×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

بسم الله الرحمن الرحيم

رجعت در لغت به معنای بازگشت است، و در اصطلاح به معنای بازگشت بعضی از مؤمنین خالص و بعضی از منافقین و مشرکین فاجر به این دنیا پیش از قیامت است.

عقيده­ ي شيعه در مورد رجعت

امام صادق (علیه ­السلام) می­فرماید: رجعت عمومی نیست؛ بلکه مخصوص گروهی خاص است. فقط کسانی رجعت می­کنند که در ایمان محض یا شرک محض باشند؛ إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ بِعَامَّةٍ وَ هِيَ خَاصَّةٌ لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضاً.[۱] 

در تهذیب و کافی از امام صادق (علیه­ السلام) چنین نقل شده که فرمود: به خدا قسم روز و شب سپری نمی­شوند مگر اینکه خداوند [برخی از] مردگان را زنده گرداند و [برخی از] زندگان را بمیراند و حق را به اهلش برگرداند و دین خود را اقامه گرداند؛ وَ اللَّهِ لَا تَذْهَبُ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى يُحْيِيَ اللَّهُ الْمَوْتَى وَ يُمِيتَ الْأَحْيَاءَ وَ يَرُدَّ الْحَقَّ إِلَى أَهْلِهِ وَ يُقِيمَ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ.[۲]

امام صادق (علیه ­السلام) می ­فرماید: از ما نیست کسی که ایمان به رجعت ما نداشته باشد؛ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا.[۳] و در جای دیگر هم فرمودند: کسی که به هفت چیز اقرار داشته باشد، مؤمن است؛ آن گاه رجعت را از جمله­ ی آن هفت چیز برشمردند؛ أَقَرَّ بِسَبْعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ ذَكَرَ مِنْهَا الْإِيمَانَ بِالرَّجْعَةِ.[۴]  

عقیده­ی اهل سنّت در مورد رجعت:

اهل سنت به عقیده ­ی شیعه در مورد رجعت به شدّت حمله ­ور شده و حاضر به پذيرش آن نيستند. در زمان امام باقر (علیه­ السلام) برخى از اصحاب آن حضرت تنها به جرم اعتقاد به رجعت آن چنان در جامعه منفور شده بودند كه با داشتن علم و دانش وافر از آن ها حديثي نقل نمى كرد‏ند. سيد بن طاووس از صحيح مسلم ـ كه از كتاب هاى بسيار معتبر اهل سنت است ـ نقل مى‏كند كه «جابر» گويد: نزد من از طريق امام باقر (علیه­ السلام) هفتاد هزاد روايت از پيامبر اكرم  (صلی ­الله­ علیه­ و اله) وجود داشت كه باهل سنت همه ي آن ها را رها كردند و هيچ كدام از آن ها را ذكر نكردند. سپس مسلم علت ترك آن را چنين نقل مى‏كند: «خود از حريز شنيدم كه مى‏ گفت: با جابر ملاقات كردم، ولى اصلا از او حديثى يادداشت نكردم، زيرا او به رجعت اعتقاد داشت!».[۵]


 

[۱] . بحارالأنوار، جلد ۵۳، صفحه ي ۳۹، حديث۱

[۲] . الكافي، جلد۳، صفحه ي ۵۳۸  ـ التهذيب، جلد۴، صفحه ي۹۷٫

[۳] . من لا يحضره الفقيه‏، جلد۳، صفحه ي ۴۵۸٫

[۴] . بحارالانوار، جلد۵۳، ۱۲۱٫

[۵] . بحار الأنوار، جلد۵۳، صفحه ي۱۳۹ و ۱۴۰٫

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


question