بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع تحقیق : سرنوشت توقیعات ناحیه­ ی مقدسه.

اثر: دوست عزیز حضرت حجۀ الأسلام و المسلمین مصطفی سلیمانیان

ما اعتقاد داریم که در دوران غیبت صغری، چهار نفر به عنوان واسطه ­ی بین امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و مردم بوده ­اند، که جواب سؤالات مردم به ویژه علما را از طرف ناحیه­ ی مقدسه به مردم می­رساندند. به جهت اعتماد بیشتر، این جواب ­ها به صورت توقیع (کتبی) صادر می­شده است، نه به صورت شفاهی. این نیابت خاصه هم حدود هفتاد سال (حدود ۳۵۰۰ هفته) ادامه داشته است.

با توجه به آن­ چه در تاریخ غیبت صغری و جایگاه این نواب اربعه، و همچنین میزان مراجعه­ ی مرم به آن­ ها وجود دارد؛ اگر به طور متوسط، حداقل هفته­ ای یک توقیع هم صادر شده باشد؛ باید حدود ۳۵۰۰ توقیع صادر شده باشد. حال آن­ که در کتب فقهی ما، فقط از چند توقیع در حدّ «النادرُ کالمعدوم» نام برده شده و در کتب حدیثی هم بیشترین توقیع را در بحار الأنوار[۱] داریم که از ۲۳ عدد تجاوز نمی­ کند.

سؤالی که به ذهن می ­رسد این است که، این توقیعات چه شده است؟

ذکر چند مقدمه، قبل از جواب:

۱ ـ آیا هفتاد سال نیابت ـ با آن جایگاه رفیع ـ فقط برای چند توقیع بوده است؟

۲ ـ گاهی یک توقیع به تنهایی مشتمل بر چندین مسأله­ ی فقهی بوده است.[۲]

۳ ـ گاهی برای یک شخص، چندین توقیع صادر شده است.[۳]

۴ ـ شیعیان و بزرگان، با توجه به روایات می ­دانستند که باب نیابت خاصه هم بسته خواهد شد؛ لذا در حفظ این توقیعات، اهتمام ویژه ­ای داشتند.

۵ ـ صدور این توقیعات از ناحیه ­ی مقدسه به طور مستمر ادامه داشته، و مقطعی نبوده است، تا جایی که اگر دو ماه توقیع صادر نمی ­شد، موجب نگرانی می­ شد.

شیخ طوسی در کتاب «الغیبۀ» چنین آورده:

«لا تنقطع توقیعات مولانا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) علی ید أبی جعفر محمد بن عثمان العمری و بعده علی ید أبی القاسم الحسین بن روح قدس الله روحهما فانقطعت عنه المکاتبۀ نحواً من شهرین فقلق رحمۀ الله لذلک»؛ «توقیعات مولایمان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) به صورت مستمر به وسیله­ی محمد بن عثمان عمری و بعد از او هم توسط حسین بن روح (قدس الله روحهما) ادامه داشت. در دوران حسین بن روح، دو ماه صدور توقیع متوقف شد و در این دو ماه درهای رحمت خداوند بسته شد». [۴]

۶ ـ مگر می­شود علمای زمان غیبت صغری، یا نزدیک به غیبت صغری، این توقیعات را ندیده، یا از آن­ ها خبر نداشته باشند؟

مثال:  

الف ـ همان­گونه که از مقدمه­ی پنجم فهمیده شد، مرحوم شیخ طوسی از توقیعات مترادفه خبر داشته است. حال این سؤال مطرح می­شود که چرا در «تهذیب» و «استبصار» شیخ طوسی، اثری از این توقیعات نیست؟!

ب ـ مرحوم کلینی که در زمان غیبت صغری بوده و برخی توقیعات از او نقل شده،[۵] چرا در کافی شریف، اثری از آن توقیعات نیست و چیزی از آن­ها ذکر نکرده است؟!

۷ ـ حتما قسمت قابل توجهی از این توقیعات درباره­ ی مسائل فقهی بوده است.[۶]

به نظر می ­­آید که علت کتمان این توقیعات، دو مطلب بوده است:

مطلب اوّل:

ثبت این توقیعات در کتبی مثل کافی باعث استهزاء شیعه است، به گونه­ای که اهل سنت این امر را مورد تمسخر قرار داده و می­ گفتند: «شیعه اعتقاد دارد که شخص غایبی جواب سؤالات آن­ها را می­دهد»!

علامه­ ی امینی در کتاب شریف الغدیر می­فرماید:[۷]

«کیف یخفی علی الباحث أنَّ الإمامیۀ لا تتعبد بالرقاع الصادرۀ من المهدی المنتظر ـ إلی أن قال: ـ و عدم ذکر المحامدۀ الثلاثۀ[۸] مؤلفی الکتب الأربعۀ التی عمدۀ مراجع الشیعۀ الإمامیۀ فی تلکم التآلیف شیئاً من الرقاع و التوقیعات الصادرۀ من الناحیۀ المقدسۀ؛ و هذا یوقظ شعور الباحث إلی أنّ مشایخ الإمامیۀ الثلاثۀ کانوا عارفین بما یؤول إلیه أمر الأمۀ من البهرجۀ و إنکار وجود الحجۀ، فکأنهم کانوا منهیین عن ذکر تلک الآثار الصادرۀ من الناحیۀ الشریفۀ فی تآلیفهم مع أنَّهم هم رواتها و حملتها إلی الأمۀ و ذلک لئلا یخرج مذهب العترۀ عن الجعفریۀ الصادقۀ إلی المهدویۀ، حتی لا یبقی لرجال العصبیّۀ العمیاء مجال للقول بأنَّ مذهب الإمامیۀ مأخوذ من الأمام الغائب الذی لا وجود له فی مزعمتهم، و أنَّهم یتعبدون بالرقاع المزوَّرۀ فی حسبانهم، و هذا سرٌّ من أسرار الإمامۀ یؤکِّد الثقۀ بالکتب الأربعۀ و الإعتماد علیها»؛ «چرا مؤلفین کتب اربعه که مهمترین علمای شیعه در زمان غیبت صغری بوده­ و خود آن­ها راوی توقیعات صادره و آگاه ترین مردم به آن­ها بوده­اند، این توقیعات و رقعه ها را در کتاب­های خود نیاورده­اند؟! دلیل مطلب آن است که این بزرگان به خوبی می­دانستند اهل سنت منکر وجود امام غایب هستند. آن­ها نمی­خواستند بهانه­ای به دست متعصبین و مخالفین بدهند تا با فریب­کاری­های خود مذهب شیعه را در نزد افراد ساده لوح، به عنوان مذهبی خرافه گرا معرفی کنند و فقه جعفری را به عنوان فقه مهدوی معرفی کرده و سپس با مجهول دانستن شخصیت آن امام غایب از نظر، تمامی فقه شیعه را خرافی معرفی کنند! و شیعه را مذهبی معرفی کنند که عقاید و احادیث خود را از کسی می­گیرد که وجود خارجی ندارد و متعبد به رقعه ها و دست نوشته های دروغین هستند!» 

ایشان بعد از بررسی عدم ذکر توقیعات در کتب علما می ­نویسد[۹]: «فکلمۀ الآلوسی هذه ارشدتنا إلی جانب مهمٍّ، و عرّفتنا بذلک السرّ المکتوم، و أرتنا ما هناک من حکمۀ صفح المشایخ عن تلکم الأحادیث الصادرۀ من الإمام المنتظر و هی بین أیدیهم، و أمام أعینهم. فأنت جدُّ علیم بأنه لو کان هناک شیء مذکور منها فی تلکم الاصول المدوَّنۀ، لکان باب الطعن علی المذهب الحق ـ الإمامیۀ ـ مفتوحاً بمصراعیۀ، و لکان تطول علیهم ألسنۀ المتقوِّلین، و  یکثر علیهم الهوس و الهیاج ممّن یروقه الوقیعۀ فیهم و التحامل علیهم».

این مطالب را علامه امینی در الغدیر[۱۰] در نقد کتاب «السنّۀ و الشیعۀ» و جواب به ششمین تهمت نویسنده درباره­ ی توقیعات، مطرح کرده­ است.

مطلب دوم:

با توجه به این­که حکومت وقت، به دنبال پیدا کردن حضرت و قتل ایشان بود، اگر علما این توقیعات را ظاهر می­کردند یا می ­نوشتند، مورد پی­ گیری و تفتیش حکومت و اذیت و آزار آن­ها قرار می ­گرفتند که، این توقیعات را از کجا آورده ­اید؟

با توجه به مطالب فوق، تنها راه چاره این بود که علما به مضمون توقیعات عمل کنند، ولی اسمی از آن­ ها نیاورند. لذا می ­بینیم گاهی علمای زمان غیبت، حدیث صحیحی را در کتاب خود آورده ­اند؛ ولی طبق آن فتوا نداده ­اند، و در مقابل، به یک حدیث ضعیف یا مرسله عمل می ­کردند ـ به عنوان مثال، روایت صحیحه ­ی مجزی بودن همه ­ی غسل­ ها از وضو را رها کرده، و به مرسله ­ی ابن ابی عمیر درباره­ ی انحصار مجزی بودن از وضو در غسل جنابت عمل کرده­ اند ـ همین مطلب تأیید می ­کند که اجماع ­های بدون مدرکی که از بزرگانی مثل سید مرتضی یا شیخ طوسی مطرح شده، مستند به این توقیعات بوده است. [۱۱]

محقق تستری در «کشف القناع» برای اثبات اجماع و انواع آن می­نویسد:

«برخی بزرگان و حاملان اسرار ائمه (علیهم السلام) مسائلی را از امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) دریافت کرده ­اند و چون امکان علنی کردن آن نبوده، با عنوان «اجماع» از نظر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) پرده بر می­داشتند».

وی بر این اساس، اکثر زیارات و آداب و اعمال معروفی که بین امامیه متداول است، و مستندی از اخبار و کتاب­ های بزرگان گذشته ندارد، در همین نکته می­داند:

«برای گروهی از حاملان اسرار ائمه (علیهم السلام) علم به سخن امام غایب، ثابت می­ شود، با نقل یکی از سفیران، یا خدمت­ گزاران آن حضرت در نهانی، به گونه ­ای که یقین حاصل شود، یا با توقیع و نگارش، یا با شنیدن از حضرت، به صورتی که منافی امتناع رؤیت در زمان غیبت نباشد، و چون نمی­توان به آن­ چه اطلاع یافته، تصریح کند و اعلان بدارد که سخن از کیست و در دیگر ادله­ ی علمی موجود دلیلی بر آن ندارد . . . و مأمور به پنهان داشتن آن نیست، آن ­را به صورت اجماع ذکر می ­کند، شاید همین اصل در بسیاری از زیارات و آداب و اعمال معروفی باشد که بین امامیه معروف متداول شده و مستند ظاهری از اخبار و کتاب های گذشتگان ندارد…»[۱۲].

نتیجه­ ی بحث:

­۱ ـ اعتماد جدی به کتب اربعه، همانطور که از علامه­ ی امینی نقل شد.

۲ ـ فتوا بر خلاف نظر علمای نزدیک به عصر غیبت صغری، بسیار مشکل است و با احتیاط زیاد باید انجام شود.

۳ ـ علت عمل کردن این علما به برخی احادیث ضعیفه و رها کردن احادیث صحیحه، مستند به این توقیعات بوده است. (حداقل علت برخی از آن­ ها)

۴ ـ شاید برخی از عبارات مرحوم شیخ صدوق مثل «روی عنه» و «قال علیه السلام» که سند را ذکر نکرده مربوط به این توقیعات بوده است.

۵ ـ تقویت ادعای اجماع از علمای نزدیک به عصر غیبت صغری، که هیچ دلیلی برای آن ­ها نداریم.[۱۳]

۶ ـ اعراض مشهورین اولیه موهن سند و اقبال آن­ها جابر ضعف سند است.

۷ ـ تقویت ادعای شهرت از سوی علمای اولیه در حالی که دلیلی بر آن فتوا نیافتیم.

۱۶/۰۹/۱۳۷۸ هـ­ش. مطابق با سالروز شهادت امام باقر العلوم  (علیه السلام )

مصطفی سلیمانیان


[۱] . بحار الأنوار، ج۵۳، ص۱۵۰ تا ۱۹۸

[۲] . بحار الأنوار، ج۵۳، ص۱۵۹ و ص۱۷۱

[۳] . رجال نجاشی، ص۲۶۰، مورد ۶۸۱

[۴] . الغیبۀ (شیخ طوسی)، ص۳۰۸٫

[۵] . بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۵۰به بعد. توقیع ۱۰

[محمد بن یعقوب الکلینی عن اسحاق بن یعقوب قال سألت محمد بن عثمان العمری رحمه الله أن یوصل لی کتاباً قد سألت فیه عن مسائل أشکلت علیّ فورد التوقیع بخط مولانا صاحب الزمان . . . ]

[۶] . بحارالانوار، ج۵۳

[۷] . علامه امینی، الغدیر، ج۳، ص۲۸۰٫

[۸] . ابوجعفر محمد بن یعقوب الکلینی، ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه القمی، ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسی. 

[۹] . الغدیر، ج۳، ص۲۸۲٫

[۱۰] . الغدیر، ج۳، ص۲۷۸ و ۲۸۶٫

[۱۱] . رسائل شیخ انصاری ، مبحث اجماع منقول ج۱ ص۲۰۴ به بعد.

[۱۲] . کشف القناع، اسد الله تستری ، معروف به محقق کاظمی/ ۲۳۰ چاپ سنگی، اُفست آل البیت قم، به نقل از کتاب به راه مهدی چاپ دفتر تبلیغات ، مجله­ حوزه، ص۹۰

[۱۳] . این ادعای اجماع­ها را مرحوم شیخ انصاری در بحث اجماع ذکر می­کند.

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم و از محضر اساتیدی چون: آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله سید احمد خاتمی و آیت الله محمد عندلیب همدانی استفاده کردم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم و در این رابطه هم دارای تألیفاتی هستم.
نوشته های مرتبط :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
    عکس های متنوع تصادفی