امام باقر (علیه السلام) در رابطه با دعای بهاء که در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده می شود، فرمودند: اگر مردم می دانستند که این دعا چه عظمتی نزد خداوند دارد و اگر می دانستند که این دعا با چه سرعتی به اجابت می رسد، برای دستیابی به آن، با یکدیگر به جنگ بر می خواستند، هر چند با شمشیر!

 بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از کتاب «شیعه در روایات اهل سنت» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

موقعیّت علی (علیه السلام) در زمان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) 

۹ ـ فاتح قلعه­ ی خیبر

در سال هفتم هجرت سپاهیان اسلام به طرف دژهای «وطیح» و «سلالم» یورش بردند ولی مسلمانان با مقاومت سرسختانه­ ی یهود در بیرون قلعه روبرو شدند. و بیش از ده روز با جنگاوران یهود دست و پنچه نرم کردند و هر روز بدون نتیجه باز ­گشتند.

در یکی از روزها، ابوبکر مأمور فتح گردید و با پرچم سفید تا نزدیکی دژ رفت. مسلمانان نیز به فرماندهی او حرکت کردند، ولی پس از مدّتی بدون نتیجه باز گشتند و فرمانده و سپاه هر یک گناه فرار از میدان جنگ را به گردن دیگری انداختند. 

قلعه خیبر روز دیگر فرمانده ی لشکر به عمر بن خطاب واگذار شد. او نیز همین داستان را تکرار کرد و بنا به نقل طبری[۱]، پس از بازگشت از صحنه ­ی نبرد، عمر با توصیف دلاوری و شجاعت فوق ­العاده ­ی رئیس دژ، «مرحَب»، یاران پیامبر را مرعوب می ­ساخت. این وضع پیامبر و سرداران را سخت ناراحت کرده بود. در این هنگام پیامبر، افسران و سرداران ارتش خود را گرد آورد و جمله­ ی ارزنده ­ی زیر را که به روشنی در صفحات تاریخ ضبط شده است بیان نمود: «لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ غَداً رَجُلاً یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ کَرَّاراً غَیْرَ فَرَّارٍ لا یَرْجِعُ حَتَّى یَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى یَدَیْه لَیسَ بِفَرّار» این پرچم را فردا به دست کسی می­ دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد. و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند و خداوند این دژ را به دست او می ­گشاید. او مردی است که هرگز به دشمن پشت نکرده و از صحنه­ ی نبرد فرار نمی ­کند.[۲]

بنا به نقل طبری و حلبی، حضرت چنین فرمود: «کَرّارٌ غیرُ فرّار» به دشمن حمله کرده و هرگز فرار نمی ­کند.

هر کس آرزو می­کرد که این مدال بزرگ نصیب او گردد، تا اینکه بعد از سپری شدن سیاهیِ شب، انتظارها به سر آمد. سکوت پر انتظار مردم با جمله­ ی پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  که فرمود: «علی کجاست؟» در هم شکست.

در پاسخ گفتند: او دچار درد چشم است و در گوشه ­ای استراحت می­ کند.

طبری گوید: علی را سوار بر شتر کردند و به محضر پیامبر آوردند. پیامبر دستی بر دیدگان او کشید و در حق او دعا کرد. این عمل آن چنان اثری در چشمان او گذارد که حضرت تا پایان عمر پر برکتش به درد چشم مبتلا نشد.

علی (علیه السلام) با سپاه خود به سوی دژهای مستحکم یهود حرکت کرد و پرچم اسلام را در نزدیک در خیبر بر زمین نصب نمود. در این لحظه درِ خیبر باز شد و دلاوران یهود از آن بیرون ریختند. نخست برادر مَرحَب که «حارث» نام داشت جلو آمد و نعره ­ای کشید که سربازانی که پشت علی (علیه السلام) بودند بی اختیار عقب رفتند ولی علی (علیه السلام) مانند کوه پا بر جا ماند. لحظه ­ای نگذشت که جسد مجروح حارث به زمین افتاد و جان سپرد.

مرگ برادر، مرحب را سخت غمگین کرد. او برای گرفتن انتقام برادر، در حالی که غرق در سلاح بود کلاهی را که از سنگ مخصوص تراشیده شده بود بر سر نهاده «کلاه خود» خود را هم روی آن گذاشته بود و به مصاف علی (علیه السلام) در آمد.

قلعه خیبر صدای ضربات شمشیر و نیزه­ های قهرمان اسلام و آن یهودی، وحشت عجیبی در دل ناظران پدید آورده بود. ناگهان شمشیر برنده و کوبنده­ ی قهرمان اسلام، بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و کلاه خود و سنگ و سر را تا دندان دو نیم ساخت. این ضربت آن چنان سهمگین بود که برخی از دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بودند، پا به فرار گذاشته، به دژ پناهنده شدند. علی (علیه السلام) فوراً متوجّه دروازه­ ی دژ گردید و آن را از جای کنده، آن را به عنوان پل بر روی خندق مقابل درب انداخت و سپاه اسلام از آن عبور کرد.

بعد از پایان جنگ هشت نفر از نیرومندترین سربازان اسلام سعی کردند آن را از این رو به آن رو کنند، ولی نتوانستند.[۳]  

علی (علیه السلام)، خود در این باره فرمود: «ما قَلَعتُها بِقُوَّۀٍ بَشریَّۀٍ وَلکِن قَلَعتُها بِقُوَّۀٍ إلهیَّۀ و نَفسٍ بِلِقاءِ رَبِّها مُطمَئنَّۀ رضیَّۀ» من هرگز آن در را با نیروی بشری از جای نکندم، بلکه در پرتو نیروی خدا دادی و با یقینی راسخ به ملاقات خداوند این کار را انجام دادم.

­ابن ابی الحدید معتزلی، مورّخ بزرگ اهل سنّت درباره ­ی فرار ابوبکر و عمر از میدان جنگ سخت متأثّر شده و در قصیده ­ی معروف خود چنین می­ گوید:

وَ ما أنْسَ لا أنْسَ الَّذَینَ تقدَّما   و فَرَّهُما و الفَرَّ قَد عَلِما حُوبٌ

وَ لِلرّایۀِ العُظمی وَ قَد أذهَباهُما    مَلابِسُ ذُلٍّ فوقَها وَ جلابیبُ

اگر هر چه را فراموش کنم هرگز سرگذشت آن دو را فراموش نمی ­کنم، زیرا آنان شمشیر به دست گرفتند و به سوی دشمن رفتند و با این که می­ دانستند فرار از جهاد حرام است، پشت به دشمن کرده فرار نمودند.

آن دو پرچم بزرگ اسلام را که به سوی دشمن بردند، با غباری از ذلَّت و خواری باز گرداندند.

توجه: علمای اهل سنت برای این که در لا به­ لای صفحات تاریخ چیزی از شجاعت خلفای خود نیافتند، از این رو به مُهمل بافی روی آوردند تا شاید بتوانند شجاعتی برای این افراد بتراشند. آن ها دست به جعل روایتی زدند که در روز بدر خیمه ­ای برای رسول خدا برافراشته کردند و گفتند چه کسی مسؤولیت محافظت از پیامبر را به عهده می ­گیرد؟ هیچ کس جواب نداد مگر ابوبکر در حالی که شمشیرش را بر سر پیامبر گرفته بود، و هیچ کس به او حمله نمی­ کرد مگر اینکه به او یورش می ­آورد؛ پس او شجاع ترین مردم است…!!![۴]

اهل سنت برای این که دروغشان در پردازش این روایت مشخص نشود، از ذکر راوی این روایت خودداری کردند و سخنی از آن نگفتند. روی همین اساس، حافظ هیثمی در کتاب مجمع الزوائد[۵] این روایت را ضعیف می­ شمارد و می ­نویسد: در سند حدیث کسانی هستند که آن ها را نمی­شناسم. و حدیث ابن اسحاق در کتاب السیرۀ الحلبیۀ[۶] این روایت را تکذیب می ­کند؛ چرا که در حدیث او آمده است در جنگ بدر، سعد بن معاذ بود که مسؤولیت دفاع از پیامبر اکرم را به عهده گرفت.

قُرطُبی هم برای این که از قافله ­ی جاعلین شجاعت، برای خلیفه عقب نماند، می­ گوید: شجاعت و جرأت یعنی نلرزیدنِ قلب هنگام روی آوردن مصیبت ­ها، و مصیبتی بزرگتر از وفات پیامبر اکرم نیست، و در آن هنگام، شجاعت و علم ابوبکر ظاهر شد و مردم و از جمله­ ی آن ها عمر می ­گفتند: رسول الله نمرده است، و عثمان لال شده بود، و علی پنهان شده بود! و همه در اضطراب بودند، و ابوبکر هنگامی که از خانه­ ی خود سُنخ بازگشت حقیقت مطلب را با تلاوت آیه­ ی ۱۴۴ از سوره ­ی آل عمران بازگو کرد!

حال خود قضاوت کنید که دست اهل سنت چقدر از فضایل خلفای خود کوتاه است که برای اثبات شجاعت آن ها چنین مهملاتی می ­بافند! به گمانم اگر امثال قُرطُبی را به حال خود رها کنند، حتماً خواهند گفت: جسارت ابوبکر و عمر در محضر رسول ­خدا و جلوگیری از آوردن قلم و دوات به محضر آن حضرت هم  از شجاعت­ های دیگر این آقایان است!

[۱] . تاریخ طبری، ج۲، ص۳۰۰٫

[۲] . سیره­ ی ابن هشام، ج۳، ص۳۴۹ و سیره­ ی حلبی، ج۲، ص۴۳٫

[۳] . تاریخ طبری، ج۲، ص۹۴ و سیره­ی ابن هشام، ج۳، ص۳۴۹٫

[۴] . سیوطی در کتاب تاریخ الخلفا، ص۲۵ (ص۳۴) و الریاض النضرۀ، ج۱، ص۹۲ (ج۱، ص۱۲۰)..

[۵] . مجمع الزوائد، جلد۹، ص۴۶٫

[۶]  . السیرۀ الحلبیۀ، جلد۳، ص۳۵۳  یا در چاپ دیگر، ج۳، ص۳۷۲٫

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

2 پاسخ به شیعه در روایات اهل سنت (۲۳) علی، فاتح قلعه خیبر

  • سعید محمودی

    چرا از تاریخ طبری مطلب کذب گذاشتید??? در طبری فقط نوشته علی ع با یک پهلوان یهودی درگیر شد و آنرا کشت!!!!! تاریخ ابن اثیر از دربی گفته که کنار دژ افتاده بود و علی آنرا برداشت و سپر کرد!!!!!

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ دی ۷م, ۱۳۹۳ ۰۸:۱۹:

    سلام آقا سعید
    همین؟!! تاریخ طبری فقط نوشته علی علیه السلام با یک پهلوان درگیر شد؟!!!
    لطف کنید به متن تاریخ طبری توجه کنید:
    در رابطه با فرار عمر به خطاب از میدان جنگ و ترس و وحشت او چنین آمده: اعطی رسول الله صلی الله علیه و سلم عمر بن الخطاب و نهض من نهض معه من الناس فلقوا اهل خیبر فانکشف عمرو اصحابه فرجعوا الی رسول الله صلی الله علیه و سلم بجبنه اصحابه و بجنبهم …
    فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم لاعطین اللواء غدا رجلا یحب الله و رسوله و یجبه الله و رسوله …..
    در رابطه با مبارزه علی علیه السلام با مرحب و کندن در خیبر آمده است: فاختلفاضربتین فبدره فقد الحجر و المغفر راسه حتی وقع فی الاضراس و اخذ المدینه … فضربه رجل من الیهود فطرح ترسه من یده فتناول علی رضی الله عنه بابا کان عند الحصن فتترس به عن نفسه فلم بزل فی یده فتناول علی رضی الله عنه بابا کان عند الحصن فتترس به عن نفسه فلم بزل فی یده و هو یقاتل حتی فتح الله علیه ثم القاه من یده حین فرغ فلقد رایتنی فی نفر سبعه انا ثامنهم نجهد علی ان نقلب ذلک الباب فما نقلبه …
    دوست عزیز! بنده تصور می کنم که شما فقط به صفحه اول این باب توجه کردید. اما به صفحات بعد که توجه کنید ملاحظه می کنید که به با تفصیل بیشتری توضیح داده شده. ..
    موفق باشید.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • کاربران حاضر: 3
  • بازدید امروز: 426
  • بازدید هفته: 29509
  • بازدید ماه: 138410
  • بازدید سال: 1662274
  • تاریخ به‌روزشدن سایت: خرداد ۸, ۱۳۹۶
عکس های متنوع تصادفی