بسم الله الرحمن الرحیم

معاویه با در آمیختن فرهنگ اموی خود با فرهنگ روم، ارزش­ های جامعه را به سوی دنیاپرستی و دوری از معنویت سوق داد. مردم به معاویه به چشم حاکم اسلامی می­ نگریستند. او کسی است که در نظر مردم ارزش ­های نبوی را به نمایش می ­گذارد و به دنبال اجرای ره ­آوردهای اسلام و عمل سیره ­ی پیامبر اکرم (صلی ­الله­ علیه ­و آله) است. معاویه هم در برابر نگاه ­های کنجکاو مردم، به جای آن­که تقوی و خدا محوری اسلام را به نمایش بگذارد. کاخ سبز خود را به رخ مردم کشید. پیام اصلی این کار آن بود که میزان ارزش ­گذاری در اسلام به زهد و تقوی و انسانیت نیست؛ بلکه میزان و معیار ارزش­گذاری در اسلام در مال و ثروت و شکوه دنیایی است!هم اندیشی دینی . درسهایی از کربلا .

ای کاش معاویه از همان ابتدا به صورت علنی منکر اسلام می­شد و راه خود را از راه اسلام جدا می­کرد! در این صورت رفتارها و انحراف ­های او به پای اسلام نوشته نمی ­شد، اما معاویه اسلام را دستاویز خود قرار داد تا عصاره ­ی معنوی آن را بیرون بکشد و تفکر اومانیستی و دنیا دوستی را به آن تزریق نماید. او در واقع جامعه را از ایمان تهی کرد و فرهنگ دنیاگرایی را با نام اسلام بر مردم تحمیل نمود. تمام حقیقت دین، برقراری ارتباط انسان با عالم ملکوت است، و معاویه با حیله و تزویر خود مسیر اصلی شریعت محمدی را از حقیقت خود منحرف، و آن را به سوی تفکر اومانیستی روم سوق داد.

اگر می ­بینیم در صحرای کربلا با نام دین در برابر امام حسین (علیه­السلام) می ­ایستند و دینداری امام بر حق را مورد تردید قرار می ­دهند. اگر می ­بینیم که برای کشتن اولیای خداوند نام خدای متعال را بر زبان جاری می ­سازند و به زعم خود تقرب الی الله پیدا می ­کنند، و اگر می­ بینیم که دلیل همه ­ی ظلم­ های خود به اباعبد الله الحسین و خانواده ­اش را بغض امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) ـ که مظهر حق و تجلّی اسلام راستین است ـ بیان می­ کنند، همه و همه نتیجه ­ی وارونه کردن پوستین دین و جداسازی عصاره­ ی اصلی دین از پیکره­ی دین می ­باشد.  

کسانی که در مقابل نماز، سخن از ـ به اصطلاح ـ قلب پاک به میان می ­آورند! کسانی که یک روز در مجلس عزاداری هستند و روز دیگر در مجلس رقص و آواز! و آن­گاه در عقیده ­ی خود هر چیزی را به جای خود نیکو می ­دانند! کسانی که دنیا در چشمشان بزرگ است و آخرت در نگاهشان کوچک! کسانی که اهل دنیا را تکریم می­کنند، و اهل عقبی را تحقیر! همه و همه دنباله ­رو فرهنگ معاویه هستند. تنها دوای این دردها هم شستشو دادن جسم و جان خود با رایحه ­ی خوش حکمت حسینی است؛ لذا برای کنار گذاشتن رذایل اخلاقی و اعتقادی باید دل به حکمت حسینی بسپاریم و چشمانمان را به یاد کربلا شستشو دهیم.

امام حسین (علیه ­السلام) قیام کرد تا این نظام ارزشی و دروغین معاویه را رسوا سازد و انسان را از اسارت زمین و زیورهای دنیوی نجات دهد. آن حضرت قیام کرد تا راه فراموش شده ­ی آسمان را به مردم نشان دهد، راهی که در آن، ارزش واقعی خود را در پشت کردن به تعلّقات دنیوی و رسیدن به قلّه­ های معنویت و انسانیت ببینند. اصولا در مقام بصیرت عظمای امام حسین (علیه­ السلام) دو شاخصه به چشم می­ خورد: اولّین شاخصه آن است که در نزد ایشان تنها کسی که بزرگ است خدای سبحان است و دومین شاخصه هم این است که در نزد ایشان یزیدیان و معاویه­ صفتان بسیار کوچک و حقیر هستند. از کوچکی آن ­ها همین بس که عزّت خود را در کاخ­ ها و مظاهر دنیوی می ­دانند! زمین زیر پای انسان است و آسمان بالای سر او؛ امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) می­فرماید: «قِیمَةُ کُلِ‏ امْرِئٍ‏ مَا یُحْسِنُه؛ ارزش واقعی هر کس به اندازه­ ی چیزی است که برای آن ارزش قائل است». کسی که شیفته­ ی دنیا شود ارزشش به اندازه ­ی همان دنیا خواهد بود، و کسی که عاشق خدا و عالم ملکوت شود، به چنان قیمتی دست پیدا می­کند که جز خداوند، کسی ارزش واقعی او را نمی ­داند. کسی که معشوقش را دنیا قرار دهد، خود را به حقارت کشانده و کسی که معشوقش را در آسمان ­ها جستجو کند، به عزت و سربلندی دست می ­یابد. در قرآن کریم آمده است که: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زینَةً لَها؛ ما آن­چه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم».[۱] همه ­ی چیزهایی که روی زمین هستند، تنها زینت زمین است، نه زینت انسان! مقام انسان بالاتر از آن است که دنیا بتواند زینت و مایه ­ی افتخار او باشد. زینت انسان تنها در ارتباط با عالم معنا و خلوت با خدای یکتا است.  

یزیدیان و معاویه صفتان کوچ هستند، چون ارزش خود را در دنیا می ­دانند، و حسینیان بزرگ و عزیز هستند، چون دل از دنیا برکندند و با عالم ملکوت پیوند خوردند.

اشاره:

وجود مقدس علی (علیه ­السلام) بهترین ملاک برای ارزیابی دین صحیح از دین ناصحیح است. روی همین اساس است که پیامبر اکرم (صلی ­الله­ علیه ­و آله) فرمود: «عَلِیٌ‏ مَعَ‏ الْحَقِ‏ وَ الْحَقُّ مَعَه». معاویه که سعی در وارونه جلوه دادن اسلام دارد، تمام تلاش خود را به کار بست تا چهره­ ی علی (علیه ­السلام) را وارونه جلوه دهد و او را از چشم مردم بیندازد. در کتاب شریف الغدیر چنین آمده: معاویه به «سمرۀ بن جندب» یکصد هزار درهم بخشید، تا روایتی را علیه علی (علیه ­السلام) جعل کند. معاویه می ­خواست: آیه ­ی «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضى از مردم، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى ‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»[۲] ـ که در به تصریخ شیعه و سنی در لیلۀ المبیت در حق علی (علیه ­السلام) نازل شده بود، ـ به نام «ابن ملجم مرادی» کند و در مقابل شهادت دهد که این آیه در حق علی (علیه ­السلام) نازل شد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما فی‏ قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصام‏؛ و از مردم، کسانى هستند که گفتار آنان، در زندگى دنیا مایه اعجاب تو مى‏شود (در ظاهر، اظهار محبّت شدید مى‏ کنند) و خدا را بر آن­چه در دل دارند گواه مى‏گیرند. (این در حالى است که) آنان، سرسخت ‏ترین دشمنانند.»[۳] ‏سمرۀ بن جندب که این کار را دروغ بزرگی می­دانست، از انجام آن امتناع ورزید، تا این­که بالأخره آخرت خود را در مقابل چهارصد هزار درهم فروخت و این عمل ننگین را انجام داد![۴]

معاویه در آخر خطبه­ی خود می­ گفت: «اللهم إنَّ اباتراب ألحد فی دینک، و صدّ عن سبیلک، فالعنه لعنا وبیلا؛!!! خداوندا ! علی دینت را به الحاد کشانده و راه تو را مسدود کرده، پس …!!!». آن­ گاه به همه­ دستور داد تا در منبرهای خود امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) را این­گونه لعن کنند. قوی از بی امیه نزد معاویه رفتند و به او گفتند: تو در مورد علی به آرزوی خود رسیدی؛ چرا دست این مرد بر نمی ­داری؟!  معاویه گفت: به خدا قسم این کار را ترک نمی­ کنم تا آن­که بچه­ ها با بغض او بزرگ شوند و بزرگ ­ترها با کینه­ ی او به پیری برسند و (در آینده) هیچ کس فضیلتی از او به یاد نداشته باشد.


[۱] . سوره­ ی کهف، آیه­ ی۱۸٫

[۲] . سوره ­ی بقره، آیه­ ی ۲۰۷٫

[۳] . سوره ­ی بقره، آیه­ ی۲۰۴٫

[۴] . الغدیر، جلد۲، صفحه­ ی۱۰۱

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی