود: علی جان به مدینه برگرد!… أما تَرضی أن تکونَ منِّی بِمَنزِلَۀ هارونَ من موسی إلا أنَّهُ لا نبیَّ بَعدی؟ آیا خشنود نمی­ شوی که بگویم مَثَل تو نسبت به من، مثَل هارون است نسبت به موسی، جز اینکه پس از من پیامبری نیست!

همچنین پیامبر اکرم    (صلی ­الله ­علیه­ و آله) به دفعات خطاب به علی (علیه السلام) می­ فرمود: «أنتَ مِنِّی بِمَنزِلَۀِ هَارُونَ مِن مُوسی إلاّ أنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدی»[۱] جایگاه تو نزد من همانند جایگاه هارون است نزد موسی، جز اینکه بعد از من پیامبری نیست.

سند حدیث منزلت:

سند این حدیث، بسیار قوی است و کسی در صحّت آن شک نکرده است. حتی ذَهبی عالم اهل سنّت، با وجود لجاجت های زیاد این حدیث را انکار نکرده است و در کتاب «تلخیص المستدرک» بر آن صحّه گذاشته است و ابن حجر هیتمی نیز که در دشمنی با شیعه معروف است این حدیث را، در کتاب «الصَّواعق شبهه­ی ۱۲» نقل کرده است و آن دسته از عالمان حدیث شناس را که این حدیث را به عنوان حدیث صحیح و معتبر شمرده ­اند نام برده است. بخاری نیز که همواره در نقل فضایل اهل بیت عصمت و طهارت کوتاهی می­ کرده، آن را در کتاب «صحیح بخاری» نقل کرده و افرادی مثل معاویه و سعد بن ابی وقّاص که همواره علی (علیه السلام) را دشنام می ­دادند و با او دشمنی می ­کردند نتوانستند این روایت را مخفی نگاه دارند و در شمار راویان این حدیث هستند.

ابن تیمیه درباره­ ی حدیث منزلت گفته است: «إنَّ هذا الحدیثَ صَحیحٌ بِلا ریبٍ ثَبَتَ فی الصَّحیحَین وَ غَیرِهِما»[۲]. این حدیث، بدون شک صحیح است؛ و در صحیحین (صحیح مسلم و صحیح بخاری) و غیر آن دو ثبت گردیده است.

دلالت حدیث منزلت، بر ولایت علی (علیه السلام)

در سوره ­ی اعراف آمده است که: «وَ قالَ مُوسى‏ لأخیهِ هارُونَ اُخْلُفْنی‏ فی‏ قَوْمی‏»[۳] موسی به برادرش هارون گفت: جانشین من در میان قومم باش.

با توجه به این آیه، یکی از منزلت­ های هارون (علیه ­السلام) نسبت به موسی (علیه ­السلام) جانشینی او است؛ پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه­ و آله)  نیز، همه­ی منزلت­ های هارون (علیه ­السلام) نسبت به موسی (علیه ­السلام) را ـ بجز نبوت ـ برای علی (علیه­ السلام) اثبات نمودند؛ پس علی (علیه ­السلام) خلیفه ­ی بلا فصل پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه­ و آله)  است.  

طرح همین استدلال با بیانی دیگر:

  1. یکی از منزلت های هارون (علیه­ السلام) این بود که اگر پس از موسی (علیه­ السلام) باقی می­ماند، جانشین او می ­شد؛ زیرا در زمان حیات موسی (علیه­ السلام) جانشین وی شد. اگر با وجود او دیگری جانشین موسی (علیه­ السلام) می ­شد، بیانگر نقصی در مقام هارون (علیه ­السلام) بود، که با مقام نبوّت او سازگاری نداشت.
  2. پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه­ و آله) در حدیث منزلت همه­ ی منزلت ­های هارون (علیه – السلام) نسبت به موسی (علیه ­السلام) را ـ به جز پیامبری ـ برای علی (علیه ­السلام) اثبات کرده است.
  3. پس جانشینی پیامبر  (صلی ­الله ­علیه­ و آله) برای علی (علیه ­السلام) ثابت می ­گردد.

[۱] . بخاری در صحیح خود کتاب آغاز آفرینش در باب فضائل علی (علیه السلام)، ج۴، ص۲۵۰، ح۳۷۰۶ و ج۵، ص۱۵۱، ح۴۴۱۶ و احمد حنبل در مسند، ج۱، ص۱۷۴ و ابو داوود طیالسی در مسند ابی داوود، ج۱، ص۲۸ و تاریخ ابن جریر طبری، ج۲، ص۳۶۸ و حافظ محمد بن ماجه در سنن، ج۱، ص۴۵، ح۱۲۱ و ینابیع المودَّۀ به نقل از ابن مُسکِوَیه، ص۴۸۴ [ج۳، ص۱۵۷، باب۹۲] و ابوالحسن مسعودی شافعی در مروج الذهب، ج۲، ص۴۴۵ و شیخ احمد عجیلیّ شافعی در ذخیرۀ المآل و جامع ترمذی ج۲، ص۲۱۳ [ج۵، ص۵۹۶، ح۳۷۲۴] و مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۰۸ [ج۳، ص۱۱۷، ح۴۵۷۵] و مسلم در صحیح مسلم، ج۵، ص۲۳، ح۳۲ کتاب فضائل الصحابۀ و حافظ کنجی در الکفایۀ، ص۲۸، [ص۸۵، باب۱۰] و بَدَخشانی در نزول الأبرار، ص۱۵ [ص۴۷] و ابن حجر در الإصابۀ، ج۲، ص۵۰۹، رقم۵۶۸۸٫

[۲] . منهاج السنۀ، ج۷، ص۳۲۰٫

[۳] . سوره­ی اعراف، آیه­ی ۱۴۲٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 832
  • بازدید دیروز: 4596
  • بازدید سال: 1512741
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3791
عکس های متنوع تصادفی