×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحيم

برگرفته از کتاب «شیعه در روایات اهل سنت» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

موقعيّت علي (عليه السلام) در زمان پيامبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) 

۵ ـ جان فشانی او در جنگ اُحُد

ابن هشام مي ­نويسد: انَس بن نَضر گويد: در جنگ احد وقتي كه ارتش اسلام تحت فشار قرار گرفت و شايعه­ ی كشته شدن پيامبر بر سر زبان ­ها پيچيد، ديدم دسته­ اي از مهاجرين و انصار كه ميان آن ها عمر بن خطّاب و طلحه نیز بودند در گوشه ­اي نشسته ­اند. با لحني اعتراض آميز گفتم: چرا اينجا نشسته ­ايد؟ گفتند پيامبر كشته شده، ديگر نبرد فايده­ اي ندارد.  گفتم: اگر محمّد كشته شده، خداي محمّد كه زنده است. بعد انس بن نضر مشغول نبرد شد و به شهادت رسيد.[۱]                                        

محمّد بن مسلمه گويد كه در روز اُحُد با چشم هاي خود ديدم كه مسلمانان از كوه بالا مي­رفتند و پيامبر آنها را با نامهاي مخصوص صدا مي­زد و مي­گفت: «إِلَيَّ يا فُلانُ! إِلَيَّ يا فُلان!» به سوي من بيا فلانی! به سوي من بيا فلانی! و هيچ كس از آنها جواب پيامبر را نمي­داد.

ابن ابي الحديد معتزلي گويد: استادم محمّد بن مَعد به من گفت: منظور از فلان و فلان، همان كساني هستند كه پس از پيامبر مقام و منصب به دست آوردند (ابوبكر و عمر) و راوي از ترس نام آنها را ذكر نكرده است.[۲]                         

ابن اثير در تاريخ خود مي­ نويسد: در جنگ احد وجود مقدّس پيامبر از هر طرف مورد هجوم دسته­ هايي از لشکر قريش قرار گرفت. هر دسته­اي كه به آن حضرت حمله مي­كرد، علي به فرمان آن حضرت به آن طرف حمله­ ور  می­شد و با كشتن چندی از آنان آن دسته را متفرّق مي­ساخت. اين جريان چند بار در اُحد تكرار شد. در برابر اين فداكاري جبرئيل نازل شد و فداكاري علي را نزد پيامبر ستود. رسول خدا (صلی ­الله ­علیه­ و اله) امين وحي را تصديق كرد و فرمود: من از علي، و علي از من است. سپس بارها ندايي در ميدان شنيده شد كه مضمون آن  دو جمله­ ی زير بود: 

«لا سيفَ إِلّا ذوالفَقار، لا فَتي إِلّا علي» شمشيري (در دفاع از اسلام) جز شمشير علي نيست و جوانمردي هم جز علي نيست.

ابن ابي الحديد معتزلي جریان را با شرح بیشتری نقل کرده و می­ گوید: دسته­ هایی که برای کشتن پیامبر هجوم می­ آوردند، دسته­ های پنجاه نفری بودند و علی در حالی که پیاده بود آنها را متفرّق می­ساخت. سپس جریان نزول جبرئیل را نقل کرده و می­ گوید: این مطلب در تاریخ مسلّم است. من در برخی از نسخه­ های کتاب غزوات که نوشته­ ی محمّد بن اسحاق است جریان فرود آمدن جبرئیل را دیده­ ام[۳].

در سخنرانی مشهوری که امیر المؤمنین علی (علیه السلام) برای «بزرگان یهودیان» در محضر گروهی از یاران خود ایراد نمود، به فداکاری خود در اُحُد چنین اشاره فرمود:

«… هنگامی که لشکر قریش به سوی ما حمله آوردند انصارو مهاجرین راه خانه­ ی خود را در پیش گرفتند و من با هفتاد زخم از پیامبر دفاع کردم.» سپس آن حضرت قبای خود را کنار زد و بر مواضع زخم که نشانه­ های آن باقی بود دست کشید.[۴]


[۱] . سيره­ ی ابن هشام، ج۲، ص ۸۳٫

[۲] . شرح نهج البلاغه­ ی ابن ابی الحدید معتزلی، ج۱۵، ص۲۳ و ۲۴٫

سمعت محمد بن مسلمة يقول سمعت أذناي و أبصرت عيناي رسول الله (صلی ­الله ­علیه ­و آله) يقول يوم أحد و قد انكشف الناس إلى الجبل و هو يدعوهم و هم لا يلوون عليه سمعته يقول إلي يا فلان إلي يا فلان أنا رسول الله فما عرج عليه واحد منهما و مضيا فأشار ابن معد إلي أن اسمع فقلت و ما في هذا قال هذه كناية عنهما فقلت و يجوز ألا يكون عنهما لعله عن غيرهما قال ليس في الصحابة من‏يحتشم و يستحيا من ذكره بالفرار و ما شابهه من العيب فيضطر القائل إلى الكناية إلا هما قلت له هذا وهم فقال دعنا من جدلك و منعك ثم حلف أنه ما عنى الواقدي غيرهما و أنه لو كان غيرهما لذكره صريحا و بان في وجهه التنكر من مخالفتي له‏….

[۳] . شرح نهج البلاغه­ ی ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۲۵۱٫

فقال جبرئيل‏ (علیه ­السلام) لرسول الله (صلی­ الله ­علیه ­و آله) يا محمد إن هذه المواساة لقد عجبت الملائكة من مواساة هذا الفتى فقال رسول الله (صلی ­الله ­علیه ­و اله) و ما يمنعه و هو مني و أنا منه فقال جبرائيل (علیه ­السلام) و أنا منكما قال و سمع ذلك اليوم صوت من قبل السماء لا يرى شخص الصارخ به ينادي مرارا

         لا سيف إلا ذو الفقار            و لا فتى إلا علي‏         

فسئل رسول الله (صلی ­الله ­علیه ­و آله) عنه فقال هذا جبرائيل. قلت و قد روى هذا الخبر جماعة من المحدثين و هو من الأخبار المشهورة…».

[۴] . بحارالأنوار، ج۲۰، ص۷۰ و خصال، ج۲، ص۳۸۱ و ارشاد القلوب، ج۲، ص۳۵۷ (همگی از کتب شیعه). فِيمَا عَدَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلامُ) عَلَى رَأْسِ الْيَهُودِ مِنْ مِحَنِهِ عَلَيْهِ­السَّلامُ فِي حَيَاةِ النَّبِيِّ (صلی­ الله­ علیه ­و آله) وَ بَعْدَ فَوْتِهِ أَمَّا الرَّابِعَةُ يَا أَخَا الْيَهُودِ فَإِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ أَقْبَلُوا إِلَيْنَا عَلَى بَكْرَةِ أَبِيهِمْ قَدِ اسْتَحَاشُوا مَنْ يَلِيهِمْ مِنْ قَبَائِلِ الْعَرَبِ وَ قُرَيْشٍ طَالِبِينَ بِثَأْرِ مُشْرِكِي قُرَيْشٍ فِي يَوْمِ بَدْرٍ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ( عَلَيْهِ­السَّلامُ) عَلَى النَّبِيِّ( صلی ­الله ­علیه ­و آله) فَأَنْبَأَهُ بِذَلِكَ فَذَهَبَ النَّبِيُّ صلی­الله­علیه­وآله وَ عَسْكَرَ بِأَصْحَابِهِ فِي سَدِّ أُحُدٍ وَ أَقْبَلَ الْمُشْرِكُونَ إِلَيْنَا فَحَمَلُوا عَلَيْنَا حَمْلَةَ رَجُلٍ وَاحِدٍ وَ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ كَانَ مِمَّنْ بَقِيَ مَا كَانَ مِنَ الْهَزِيمَةِ وَ بَقِيتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی ­الله ­علیه ­و آله) وَ مَضَى الْمُهَاجِرُونَ وَ الأَنْصَارُ إِلَى مَنَازِلِهِمْ مِنَ الْمَدِينَةِ كُلٌّ يَقُولُ قُتِلَ النَّبِيُّ (صلی ­الله ­علیه ­و آله) وَ قُتِلَ أَصْحَابُهُ ثُمَّ ضَرَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وُجُوهَ الْمُشْرِكِينَ وَ قَدْ جُرِحْتُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی­ الله ­علیه ­و آله) نَيِّفاً وَ سَبْعِينَ جَرْحَةً مِنْهَا هَذِهِ وَ هَذِهِ ثُمَّ أَلْقَى رِدَاءَهُ وَ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى جِرَاحَاتِهِ وَ كَانَ مِنِّي فِي ذَلِكَ مَا عَلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ثَوَابُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ الْخَبَر. 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question