×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

روضه کوتاه / دو طفلان حضرت زینب سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

قاب دلم نقش حسیــــن است و بس

ذکر لبم نام حسیـــــــــن است و بس

روز قیامت که همه عاجزنـــــــــــــــــد

چشم ترم سوی حسین است و بس

حسین آرام جانم ….. حسین روح و روانم

از زبان زینب (سلام الله علیها) بگوییم: 

حسین جان! خواهرن یمیرد و صدا غربتت را نشوند. خواهرت بمیرد و صدای “هل من ناصرت” را نشنود

این قدر مگو یار نمانده است و غریبم    تا دختر زهار و ابرمرد خدا هست

حسینم! هنوز عباس رو داری. هنوز هم بچه های زیبن سربازان تو هستند.

اصلا بچه های خودم را با عشق شما بزرگ کردم. آن ها را بزرگ کردم تا خاج خود را فدای دین و امام زمانشان کنند.

بچه های زینب لباس رزم پویشدند و نزد دایی آمدند. به هر ترتیبی که با وساطت مادر از امام حسین اجازه گرفتند و به سمت میدان جنگ روانه شدند.

وقتی بچه ها و نوگل های زینب به میدان رفتند، مادر به خیمه ها رفت و از خیمه ها بیرون نیامد. حتی وقتی که به شهادت رسیدند، هر چه نگاه کردند دیدند که زینب از خیمه ها بیرون نیامد.

آخر هر کدام از بنی هاشم که به شهادت می رسیدند زینب از خیمه گاه بیرون می آمد و بر بالینش حاضر می شد. خصوصا وقتی علی اکبر حسین (علیه السلام) به شهادت رسید، بر سر و سینه زنان از خیمه بیرون آمد و خود را روی پیکر صد چاک علی انداخت.

ادب را ببینید! معرفت را ببینید! فکر می کرد که نکند حیسن شرمنده شود. ترسید که حسین نگاهش به او بیفتد و خجالت زده شود.

فرمود: این کار را در حق حسینم انجام دادم و برادرم هم تلافی کرد.

کجا؟!

روز اربعین که از اسارت بر می گشت خود را روی قبر مبارک برادر انداخت. فرمود: برادرم! از هر چه می خواهی سؤال کن. اما از دختر سه ساله ات سؤال نکن. 

یک امانت را نیاوردم نپرس

برادرم امانت دار خوبی نبود.

الا لعنۀ الله علی القوم الظالمین

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question