×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهم صلّ علی فاطمۀ و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک

صلی الله علیک یا ابا عبد الله (حضرت رقیه)

رقیه محور  مشکل گشایی/ رقیه رازق عشق خدایی.
سحر با یاد بابا ناله می­کرد/ که بابای غریب من کجایی.
اهل خرابه در خواب بودند که ناله­ ی سه ساله­ ی امام حسین بلند شد.

گویا دختر سه ساله خواب بابا رو دیده.

اهل خرابه دور دختر جمع شدند. هر کاری کردند دختر آرام نداشت. یه وقت دیدند طبقی را جلوی روی دختر بر زمین گذاشتند. دختر به آرمی جلو آمد با دستان کوچکش پارچه را از روی طبق  برداشت. نگاهش به سر بریده­ ی پدر افتاد. وقتی پدر را دید شروع به درد دل کرد.

پدر جان! نبودی ببینی به صورت دخترت سیلی می­ زنند. پدر جان! نگاه کن ببین. ببین پاهام چقد طاول زده؟ آنقدر کتک خوردم که نگو… یه وقت نگاهش به روی خونی پدر افتاد … همه­ ی دردها را فراموش کرد. بابا! کی به پیشونیت سنگ زده؟! کی به دهنت چوب زده. بابا! کی موهاتو خاکی کرده؟! آن قدر گریه کرد که یه وقت دیدند سر بریده یک طرف، دختر سه ساله یک  طرف …  

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question