بسم الله الرحمن الرحیم هم اندیشی دینی . شرح خطبه 222

فَکَأَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنْیَا إِلَى الْآخِرَةِ وَ هُمْ فِیهَا (مثل آن ­که دنیا را به پایان رسانده و در آخرت گام نهاده ­اند. و حال آن­که در دنیا هستند) فَشَاهَدُوا مَا وَرَاءَ ذَلِکَ (پس در نتیجه ماوراء دنیا را مشاهده می ­کنند) فَکَأَنَّمَا اطَّلَعُوا غُیُوبَ أَهْلِ الْبَرْزَخ فِی طُولِ الْإِقَامَةِ فِیهِ (مثل آن­که به غیوب و نادیدنی ­های اهل برزخ اطلاع یافته) وَ حَقَّقَتِ الْقِیَامَةُ عَلَیْهِمْ عِدَاتِهَا (و وعده­ های قیامت برای آن ­ها محقق شده است) فَکَشَفُوا غِطَاءَ ذَلِکَ لِأَهْلِ الدُّنْیَا (پس در نتیجه پرده­ های این حقایق را برای مردم اهل دنیا کنار می ­زنند تا آن­ها هم تماشاگر این حقایق باشند) حَتَّى کَأَنَّهُمْ یَرَوْنَ مَا لَا یَرَى النَّاسُ (تا این ­که انگار می­ بینند آن ­چه را که  مردم معمولی نمی ­بینند) وَ یَسْمَعُونَ مَا لَا یَسْمَعُونَ (و می ­شنوند آن­ چه را که مردم معمولی نمی ­شنوند).

شرح توضیح:

فَکَأَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنْیَا إِلَى الْآخِرَةِ وَ هُمْ فِیهَا: ویژگی مرگ آن است که به صورت قهری و اجباری انسان را از دنیا جدا کرده و امیدش را از اسباب دنیوی دنیا قطع می­کند. در این میان تفاوتی هم میان مؤمن و غیر مؤمن نیست. این قطع نوع رابطه برای کسی به عنوان کمال محسوب نمی­ شود. کمال انسان وقتی است که به صورت اختیاری از دنیا قطع علاقه کرده و دل از آن برکند. در حدیث مشهوری چنین آمده: «موتوا قبل ان تموتوا». بمیرید قبل از آن­که شما را بمیرانند. ویژگی مرگ آن است که انسان را از دنیا جدا می ­کند. منظور حدیث چنین است که قبل از آن­که به اجبار از دنیا جدا شوید و هیچ اجری نبرید، خودتان از دنیا و علایق آن جدا شده و به کمال انسانی خود دست یابید. اهل ذکر که از توجه به دنیا و علایق آن جدا شده ­اند، به جای دنیا بینی، آخرت بینی را پیشه­ ی خود کرده­ و ماورای دنیا را مشاهده می ­کنند.

فَکَأَنَّمَا اطَّلَعُوا غُیُوبَ أَهْلِ الْبَرْزَخ: هنگام جان دادن حقایق زیادی برای انسان کشف شده و  خود را در عالم دیگری می ­بیند. اهل ذکر به برکت یاد خدا به چنان بصیرتی دست یافته ­اند که نا دیدنی ­های اهل برزخ برای مردم دنیا را می ­بینند و بر آن­ ها مطلع هستند.

فَکَشَفُوا غِطَاءَ ذَلِکَ لِأَهْلِ الدُّنْیَا: اهل ذکر ضمن این­که با دیدن این نادنی ­ها شور و اشتیاق بیشتری در بندگی پیدا کرده و از شیطان و هوای نفس دوری می­ کنند، در تلاشند تا این حقایق را به مردم هم منتقل کنند و آن ­ها را هم از این خوان پر برکت بهره ­مند سازند. روی همین  اساس، مجالست با آن ­ها برکات فراوانی دارد و سخن گفتن با آن ­ها انسان را از دنیا برکنده و  به عالم غیب و معنا متصل می­ سازد.  

……………………………………………………

فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ لِعَقْلِکَ (اگرآن ­ها در ذهن خود تصور کنی) فِی مَقَاوِمِهِمُ الْمَحْمُودَةِ (در مقام­ های پسندیده­ ی آن ­ها) وَ مَجَالِسِهِمُ الْمَشْهُودَةِ (و مجالسی که مشهود ملائکه­ ی مقرّبین است) وَ قَدْ نَشَرُوا دَوَاوِینَ أَعْمَالِهِمْ (در حالی که دیوان ­های اعمال خود را گسترش داده­ اند) وَ فَرَغُوا لِمُحَاسَبَةِ أَنْفُسِهِمْ (و خود را برای محاسبه ­ی نفس فارغ کرده ­اند) عَلَى کُلِّ صَغِیرَةٍ وَ کَبِیرَةٍ أُمِرُوا بِهَا (بر هر کوچک و بزرگی که به آن امر شده­) فَقَصَّرُوا عَنْهَا (اما از انجام آن باز مانده­ اند) أوْ نُهُوا عَنْهَا فَفَرَّطُوا فیهَا (یا هر کوچک و بزرگی که از آن نهی شده ­اند و در ترک آن کوتاهی کرده ­اند) وَ حَمَّلُوا ثِقَلَ أوْزَاِرِهمْ ظُهُورَهُمْ (سنگینی بارهای خود را بر پشت خود حمل کرده­) فَضَعُفُوا عَنِ الِاسْتِقْلَالِ بِهَا (و خود را از حمل آن ضعیف و ناتوان دیده ­اند.) فَنَشَجُوا نَشِیجاً (پس بنابراین با صدای بلند ناله و گریه سرداد ه­اند آن هم چه گریستنی!) وَ تَجَاوَبُوا نَحِیباً (در همین حال ناله و غصه و با گریه ­ی شدید به یکدیگر جواب می ­دهند) یَعِجُّونَ إِلَى رَبِّهِمْ مِنْ مَقَامِ نَدَمٍ وَ اعْتِرَافٍ (در جایگاه اعتراف به گناه و پشیمانی، به درگاه الهی صدا به ناله­ و تضرع بلند می ­کنند.)

شرح و توضیح:

مَقَاوِمِهِمُ الْمَحْمُودَةِ: مقامات عبودیت و تذللی که خدای متعال آن ­ها را به خاطر قیام به این  حالات ستوده است.

مَجَالِسِهِمُ الْمَشْهُودَةِ: منظور از مشاهد مشهوده، مجالس عبادت آن­ هاست که مشهود فرشتگان مقرب درگاه الهی است. خداوند متعال در رابطه با نماز صبح می ­فرماید: «وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً».[۱] مفسرین در این رابطه می­ فرمایند نماز صبح که از آن به قرآن فجر یاده شده مشهود دو گروه از ملائکه یعنی ملائکه ­ی روز و شب است. پر واضح است که در این شهود اثر خاصی مترتب است و آن مضاعف شدن ثواب آن نماز نسبت به نمازهای دیگر است. 

وَ قَدْ نَشَرُوا دَوَاوِینَ أَعْمَالِهِمْ: منظور از این جمله که دیوان اعمال خود را جلو روی خود باز کرده­ اند کنایه ­ای است از محاسبه­ ی اعمال و توجه به عاقبت رفتارشان. برخی از مردم به جای آن­که متوجه عیوب خود بوده و در صدد اصلاح آن بر آیند، متمرکز در عیوب دیگران می ­شوند و سعی دارند ذره ­بین ریزبینی را متمرکز در اشتباهات رفتاری دیگران کنند. چنین افرادی مدام مشغول نقد جامعه و مردم هستند بدون آن­که درنگی هم در رفتار خود داشته باشند. 

  امام محمد باقر (علیه ­السلام) می ­فرماید: کسی که به عیوب خود نگاه کند، از توجه به عیوب دیگران باز می­ ماند. مَنْ نَظَرَ فِی عَیْبِ نَفْسِهِ اشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیْرِهِ وَ مَنْ نَظَرَ فِی عُیُوبِ النَّاسِ ثُمَّ رَضِیَهَا لِنَفْسِهِ فَذَلِکَ الْأحْمَقُ بِعَیْنِهِ.[۲]

امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) هم می ­فرماید: ای مردم! خوشا به حال کسی که توجه به عیب خود، او را از توجه به عیوب دیگران غافل کند. یَا أَیُّهَا النَّاسُ طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ النَّاسِ.[۳]  

وَ حَمَّلُوا ثِقَلَ أوْزَاِرِهمْ ظُهُورَهُمْ . . . : یکی از ویژگی ­های اهل ذکر نگاه واقع بینانه به اعمال و رفتار خود است. آن­ها همواره در درگاه الهی خود را مقصر و گنه کار می ­بینند. علت این نگرش آن است که از یک طرف آگاه به مقام خدای متعال و ارزش نعمت ­های او هستند و از طرف دیگر برای عبادات و طاعات خود هم ارزشی قائل نیستند. آن ­ها می ­بینند که هر عبادتی انجام دهند باز هم نتوانسته ­اند حق عبادت خداوند را به جای آورند و هر مقدار هم شکر گذاری کنند، باز در تشکر از او کوتاهی کرده ­اند. روی همین حساب است که همواره خود را گنه­کار می­بینند و از این گناه به درگاه الهی استغفار می ­کنند.  

در این میان عده ­ای که مقام خدا و نعمت­ های او را کوچک به شمار می ­آورند؛ مبتلا به خود بینی و توهم شده و گمان می ­کنند با اندک عبادتی که دارند منتی هم بر گردن خدا پیدا کرده­اند! وقتی با این افراد معاشرت می­شود به وضوع می ­بینیم که به راحتی گناه می­ کنند و در عین حال خود را از بندگان صالح و پاک الهی می ­دانند! چنین افرادی اگر در زندگی دنیا از این توهم بیرون نیایند، دست نامرئی مرگ آن­ ها را با واقعیت درونی ­شان آشنا می­ سازد و زمانی به واقعیت دورنی خود پی ­میبرند که کار از کار گذشته است.   

وَ تَجَاوَبُوا نَحِیباً: وقتی اهل مصیبت به یکدیگر می­ رسند مصیبت­های خود را تازه می­ بینند و شروع به گریه و زاری می ­کنند. اهل ذکر هم وقتی مؤمنین واقعی را می ­بینند آن ­ها هم شریک غمهای خود می ­بینند. لذا اشک ماتم در چشمانشان جمع می ­شود و در این گریه­ ی مقدّس با یکدیگر همراهی می ­کنند.  

……………………………………………………

لَرَأیْتَ أَعْلَامَ هُدًى (خواهی دید که نشانه ­های هدایتی بوده) وَ مَصَابِیحَ دُجًى (و چراغ­ های تاریکی­ می­ باشند) قَدْ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلَائِکَةُ (ملائکه ­ی رحمت الهی اطراف آن ­ها را احاطه کرده) وَ تَنَزَّلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکِینَةُ (و آرامش و سکون بر آن­ ها نازل می ­شود) وَ فُتِحَتْ لَهُمْ أبْوَابُ السَّمَاءِ (درهای آسمان به روی آن­ ها باز شده) وَ أُعِدَّتْ لَهُمْ مَقَاعِدُ الْکَرَامَاتِ (و برای آن ­ها مقام ­ها و جایگاه ­های کرامت آماده شده است) فِی مَقْعَدٍ اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فِیهِ (در جایگاهی که در آن­ جا خداوند بر آن­ها مطلع است) فَرَضِیَ سَعْیَهُمْ (از سعی آن ­ها در اعمال صالحه خشنود و راضی است) وَ حَمِدَ مَقَامَهُمْ (و مقام آن ­ها را ستایش می­ کند.).

شرح و توضیح:

لَرَأیْتَ أعْلَامَ هُدًى وَ مَصَابِیحَ دُجًى: این جمله جواب «لو» در (فَلَوْ مَثَّلْتَهُمْ لِعَقْلِکَ…) است. یعنی اگر اهل ذکر را در ذهن خود تصور کنی و حالات مختلفه ­ی آن­ ها را در نظر بگیری، خواهی دید که علم­ های هدایت و چراغ­ های تاریکی­ هستند.

قَدْ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلَائِکَةُ وَ تَنَزَّلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکِینَةُ: خداوند متعال در قرآن کریم می ­فرماید: «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُونَ».[۴] به یقین کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند که: «نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده شده است!  

منظور از این­که می­ گویند پروردگار ما خدای یگانه است صرف قول نیست. منظور این است که آن ها با قولشان اعتقاد درونی خود را مطرح می ­کنند. از طرفی کسانی که با تمام وجود خداوند را به پروردگاری قبول دارند و سعی دارند مطابق رضای او زندگی کنند از ناحیه­ ی افراد نادانو از خدا بی­ خبر سختی­ ها، آزارها و زخم زبان ­هایی را دریافت می ­کنند. از طرفی دنیا مملوّ از مظاهر فریبنده و در عین حال گناه آلودی است که انسان را از مسیر رضای الهی خارج می ­سازند. همه ­ی این امور ممکن است باعث شود تا مؤمن دچار تزلزل شده و از راه هدایت خارج شود. لذا می­ طلبد که استقامت ورزیده و با تحمل این مشکلات بزرگ دین و ایمان خود را حفظ کند. وقتی مؤمن از این امتحان بزرگ با موفقیت بیرون آمد، خداوند هم او را مشمول الطاف ویژه­ ی خود قرار داده و با نازل کردن ملائکه­ ی رحمت خود آرامش و سکون را به او هدیه خواهد کرد. پیام این ملائکه آن است که خوف و حزن نداشته باشید. به عبارت دیگر این ملائکه­ ی الهی خوف و حزن را از دل او می ­زدایند و آرامش و سکون را به وی هدیه می­کنند. همچنین با بشارت بهشت به آنان شوق بهشت و نعمت ­های الهی را در وجود او افزون می­کنند. همین شوق هم موجب می ­شود تا مؤمن در برابر مشکلات و سختی ­های روزگار تحمل بیشتری داشته و اشتیاق بیشتری برای بندگی خداوند پیدا کنند.  

وَ أُعِدَّتْ لَهُمْ مَقَاعِدُ الْکَرَامَات: منظور از نشیمن گاه­ های کرامت، اعطای کرامت نفس و جایگاه کریمانه به آن ­هاست. در روایت­ ها اثرات خاصی برای کرامت نفس مطرح شده که برخی از آن­ ها ذکر می­گردند:

 قَالَ امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ لَمْ یُهِنْهَا بِالْمَعْصِیَةِ.[۵] کسی که کرامت نفس پیدا کرد، با گناه و معصیت خود کرامت خود را از بین نمی ­برد.

قَالَ امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهَوَاتُهُ. [۶] کسی که کرامت نفس پیدا کرد، شهوات و خواسته ­های نفسانی بر او آسان شده و به راحتی به آن­ها پشت می­ کند.

قَالَ امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیَا.[۷] کسی که کرامت نفس پیدا کرد، دنیا بر او آسان می ­شود. یعنی دنیا را کوچک ­تر از آن می ­بیند که بخواهد دل­ بسته و آلوده ­ی به آن شود.

آیت الله جوادی آملی در رابطه با معنای «کرامت» می ­فرمایند: استادم علامه طباطبایی (رضوان ­الله ­علیه) کرارا در جلسه­ ی درس می­فرمود: «کرامت» معادل دقیق فارسی ندارد و برای بیان آن از چند لفظ باید استفاده کرد. آن گاه می­ فرمودند: اگر انسان به مقامی برسد که در برابر خدا عبودیت محض پیدا کند و حاضر نباشد در مقابل غیر خدا سر بر زمین بساید می ­توان گفت: به مقام کرامت رسیده است.

بنابراین: انسان هر چه به عبودیت محض نزدیک ­تر شود، به همان مقدار از هوان و حقارت رهایی پیدا می ­کند و به کرامت می ­رسد. اگر به حد نهایی عبودیت رسید، کاملا از هوان و حقارت می ­رهد و این همان کرامت مطلق است و اگر بهره ­ای از عبودیت از خدا نداشته باشد، حقیر مطلق است و حظّی از کرامت نمی ­برد. (ادب فنای مقربان ج۱، ص۲۰۳و ۲۰۴)

ریشه­ ی کرامت و بزرگواری دوری از دنیا و آشنایی با خدای تعالی است. هر قدر که به خدا نزدیک شدیم دنیا و آنچه در دنیاست برای ما کوچک و کوچک­تر می ­شود. تا جایی که دیگر اهمیتی برای دنیا قائل نیستیم.

به عنوان مثال ما یک ریال را راحت انفاق می­کنیم، اما یک صد میلیون تومان را نه! علتش این است که به ریال را اندک می ­دانیم؛ ولی یک صد میلیون توان را زیاد!  

اما کسی که با خدا ارتباط پیدا می­کند تمام ما سوی الله برای او کوچک خواهد شد. و در این تفاوتی میان یک ریال و یکصد میلیون تومان قائل نیستیم چون همه غیر خداست و غیر خدا هم هر چه باشد کوچک است.  

لذا سرچشمه ­ی صاحب کرامت شدن آشنایی با خداوند است.

امیرالمؤمنین (علیه­ السلام) در نهج البلاغه و در خطبه ­ی متقین می ­فرمایند: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِم». خالق در چشمان آن ­ها بزرگ است پس در نتیجه غیر خدا برای آن­ ها کوچک است.

پست­ ترین مردم دنیا کسانی هستند که دنیا جلو چشمشان بسیار بزرگ است و خدا در نزدشان بسیار کوچک. به همین دلیل است که می ­بینیم صهیونیست ­ها تا این اندازه ظلم و ستم می ­کنند.

کریم ­ترین مردم دنیا هم کسانی هستند که خدا جلو چشمشان بسیار بزرگ است و غیر خدا جلو چشمشان بسیار کوچک. روی همین اساس است اگر تمام دنیا را به اولیای خدا بدهند حاضر نیستند از روی ظلم و ستم پر کاهی را از دهان مورچه ­ای بگیرند.   

فِی مَقْعَدٍ اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فِیهِ فَرَضِیَ سَعْیَهُمْ وَ حَمِدَ مَقَامَهُم: منظور از اطلاع خداوند از جایگاه آن­ ها کنایه ­ای است بر این که خداوند راضی به نشیمن­ گاه آن ­ها بوده و مقامشان مورد تأیید اوست. لذا بعد از آن فرمود: خداوند از جدیت آن­ها در عبادت راضی و خشنود است. و با انواع تکریم­ ها مقام آن ­ها را ستایش می ­کند.

منظور از مقام، مقام عبودیت است. چنین مقامی از مقام عبادت فراتر است.

خداوند متعال در توصیف جایگاه متقین در بهشت می ­فرماید: «إِنَّ المُْتَّقِینَ فىِ جَنَّاتٍ وَ نهََرٍ * فىِ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرِ».[۸] یقیناً پرهیزگاران در باغ­ ها و نهرهاى بهشتى جاى دارند * در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر!


[۱] . سوره­ ی اسراء، آیه ­ی۷۸٫

[۲] . وسائل‏الشیعة، جلد۱۵، صفحه ­ی۲۹۱٫

[۳] . مستدرک‏الوسائل، جلد۱، صفحه ­ی۱۱۶٫

[۴] . سوره­ی مباره­ی فصلت، آیه­ی۳۰٫

[۵] . مستدرک‏الوسائل، جلد۱۱، صفحه ­ی۳۳۹٫

[۶] . نهج‏البلاغة، قصار۴۴۹٫ 

[۷] . بحارالأنوار، جلد۷۵، صفحه ­ی۱۳۵٫ 

[۸] . سوره ­ی مبارکه­ ی قمر، آیات ۵۴ و ۵۵٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

1 پاسخ به شرح خطبه ۲۲۲ نهج البلاغه (۴)‌

  • ناشناس

    ممنون.اجرکم الله

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی