×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحيم

وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ.[۱]

و هنگامى كه [در اوقات پايانى دنيا] وعده عذاب ما بر آنان حتمى و لازم شود، جنبنده ‏اى را از زمين براى آنان بيرون مى ‏آوريم كه با آنان سخن مى ‏گويد [تا به آيات ما وآخرت و اصول آن يقين كنند] زيرا مردم پيش از اين به آيات ما يقين نداشتند.

شخصی به نام ابالطفیل می­گوید از امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) در مورد این آیه پرسیدم و گفتم که منظور از «دابۀ» چیست؟ حضرت در جواب فرمود: ای اباالطفیل! این سؤال را رها کن.

گفتم یا امیرالمؤمنین فدای شما شوم به من از این آیه خبر دهید. حضرت فرمود: آن جنبنده­ ای است که غذا می ­خورد و در بازار راه می ­رود و ازدواج می­ کند.

گفتم ای امیرالمؤمنین! او کیست؟ فرمود: او ریسمان زمین است که زمین به واسطه­ ی او آرامش می ­گیرد.

گفتم ای امیرالمؤمنین او کیست؟ فرمود: او صدّیق این امّت است او فاروق این امّت و رِبّی[۲] و ذوالقرنین این امّت است.

گفتم یا امیرالمؤمنین او کیست؟ فرمود: کسی که خداوند در قرآن کریم در موردش فرموده: «گواهی صادق بر رسالت پیامبر است[۳]»، کسی که قرآن در موردش فرموده: «تمام علم الکتاب در نزدش است[۴]»، آن کس که خداوند در موردش گفته: «و آن كس كه (وعده) صدق را آورد و (آن كس كه) آن را تصديق كرد[۵]».

گفتم فدای شما شوم او کیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الطفیل! او را به تو معرفی کردم.[۶]

شخصی نزد عمار یاسر رفت و با خواندن این آیه گفت این آیه مرا به شک انداخته است و نمی­دانم که دابۀ الأرض چیست. عمار گفت به خدا قسم نمی ­نشینم و آب و غذا نمی ­خورم تا این که او را به تو بنمایانم. مرد با عمار راه افتاد تا به امیرالمؤمنین (علیه ­السلام) رسیدند. حضرت فرمودند: ای ابا الیقظان (کنیه­ ی عمار) ! به نزد ما بیا. او نشست و مشغول خوردن شد. آن مرد از این کار عمار تعجب کرد. وقتی عمّار دست از غذا خوردن  کشید آن مرد به عمار گفت پناه بر خدا ای عمار! به خدا قسم خوردی که ننشینی و آب و غذا نخوری مگر این که آن را به من نشان دهی. عمار گفت اگر دقت کرده باشی به تو نشان دادم و آن کارها را انجام دادم.[۷]

امام رضا (علیه ­السلام) در مورد این آیه ­ی شریفه فرمود: منظور از «دابۀ الدرض» علی (علیه ­السلام) است.[۸]

امام صادق (علیه ­السلام) فرمود: رسول خدا (صلی ­الله ­علیه ­و آله) به علی (علیه ­السلام) رسید که در مسجد مقداری از ریگ های آن را زیر سرش جمع کرده و خوابیده بود. حضرت با پاهای مبارک خود به ایشان زد و فرمود: «بلند شود ای دابۀ الأرض»! مردی از اصحاب پیامبر که نظاره گر این ماجرا بود گفت: ای رسول خدا آیا ما هم می ­توانیم این لقب را به یکدیگر بدهیم؟ حضرت فرمود: نه! به خدا قسم این اسمی است که مخصوص اوست. او همان دابۀ الأرضی است که خداوند در قرآن کریم از آن یاد کرده است.

آن گاه پیامبر اکرم (صلی ­الله ­علیه ­و آله) فرمود: ای علی! وقتی که آخر الزمان شود، خداوند تو را به زیباترین شکل خارج می ­کند در حالی که میسمی (داغی که بر حیوانات می ­گذارند)  به همراه توست که با آن بر دشمنانت داغ می ­نهی.[۹]

در احادیث اهل سنت خروج «دابۀ الأرض» یکی از اشراط ده­ گانه­ ی ساعۀ (نشانه هاي قيامت) است که پیش از قیامت بدون تردید واقع خواهد شد. اما اشراط ساعۀ:

  1. خروج دابۀ الأرض.
  2. طلوع خورشید از مغرب.
  3. نزول عیسی علیه­السلام.
  4. خروج دجّال.
  5. فتح یأجوج و مأجوج
  6. آتشی که از قعر عدن خارج شود.
  7. دخان، طوفان ویا گرد باد (با اختلاف حدیث).
  8. خسفی در مشرق.
  9. خسفی در مغرب.
  10. خسفی در جزیرۀ العرب.[۱۰] 


[۱] . سوره­ ی نمل، آیه­ ی۸۲٫

[۲] . علامه ­ی مجلسی می ­فرماید: منظور از «ربّی» اشاره به این آیه ­ی شریفه است که فرمود: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا» بیضاوی در این مورد می­ گوید: منظور از «رِبّی» علما ی ربّانی و متّقی و عابد است. 

معنی آیه: چه بسيار رخ داده كه پيغمبرى جمعيت بسيار (از پيروانش) همراه او جنگيدند و با اين حال، اهل ايمان با سختى‏ هايى كه در راه خدا به آن ها رسيد هرگز بيمناك و زبون نشدند و سر زير بار دشمن فرو نياوردند و (صبر و ثبات پيش گرفتند، كه) خدا صابران را دوست مى‏دارد. (سوره ي آل عمران، آيه ي۱۴۶) 

[۳] . سوره ي هود، آيه ي۱۷٫ «أَفَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ في‏ مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُون‏». آيا پيغمبرى كه از جانب خدا دليلى روشن (مانند قرآن) دارد و گواهى صادق (مانند على «عليه ­السّلام») در پى اوست و به علاوه كتاب تورات موسى هم كه پيشوا و رحمت حق بر خلق بود پيش از او بوده و اينان (از اهل كتاب) به آن ايمان دارند (به آمدن آن پيامبر بشارت داده، چنين پيامبرى مانند آن كس است كه اين امتيازات را ندارد)؟ و هر كس از طوايف بشر به او كافر شود وعده‏گاهش البته آتش دوزخ است، پس در آن هيچ شك مدار كه اين حق و درست از سوى پروردگار توست و ليكن اكثر مردم (به آن) ايمان نمى‏آورند.  

[۴] . سوره ي رعد، آيه ي۴۳٫ «وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ». كافران مى‏ گويند: تو فرستاده ي [خدا] نيستى. بگو: كافى است كه خدا [با آيات محكم و استوار قرآنش‏] و كسى [چون اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب‏] كه دانش كتاب نزد اوست، ميان من و شما [نسبت به پيامبرى‏ام‏] گواه باشند.  

[۵] . سوره ي زمر، آيه ي۳۳٫ «وَ الَّذي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ». و آن كس كه (وعده) صدق را آورد و (آن كس كه) آن را تصديق كرد (و به خدا و قيامت ايمان آورد) هم آن ها به حقيقت اهل تقوا هستند.

[۶] . بحارالأنوار، جلد۵۳، صفحه ي۶۹ و۷۰٫

[۷] . قَالَ عَمَّارٌ قَدْ أَرَيْتُكَهَا إِنْ كُنْتَ تَعْقِلُ. (بحارالأنوار، جلد۳۹، صفحه ي۲۴۳)

[۸] . [المناقب لابن شهرآشوب‏] قَالَ الرِّضَا علیه السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ» قَالَ عَلِيٌّ.

[۹] . بحارالأنوار، جلد۳۹، صفحه ي۲۴۳٫

[۱۰] . سنن ترمذی، جلد۴، صفحه ي۴۷۷ ـ سنن ابی داود، جلد۲، صفحه ي۲۱۲ ـ صحیح مسلم، جلد۴، صفحه ي۲۲۲۶٫

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question