بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از کتاب «شیعه در روایات اهل سنت» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

موقعیّت علی (علیه السلام) در زمان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) 

۷ـ قهرمان جنگ خندق

در جنگ خندق مشرکین همه­ ی توان خود را جمع کرده بودند تا اسلام را به کلی نابود کنند. آن ها نزدیک به یک ماه در پشت خندق اجتماع کردند تا آن که پنج تن از قهرمانان آن ها و در رأس آنان «عَمرو بن عبد وُدّ» بود اسبان خود را تاختند، و از نقطه­ ای که پهنای آن کمتر بود به آن سوی خندق راه یافتند. نعره­ های مستانه ­­ی عمرو لرزه بر اندام سپاه اسلام می­ انداخت و سکوت و ترس مسلمانان جسارت او را بیشتر کرده بود. می ­گفت: مدّعیان بهشت کجایند تا آن ها را به بهشت بفرستم؟! من از فریاد زدن و مبارز طلبیدن خسته شدم و صدایم گرفت! 

از رویارویی با این جنگاور بی باک و مغرور سکوت مرگ باری بر مهاجر و انصار سایه انداخته بود. پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه ­و آله) می ­فرمود: یک نفر برخیزد و شرّ این مرد را از سر مسلمانان کم کند. اما هیچ کس جز علی (علیه ­السلام) که هنوز بدنش از زخم های جنگ اُحُد مجروح بود آماده ­ی مبارزه نبود. پیامبر این مطلب را سه بار تکرار کرد امّا هر بار کسی جز علی (علیه السلام) برای هماوردی بلند نمی ­شد. رسول خدا (صلی ­الله ­علیه ­و آله) ناچار علی را که هفتاد زخم بر تن داشت به میدان جنگ روانه کرد و در حقّ او دعا کرد. سپس این آیه را خواند: «ربِّ لا تَذَرنی فَرداً وَ أنتَ خیرُ الوارثین»[۱] خدایا! مرا تنها مگذار که تو بهترین وارثان هستی. علی (علیه السلام) برای جبران تأخیر با سرعت به راه افتاد. در این هنگام پیامبر اکرم جمله­ ی تاریخی خود را بر زبان جاری فرمود: «برزَ الإیمانُ کلُّه إلی الشِّرکِ کلِّه» تمام ایمان در برابر تمام شرک قرار گرفته است.

در میدان مبارزه گرد و خاک اطراف آن دو را فرا گرفته بود. تنها صدای ضربات شمشیر به گوش می ­رسید. مسلمانان نگران به صحنه ­ی مبارزه چشم دوخته بودند و برخی چون بید به خود می ­لرزیدند. ناگهان صدای تکبیر علی بن ابی طالب (علیه السلام) که نشانه­ی پیروزی او بود از میان گردو غبار بلند شد. و به دنبال آن غریو تکبیر و شادی مسلمین به گوش رسید. چهار نفر دیگر پا به فرار گذاشتند و در حین فرار یکی از آنها در خندق افتاد و علی (علیه السلام) او را هم از پای درآورد و لشکر کفر به خاطر این شکست، شبانه پا به فرار گذاشتند.

وقتی علی (علیه السلام) به محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسید، پیامبر فرمود: ضربه­ ی علی (علیه السلام) در جنگ خندق از عبادت همه ­ی انسان­ ها و طایفه ­ی جنّ با ارزش ­تر بود. این واقعه را حاکم در مستدرک[۲] نقل کرده است. 

با اینکه زره عمرو بن عبد وُدّ زره گران بهایی بود، ولی علی (علیه السلام) از روی جوانمردی حتّی به آن دست نزد. حتی عمر بن خطاب، علی (علیه السلام) را سرزنش کرد که چرا زره او را از بدنش در نیاورد. خواهرِ عمرو بن عبد وُدّ وقتی از جریان آگاه شد، گفت: هرگز بر این تأسف نمی­خورم که برادرم کشته شده است، زیرا پیداست به دست انسان کریمی کشته شده است، در غیر این صورت تا جان داشتم در رثای او اشک می ­ریختم.[۳]


[۱] . سوره ­ی انبیاء، آیه ­ی ۸۹٫

[۲] . مستدرک حاکم نیشابوری، ج۳۰، ص۳۲٫

[۳] . مستدرک حاکم، ج۳۰، ص۳۳٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 2979
  • بازدید دیروز: 3751
  • بازدید سال: 1613708
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797