بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

 بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از کتاب «شیعه در روایات اهل سنت» نوشته ی «احمد نباتی» مدیر سایت

پیامبر اکرم در لحظات آخر عمر شریف خود دو کار مهم انجام داد که به  آن ها  اشاره می شود:

۱ ـ فرستادن بزرگان مهاجر و انصار به شرکت در لشکر اُسامه

پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) در بیماری رحلت خود، لشکری سامان دادند که در آن بزرگان مهاجر و انصار بودند و همه را تحت فرماندهی جوانی به نام اُسامۀ بن زید قرار دادند. در حقیقت پیامبر می­ خواست شهر از وجود دشمنان علی خالی باشد تا جریان انتقال قدرت و امر خلافت، بدون هیچ مانعی انجام گیرد و بعد از آن که دشمنان علی (علیه السلام) برگشتند، کارها به اتمام رسیده باشد. 

اما این جماعت، از رفتن امتناع ورزیدند یا اگر صبح از مدینه خارج می­ شدند تا شام یا فردا باز می­ گشتند. پیامبر مکرّر می ­فرمود: «إنفَذوا جیشَ اُسامۀ لَعَنَ اللهُ مَن تَخَلَّف عنها» سپاه اُسامه را روانه کنید. خداوند لعنت کند کسی را که از آن سرپیچی کند. اُسامه حرکت کرد، امّا مجدّداً برخی از زنان پیامبر (همچون اُمّ ایمن) خبر آوردند که پیامبر در حال رحلت است. پس اسامه با ابوبکر و عمر و ابوعبیده نزدیک ظهر به خانه­­ ی پیامبر آمدند و در همان حال پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  رحلت فرمود. قضیه­ی سپاه اُسامه از مسلّمات تاریخ است و ابن ابی الحدید هم آن را یاد آور شده است.[۱]                        

۲ ـ قضیّه­ی قلم و دوات

این قضیّه هم از مسلّمات تاریخ است که پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  هنگام رحلت  فرمودند: قلم و دواتی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید.

عمر که می ­دانست پیامبر  (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  چه چیزی می­ خواهد بنویسد، بلافاصله واکنش نشان داد و گفت: «إنَّ الرَّجُلَ لَیَهجُر، حَسبُنا کتابُ الله» این مرد ـ نعوذ بالله ـ هذیان می ­گوید، کتاب خدا برای ما کافی است و نیازی به نوشته ­ی پیامبر نیست! پس میان حاضران اختلاف افتاد. برخی گفتند: چیزی بیاورید تا حضرت بنویسد که پس از او گمراه نشویم، و برخی دیگر گفتند: سخن عمر درست است. وقتی که سخنان بیهوده و اختلاف در میان حاضران بالا گرفت، پیامبر فرمود: بروید و همه بیرون رفتند![۲]                                                                                      

پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  دیگر چیزی نفرمود، چون وقتی در حضور ایشان گفته می­ شود هذیان می­ گوید، پیدا است که در غیاب او سخنش را از درجه ­ی اعتبار ساقط دانسته و به فرض اگر چیزی هم مرقوم می ­فرمودند باز هم آنان قبول نمی­ کردند و می ­گفتند در حال هذیان نوشته شده است.

جای بسی تأسّف است که برخی از اصحاب پیامبر اکرم  (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  با نهایت وقاحت، ایشان را مورد بی ­حرمتی، قرار داده و در آخرین لحظه، جواب زحمات بیست و سه ساله­ ی آن حضرت را با توهین و بی ­احترامی دادند. به راستی این گونه رفتارها را با چه زبانی می­شود توجیه کرد و چگونه می­ توان چنین مصیبتی را باور و تحمّل کرد؟ مصیبتی که وقتی ابن عباس به یاد آن می­ افتد آن قدر گریه می­ کند که قطرات اشک از چشمانش بر روی سنگ ریزه ­ها فرو می­ افتد.[۳]  

آن ها با نهایت تعجب حاضر شدند در محضر پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  به ایشان توهین کنند و آن حضرت را به هذایان گویی متهم کنند. پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  وقتی چنین دیدند دیگر ادامه نداده و بر این امر اصرار نفرمودند. چرا که می ­دانستند اگر ادامه دهند، کسانی که به طمع رسیدن به حکومت و جانشینی او حاضرند رو در روی آن حضرت به او نسبتهای ناروا دهند این آمادگی را هم دارند که در صورت اصرار پیامبر  (صلی ­الله ­علیه ­و آله) ، اصل نبوت ایشان را هم انکار کنند و دوباره مردم را به آیین بت پرستی و شرک روانه کنند.

چرا نام علی (علیه السلام)‌ در قرآن نیامده؟

حال جا دارد این مسأله هم مطرح شود، که اگر نام مبارک علی (علیه السلام) به صراحت در قرآن می­آمد، آیا کسانی که به پیامبر حیّ و حاضر، نسبت هذیان می­دهند؛ آیا کسانی که درمحضر پیامبر صدای خود را بلند می­ کنند؛ این جسارت را به خود نمی­دادند که قسمتی از آیات قرآن را حذف کنند؟

آیا در این صورت شاهد فرقه ­های دیگری در اسلام نبودیم که قائل به قرآنی دیگر باشند؟ یا اصلاً قرآن را به عنوان کتاب آسمانی خود قبول نداشته باشند؟

برخی افراد در حیرت هستند که چگونه توانستند در آن روز، دست شخصی مثل علی (علیه السلام) را که قهرمان خیبر بود و قهرمانانی همچون «مرحب» و «عمر بن عبدود» را از پای در آورده بود، ببندند و آن ظلم ها را در حقّش مرتکب شوند.

در جواب این افراد باید گفت که حضرت از حق خود دفاع کرد، و تا جایی که می­ توانست مردم را به یاد عهدی که رسول خدا (صلی ­الله ­علیه ­و آله)  در مورد ایشان گرفته بود انداخت؛ تا حدّی که فاطمه­ی زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول خدا (صلی ­الله ­علیه ­و آله) به همراه فرزندانش به در خانه­ی یک ­یک انصار و مهاجرین می­رفتند و آن ها را به بیعت با علی دعوت می­کردند. اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که شخصی چون علی، همچون پیامبر اکرم، سعی در حفظ اصل اسلام داشت، و وقتی که دید مقاومت بیش از حدّ منجر به شکسته شدن نهال اسلام می­شود، دست از مقاومت کشید و آن گونه که در جنگ بدر و… جان فشانی کرد از خود مقاومت نشان نداد. 

افرادی بودند که برای رسیدن به مسند خلافت، و مطامع دنیایی خود آماده بودند هر کاری را انجام دهند و به هرگونه ماجراجویی دست بزنند، ـ هر چند که این کارها منجر به ریشه کن شدن دین مبین اسلام شود ـ آن ها با رفتار خود به اثبات رساندند که حتّی به قیمت بی ­احترامی به حریم پیامبر و آتش زدن خانه­ی دختر پیامبر هم که شده، حاضر نیستند کوتاه بیایند؛ اما این علی (علیه السلام) بود که حاضر شد سنگین ­ترین مصیبت ها را تحمل کرده، برای حفظ دین خدا، سکوت اختیار کند؛ لذا خود آن حضرت، فرمود: صبر کردم در حالی که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم؛ یعنی نه می­توانستم این انحرافات بزرگ را ببینم، و نه می­ توانستم آن گونه که باید، اعتراض کنم.    


[۱]. شرح نهج البلاغه­ ی ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۶۱  و  ج۶، ص۵۲٫

[۲] . صحیح مسلم، ج۳، ص۱۲۵۹، ح ۱۶۳۷ و صحیح بخاری، ج۳، ص۱۸۲، ح ۴۴۳۲٫

[۳] . صحیح بخاری، کتاب الجزیه، باب ۶، ح۲ و صحیح مسلم، کتاب الوصیَّۀ، باب۶۰، ح۶ و ح۷٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 2173
  • بازدید دیروز: 4493
  • بازدید سال: 1563385
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی