بازدید کنندۀ گرامی! از حضورتان در سایت هم اندیشی دینی تشکر می کنم.
متأسفانه به علت مشغلۀ کاری فرصت پاسخگویی به سؤلات را ندارم، لطف کنید فعلا سؤالی مطرح نفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم  

شخصی به امام صادق (علیه­ السلام) عرض کرد که وقتی با خود خلوت می­ کنم وحشت و غمی سراسر وجودم را فرا می­ گیرد؛ اما وقتی که در میان جمع هستم چیزی احساس نمی­ کنم. 

امام (علیه ­السلام) فرمودند: دستت را روی قلبت بگذار و بگو :

بسم الله بسم الله بسم الله

سپس دستت را روی قلبت بکش و هفت مرتبه بگو:

أعوذ بعزة الله و أعوذ بقدرة الله و أعوذ بجلال الله و أعوذ بعظمة الله و أعوذ بجمع الله و أعوذ برسول الله و أعوذ بأسماء الله من شر ما أحذر و من شر ما أخاف على نفسی 

متولد سال ۱۳۵۴ هستم. در سال ۷۶، توفیق پیدا کردم تا در جمع خوبان طلبه حضور داشته باشم و مشغول دروس حوزوی شوم. ـــــ بعد از ده سال مطالعه ی دروس حوزوی، وارد درس خارج حوزه شدم. به مدت شش سال از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی بودم ــــ همچنین در حوزۀ مشاوره ی خانواده، تربیت کودک، امور جوانان و نیز پاسخگویی به مسائل اخلاقی مشغول فعالیت هستم.
نوشته های مرتبط :

141 پاسخ به ذکری به جهت از بین بردن غم و وحشت

  • مریم

    سلام خسته نباشید

    من پدرم به تازگی فوت کردن آدم معمولی هستم از نظر ظاهری خیلی مومن به نظر نمیرسم ولی شدیداً آدم معتقد و از دوستداران ائمه هستم وهمیشه زمانیکه با مشکلی بزرگ روبرو میشم تنها از خدا کمک میخوام و خیلی وقتها خدا کمکم کرده ولی از زمانیکه پدرم فوت شده یه کم یقینم کم شده و نسبت به عالم پس از مرگ و اتفاقات آخرت دچار شک میشم البته زیاد نمیزازم تو رفتارم تاثیر بزاره ولی چون زمان بیماری پدرم خیلی عجز و ناله کردم و از خدا کمک خواستم ولی پدرم فوت کرد شاید دلیلش این باشه .میخواستم بدونم راهی یا دعایی هست که من به یقین برسم و همچنان تو مشکلاتم از خدا کمک بگیرم و ائمه اطهار درخواست شفاعت کنم
    ممنون میشم به ایمیلم بفرستید

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۰:

    سلام بر شما . از این که پاسخگویی به سؤال شما را به تأخیر می اندازم عذر خواهی می کنم … انشاء الله چند روز دیگه که کمی از مشغله ها فارع شدم خدمتتون هستم.
    التماس دعا

    [پاسخ]

  • زهره اذر 92

    سلام پدرمن معتاد است وبه هیچ چیزی اعتقاد نداره برخلاف من که با تمام وجودم خداوند را ستایش میکنم پدرم خیلی در حق من وبرادرم ومادرم بدی کرده سوال همه ماازخدا اینه چرا جلوی ظلم اورا نمیگیر سی سال ظلم کرده ولی ما همیشه احترام مقامش
    چیزی نگفتیم در استطاعتش است حرج ماروبده تازه انقدر اذیت کرد که از خانه بیرون رفتیم یعنعی بیرون کرد خلافهای زیادی دار جرا خئا کاری برای ما انجام نمیده ما به زنگی ادامه میدیم وهمه فعالیت خودمان را برای تحصیلات کار وترقی انجام مدهیم وموفق هم هستیم ولی پدرمان باکارهاش ابرویمان را به خطر ان داخته شما از خدا وند طلب نجات مارو بخواهید از همه النماس دعا داریم هرکاری که به نظرمان ودیگران امده انجام دادیم ولی هیچ سودی نداشته خیلی درمانده شدیم درخانه همه ائمه ردیم همه نظری کردیم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ آذر ۲۰م, ۱۳۹۲ ۰۷:۵۰:

    سلام بر شما /
    از داستان زندگی شما متاثر شدم./
    واقعا چنین شرایطی سخت است/
    اما فکر می کنم که نباید نکته ی مهمی رو فراموش کنیم./
    نکته اینه که مهمتر از دنیا آخرت ما انسان هاست. اگر تنها تمرکز در دنیا داشته باشید بسیاری از مشکلات و ناهمواری های دنیا برای ما قابل هضم نخواهد بود و حتی ممکن است با مقایسه کردن زندگی آرام دیگران با زندگی خودمان مبتلا به یإس و ناامیدی و در نهایت شکایت از خداوند شویم/
    اما اگر در پس پرده ی دنیا آخرت را ببینیم در این صورت به خوبی می بینیم که میوه ی مشکلات دنیوی خود را در عالم آخرت که بیسار بسیار مهمتر از دنیا است خوهیم چید
    زندگی دنیا با تمام خوشی ها و ناخوشی هایش سپری می شود./
    در آخرت به هیچ کس به خاطر خوشی های دنای پاداش نمی دهند. اما قطعا کسی که در ناخوشی های دنیا صبوری داشته نه تنها پاداش های بسیار زیادی را دریافت خواهد کرد بلکه این تحمل و صبوری را هم کفاره ای برای گناهان خود خواههد دید./
    با چنین دیدی متوجه می شود که همین پدر سفره ی رحمت الهی است و با احترام به ایشان می توانید بهره ی اخروی و حتی دنیوی شرشاری فراوانی را نصیب خود کنید./
    ان الله مع الصابرین

    [پاسخ]

  • درسا

    سلام حاج آقا خداخیرتون بده برادرم مریض احوال بود گم شده بود ذکرهایی که نوشته بودید رو خوندم نیم ساعت نگذشته بود که پیداشد..نمیدونم چطورتشکر کنم ازتون فقط میتونم براتون دعاکنم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۱:

    سلام علیکم .. خدا رو شکر .

    [پاسخ]

  • لیلا

    سلام وقت بخیر
    من ۳۶ سالمه مجردم و فشار روحی و خانواده خیلی روم زیاده.. خیلی دعا میخونم ولی ..
    میشه دعا یا ذکرایی یاد بدید که خدا گناهامونو ببخشه و مارو ببینه
    من مذهبی و معتفدم ولی انگار خدا منو نمیبینه
    نمیدونم چرا؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷م, ۱۳۹۳ ۱۵:۳۵:

    سلام بر شما / ان شاء الله که مشکلتون حل بشه / یکی از ذکرهایی که برای آمرزش گناهان بسیار مناسب و خوبه این که حداقل یک روز بعد از این که از خواب بیدار شدید، صد بار سوره قل هو الله احد رو بخوانید.. اگر این ذکر را در چند روز پیاپی هم تکرار کنید بسیار عالی است. // امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کسی که هنگام بلند شدن از خواب، صد بار سوره ی قُل هُوَ اللهُ أحَد را بخواند، خداوند گناهان پنجاه ساله ی او را می آمرزد// البته توجه داشته باشید که وجود مشکل در زندگی لزوما به معنای این نیست که خداوند شما رو نمی بینه … اگر کسی غرق در گناه باشه باید چنین حرفی بزنه. امید که به زودی مشکلاتتون حل بشه.

    [پاسخ]

  • لیلا

    ذکری برای حاجات میخام
    ممنون از شما

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷م, ۱۳۹۳ ۱۵:۴۷:

    همون ذکر صد قل هو الله را بخوانید برای رسیدن به حاجات مؤثر است . امام صادق (علیه السلام) وقتی به راوی سفارش می کنند این ذکر را بگوید ، می فرمایند: این ذکر را بگو که اثر آن را خواهی دید. شما هم این ذکر را بگویید که شیرینی و معنویت خاصی دارد و به امید خداوند برای برآورده شدن حاجات هم مؤثر است.

    [پاسخ]

  • مریم

    سلام حاج آقادعایی یاذکری برای مقابله باکسی که بسیارعصبانی است وبه هرچیزریز ودرشت گیرمیدهد دارین؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱م, ۱۳۹۳ ۱۶:۱۷:

    سلام بر شما / علاوه بر موارد مشاوره ای که در مورد ایشان باید رعایت بشه .. اذان دادن در گوش ایشان کار مناسبیه.

    [پاسخ]

  • سبحان

    سلام خسته نباشید من از وقتی کلاس ششم بودم در مورد جن و این جور چیزا تحقیق کردم و حتی یکبار هم خواستم یکیشون رو احضار کنم که نشد ازون موقع که به دنبال تحقیق رفتم ترس عجیبی دارم مخصوصا شبا خونه ما تو کرج-البرزه که نزدیک کوه هست الان که۱۴سالمه هم همین شب خواستم ی تفریح کنم که تو سایتای دیگه خواطرات دیگران رو خوندم در مورد روبرو شدن با آن ها وبه همین خواطر دنبال روشی برای دفع ترس گشتم تا این جارو پیدا کردم به نظر شما این ظکر برای من جوابگو هست؟چون مرتبا وسوسه میشم برای تحقیق و شبش اصلا نمیتونم بخوابم همینطور به همین دلیل توکلاس ششم خیلی سطح نمراتم اومد پایین شما میگید چیکار کنم؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۸م, ۱۳۹۳ ۱۷:۰۶:

    سلام آقا سبحان
    همان طور که خودتون مطرح فرمودید مهمترین عاملی که موجب ترس شما شده، درگیری ذهنی و مطالعه، صحبت و تفکر در این حیطه است.
    به هر حال ذهن انسان خلاق و تصویر ساز است و اگر بخواهید به این شیوه ادامه دهید تحیلات شما اجازه نمی دهند زندگی آسوده ای داشته باشید.
    خصوصا این که بسیاری از خاطراتی که در مورد جن ها مطرح می کنند، یا دروغ است و یا محصول تخیلات انسان های زود باور می باشد.
    جن ها موجوداتی با جسم لطیف هستند که برای ما انسان ها قابل رؤیت نیستند. بله! موارد بسیار بیسار نادری بوده که افرادی جن را دیده اند، اما این موارد آنقدر نادر است که ارزش فکر کردن ندارد.
    گذشته از این، جن ها از آهن و فلز در هراس هستند و محل زندگی انها هم در بیابان ها است. لذا امکان دیدن جن در این دوره به صفر رسیده است.
    بنابراین برای نجات از این مشکل ، باید افکار خود را کنترل کنید. به هیج عنوان در رابطه با جن چیزی نگویید و پای صحبت های دیگران ننشینید.
    اگر این کار را انجام دهید، بعد از مدت کوتاهی مشکل شما حل خواهد شد.
    ان شاء الله

    [پاسخ]

  • سبحان

    خیلی ممنون ولی یکی از دوستانم خیلی نگرانه از لحاط صدمه خوردن شما میگید چیکار کنه؟آیت الکرسی همراش داشته باشه یا چهار قول؟ممنون از پاسختون

    [پاسخ]

  • سبا

    لطفاکمکم کنید خیلی وقته ناامیدشدم و هرشب گریه میکنم و فقط به خودکشی فکرمیکنم توروخدا کمک کنید راهنماییم کنید چیکارکنم دارم دیوونه میشم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۴م, ۱۳۹۳ ۱۶:۲۳:

    سلام. شما حتما نیاز به مشاوره دارید و با این اجمال نمیشه پاسخ صحیحی برای مشکل شما ارائه داد. می تونید با شمارۀ بنده تماس بگیرید: ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • افسون

    با عرص سلام وخسته نباشید خدمت شما
    من خواهری دارم که ۳۸سالشه وازدواج نکرده ولی هر وقت خواستگار میخواد براش بیاد نمیشه مادرم خیلی نگرانه حتی یک خواهر دیگه ام دارم که ۳۰سالشه.درصورتی که هر دوشون از هر لحاظی خوب هستند ولی نمیدونم چرا،حتی چند سالیه زندگیمون بهم ریخته شده ومشکلات زیادی داریم وهمیشه توکلمون به خداست خیلی دعا میکنیم که از این وضعیت نجات پیدا کنیم،ممنون میشم اگه کمکم کنید.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۵م, ۱۳۹۳ ۱۷:۲۱:

    سلام بر شما
    واقعا باعث تاسفه. ان شاء الله که مشکل همتون حل بشه.
    دو تا کار خدمتتون پیشنهاد میدم:
    ۱٫ اگر یک قربانی بکشید و عمدۀ گوشت آن را به نیازمندان بدید کار مفیدی است. اگر نمیتونید گوسفند قربانی کنید، حداقل یک خروس قربانی کنید.
    ۲٫ جمعه، قبل از اذان ظهر، نماز جعفر طیار رو بخوانید. اگر احیانا حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) رفتید، سعی کنید این نماز را در بالا سر آن حضرت بخوانید.

    [پاسخ]

  • گژال

    با عرض سلام و خسته نباشی. دختری ۲۶ساله هستم که هنوز ازدواج نکردم، دوسال پیش به علت نبودن شرایط اجازه دادم خواهر کوچکتر از خودم ازدواج کنه اما حالا توی خونه تنها شدم و با هیچ جنس مخالفی ارتباط ندارم. در این روزها هم بعضی از دوست هام به من میگن به خاطر این که با هیچ پسری در ارتباط نیستی ازدواج نمی کنی. احساس می کنم دیگه پاک بودن برای هیچ کسی مهم نیست وتا ارتباط نداشته باشی نمی تونی خوشبخت بشی، بعدش هم پسرهای این زمانه دنبال منافع خودشون می گردن و هر کس پولدارتر باشه طرف اون میرن. البته من مشکلات مالی دارم و دو ساله از دانشگاه فارغ التحصیل شدم…نمی دونم برای زندگیم چکارکنم…نمی دونم چی درسته…

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷م, ۱۳۹۳ ۱۶:۵۹:

    سلام بر شما / خواهرم! این که اجازه دادید خواهر کوچکترتون ازدواج کنه، نشان دهنده ی روح لطیف و ضخصیت بزرگ شماست. یقین داشته باشید که خدای متعال هم به زودی در حق شما جبران خواهد کرد و خواستگار خوبی برای شما مید فرستد. البته تا آن زمان امتحان هایی هم خواهید داشت. مراقب باشید که تا زمان موعود، گرفتار دام شیطان نشوید و فریب سخنان شیطانی دیگران را نخورید. دختری که به خاطر رسیدن به ازدواج، به خدای خود و دینش پشت کند، علاوه بر آن که خدای خود و شخصیتش را فدا می کند، برکتی هم در زندگی خود نخواهد داشت و عاقبت خوشی در انتظارش نخواهد بود. امید به لطف خدا داشته باشید و به جای گوش دادن به سخنان این و آن، با خدای خلوت داشته باشید و در خلوت بندگی از او بخواهید تا مشکلتان را حل کند. ان شاء الله

    [پاسخ]

  • هلن

    یه گمشده دارم دنبالش میگیردم خواهشمندم کمکم کنید

    [پاسخ]

  • مرضیه

    با عرض سلام و خسته نباشید حدمتتان
    دانشجوی روانشناسی هستم میخواستم یک حدیث یا آیه ای را که بر درمان اضطراب و افسردگی موئثر گفته شده را روی چند نفری که اضطراب و افسردگی دارند آزمایش کنم. ولی حدیث موئتبر و غیر موئتبر را نمی شناسم در دسترس هم ندارم جز اینترنت ازتون میخوام کمکم منید چند تا حدیث یا آیه که برای درمان اضطراب و افسردگی موئثر هست را بگید طوری که قابلیت آزمایش در مراکز بیمارستانی را داشته باشه
    خیلی ممنون و تشکر
    منتظرجوابتون هستم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۹۳ ۱۸:۳۲:

    سلام بر شما
    همان طور که مستحضر هستید، ابتدا باید علت افسردگی و اضطراب را پیدا کنم و سپس بر اساس همان علت آیات و روایت هایی را با آن شخص در میان گذاشت.
    مثلا برخی افراد مدام سرگردان میان گذشته و آینده هستند. یعنی یا غصۀ گذشته را می خوردند و یا آینکه نگران آینده هستند. جنین افرادی فرصت های خوب زمان حال را از دست می دهند.
    امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این رابطه می فرماید: ” ما فات مضى و ما سیأتیک فأین قم فاغتنم الفرصة بین العدمین‏” گذشته ها گذشته و آینده هم هنوز نیامده. بلند شو و در میان این دو امر عدمی (گذشته و آینده) فرصت (زمان حال) را غنیمت بشمر. (غرر الحکم، حدیث۲۲۲)
    یا اگر کسی در ارتباط با دیگران دچار مشکل شده، ضمن برطرف کردن عیوب خود. به وی توصیه شده که به جای گدایی عاطفی از دیگران، ارتباط خود را با خدای متعال را درست کند.
    امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: “مَنْ أَصْلَحَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاس‏” کسی که رابطه خود با خداوند را درست کند، خداوند هم رابطۀ او با مردم را اصلاح خواهد کرد. (الکافی، ج۸، ص۳۰۷)
    برخی افراد گمان می کنند که دیگران همه کارۀ عالم هستی هستند و می توانند به راحتی انسان را بی شخصیت یا با شخصیت کنند روی همین اساس از گفته های منفی دیگران به شدت نگران می شوند و حتی تعادل رفتاری خود را از می دهد.
    قرآن کریم می فرماید:
    “إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیع” تمامی عزت از آن خداست. (یونس، ۶۵)
    “تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء” خداوند هر که را بخواهد عزیز می کند و هر که را بخواهد، ذلیل می کند. (آل عمران، ۲۶)
    در این صورت یگانه تأثیر گذار در علام هستی را خداوند می دانیم و در مواجهه با رفتارهای نادرست دیگران به جای افتادن در بن بست، خود را در شاهراه بندگی و امید می بیند و با توکل به خداوند، مشکلات و کم توجهی های دیگران را پشت سر می گذارد.

    ان شاء الله که موفق و مؤید باشید.

    [پاسخ]

  • غریبه

    سلام حاج آقا
    یه مشکل برای خانوادمون پیش اومده..لطفا اگه دعایی یا سوره ای یا راه حلی میدونید کمکم کنید…رابطه ی پدر و مادرم خیلی خوب بود طوری که در فامیل مثال زدنی بود ولی ناگهان اتفاقی افتاد…
    نزدیک به یه سال است که برای پدر و مادرم مشکل پیش می اید مدام بحث زبانی و قهر میکنند بخاطر موقعیت شغل پدرم هم که ما او را چند هفته ای میبینیم اوضاع بدتر شده و تلفنی بحث میکنند..حتی به جایی رسیده بود که مادرم فکر میکرد پدرم با زن دیگری در ارتباط است…بعد از چند ماه پدر و مادرم به این نتیجه رسیدند که اینجوری فایده ای نداره…فالی گرفتند…و فال گیر گفت که کسی برایتان دعا کرده که بین تان را جدایی بیندازد…و حتی پدرم را طلسم کرده…گفت مادرم تا۱۳روز سوره ای که نامش را بخاطر نمی اورم بخواند..به این گونه که روز اول یک بار روز دوم دو بار و به همین ترتیب روز سیزدهم سیزده بار…مادرم خواند اما جر و بحث هنوز هم ادامه دارد…آنها سر موضوعات الکی بحث میکنند…و جدیدا ضربه های مالی زیادی خوردیم و نتیجه ی سال ها زحمت پدرم در عرض چند ماه به با رفت و خیلی ضرر مال کردیم…بخاطر همین پدر و ما خیلی ناراحت هستیم…
    میشه یه دعایی بدید که از شر دعای بد و طلسم در امان باشیم و خانوادم خوشحال بشن و دعاهایی که قبلا رومون انجام شده خنثی شن؟ نمیدونم لازم باشه بگم یا نه ولی کسی نمیدونه این مشکلات بین پدر و مادرم هست و همه به جز خودمون (اعضای خانواده)فکر میکنن اتفاقی نیوفتاده و رابطه ی پدرو مادرم مثل قبله…
    با تشکر

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ دی ۳م, ۱۳۹۳ ۰۵:۳۷:

    سلام بر شما
    مشکل شما ارتباطی با طلسم و جادو ندارده . مشکل خانوادۀ شما مشاوره ای هستش
    پدر و مادر شما باید مراقب وع رفتارشان باشند. حداقل یکی از آن ها باید رفتارش رو عوض کنه و با تشج زدایی اجازه نده که میان خانواده سردی و کدورت ایجاد بشه.
    در ضمن، سردی و بد اخلاقی با خانواده هم یکی از عوامل فقر و مشکلات مالی است و در طرف مقابل، محبت به اعضای خانواده هم موجب جلب رحمت خداست.
    بعد از هماهنگی پیامکی با بنده تماس بگیرید: ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • مریم سادات

    با سلام.
    نن چندی پیش با پسری آشنا شدم و قول و قرار هایی با هم گذاشتیم ولی هنگامی که به خواستگاری من آمدند،فهمیدم که به هیچ عنوان به درد هم نمی خوریم ولی ایشون به هیچ وجه نمی تونه قبول بکنه.و من را تهدید می کنه که می رم پیش پدرت و همه چیز را به ایشون می گم.
    من از لحاظ روحی خیلی وضعیت بدی دارم،ازتون خواهش می کنم که به من بگویید چه دعایی بخونم تا آرامش قلب پیدا کنم و شر ایشون رو از زندگیم بکنم.
    با تشکر

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۹۳ ۰۸:۳۷:

    سلام بر شما
    می تونید روی این دعا استمرار داشته باشید: http://www.hamandishi-dini.ir/category/%D8%AF%D8%B9%D8%A7-%D9%88-%D8%B0%D9%83%D8%B1/
    همچنین اگر ممکن است به ظاهر قبول کنید و بگویید یک بار همراه با خانواده به منزل شما بیایند. و صحبت کنید.
    بعد از مجلس خواستگاری، طوری کنید که والدین شما به آن ها “نه” بگویند. در این صورت، بار مشکل از دوش شما برداشته خواهد شد.
    اگر هم چنین کاری ممکن نبود، از دعایی که بهتون گفتم، کمک بگیرید.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  • م

    سلام زندگی آرومی دارم شوهری دارم که اهل نماز وروزه وخدا ترسه منو دوست داره هرکاری میکنه شاد باشم اما چند تا از اطرافیانمون خیلی بهش چراغ سبز نشون میدادن شوهرم با احتیاط رابطمونو با همه کسانی که به نحوی ازارمون میدادن قطع کرد ویا خیلی خوب کنترل کرد اما گاهی شک مثل خوره تو وجودمه وهمسرم سعی میکنه دائم با گفتن اینکه توکل به خدا کن شکو از دلم ببره ولی نمیشه خودمم اذیت میشم کمکم کنید.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۳ ۱۷:۵۳:

    سلام علیکم . لازمه که مقدار بیشتری در مورد مشکلتون توضیح بدید.
    چه شکی دارید؟
    مشکل بستگان همسرتون با شما چی بوده؟

    [پاسخ]

  • م

    بستگان همسرم نه بستگان خودم چندتا خانم هستند که طوری برخورد میکنن که کاملا اعلام رضایت به اینو نشون میدن که دوست دارن با همسر من باشن همه متوجه این علامتها شدن از بزرگ به کوچیک دوتا شون باهم خواهرن یکشون هم از اقوامشونه که هر سه از اقوام خودم هستند .بارها وقتی همسرم از من تعریف کرده در جمع یا یه حرف زشت به من زدن یا به نشانه اعتراض پشت به همسرم میکنن واز جمع خارج میشن اوایل همه فکر میکردن همسرم کاری کرده اینا اینکارو میکنن از نظر مادی و ظاهر وموقعیت از اونا سر ترم ولی اونا خیلی بد حجابن گاهی میگم منم حجابو کنار بزارم و.. به خاطر این فکرم وقتی همسرم متوجه شد برنامهای چید که کلا اونارو از هممون دور کرد ولی بازم فکرم درگیر میگم اینا نه یکی دیگه بیاد تو زندگیم چی؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۹۳ ۰۸:۱۸:

    سلام علیکم
    خواهرم! اگر واقعا این خانم های نامحرم، چنین رفتاری دارند، باید رفت و آمدی با آن ها نداشته باشید.
    همین که شوهر شما خودش اقدام به قطع رابطه با چنین افرادی کرده، نشان می دهد که مرد قابل اعتمادی است. برخی از آقایان وقتی می بینند نامحرم هایی به آن ها تمایل دارند، نه تنها رابطه را فطع نمی کنند، بلکه اصرار هم دارند تا به بهانه های مختلف رفت و آمد را بیشتر کنند.
    خواهرم! نجات بخش همه ما در زندگی، تقوای الهی و رابطه با خداوند است. چه اشتباه بزرگی است که انسان برای رفع مشکلاتش کاری انجام دهد، که غضب خدا را در پی داشته باشد و خود را از خدا دور کند. اگه سعادت دنیا و اخرت می خواهید؟ اگر زندگی سرتاسر آرامش می خواهید؟ قطعا راهی جز بندگی خدا ندارید.
    همچنین سعی کنید به همسرتان محبت کنید و به خوبی های او بیندیشید.
    سعی کنید مراقب افکارتان باشید و با دامن زدن به چنین افکاری، خود را به دام وسواس و خیال پردازی نیندازید.
    وقت خود را پر کنید، به اندازه کافی تفریح و سرگرمی داشته باشید. پیش همسر بنشینید و با او گفتگوهای محبت آمیز و صمیمانه داشته باشید
    به هیچ وچه با همسرتان پیرامون این موضوع صحبت نکنید. چنین صحبت هایی، هم اضطراب شما را بیشتر می کند و هم موجب اذیت و آزار همسرتان می شود.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  • امیرمحمد رضایی

    باسلام
    از جن بسیار میترسم با ینکه ندیدم ولی از شنیده های که شنیده ام این ترس بیشتر شده چه کار کنم و البته از مارمولک نیز می ترسم و همه اینها ریشه در کودکی من دارد چه کار کنم چه دعایی بخوانم

    [پاسخ]

  • اشکان

    حاج آقا سلام من ۵ ماه پیش نامزد کردم و نامزدم هم انسان خوب و با خدایی می باشد حتی به زیارت خانه خدا هم رفته است ولی من فکردچار بیماری شک هستم و زندگی را برای ایشان سخت کردم چه کار کنم که این وسواس فکری یا این بیماری شک از بین برود اگر ذکری است بگویید من خسته شدم کمکم کنید با آرزوی موفقیت برای شما

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۴ ۲۲:۳۲:

    سلام بر شما
    با توجه به اینکه مورد شما مشاوره ای است، با بنده تماس بگیرید.
    ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳ ـ بعد از ظهرها

    [پاسخ]

  • f

    سلام.خسته نباشید.دختری هستم ۲۶ و مجرد.اشتباهات وگناهانی در گذشته م دارم که ازشون توبه کردم ولی یادشون که میفتم واقعا اذیت میشم و دلیل اینکه تاحالا ازدواج نکردمو این اشتباهات و درواقع نوعی کفاره گناهانم میدونم,این فکردرسته از نظر دین؟و اینکه۲۶سال برای یه دختر یه کم زیاد نیس؟واقعابابت بالارفتن سنم نگرانم.و از طرفی دوس ندارم ابدا گناه کنم چون حقیقتا هرچقدم سخته توبه نگه داشتن و پاک بودن به همون اندازه م لذت بخشه.از طرف مقابلم توقع زیادی ندارم.فقط اخلاق و ایمان و یه کار همین,اینا چیزایه زیاده بنظر شما؟
    میشه راهنماییم کنید.البته خدایی نکرده فک نکنید گناهام..
    چون میگن گفتن گناه گناهه دقیق عنوان نکردم.گناهم متاسفانه یه گناه رایج در کشوره که خیلیم عادی شده

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۴ ۲۲:۱۳:

    سلام بر شما
    جواب سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • م

    سلام من می خواستم کمکم کنید شوهرم. با دختری آشنا شده از روی پیامکاش متوجه شدم وسعی به رابطه با اون دختراداره من چیزی به رو نیاوردم هر از مدتی این اتفاق می افتد با خواست خدا من متوجه میشم بجز دعا وثنا کاری از دستم بر نمیاد هر وقت هم موضوع را مطرح کردم یجز اینکه کتکی خوردم فایده نداشته بخاطر بچه هام تحمل کردم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸م, ۱۳۹۴ ۱۳:۵۹:

    سلام بر شما
    با توجه به اینکه مورد شما مشاوره ای است، لازم است که با بنده تماس بگیرید.
    ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • نازی

    سلام خواهش میکنم یه راه حل بهم نشون بدید خواهرم از مرگ ومرده خیلی میترسه و وقتی جایی تفت میبینه یاخبر مرگ فامیلمون را میشنوه میشینه تو اتاقو گریه میکنه وهیچ چیز نمیخوره وکارای غیر عادی انجام میده دکترشم بردیم فایده نداشته رفتار وسواس گونه انجام میده بعضی روزا را برای خودش بد میدونه مثل یکشنبه ها و بیستم هر ماه وبدترین لباساشو تو این روزامیپوشه خیلی ناراحتمون میکنه رفتار بدی باهامون داره تورو خدا راهنمایی کنید ممنون میشم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۰:

    سلام بر شما
    باید با خواهرتون صحبت کنم
    نگرش ایشویون در مورد مرگ باید اصلاح بشه.
    ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • نازی

    الان چهار ساله ما درگیر این موضوعیم خیلی اذیت میشیم یه خواهر دم بختم دارم که اونم خیلی اذیت میکنه بیشتر موقع ها کارمون گریه است یه راه حل دینی یا یه دعا که در این مورد کمکمون کنه را بهم یاد بدید البته اول خدا بعد شما

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۹۴ ۲۱:۴۳:

    سلام بر شما / مشکلی که مطرح کردید، ربط چندانی به دعا نداره. ایشون رو باید پیش یک روان شناس ـ مشاور خبره ببرید تا با واکاوی علل و چرایی این مشکل، راه کارهای مناسب رو ارائه بده.
    البته خواهر شما هم باید قبول کنه مشکل داره و باید با اعتماد به نفس و امید به لطف خداوند، راه کارهای مطرح شده رو با دقت اجرا کنه.

    [پاسخ]

  • نازی

    سلام ممنون از جوابتون ما اینکارو کردیم پیش روانپزشکش بردیم ولی هیچ کدوم باهاش حرف نمیزدن فقط دارو تجویز میکردن داروهاشم مصرف میکرد حدود دوسال ولی بعد دیگه گفت از دارو خسته شدم الانم هرچی بهش میگیم بیا بریم پیش دکتر فقط دادوبیدادمیکنه میگه نمیایم حداقل یه دعایی بهمون بگین که راضیش کنه بیاد دکتر خدا شاهده خستمون کرده اصلا به خاطر اون چند وقته با فامیل قطع رابطه کردیم اونام فکر کردن ما کلاسمون بالا رفته نمیخواهیم باهاشون بریم وبیایم از دل ما که خبر ندارن

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۴ ۱۹:۰۰:

    سلام بر شما
    روان پزشک ها که کارشون مشاروه نیست. لذا طبیعی است که دارو تجویز کنند.
    شما باید پیش “روان شناس مشاور” بروید.

    [پاسخ]

  • آرش

    با عرض سلام و خسته نباشید
    بچه خواهرم دختره و ۷ سالشه بعضی شبها از خواب میپره و از وحشت دور اتاق میدود و جیغ میزنه و چند دقیقه بعد ساکت میشه ازش که بعد میپرسیم میگه یه چیزی میره توسرم …
    لطفا راهنماییمون کنید .آیا موضوع جن است یا چیز دیگری ؟
    ایا نیاز به دعا یا حرز داره برامون بگید

    به فوریت منتظر پاسخ شما هستم .
    ممنون و سپاس

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۴ ۱۵:۴۴:

    سلام بر شما
    برای دریافت پاسخ سؤالتون اینجا کلیک کنید.

    [پاسخ]

  • سلام من یه سوال بسیار خصوصی و محرمانه داشتم کجا باید سوالم رو مطرح کنم؟ خواهشا هر چه سریع تر به من جواب بدید چون موضوع بسیار مهمیه… ممنونم.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۴ ۱۵:۱۸:

    سلام بر شما
    همین جا بپرسید / البته ایمیلتون را هم بذارید تا به ایمیلتون ارسال بشه.

    [پاسخ]

  • سلام،ممنون از اینکه سریعا پاسخ دادید، راستش من بعضی از دوستام گناهان بسیار زیادی انجام دادن مثلا در گذشتشون خواسته با ناخواسته رفتارهای بدی داشتند؛ اما حالا پشیمونن اما نمیتونن گذشتشون رو فراموش کنن، فقط میخوان گذشته ی بدشون از یادشون بره و توبه کنن، و به خدا اعتقاد دارن ولی اصلا نماز و حجاب و اینا هیچی!!
    حالا به نظر شما چیکار میتونم به عنوان یه دوست ۱۵ ساله برای دوستانم بکنم که هم توبه کنن و هم از یادشون بره؟ و هم به خدا نزدیک تر شن؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۹۴ ۱۵:۳۵:

    سلام بر شما
    برای دریافت پاسخ خود اینجا کلیک کنید.
    در ضمن پاسخ سؤال به ایمیلتون ارسل شد، اما ظاهرا ایمیل رو اشتباه فرستادید.

    [پاسخ]

  • با عرض سلام و خسته نباشید
    ابتدا خواستم بگم ایمیل درست بوده اما هم برای شما سخت تره و هم برای من همین که داخل سایت باشه خوبه و شاید کسی این مشکل رو داشته باشه و بتونه به اون فرد هم کمک کنه، دوم اینکه فوق العادههههههه از سخن هاتون متشکرم، سعی میکنم این ها رو به اونها گوش زد کنم و امیدوارم که واقعا جواب بده و بازم ازتون ممنونم.

    [پاسخ]

  • و این که نمیدونم خوشبختانه یا متاسفانه من خیلی سوال ازتون دارم و واقعا احتیاجه بپرسم و تا هر جا که براتون مقدور بود پاسخ بدید وگرنه نمیخوام اذیت بشید، یکی دیگه از دوستانم گذشته بسیار بسیار بدی داشته و شاید مقصر اول خودش و بعد خانوادش بودن، این دختر متاسفاته روابط نامشروع داشته با یه نفر و پیش از اون دست به خودکشی زده و کلا خیلی بلاها سر خودش اورده و این که حالا هم تمام این قضایا رو برای همه تعریف میکنه و اول برای همه جذاب به نظر میرسه ولی الان ذهن خیلی ها رو مسموم کرده این خانم و همش از خاطرات و مسایل زندگیش توضیح میده به دیگرون و این که این خانم ۱۵ ساله!!!! حالا با یکی از دوستانش تصمیم گرفتن که با هم در آینده رابطه داشته باشن و ازدواج کنن!(دو جنس موافق) و رفتار هاشون و حرکتشون بسیار زنندس! و مشخصه که توی بد مخمصه ای افتادن! و اصلا اهل خدا پرستی و شناسی نیستن حتی تفکر های خوب و نصیحت های خوب رو بد میبینن چون گناه بدجوری قلبشونو گرفته و هم به خودشون اسیب میزنن هم ذهن بقیه رو مسموم میکنن، من چون دوسشون دارم و دوستام هستن میخوام درستشون کنم، چی کار کنم؟! :(

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۴ ۰۵:۲۶:

    سلام بر شما
    جهت دریافت پاسخ سؤالتون، اینجا کلیک کنید و قسمت سؤال و جواب این صفحه رو مطالعه بفرمایید.

    [پاسخ]

  • با عرض سلام
    خیلی ممنون از صحبت هاتون، خودمم سعی میکنم ازشون دوری کنم اما گاهی اوقات خودشون میان پیش من و من حتی صندلی که مینشستم هم عوض کردم اما خوب همچنان با فاصله گرفتنم اونا میگفتن چی شده چرا مث قبل نیستی و من نمیتونم صادقانه جوابشون رو بدم، من خیلییییی براشون حرف زدم از اول موقعی که قصد اینها رو فهمیدم تا همین الان کلیییی نصیحت کردم اما اصلا گوش نمیکنن! میگن به تو ارتباط نداره زندگی ماست! و من بیشتر نگران اون پدر و مادر هایی هستم که با این همه آرزو بچه هاشونو بزرگ کردن و بعد اینا میخوان!… واقعا نمیدونم چی بگم ! از همشون خسته شدم خیلی بخاطرشون عذاب کشیدم اما نامه دادن رو امتحان نکردم، ولی این قدر به من توهین کردن که واقعا فکر کنم ارزش نامه دادن رو نداشته باشن، آخرشم حتما از من ناراحت میشن و قهر میکنن!! کتاب های مذهبی رو هم شاید جلوم پرت کنن بگن مال خودت! و شایدم بزور قبول کنن اما یه بارم از روش نخونن! حالا هم که امتحانا شروع شده اونا همیشه جزء کسایی هستن که خودشون میخونن و ۲۰ میشن اما انچنان ذهن تو رو درگیر میکنن که تو نمرت خراب شه همیشه سعی دارن تو رو بکشن پایین! و من اولیشو خراب کردم بخاطر اونا! اما دیگه نمیخوام بخاطر اونا خراب بشه!
    بگین از این به بعد با اونا چی کار کنم؟! و این که خودم برای تمرکز روی درسم چی کار کنم؟
    و این که عذرخواهم که این قدر ازتون سوال میپرسم اما واقعا لازمه شرمندم:(

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۴ ۱۴:۲۵:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از قسمت پرسش و پاسخ این صفحه دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • با سلام
    خیلی ممنونم، چشم حتما سعیم رو میکنم که شجاع باشم و به اونا نشون بدم که منم برای خودم مهم هستم، انشالله سال دیگه کلاس اونا نمیفتم، و دوستان صالح کم هستن اما خوب همونایی هم که هستن خودشون با هم خوبن ولی من سعی میکنم واردشون بشم، اما به نظرم گاهی تنهایی هم خوبه چون منو به خدا نزدیک تر میکنه.
    بازم بسیار سپاس گزارم از زحماتتون، خیلی کمکم کردید.

    [پاسخ]

  • a

    سلام من یه دختر نوجوان هستم و یه برادر بزرگتر از خودم دارم من از بچگی یک رازه بزرگی با خدا داشتم و هیچوقت عنوان نکردم یادمه که مادرم از همون بچگیم تا الان با کسی به غیر پدرم رابطه داشته، نمیدونم تا چه حد ولی میدونم که افرادی به غیر پدرم در زندگی مامانم بوده، و من هبچ وقت به مادرم نگفتم که من میدونم هم چون مادرم بوده واحترامش رو نگه داشنم و هم میترسم بهش بگم که دعوام کنه یا یه اتفاقی بیفته، مادرم اهل نمازه و به خیریه ها هم کمک میکنه و بسیار مسولیت پذیره و فک کنم تمها اشتباهش تو زندگی همین باشه من تا حالا به پدرمم نگفتم چون نمیخواستم خانوادمون جدا بشه و وقتی خونه با مادرم هستم با تلفن با اون افراد صحبت میکنه و یا یه شماره ی ناشناس هر روز زنگ میزه به گوشیش که مادرم میگه ناشناسه ولی نیس! من الان خیلی ساله دارم تحمل میکنم، من مامانم رو خیلی دوس دارم ولی نمیخوام این اشتباها رو بکنه خواهشن کمکم کنید

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۶:

    سلام
    با توجه بهر این که مورد شما مشاوره ای است، قبل از پاسخ به این سؤال لازم است که مطالبی روشن شود.
    لطفا به سؤالات زیر پاسخ بدید
    شما چند سالتونه؟
    آیا اطلاعات شما از مشکل مادر، در همین حد است؟
    با توجه به این که مادرتون اهل کارهی خیر است، ایا صحبت مادر با این افراد، صحبت کاری نیست؟
    مادرتون با شخصی صحبت می کنه، اما از کجا متوجه شدید که با او رابطه داره؟
    مطلب دیگر این است که آیا مادرتون با پدر مشکل داره یا نه؟

    [پاسخ]

  • a

    سلام من حدودن ۱۵ سال و نیمم هستش/ بعله مادرم اهل کار خیره ولی مطمعنم، چون دوستان (خانم) ناباب زیاد دارن و اونا هم این رابطه ها رو تشدید میکنن، چون خودشونم این طورین پدرم چندسالیه که عملی انجام دادن و دیگه نمیتونن مث قبل با مادرم در ارتباط باشن، و از این مسعله ناراحتن و بیشتر روی مادرم حساس شدن، مادرم هم بیشتر میره بیرون و چون کمی دیر میاد پدرم عصبانی میشه، پدرم خیلی رمانتیک نیست و خیلی قدیمی فکر میکنه و گاهی اوقات به مادرم حق میدم اما نه حق ارتباط با دیگران، مثلا وقتی میخواد مادرم صحبت کنن میگن برو تو اتاقت و چیزایی که کاملا آدم متوجه میشه، و دو سه بار صفحه ی گوشی با اومدن پیغام روشن شد و من ناخودآگاه خوندم اونا رو و خوب دیگه مشخص شد همه چی برام، تازه یه بار یکی از اون افراد رفت و مادرم تا دو سه ماه گریه میکرد … گاهی اوقات تقصیر پدرمه اما مریضیش که نه! و مادرمم مقصره + دوستای بدش!

    [پاسخ]

  • a

    و البته بگم که بعضی اوقات سر چیز های کوچیک اون قدر دعوا میکنن که واقعا من اذیت میشم، مادرم باز بیشتر راه میاد ولی پدرم مرغش یه پا داره و همیشه توی گذشته سیر میکنه و اگه از کسی ناراح بشه غیر از مادرم هیچ وقت دلش صاف نمیشه، مادرم خیلی مهربونه و منو خیلی درک میکنه اما خوب گاهی هم زودم اعصبانی میشه  سر چیز های کوچیک، و منظور از رابطه دوستی هستش یک بار دیگه هم ذکر کردم نمیدونم تا چه حد دوستی دارن.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۲م, ۱۳۹۴ ۱۴:۵۱:

    سلام بر شما
    با بنده تماس بگیرید: ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • a

    سلام، من واقعا شرایط تماس گرفتن رو ندارم نمیتونم، نمیشه توی همین سایت پاسخ بدین، یا اینکه اگر من یه فرصتی که تنها شدم بهتون زنگ بزنم.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۲م, ۱۳۹۴ ۲۲:۱۸:

    دخترم! مورد شما حساس است و نمیشه همین طوری راهکار داد.
    لذا بهتره که در زمان مناسبی تماس بگیرید.
    صبح ها بعد از ساعت ۱۲
    و بعد ز ظهرها هر وقت که تونستید.

    [پاسخ]

  • a

    باشه خیلی ممنون، ایشالله که بتونم و موقعیت پیش بیاد و زنگ بزنم.

    [پاسخ]

  • ببخشید شما استخاره هم میگیرین؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۴ ۱۵:۱۵:

    سلام بر شما
    این کار را انجام ندهید. موجب گرفتاری و سرگردانی می شود.

    [پاسخ]

  • nazi

    باشه ممنون… اما چرا؟ خیلی ها هستن که میگیرن ولی خوب نمیدونم که درست بوده یا نه.
    من یه کاری میخوام انجام بدم که کار خوبیه و شاید مشکلی رو حل کنه؛ اما به کسی که میخوام ازش کمک بگیرم اعتماد ندارم، ولی این طور که مشخصه و از روی اخلاقیات عالی به نظر میرسه و انسان ببا خداییه،چه کاری بهتره انجام بدم.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۴ ۲۱:۵۳:

    اگر مُرَدَّد نبودید و مطئمن بودید که کار صحیحی است، که اصولا نیازی به استخاره نبود
    اما اگر مردد هستید، جواب استخاره شما رو عرض کردم.

    [پاسخ]

  • سلامی دوباره
    باتوجه به این که الان فصل امتحانات هستش هنگامی که ما نمیتونیم نماز رو به جای بیاریم چی کار کنیم که توی این دوره باز هم به خدا نزدیک باشیم و دعاهامون مستجاب بشه و خدا توی امتحانات کمکمون کنه؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۴م, ۱۳۹۴ ۱۸:۵۶:

    سلام بر شما
    برای دریافت پاسخ سؤال خود اینجا کلیک کنید.

    [پاسخ]

  • nazi

    بآشه ممنونم.

    [پاسخ]

  • مریم

    بعله منظورم همون بود. خیلی ممنونم.لطف کردین.

    [پاسخ]

  • r

    سلام من به شدت علاقه مند سریال های هندی ماهواره شدم، از همه چیز میزدم غیر از این سریال ها و کلا معتاد تلویزیون هستم، این سریال های هندی عاشقانس اما در حد بغل کردن و نگاه چشم تو چشمه اما صحنه ی بد دیگه ای نداره، از طرفی که خیلی دوسشون دارم خیلی وقتم رو میگیرن و علاوه بر وقت منو رو تحریک میکنه که ماجراهاشون رو از توی اینترنت مثل بیوگرافی و عکس های واقعی بازیگر ها دنبال کنم و همچنین چون عاشقانس منو بسیار توی فکر میبره و با خودم میگم این عشقا واقعا وجود داره ؟ یا الکیه؟و گاهی با گوش دادن موسیقی غمگین و این سریال ها منو یاد شخصی که دوسش دارم میندازه، و منو اذیت میکنه و حس تنهایی بم دست میده و به غیر از این سریالا کلا معتاد تلویزیونم و حتی شده کنترل رو بگیرم و فقط کانال عوض کنم و یه جورایی حس میکنم دارم از حقیقت زندگیم فرار میکنم و فقط با تلویزیون نگاه کردن و خوابیدن و خوردن کاریم به جایی پیش نمیره… خواهش میکنم کمکم کنیید این عادتم رو از سر بپرونم.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱م, ۱۳۹۴ ۰۵:۵۷:

    سلام بر شما
    با توجه به مشاره ای بودن پرسشنون، اطلاعات بیشتری به بنده بدیدی
    چند سالتونه؟
    مجردید یا متأهل؟
    کارتون چیه؟
    موضوع عشقتون چی هستش؟
    در ضمن یه اسم بهتر هم بذارید که در نمایش سؤال، ننوسیم سؤال از آقا یا خانم r؟ :)

    [پاسخ]

  • آرش

    با عرض سلام
    دختر خواهرم ۷ سالشه و بعضی شبها از خواب میپره و دور اتاق میدود و از وحشت جیغ میکشه و بعد از چند دقیقه ارام میشه وقتی ازش میپرسیم میگه یه چیزی میره توی سرم !! همه ما از این مورد بسیار نگرانیم
    من تنها کاری که کردم دعای ابو دجانه کبیر و صغیر را براش پرینت گرفتم و بالای سرش گذاشتم و یک دعای دیگر را با زعفران نوشتم وداخل بالشت گذاشتم شبها قبل خواب چهار قل را یادش دادیم میخونه ولی متاسفانه تا حالا کارهای من بی تاثیر بوده
    خواهش میکنم کمکمان کنید. مشتاقانه و بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱م, ۱۳۹۴ ۱۸:۴۶:

    سلام بر شما
    دفعه قبل که این پرسش رو مطرح کردید، پاسخ رو ارائه کردم. اینجا کلیک کنید.

    [پاسخ]

  • romina

    یه دختر نوجوان که امسال میرم دوم دبیرستان، مجردم، مشغول به تحصیل، موضوع اون فردی که دوسش دارم زیاد خواص نیست فقط الان یه ۷ سالی میشه اون فرد رو دوس دارم و بهش نگفتم، و در حد یه فامیل دور بودن و هیچ تلفنی و زنگی بین ما در کار نبود به دلیل این که مادرم منو کمک کردن و گفتن این فرد مناسب زندگی نیس چون خودش با خیلی ها در ارتباطه و این که میدونم ایشون نماز میخونه و روزه میگیره اما خوب با دیگران به نظر میاد ارتباط داره و این که میدونم مشروبات الکلی هم مصرف میکنه، و گاهی با خودم میگم این فرد شایسته من نیس و من فراموشش کردم اما امسال با شروع شدن این فیلم های هندی و موسقی های غمناک کلا میرم توی حس و حال دیگه و اصلا دوس ندارم قلبم بر ذهنم چیره بشه و بعد کاری کنم که هیچ وقت یادم نره و پشیمون بمونم، کمکم کنید که این عادت هامو بزارم کنار و این فکرا از سرم بپره، و کلا من بیشتر اوقات توی خیالاتم سیر میکنم دست خودم نیس حتی توی موضوعات بی خود و این که توی سوالاتی که بقیه پرسیدن دیدم مشاوره ای ها رو شما بهشون شماره میدید تا زنگ بزنن، داخل سایت نمیشه لطف کنید جواب بدید؟

    [پاسخ]

  • romina

    میشه خواهش کنم زودتر به من حواب بدین امروز نزدیک ۱۰ بار سایت رو چک کردم.. :(

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲م, ۱۳۹۴ ۰۵:۴۶:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • romina

    سلام
    بسیار از چیزهایی که گفتین ممنونم راستش باورم نشد وقتی دفعه ی اول پاسختون رو خوندم، چون دقیقا عین چیزی بود که برام اتفاق افتاد بود، با تمام همه ی اون شرایط و افکاری که ذکر کردید، واقعا حدستون درست بود، بسیارررررر بسیارررررر سپاس گزارم اما امیدوارم مادرم موافقت کنه که ماهواره رو برداریم، چون برادرم هم بسیار علاقه به آهنگ و موسیقی داره و من هم خود به خود کشیده میشم، مادرم اهل سریال نیس اما گاهی پدرم دوس دارن نگاه کنن ولی واقعا خودم با این نتیجه رسیدم که این سریال ها هیچ سودی برام نداره ولی معتادشون شدم، چند کتاب خوب دارم و شروع میکنم ب خوندن اونها و سعی میکنم مسجد هم برم، و این که من رابطم با خدا خیلی خوبه فقط مشکلی که دارم نماز صبحام هستش که اکثرا قضا میشه ، من چون درس میخونم ،شبا دیر میخوام برای همین نماز صبح قضا میشه و اصلا از این بابت خوش حال نیستم ، فقط لطفا راهنماییم کنید که چه کاری برای خوندن نمازام همشونو و به وقت اجرا کنم و چطوری اون نماز های گذشته که قضا شده جبران کنم، چون به جا نیاوردمشون متاسفانه….!!!
    و هر موفقیتی که توی موضوعات بالا بدست اوردم بهتون اطلاع میدم، بازم ممنون.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲م, ۱۳۹۴ ۱۴:۴۶:

    سلام بر شما
    در خصوص نماز صبحتون.
    با توجه به این که مهمتین عمل ما، نماز است و نماز از همۀ کاهای دیگه مهمتره (حتی از درس خواندن) سعی کنید برنامۀ خواب خود را طوری تنظیم کنید که برای نماز صبح خواب نمانید.
    در عوض می تونید بعد از نماز صبح بیدار بمانید و به درس خود برسید.
    توجه داشته باشید که ذهن انسان، قبل از خواب، خسته است. اما بعد از بیداری، ذهن آماده ای دارید و مطالبی که می خوانید ماندگاری بیشتری خواهد داشت.
    ان شاء الله که موفق باشید.

    [پاسخ]

  • romina

    باشه، خیلی ممنونم از زحماتتون، لطف کردید که وقتتون رو در اختیارم قرار دادید ممنون.

    [پاسخ]

  • romina

    سلام ببخشید که دوباره سوال دارم!
    میخواستم بپرسم برای اون نماز های صبح قضا که قضا شو بجا نیاوردم باید شروع کنم به خوندن همه اونا؟! یا مثلا نمازی داریم که باعث بشه نماز های قضا که نخوندیم از بین بره؟
    و همچنین برای روزه هایی که عادت ماهیانه باعث شده نگیریم، اگر ندونیم چند روز بوده که روزه نتونستم بگیرم باید چی کار کنم؟
    و من تا دو روز قبل رمضان امتحان دارم ولی خیلی دوست دارم روزه بگیرم ولی درست دو روز بعدش رمضانه و دیگه وقت تمومه و نمیشه روز گرفت تو شعبان… چی کار کنم؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳م, ۱۳۹۴ ۱۸:۳۶:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • romina

    سلام ،خیلی ممنون از پاسختون، من حساب کردم چقدر باید روزه بگیرم و نماز قضا دارم، فقط ۷ روزش مال روزه های قضای پارساله که فرمودید واجبه که امسال بگیرم، و من عرض کردم که امتحاناتم تقریبا تا اخر ماه شعبانه! نمیشه کفارشو بپردازم و بعد رمضان بگیرم؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳م, ۱۳۹۴ ۲۰:۲۵:

    سلام
    نباید اینقده معطل می کردید که این طوری بشه. اما به هر حال واجب است که روزه ها رو بگیرید.
    درس و امتحان هم عذر موجه شرعی نیست.

    [پاسخ]

  • romina

    باشه ممنون.

    [پاسخ]

  • جلال اکبری

    سلام حاج اقا
    ما قراره با فامیل تو ماه رمضان امسال بریم مسافرت البته اجباری نیست ولی چون اون موقع خلوت تره و هوا خیلی گرم نیست و ساحل هم تمیز تره، بعد سوالم اینه که کفارش چقدر میشه؟
    درسته که ما بعد مسافرت مثلا زمستون قرضامونو بگیرم به اضافه ی کفاره روزی مثلا ۱۵۰۰ تومن؟
    و این که لطفا بگین چجوری نماز رو با خشوع قلبی بخونیم و به وقتش اهمیت بدیم؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴م, ۱۳۹۴ ۰۵:۲۳:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • جلال اکبری

    خیلی ممنون.

    [پاسخ]

  • جلال اکبری

    میشه خواهش کنم راجع به نماز هم که پرسیدم توی اولین پرسش جواب اون رو هم بگید
    و اینکه لطفا راهنمای کنین که چجوری هدف های آینده رو مشخص کنیم و به زمان اهیمیت بدیم؟
    و من دوران کودکی خیلی احساس خوش حالی میکردم وقتی میخندیدم، از ته دل بود هر فصل بوی خاص خودش رد داشت الان چند سالی میشه اینجوری نیستم، یکی از استادانم گفت چون بچگیات قلبت الوده به گناه نبوده، من ادم بدی نیستم و سعی میکنم خوب باشم، ولی خوب عالی هم نیستم.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶م, ۱۳۹۴ ۱۸:۲۴:

    سلام بر شما
    پاسخ قسمت دوم و سوم سؤالتون رو از اینجا دریافت کنید.
    نمی دونم سؤالتون در مورد نماز چی بود؟ سؤال رو تکرار کنید.

    [پاسخ]

  • جلال اکبری

    سلام
    سوالم راجع به نماز این بود که چطوری نماز رو با خشوع قلبی بخونیم و به زمانش اهمیت بدیم؟
    و ممنون از پاسختون، مشکل کل زندگی من همین برنامه نداشتن بوده تا الان. ایشالله خداوند توفیق بده که هم معنویتم رو بالا ببرم و هم قدرت برنانه ریزی و از همه مهم تر عمل به این ها. در هر صورت از شما متشکرم و سپاس گزارم.التماس دعا.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸م, ۱۳۹۴ ۰۶:۳۷:

    سلام بر شما
    در رابطه با نماز، اینجا کلیک کنید و شش راه کاری که برای تقویت حضور قلب ذکر شده، مطالعه بفرمایید.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  • جلال اکبری

    بسیار ممنون و سپاس گزارم لطف کردید.

    [پاسخ]

  • اعظم

    بنده ده ساله بااقایی اشناشدم،خیلی بهم علاقه نشون دادوباعث شدبهش اعتمادکنم،خیلی هم دوسش دارم اماخانوادش به شدت مخالفت میکنندتنهامشکلمونم اینه که ایشون زرتشتی هستن ومن مسلمون،این اقاقول دادن خانوادشونوراضی میکنن اماراضی نمیشه من همه چیزموبرای این اقاگذاشتم خواستگارهامورد کردم وعاشقانه دوسش دارم،نمیدونم چرااحساس میکنم این اقا ی موقعههایی ازم فاصله میگیره،وپشیمون میشه ازازدواج امادوباره بهم نزدیک میشه،البته فکرمیکنم به خاطرفشارهای خانوادشه،توروخداراهنماییم کنیدچه دعایی بخونم که خانوادش رضایت بدن وخودشم ازدودلی دربیاد،توروخداازنظرمنطقیودینی راهنماییم نکنیدفقط ی راهی بهم نشون بدین که به این اقابرسم وازدواج کنیم،موقعیت بهترنمیخوام،عاجزانه میخوام کمکم کنید،ایاشمامیتونیدبرام دعابنویسید؟گرچه خودم خیلی دعامیکنم وذمرمیگم امافرقی نمیکنه،به ناامیدی رسیدم وازپاافتادم،طوریکه حتی نمیتونم غذابخورم وخیلی ضعیف شدم،میخوام بمیرم،توروخداکمکم کنیدممنونم ازتون،خداخیرتون بده

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۲م, ۱۳۹۴ ۰۶:۱۴:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • عاطفه

    سلام بنده محصل هستم، مشکلی که دارم اینه که خیلی احساس تنهایی میکنم، مادرم و پدرم بیشتر برای خودشون بیرون هستن برای خوش گذرونی! برادرم به کارای خودش میرسه، من هم از همه توی زندگیم آسیب دیدم مخصوصا از دوستانی که داشتم، گاهی اوقات دلم میخواست دوستان واقعی داشتم که منو درک کنن و اروم کنن، ادم اجتماعی هستم و دوستان زیادی دارم اما واقعی نیستند! اذیتم میکنن!
    ولی در کل هم احساس تنهایی دارم هم اینکه واقعا یه چند سالی هست که دلم میخواد همه چیز برام جدی بشه و برای خودم برنامه داشته باشم، و احساس میکنم دارم دیوونه میشم! من مث دیگرون به زندگی فکر نمیکنم! بقیه میخوان فقط این روزا بگذره اما من با خودم میگم اصلا چرا با این دنیا اومدم؟ که چی کار کنم؟ پس باید حتما ادم خوبی و مهمی بشم؛ و واقعا وقتی فوت شدم اگه بد بودم خدا منو میسوزونه! از موهام آویزونم میکنم! مارهای اون جا منو نیش میزنن!! اگه خدا دوستمون داره که هیچ وقت همچین کاری نمیکنه با بندهاش!
    آقای نباتی خیلی گیجم بین این دنیا و اون دنیا گیرم! و همین جا هم کلی مشکل دارم، فک کنم دارم دیوونه میشم! خیلی تنهام لطفا کمکم کنید،
    خانواده خونه هستن ومن نمیتونم باهاتون صحبت کنم اگر میشد زنگ میزدم خودمم از خدام بود ولی نمیتونم، کمکم کنید به حق این روزها و شب های عزیز رمضان… . ممنونم.

    [پاسخ]

  • عاطفه

    اقای نباتی بنده منتظر جواب شما هستم…

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۶م, ۱۳۹۴ ۰۶:۵۷:

    سلام بر شما
    عاطفه خانم
    موضوع شما مشاوره ای است و پاسخگویی کتبی به آن، وقت زیادی می طلبد.
    متأسفانه هر بار که سؤال شما را برای پاسخگویی مقابلم گذاشتم، فرصت کافی براش نداشتم.
    حتما در زمان مناسبی با بنده تماس بگیرید تا خدمتتون باشم.
    ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  • عاطفه

    سلام خیلی ممنون همین قدر که براتون مهم بوده و خواستید جواب بدید برای من کافیه اما برامشکلم، اگر بتونم زنگ میزنم حتما، شما هم دعا کنید برای من که بشه.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۶م, ۱۳۹۴ ۰۸:۴۷:

    سلام علیکم
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  • عاطفه

    ممنون از شما.همچنین.

    [پاسخ]

  • علی

    سلام خسته تباشید خواستم بپرسم من حدودن ساعت ۳:۲۷ دقیقه داشتم اب میخوردم و یک دقیقه دیگه اذان بود و داشتم آب میخوردم که صدای اذان رو شنیدم نصفی از آب که فرو رفته بود و بقیش رو وقتی که صدای اذان رو شنیدم بیرون ریختم، و دلیل اینکه نتونستم اذان رو از تلویزیون بفهمم اینه که دقیقن کانال ۵ ما خرابه! حالا روزه ی من باطله؟!! لطفا بهم خبرشو بدید. ممنون.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۷م, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۶:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • علی

    سلام خیلی ممنونم راستش من ساعت رو چک کردم و بعد آب خوردم اما بازم ته دلم ناراضیه برا همین قضا شو میخوام بگیرم و البته در عین حال با این اتفاق روزه ام رو گرفتم و نشکستم و فقط چون من فراموش کرده بودم سر بزنم به سایت و الان پیغامتون رو دیدم میخواستم بپرسم امساک یعنی چی؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۸م, ۱۳۹۴ ۱۴:۳۴:

    سلام بر شما
    امساک کردن یعنی این که همانند افراد روزه دار، از کارهایی که روزه را باطل می کند، اجتناب کنید.

    [پاسخ]

  • علی

    آها،بعله من که کلا روزم گرفتم و کاری نکردم که باطل بشه ولی برای اطمینان خاطرم بازم قضا شو یرم، در هر صورت ممنونم بسیار بسیار لطف کردید.

    [پاسخ]

  • داوود جلالیان

    سلام،/ یه سوال داشتم مثلا اگر ما کاری رو بخاطر خدا انجام بدیم و یه کاری رو بخاطر خدا دیگه انجام ندیم و به جاش بگیم خدایا من به خاطر تو اینکارو میکنم تو به جاش برام یه ارزو رو براورده کن میشه؟
    یه جور معامله مثلا…

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۴ ۲۳:۱۱:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • داوود جلالیان

    متشکرم از پاسختون.

    [پاسخ]

  • فاطمه

    سلام بنده ۱۸ سالمه تازه نامزد کردم افکار شیطانی خیلی اذیتم میکنه همش میترسم که همسرمو بکشم خواهشا کمکم کنید و راهکار بدید دعا یا ذکری بگید که خلاص شم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۱۲م, ۱۳۹۴ ۰۵:۴۷:

    سلام بر شما
    با توجه به مشاوره ای بودن پرسشتان، با بنده تماس بگیرید.
    ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • fariba

    سلام من معلم کلاس زبانم مرده و من اجتماعی هستم و از صحبت کردن با مردها خجالت نمیکشم و خوب توی کلاس باید صحبت کنی تا زبانت تقویت بشه و من خوب خیلی صحبت میکنمو چون شوخ هستم خوب گاهی هم شوخی میکنیم، ایشون هم بسیار شوخ طبعند و خیلی میخندیم و من صدای خندم بلنده و و واقعا دست خودم نیست! و صدام هم چون خوبه یا بارم تو کلاس آواز خوندم… ایشون تقریبا ۵۰ سالشونه، و جای پدرم هستن و یه پسرم دارن تازه اما میخواستم ببینم که کدوم از کارای من گناه بوده و باید ترکشون کنم؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۱۸م, ۱۳۹۴ ۰۹:۴۶:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • fariba

    وای!نمیدونستم این قدر جدیه قضیه! پس حالا که متوجه شدم میشه خواهش کنم بگین که دقیقا رفتار یک زن از همه ی لحاظ باید چجوری باشه در برابر نامحرم! اگر از حضرت فاطمه هم چند نمونه بیارید ممنون میشم چون خیلی دوسش دارم و این که وقتی معلم توی کلاس داره درس میده یا از من سوال می پرسه نباید بهش نگاه کنم؟!

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۱۹م, ۱۳۹۴ ۲۲:۳۴:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را در ذیل صفحۀ مربوط به خودتون دریافت کنید. (اینجا)

    [پاسخ]

  • fariba

    این صفحه از من رمز و شناسه میخواد من باید چی کار کنم ؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ تیر ۲۰م, ۱۳۹۴ ۰۹:۲۸:

    اینجا کلیک کنید.

    [پاسخ]

  • کوثر

    سلام اقای نباتی من دختری هستم که باشرایط بسیارسختی باپسری که پدرش از من متنفربودن ازدواج کردم حتی طوری بودن که قبل از عقد تمام تلاششون رو جهت بهم زدن رابطمون کردن حتی ازنزدیکان خودشون شنیدم رفتن سراغ طلسم وجادو؟!آیا ایه یا دعایی جهت درایمن بودنش هستنواقعا کمک میخوام ممنون

    [پاسخ]

  • کوثر

    اقای نباتی حتما منتظرپاسختون هستم واقعا محتاجم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۸م, ۱۳۹۴ ۱۶:۳۳:

    سلام بر شما
    با بنده تماس بگیرید
    ۰۹۱۳۶۹۶۵۹۸۳

    [پاسخ]

  • fatemeh

    سلام .خسته ناشید .من بایه اقا پسری دوست بودم وخیلی بهش وابستم و عاشقشم اما وقتی ازهم جدا شدیم اون رفت پیش دختری که قبلا باهاش نزدیک ده سال دوست بود .وحالا من دارم خیلی عذاب میکشم غذا نمیتونم بخورم همش گریه میکنم .همش نفرینش میکنم که از اون دخترجدا شه حتی به سرم زده بود برم دعا بگیرم تا اونا ازهم جداشن و برگرده پیشم.دلم خیلی گرفته خواهش میکنم کمکم کنید خیلی پریشونم.ممنون خیلی نا امید شدم .لدفن زود جوابمو بدید ممنون

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۹م, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۶:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • fatemeh

    میدم خودمم خیلی پشیمونم .ولی ایشون قرار بود بیاد خواستگاری بخاطر دو بهم زنی شخصی این مشکلات به وجود اومد.ولی الان هرکاری میکنم ازذهنم بیرونش کنم نمیشه .تمام روح و روانم بهم ریخته.شما دعای دارید که براثرخوندن اون این افکار تا موقع ازدواج ازذهنم بیرون بره

    [پاسخ]

  • fatemeh

    واگه من بخوام براثردعا اون دونفر رو ازهم جدا کنم مورد لعنت خدا قرار میگیرم ایا؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۴ ۰۹:۰۸:

    خواهرم! کسی که روزی شما باشد، به هیچ وجه از شما رو گردان نمی شود. مردی که با حرف دیگران از ازدواج روی گردان شود، همان بهتر که قبل از صورت گرفتن وصلت، دنبال کار خودش برورد.
    بهتر است که ذهن خود را درگیر چنین کسی نکنید و به جای فکر کردن به خاطرات گذشته و حسرت خوردن، خدا را شکر کنید که متوجه روحیات این آقا شدید و اتفاقی که می توانست بعد از شروع زندگی رخ دهد، قبل از زندگی رخ داد و شما هم آسیب چندانی ندیدید.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  • عسل

    با سلام. من ٢۴ سالمه ازدواج کردم. من خیلی دارم اذیت میشم ب طوری که اصلا اروم و قرار ندارم. ب تازگیا شنیدم ک دزدی ب ی نفر تو خونه حمله کرده و کشتش. من همش فکر بد میکنم و همش فک میکنم ک این اتفاق بد هم برا من قرار ییفته. خیلییی ترسیدم همش اضطراب نگرانی دلشوره دا رم .شبا خواب ندارم تا اذان صب بیدارم همش فکر میکنم قرار دزد بیاد خونمون استرس دارم ب حدی ک بدنم میلرزه.خواهشا کمکم کنید

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲م, ۱۳۹۴ ۰۹:۴۴:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • fatemeh

    سلا .خسته نباشید شما استخاره هم باز میکنید؟

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳م, ۱۳۹۴ ۰۸:۱۷:

    سلام بر شما
    استخاره هم می گیرم، اما موردی که قبلا مطرح کردید، جای استخاره نیست.

    [پاسخ]

  • fatemeh

    واسه چیزه دیگس.

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴م, ۱۳۹۴ ۰۸:۰۶:

    استخاره خوب نیست و کاری از پیش نمی برید.

    [پاسخ]

  • فرخنده

    سلام خسته نباشید تازگی ها نمیدونم چرا این قدر به نمازهام کم اهمیت شدم جوری که قضا میشن! و خیلی ناراحتم از این موضوع و نمیدونم چرا موقع نماز خوندن همش یه چیزی منو منع میکنه و واقعا تا حالا از ته قلبم طعم نماز واقعی با حضور قلب رو نچشیدم، نماز صبح هام هم اکثرا قضا هستن و توی خونه هم نسبتا به نماز صبح کم اهمیتی میشه، حدس خودم اینه که چون کمی بیشتر از قبل آهنگ گوش میدم این طوری شدم چون مدتی بود گوش ندادم و خیلی به خودم سختی دادم که مذهبی شم اما یه کم زده شدم!!اما واقعا دلم میخواد اول از همه نمازم رو بخونم سر وقت و با حضور قلب و تمام کارهای مذهبی رو با عشق انجام بدم چون خیلی سردرگمم واقعا احساس تنهایی میکنم من همه چیز رو توی زندگیم تجربه کردم نقاشی موسیقی، رقص! نمایش، سرود،آواز اما هیچ کدوم رو تا آخرش نرفتم چون چیزی که میخواستم رو توی این حرفه ها پیدا نکردم و فکر میکنم فقط با خدا میتونم خودمو پیدا کنم، لطفا کمکم کنید، بنده متاسفانه مقدور به تماس نیستم داخل سایت بگین ممنون میشم،التماس دعا

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۴ ۰۷:۵۳:

    سلام بر شما
    پاسخ سؤال خود را از اینجا دریافت کنید.

    [پاسخ]

  • شادی

    سلام
    مدتیه که شوهرم با خانوادم قطع رابطه کرده.
    خیلی خیلی ناراحتم.چه دعایی میتونم انجام بدم که مشکلشون خیلی زود حل بشه.
    خواهش میکنم

    [پاسخ]

    احمد نباتی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰م, ۱۳۹۴ ۰۷:۴۰:

    سلام بر شما
    سعی کنید بعد از نماز صبح به سجده بروید و به تعداد زیادی ذکر یونسیه را بگویید.
    همچنین علاوه بر دعا باید اختلاف شما ریشه یابی شود تا دیگر چنین مسائلی رخ ندهد.

    [پاسخ]

  • فرخنده

    خیلی ممنونم لطف کردین. من سعیمو میکنم شما هم دعا کنید ممنون میشم.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

مدیر سایت: احمد نباتي
Thumb_141956
ای برادر! پشتیبان «ولی فقیه» باش، اما پیشاپیش «ولی فقیه» بایست و تیرهای زهر آگین دشمن را که به سوی او روانه می شوند به جان خریدار شو ... تنها عافیت طلبان دنیا دوست هستند که عوام فریبانه از «ولایت» و «ولایت مداری» دم میزنند، اما در هنگامه ی فتنه ها و امتحان های سخت، پشت سر ولی فقیه سنگر می گیرند، تا دنیای "فانی" خود را در خطر نبینند!  
ویــژه هـــا
پی گیری پرسش شما
آمار سایت
  • بازدید امروز: 2218
  • بازدید دیروز: 4493
  • بازدید سال: 1563430
  • کل نوشته‌ها: 1274
  • کل دیدگاه‌ها: 3797
عکس های متنوع تصادفی