بسم الله الرحمن الرحیم 

قیامت دارای اسماء زیادی است که بعضی از آن­ ها را نام می­ بریم، اما قبل از نام بردن آن­ ها توجه به دو نکته ضروری است:

  1. مراد از «یوم» در بیشتر استعمال­ های قرآنی آن، جهان آخرت است و به معنای روز در مقابل شب یا در برابر ماه و سال نیست؛ همچنین به معنای مجموع روز و شب هم نیست، بلکه به معنای «ظهور» است.
  2. بنابر این که روز در آیات مربوط به قیامت به معنای «ظهور» است، باید معلوم شود که در قیامت ظهور چه چیزی مراد است. به عنوان نمونه از آیات زیادی که قیامت را به «یوم الدّین» معرّفی کرده، بر می­ آید که قیامت روز ظهور دین است. البته از آن­ جا که دین معانی و مصادیق فراوانی از جمله «جزا» دارد، از قیامت تعبیر به جزا هم شده است، ولی جزا تنها بخشی از دین است و در قیامت دین با همه­ی ابعادش ظهور می­ کند.

در آغاز آفرینش که از خدای واحد امور کثیر صادر می­ شود، سخن از «یومین؛ دو روز»[۱] و «ستّه ایّام؛ هفت روز»[۲] است، اما در قیامت که همه ­ی کثرت­ ها به وحدت باز می­ گردد و توحید برای همگان نمایان گشته و معلوم می­ گردد که تنها یک واحد است که عالم را اداره می­ کند، تنها سخن از «یوم» به میان می ­آید.[۳]    

نام­ های قیامت:    

۱ـ یومُ الآزفۀ: روز نزدیک. قرآن کریم قیامت را روز نزدیک دانسته تا کسی نگوید به قیامت مدت زیادی مانده. «وَ أنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ کاظِمینَ؛ و آنان را از روز نزدیک بترسان. روزی که از شدّت وحشت قلب­ ها به گلوگاه می­ رسد».[۴] در سوره­ ی انبیاء آمده است که مردم به فکر حساب و قیامت نیستند و از آن غافلند؛ ولی حساب به آنان نزدیک شده است، اما از قیامت روی گردانند: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فی‏ غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ».[۵]

۲ـ یومُ القیامۀ: راز نام­ گذاری آن روز به قیامت که از مشهورترین نام­ ها است و در قرآن سوره ­ای به این نام اختصاص یافته، این است که مردم در این روز دفعتاً قیام خواهند کرد و در پیشگاه پروردگار خود قرار خواهند گرفت: «یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمینَ».[۶]

۳ـ یومُ الآخِر: جهان دیگر را آخرت و «یوم الآخر» گویند؛ زیرا در مقابل دنیا و در برابر خاستگاه اوّل است و یا دیدی عمیق­ تر م ی­توان گفت: آخرت تتمه­ ی این دنیا است. از این رو از آن به «عُقبی الدّار» یاد شده است، مانند: «وَ سَیَعْلَمُ الْکُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّار؛ کافران به زودی خواهند دانست که سرای دیگر از آن کیست».[۷]

۴ـ یومُ الحق: روز حق روزی است که در آن حق مطلق ظهور می­ کند و جایی برای باطل نیست و در آن روز به هر اختلافی پایان داده می­ شود: «ذلِکَ الْیَوْمُ الْحَقُّ».[۸] در آن روز  نیرنگ و ریا رنگ می­ بازد، بی عدالتی و ستم نابود و کژی­ها راست می­ شود و هر کس به حق خود خواهد رسید.

۵ـ یومُ الساعۀ: ساعت از نام­ های قیامت می ­باشد و گاهی با کلمه­ ی «یوم» همراه است: «وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُون‏؛ و روزى که قیامت بر پا شود، آن روز [مردم‏] پراکنده مى‏ شوند».[۹]ساعت پاره ­ای از زمان است و از قیامت تعبیر به ساعت می­ شود، چون حساب واقع در آن همچون ساعت دنیا زود گذر است.

۶ـ یومُ الوعید: قیامت روز تحقق وعید به بیم و عذاب الهی است: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ ذلِکَ یَوْمُ الْوَعیدِ؛ و در صور دمیده شود، این روز [تحقّق‏] وعده­ ی کیفر است».[۱۰]

۷ـ یومٌ عظیم: عظمت آن روز در برابر رخدادهای عظیمی است که در آن واقع  می­شود: «قُلْ إِنِّی أخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظیم‏؛ بگو: به راستى من اگر از پروردگارم نافرمانى کنم از عذاب روز بزرگ مى‏ ترسم‏».[۱۱]

۸ـ یومٌ کبیر: در قرآن کریم آمده است: «فَإِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ کَبیر؛ همانا من از عذاب بزرگ بر شما می­ ترسم».[۱۲]

۹ـ یومُ الدین: روز ظهور همه­ ی ابعاد دین. «وَ قالُوا یا وَیْلَنا هذا یَوْمُ الدِّین؛‏ و گویند: واى بر ما، این روز جزاست». [۱۳]‏ در روز قیامت حقیقت دین برای همگان آشکار می­ گردد و دیدن جزا و پاداش اعمال هم گوشه­ ای از حقیقت دین است: «وَ إِنَّ الدِّینَ لَواقِع‏».[۱۴] دین به معنای جزای مطلق است و شامل جزای دنیا و آخرت خواهد شد. ائمه­ ی معصومین (علیهم­ السلام) وقتی ژرفای مالکیت خداوند بر دنیا و آخرت و فرمانروایی مطلق او را مدّ نظر می­ گرفتند، تا سر حدّ مرگ می­ رسیدند. چنان که زُهَری نقل می­کند: امام زین العابدین (علیه­ السلام) وقتی «مالک یوم الدین» را قرائت می ­فرمود، آن را تا حدّی تکرار می­ کرد که [از شدّت  خوف] در شرف مرگ قرار می­ گرفت».[۱۵]   

۱۰ـ یومُ القارعۀ: با رسیدن این روز، هستی در هم کوبیده شده، کوه­ ها متلاشی می­ گردد و مردم چون مورد و ملخ به هر سو پراکنده می­ شوند.   

۱۱ـ یومُ الخروج: روزی که مردگان سر از قبر بیرون می­ آورند: «یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِکَ یَوْمُ الْخُرُوج‏؛ روزى که صیحه­ ی رستاخیز را به حق می­ شنوند، آن روز روز  خروج است».[۱۶]

۱۲ـ یومُ السّاهِرَه:  آن روز، روز بیداری است. در آن روز بر اثر شدّت خوف و ترس از گزندگان و درندگان یا از شدّت حرارت و … خواب از انسان برداشته می­ شود: «فَإِنَّما هِیَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ * فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَة».[۱۷] قیامت با یک صیحه به وقوع می­ پیوندد و ناگهان همگی به پاخیزند و بر عرصه­ ی محشر هشیار و بیدار حاضر گردند. خلاصه آن­که، سرزمینی که سَهَر و بیداری در آن حاکم است و خواب در آن راه ندارد، «ساهرۀ» گویند. در عرصه­ ی قیامت طبق علل وعوامل فراوانی مجالی برای خواب نیست.

۱۳ـ یوم الفاقره: آن روز، را روز کمر شکن گویند؛ زیرا در آن حوادث کمرشکن رخ می ­دهد. حوادثی که قدرت قیام را از انسان می­ ستاند: «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ * وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ؛ در آن روز صورت­ هایى شاداب و مسرور است * و به پروردگارش مى‏ نگرد! * و در آن روز صورت ­هایى عبوس و در هم کشیده است * زیرا مى‏داند عذابى در پیش دارد که کمرش را در هم مى‏ شکند!».[۱۸]

توجه: به فقیر از آن جهت فقیر می­گویند که فقدان مال کمرش را شکسته و قدرت ایستادگی در برابر رخدادهای تلخ را ندارد.  

۱۴ـ یومُ التَّناد: آن روز، روز فریاد است. این نام ­گذاری به جهت مختلفی است: یا بدان جهت است که دوزخیان بهشتیان را صدا می­ زنند: «وَ نادى‏ أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أنْ أفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْکافِرینَ؛ و دوزخیان، بهشتیان را صدا مى ‏زنند که: (محبّت کنید) و مقدارى آب، یا از آ نچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشید! آن­ ها (در پاسخ) مى‏ گویند: خداوند این­ ها را بر کافران حرام کرده است!».[۱۹] یا بدان جهت است که در آن روز مردم یکدیگر را صدا زده و به هم پناه می­ برند. یا این­که در محشر آوازها بلند می­ شود: «ألا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ».[۲۰] یا این­که مؤمنان وقتی نامه­ ی اعمال خویش را می­ بینند گویند: «هاؤُمُ اقْرَؤُا کِتابِیَهْ؛ (اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید!».[۲۱]

۱۵ـ یوم العسیر: آن روز، روزی است که کار برای گناه  کاران  بسیار مشکل می ­افتد: «وَ کانَ یَوْماً عَلَى الْکافِرینَ عَسیرا؛ و آن روز، روز سختى براى کافران خواهد بود!».[۲۲]

۱۶ـ یوم الجمع: روزی که پیشینیان و پسینیان در آن گرد آیند: «قُلْ إِنَّ الْأَوَّلینَ وَ الْآخِرینَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلى‏ میقاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ؛ بگو: «اوّلین و آخرین * همگى در موعد روز معیّنى گردآورى مى‏ شوند».[۲۳]

۱۷ـ یوم الحساب: هر چند که خداوند همیشه «حَسیب» است، اما این نام در قیامت به ظهور کامل می ­رسد: «لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ؛ برای آنان عذاب شدیدی است، زیرا روز حساب را فراموش کردند!».[۲۴]

۱۸ـ یوم الفصل: قیامت روز جدایی است. انسان­ ها در دنیا همه با هم و ـ به ظاهر ـ در یک شکل و قیافه زندگی می­ کنند، اما در قیامت بدان از نیکان جدا می ­شوند: «إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ میقاتُهُمْ أَجْمَعین‏».[۲۵] یا این­که در آن روز خصومت­ ها فیصله می­ یابند و گناه  کاران جدا می­ شوند: «وَ امْتازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ».[۲۶]

۱۹ـ یوم التغابن: در آن روز  معلوم می­شود که چه کسانی در تجارت خود دچار غَبن، زیان و خسران گشته ­اند: «یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ التَّغابُنِ؛ این در زمانى خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [روز رستاخیز] گردآورى مى‏ کند آن روز، روز تغابن است‏».[۲۷]

۲۰ـ یومُ الحسره: قیامت روزی است که انسان بر گذشته­ ی خود حسرت و افسوس می­ خورد و از کردار خویش پشیمان می­ شود: «یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فی‏ جَنْبِ اللَّه‏؛ افسوس بر من از کوتاهی­هایى که در اطاعت فرمان خدا کردم».[۲۸]

۲۱ـ یومُ الخُلود: قیامت روزی است که خدای سبحان به پارسایان نوید بهشت جاودان می ­دهد. از این رو فرشتگان به اهل بهشت می­ گویند: «اُدْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ؛ به سلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگى است!».[۲۹] همچنین در آن روز خطاب به برخی از اهل دوزخ چنین گفته می­ شود: «فَادْخُلُوا أبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها؛ اکنون از درهاى جهنم وارد شوید در حالى که در آن جاودانه خواهید بود!».[۳۰]

۲۲ـ یوم التلاق: در آن روز، خالق و مخلوق تلاقی دارند و همه به لقاء الله می­ رسند: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً؛ پس هر که به لقاى پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!».[۳۱]


[۱] . سوره­ ی فصلت، آیه­ ی۶٫

[۲] . سوره­ ی حدید، آیه­ ی۴٫

[۳] . تفسیر تسنیم، جلد۱، صفحات ۳۸۸ و ۳۸۹٫

[۴]. سوره­ ی مؤمن (غافر)، آیه­ ی۱۸٫

[۵] . سوره­ ی انبیاء، آیه­ی ۱٫

[۶] . سوره­ ی مطففین، آیه­ ی۶٫

[۷] . سوره­ ی رعد، آیه­ ی۴۲٫

[۸] . سوره­ ی نبأ، آیه­ ی۳۹٫

[۹] . سوره­ ی روم، آیه­ ی۱۴٫

[۱۰] . سوره­ ی  ق، آیه­ ی۲۰

[۱۱] . سوره­ ی انعام، آیه­ ی۱۵٫

[۱۲] . سوره­ ی هود، آیه­ ی۳٫

[۱۳] . سوره­ ی صافات، آیه­ ی۲۰٫

[۱۴] . سوره­ ی ذاریات، آیه­ ی۶٫

[۱۵] . بحارالأنوار، جلد۸۲، صفحه­ ی۲۳٫

[۱۶] . سوره­ ی ق، آیه­ ی۴۲٫

[۱۷] . سوره­ ی نازعات، آیات۱۳ و ۱۴٫

[۱۸] . سوره­ ی قیامت، آیات ۲۲ تا ۲۵٫

[۱۹] . سوره­ی اعراف، آیه­ی۵۰٫

[۲۰] . سوره­ی هود، آیه­ی۱۱٫

[۲۱]. سوره­ ی الحاقه، آیه­ ی۱۹٫

[۲۲]. سوره­ ی فرقان، آیه­ ی۲۶٫

[۲۳] . سوره­ ی واقعه، آیات ۴۹ و ۵۰٫

[۲۴] . سوره­ ی ص، آیه­ ی۲۶٫

[۲۵] سوره­ ی دخان، آیه­ ی۴۰٫

[۲۶] . سوره­ ی  یس، آیه­ ی۵۹٫

[۲۷].  سوره­ ی تغابن، آیه­ی۹٫

[۲۸]. سوره­ ی زمر، آیه­ ی۵۶٫

[۲۹] . سوره­ ی ق، آیه­ ی۳۴٫

[۳۰] سوره­ ی نحل، آیه­ ی۲۹٫

[۳۱] . سوره­ ی کهف، آیه ­ی۱۱۰٫ 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

2 پاسخ به سلسله درسهایی از معاد (۳۴) نام های قیامت

  • ن ظ

    فوق العاده مفید است. در این عصر کنونی که دنیا با تمام مظاهر زیبایی اش به انسان رو کرده است خواندن این مطالب برای بیداری مفید است.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۹۳ ۰۸:۵۱:

    از لطفتون ممنونم .. دعا بفرمایید.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی